Zero Day

Zero Day

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações da versão

Zero Day S01E02 NF WEB-DL
Um comentário de HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Publicado em: 2025-02-20
Downloads: 128
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

‫جرج

‫هرچیزی که دیشب بهت گفتم

‫حقیقت داره

‫حق با ما بود. این کلید همه‌چیزه

‫جایی هستی که بتونی حرف بزنی؟

‫باید اینو یادداشت کنی

‫- آره، الان می‌تونم حرف بزنم ‫- جرج!

‫فهمیدی؟

‫نه، دوباره بگو

‫قشنگ با دقت گوش کن جرج، چون...

‫چی؟

‫نمی‌فهمم!

‫لعنتی

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫تنش‌های ملی از زمان ‫حمله روز صفر همچنان پابرجاست

‫و همچنان احتیاط به جو کلی حکمفرماست

‫در حالی که کشور به آرامی در حال بهبودی‌ست

‫بسیاری از ادارات و مدارس در حال بازگشایی‌اند ‫یا برای آن برنامه دارند

‫ترافیک هوایی همچنان محدود است

‫و بسیاری از سیستم‌های مسافربری ریلی

‫همچنان با ساعت کاری محدود ‫به کار ادامه خواهند داد

‫در همین حال، کار کمیسیون روز صفر

‫پشت درهای بسته آغاز شده

‫و بیشتر کارشناسان اصرار دارند

‫که فقط یک دولت‌‌ملت توانایی اجرای ‫حمله‌ای در این مقیاس را داراست

‫و یک مظنون در صدر تمام لیست‌هاست: روسیه

‫دو روزه دارم سعی می‌کنم ‫با شما لاشیا تماس بگیرم!

‫رئیس‌جمهور مالن‌‌ـه، قربان.

