As primeiras 200 linhas.
زيرنويس از مهدي shine021
«مامور کیم برگشته»
مرکز خشکشویی
چه غلطی میکنی؟
تکون نخور، وگرنه همهمون میمیریم!
بخواب رو زمین!
سوار چرخدستی شو.
مواظب باش!
بیا تو.
خب، چی شد؟
خب...
فرار کردن.
قسمت پایانی
برو سمت پلهها.
صبر کن.
تو اینجا چیکار میکنی؟
اوه، اومدی نجاتم بدی.
هی، پارک گانگ سونگ.
شماره ۶۶ حالا طرف ماست.
اسلحهت رو بذار زمین.
شنیدم کسی که باعث مرگ برادرم شد...
تو بودی.
چی...
داری درباره چی حرف میزنی؟
بهت گفتم پارک یونگ گوانگ کشته شد
توسط اون حرومزادههای کره جنوبی
-طی یه ماموریت- -مگه نگفتی ۶۶ کشتش؟-
نه، منظورم این بود که...
چرا ساکتی؟
خب بگو که تو نبودی.
من...
نتونستم برادرت رو نجات بدم.
همینه.
حرکت کن.
گفتم حرکت کن!
فکر میکنی با این کار جات امن میمونه؟
تو به دستورات حزب هم خیانت کردی!
من با مقامات کره جنوبی صحبت میکنم.
من و تو میتونیم با هم پناهنده بشیم
-و راهی برای زندگی پیدا کنیم- -خفه شو!-
بذار یه چیزی ازت بپرسم.
چرا داری از اون حرومزاده دشمن محافظت میکنی؟
سانگ-آ.
اشکالی نداره.
برای محافظت از دخترم.
محافظت از کسایی که برام عزیزن...
خیلی مهمتر از...
کشتن دشمنمه.
یه فرصت دیگه گیرت میاد.
به من اعتماد کن و برو.
عجله کن و سوار شو!
به من گفتن کامیون رو جابهجا کنم، واسه همین مجبور شدم دور بزنم.
چه خبر شده؟
آقای کیم.
بذار رد شه.
بازرسی امنیتی
صدای تیراندازی شنیدم، خیلی جدی به نظر میرسید. اتفاقی افتاده؟
نه، چیز مهمی نیست. فقط یه مسئله داخلیه.
- میتونی بری. - ولی هنوز کلی لباس دیگه هست که باید ببرم.
سری بعد انجامش بده. لطفاً فعلاً برو.
وضعیت اضطراری داریم.
- خیلی خب، شب بخیر. - شب بخیر.
موانع رو ببندید.
حالا میتونی بیای بیرون.
- ببرش بیمارستان. - چی؟
ولی پنهون کردنِ جای گلوله کار راحتی نیست.
با ژنرال جانگ تماس بگیر. اون کمک میکنه.
چه بلایی سر آقای سونگ هان-سو و آقای پارک جین-چول اومد؟
دیدم که سوار ماشینِ جو گانگ-چان شدن.
- جو گانگ-چان؟ - آره.
هان-سو.
کجایی؟
چی شده؟
کیم، متاسفم.
آقای کیم.
آقای کیم؟
بزن بریم.
واقعاً نمیخوای بهمون بگی؟
ببرش بیمارستان.
باشه.
متاسفم.
اگه نیای...
بچهها میمیرن.
خواهش میکنم.
التماست میکنم.
الان خودمو میرسونم.
«مامور کیم برگشته»
چند ساعت پیش
شما کی هستید؟
لعنتی، تازه زمین رو طی کشیده بودم.
- خودشه. - اینجا باشگاه تکواندوئه.
اول کفشاتون رو دربیارید.
(موسیقی)-
(موسیقی)-
(موسیقی)-
چه مرگتونه؟
تو دا-بین هستی؟
آره، خودمم.
شما کی هستید؟
ببریمش.
آقا.
چرا این کار رو با ما میکنی؟
خواهش میکنم بذار بریم.
همین الان دست و پامون رو باز کن!
آقا،
خواهش میکنم بذار بریم.
خواهش میکنم!
رئیس شرکت ساختمانی جوهاک، جو گانگ-چان
آمادهست، قربان.
پس حاضری برای بچههای دوستات، جونت رو به خطر بندازی.
باید بگم که غافلگیر شدم.
البته، شما دو تا هم همین کار رو کردید.
حالا نوبت انتخاب شماست.
دوستت رو میکشی...
یا بچههات رو میکشی؟
واقعاً متاسفم...
که شما رو وارد این ماجرا کردم.
اگه ۶۶ بمیره، بچهها زنده میمونن.
واقعاً انتخابی هم داری؟
- نه! - دا-بین!
- بس کن! - دا-بین!
- بابا! - پدر!
بابا، لطفاً کمک کن!
پدر...
هر چی بخوای انجام میدم، فقط تمومش کن!
کیم.
جین-چول.
هان-سو.
باید من رو از پا دربیاری...
تا بچهها زنده بمونن.
به خودت بیا!
بلند شو.
کیم!
حتماً یه راهی هست.
تمرکزت روی بچهها باشه.
تمرکز کن!
هان-سو!
کیم.
یه کم ناامیدکننده بود.
اصلاً قضیه رو جدی نگرفتید.
پنج دقیقه بهتون وقت میدم.
اگه تا اون موقع نکشیش،
خودم بچهها رو میکشم.
پدر!
- بابا! - اونوقت من ۶۶ رو میکشم.
خواهش میکنم کمک کنید!
پدر.
- بابا! - پدر!
- پدر! - بابا!
پدر...
منتظر چی هستید؟
بچههات دارن صدات میکنن.
بابا!
بابا!
بابا!
- پدر! - بابا!
بیشتر، بیشتر، بیشتر!
بلند شو.
بلند شو! گفتم بلند شو!
بلند شو!
بلند شو!
ته-هون...
و دا-بین...
باید نجاتشون بدی.
و...
لطفاً مراقب...
مین-جی باش.
چقدر غمانگیز، خیلی دلت برای مین-جی تنگ میشه.
برگرد.
منتظرت میمونم.
تو برمیگردی.
تو بابای منی.
یک.
دو.
سه.
- بابا! - عمو!
چهار.
- لعنتی. - بلند شو.
بلند شو! گفتم بلند شو!
سه ثانیه.
سه ثانیه کافیه.
- دا-بین! - بابا!
- دا-بین! - بابا!
بابا، تیر خوردی. حالت خوبه؟
- خوبم. تیر نخوردم. - حالت خوبه؟
خوبم.
- جاخالی دادم. - اوه، واقعاً؟
- تیر نخوردی؟ - نه، نخوردم.
حالت خوبه؟ حتماً خیلی ترسیدی.
- دا-بین بیچارهام! - بابا، من خوبم.
- اگه بلایی سرت میاومد... - گفتم که خوبم!
عجله کن و منو آزاد کن.
ای بابا، خیلی رو مخه.
- دردم اومد! - دست به موهام نزن!
به موهات دست نمیزنم.
خوبی، همه چی خوبه.
آره، خوبم.
بریم.
حالت خوبه؟
- خوبم. - میتونی بلند شی؟
No comments yet. Be the first to leave one.