Borderline

Borderline

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações da versão

Borderline 2026 720p WEBRip x264 AAC persian
Um comentário de shine021
سینمایی لبهٔ مرز

Tags

webdl
Publicado em: 2026-07-25
Downloads: 109
Para Deficientes Auditivos: No
FPS: 23.976

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

زيرنويس از مهدي shine021

نه داداش، من آبجو دارم.

هی رفیق، پسرعمومو با این کثافت وسوسه نکن.

چطور وسوسه بشه وقتی تا حالا امتحانش نکرده؟

به هر حال ممنون.

خب، پس ممنون نشو.

آروم باش، نستور. اینجا همه‌مون فامیل‌ایم.

آسون بگیر داداش، فقط دارم می‌گم.

داری چی می‌گی، نستور؟

هیچی، همه چی خوبه.

همینه. بهتره مسابقه رو ببینی.

مرکز شهر.

انگلیسی بلدی؟

آره، ما تو آمریکاییم.

آمریکا.

تو مرکز شهر واشنگتن دی‌سی‌ای.

پایتخت؟

آره.

آره، گرفتی.

فاک!

انگلیسی.

من... کجا؟

بالتیمور.

بالتیمور؟

آره، مریلند.

وایر، بالتیمور؟

آره، مثل سریال وایر.

آره... نه.

من کجام؟

صبر کن صبر کن، چی؟

من کجا هستم؟

تو هستی تو فیلادلفیا.

فیلادلفیا؟

مثل آدریان؟

آره.

این شد علامت رفتنم. این یارو زده به سرش.

هی!

هی!

بیدار شو!

خوزه و بقیه کجان؟

و وسایل من جهنمیه؟

داری چی می‌گی؟

چی؟

ببخشید خانوم.

چه کوفتی!

بذار آرماندو رو بیدار کنم.

آرماندو!

بیدار شو بیشعور!

گمشو!

آروم باش رفیق. این مادر خوزه‌ست.

همه رفتن، اون هم یه کم از وسایلش.

ساعت چنده؟

الان ساعت یازده‌ست.

بیشتر از دو ساعته دارم بیدارت می‌کنم.

شماها بی‌عرضه‌اید!

رئیس؟

بله؟

یه چیزی هست که باید نشونت بدم قربان.

اینو ببین.

واقعاً دارم اون چیزی رو می‌بینم که فکر می‌کنم؟

صورتشون رو با لیست چک کردی، درسته؟

کردم رئیس. هوا تاریک بود.

ولی چهره‌ی مرده رو با یکی از عکسای لیست تطابق دادم.

یعنی می‌گی...

ممکنه اشتباه کرده باشی؟

بیارش اینجا.

آها.

باشه. خب، بیایین گوشیاشون رو برداریم.

عکساشون رو چک کنیم، ببینیم با این چهره‌ها

جور در میان یا نه.

گوشیای اونایی که گرفتی رو داری؟

آره.

باشه.

تأیید می‌کنم گوشی شماره یک دست منه.

ما هم همینو برای شماره سه تأیید می‌کنیم.

کلی سلفی هم هست که نشون میده شماره سه رو گرفتیم.

خب من هم تأیید می‌کنم شماره شیش

همونیه که باهاش کار داریم.

یه نگاه بنداز رفیق.

فکر کنم گند زدم.

فکر می‌کنی؟

خیلی گند زدی شان.

اون گوشیه لعنتی رو بده به من.

باید سریعاً بهش رسیدگی کنیم.

خب، اون جهنم کجاست؟

پشمام.

این دیگه چه...

جی‌پی‌اس نشون میده نزدیک محل پیاده کردنشه.

من کجام؟

یه کوچه.

کجا؟

مرکز شهر.

مرکز شهر کجا؟

مرکز شهر واشنگتن.

از عصبانیت داغونم شان.

این بذر رو همین الان خنثی کن.

- انجام میشه قربان. - از جلوی چشمم گمشو.

بله قربان. متأسفم قربان.

می‌دونم شاید باورت نشه.

اما دیشب خونه‌م تو ماتاموروس مکزیک بود

و الان اینجام.

و هیچی نمی‌دونم چطور اومدم اینجا.

آره.

خب، منم هیچی.

میشه بپرسم...

اسمت چیه؟

ملینا.

انگلیسیت چرا اینقدر خوبه؟

تو تگزاس مدرسه رفتم.

اسمم دیگوئه، راستی.

سلام.

میشه چندتا سوال دیگه بپرسم؟

به شرطی که باهام قدم بزنی.

ولی اگه خواستی زر بزنی،

در حد مرگ اسپری فلفل می‌پاچم بهت.

اوه، باشه.

می‌دونی خوزه و دیگو کجان؟

نه، فکر می‌کردم با توئن.

شاید دیگو مدرسه داشته.

ولی یه چیزی درست نیست.

وسایلم کم شدن.

و چهارتا از شیش پسری که

دیشب اینجا موندن، نیستن.

و دو تای دیگه هم انگار مواد زدن.

باید نگران باشم؟

هرچقدر این داستان دیوونه‌کننده‌ست،

از این دیوونه‌ترم میشه، چون من تو کوچه بیدار شدم

فقط با گواهینامه‌م.

و لطفاً نترس، چون تا حالا استفاده نکردم،

ولی یه اسلحه پر داشتم.

چی؟

اسلحه.

- کجاشه؟ - تو شلوارمه.

میشه موبایلت رو بگیری با خانواده‌م تماس بگیرم؟

قول می‌دم یه روزی جبران کنم.

پزو قبول نمی‌کنم.

موبایلم خطش بین‌المللی نیست، ببخشید.

دلیلی نداره معذرت بخوای.

ببین، باید برگردم سر کار. ساعت هشت اینجا ببینمت.

اسلحه رو بده به من.

چی؟

اسلحه رو بده به من، می‌ذارم تو گاری‌م.

اینطوری با خودت اینور و اونور نمی‌بریش.

اگه تو هم جزو این دیوونگیایی، همین الان بکش منو.

شوخی خوبی نیست.

باید برگردم سر کار.

اسلحه رو بده.

ساعت هشت همینجام، مگه اینکه یه بلایی سرم بیاد.

اینو نگو.

بعداً می‌بینمت.

هی، چرا داری این کارو برام می‌کنی؟

چون امیدوارم یکی برای منم انجامش بده.

- منطقیه؟ - آره.

هی...

ممنون.

پول!

- الان! - هی، هی، هی.

آروم، آروم.

باشه! باشه! صندوق رو باز می‌کنم.

گرفتمت آشغال!

نه، نه، نه، نه، آقای توماس، آقای توماس.

آقای توماس.

۹۱۱، چه کمکی ازم برمیاد؟

بله، خیابون توماس و فارست، مغازه‌ی نبش پنجم.

صاحب مغازه تیر خورده، سریع یکی رو بفرستین.

نیروها تو راهن.

بهم سی دلار بده.

اون روز دیدمش خمار بود.

دختره‌ای که الان رفت رو دیدی؟

این کاکو دیوونه‌ست، کرک میخواد؟

چی میخوای؟

چی میخوای؟

جیب بزنم یا بزنمش؟

اوه، داداش.

تو حتی نمی‌دونی بار کی رو می‌زنی.

خوب ختمش نمیشه برات رفیق.

پنج...

چهار...

باشه باشه، آروم باش اسکارفیس.

خودت خواستی.

حالا برو.

برو گمشو!

ولش کن کاکو.

همچنان خبرهای تکمیلی رو دنبال می‌کنیم

از یه مهاجر غیرقانونی مکزیکی

که صاحب مغازه‌ای تو مرکز شهر واشنگتن رو کشت

و خودش هم به دست یه صندوقدار زرنگ کشته شد.

بریم سراغ گبی تامپسون که تو صحنه حضور داره

با صندوقداری که مهاجر غیرقانونی رو کشت.

ممنون استیسی، من با برایان ویلیامزم،

صندوقداری که با اون خلافکار روبه‌رو شد.

برایان، امشب اینجا چی شد؟

داشتم صندوق می‌ایستادم.

این یارو که قیافش شبیه گنگسترای مکزیکی بود اومد تو،

اسلحه رو گرفت سمتم، شروع کرد پول خواستن.

منم زدم رو دکمه هشدار.

بعدش چی شد؟

آقای توماس، صاحب مغازه،

از پشت با شاتگان اومد، اما خشکش زد.

بعدم یارو مکزیکیه که مث چی شاخ شده بود، زدش.

Borderline subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left