‫صفحه سوییچ سیگنال. رئیس‌جمهور میچل ‫می‌خوان با شما صحبت کنن

‫ الان وصلشون می‌کنیم

‫خیلی‌خب

‫خانم رئیس‌جمهور

‫از ستاد مشترک نیروهای مسلح ‫به دیدنم اومدن

‫هفتاد و دو ساعت

‫این بازه زمانی پیشنهادی ‫برای اقدام تلافی‌جویانه‌ست

‫علیه کی؟

‫همه‌چیز به مسکو اشاره می‌کنه

‫صبر کن، ما... ما که نمی‌دونیم. ‫مطمئن نیستیم

‫خانم رئیس‌جمهور، آیا می‌خوایم

‫یه مقصر پیدا کنیم، ‫یا می‌خوایم حقیقت رو بدونیم؟

‫البته که حقیقت رو می‌خوام

‫اما می‌خوام قبل از اینکه دیگه دیر بشه، ‫حقیقت رو بدونم

‫متوجه شدم. دارم روش کار می‌کنم

‫می‌دونم

‫و قدردانت هستم

‫دستتون، قربان

‫ ‫

‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون، آقای رئیس‌جمهور

‫تیم منتظره

‫ما این تأسیسات رو از سیا کرایه کردیم

‫به همراه هتل اون طرف خیابون

‫همون آپ‌لینک‌های ماهواره‌ای رو

‫که در اتاق وضعیت دارید، ‫اینجا هم قرار دادم

‫و خطوط امن به وزارت دفاع، سیا، ‫آژانس امنیت ملی

‫و کاخ سفید همه آماده شده

‫ممنون کارل

‫بفرمایید

‫پس از این به بعد، جلساتمون رو

‫ساعت ۷ صبح و ۷ عصر برگزار می‌کنیم

‫هفت روز هفته

‫ملیسا کورنبلائو، از روابط عمومی

‫اونقدر هم از آخرین دیدارمون نگذشته راجر

‫ممنونیم که برگشتی

‫باعث افتخاره که دوباره ‫جلوی شغال‌ها رو بگیرم

‫تا شما بتونید کشور رو نجات بدید قربان

‫واینستیم

‫شاید بهتره اول چند کلمه‌ای ‫با سرباز‌ها صحبت کنین

‫فکر می‌کنم بهتره اول جلسه رو برگزار کنیم

‫تا همه در جریان قرار بگیرن

‫قربان، فکر می‌کنم ایده خوبی باشه

‫همه بخاطر شما اینجا هستن

‫فقط چند ثانیه طول می‌کشه

‫ملیسا، بهتره بریم

‫بذار یه دقیقه برم و بیام

‫سلام به همگی

‫شما اینجا هستید ‫چون کشور به شما نیاز داره

‫و...

‫در کار خودتون بهترین هستید

‫و در حال حاضر کشور به بهترین‌ها نیاز داره

‫پس بریم سر کارمون

‫بله قربان!

‫صبح به خیر

‫اول، یکم به امور داخلی بپردازیم

‫برای کسایی که من رو نمی‌شناسن، ‫من کارل اوتینو از وزارت دادگستری هستم

‫من هماهنگ‌سازی این تحقیقات رو بر عهده دارم

‫- ایشون راجر کارلسون‌ـه ‫- ممنون کارل

‫تمام اسناد و درخواست‌های برنامه‌ریزی ‫برای رئیس‌جمهور مالن

‫از طریق من انجام می‌شه

‫همه‌تون باید ملیسا کورنبلا رو دیده باشین

‫اگه از خبرنگاری تماس تلفنی، پیامک، واتس‌اپ

‫دریافت کردید یا حتی در خونه‌تون رو زد

‫جواب نمی‌دین و بلافاصله به من خبر می‌دین

‫روشنه؟

‫حالا که اینها گفته شد...

‫خیلی‌خب. آقای رئیس‌جمهور؟

‫خیلی‌خب، چه اطلاعاتی داریم؟

‫اف‌بی‌آی، قربان. من مدیر کارگروه ویژه ‫تحقیقات سایبری ملی هستم

‫در عرض یک ساعت پس از حمله، ‫56 تیم واکنش سریع رو اعزام کردیم

‫تا بررسی‌های علوم قانونی رو روی ‫سیستم‌های آسیب‌دیده انجام بدن

‫قربان، من تیم پنینگتون هستم، ‫مسئول بخش علوم قانونی سایبری

‫یه حمله سایبری سازمان‌یافته در این مقیاس

‫علیه چندین سیستم، بی‌سابقه‌ست

‫دستگاه‌هایی که با ویندوز، اندروید

‫مک‌او‌اس، آی‌او‌اس، سیستم‌های ‫صنعتی اسکادا و پی‌ال‌سی کار می‌کنن

‫همه‌شون همزمان تحت تأثیر قرار گرفتن

‫چیزی که واقعاً ترسناکه اینه که ‫هیچ‌کدوم از سیستم‌هایی

‫از کار افتادن هیچ مدرکی از اینکه ‫چطور کنترل شدن نشون نمیدن

‫مثل اینه که یه ارتش حمله کرده

‫کشور رو غارت کرده، ‫و بدون هیچ ردپایی عقب نشسته

‫این در واقع خوش‌بینانه‌‌شه

‫به احتمال زیاد بدافزار هنوز

‫در سیستم‌هاست. فقط غیرفعال شده، خوابیده.

‫- پس ممکنه کسی دوباره بیدارش کنه؟ ‫- هر وقت که بخواد

‫حرفتون رو قطع کنم که ‫بدیهیات رو یادآوری کنم

‫هیچکس هیچ‌جا یه کلمه هم از این قضیه نگه

‫مردم وحشت کردن

‫و اونطور که تا الان فهمیدم، ‫حق دارن که وحشت کنن

‫سکوت هم همچین قوت قلب بهشون نمیده

‫مردم باید بدونن که همه‌چی ‫تحت کنترلمونه

‫خب، به نتایجی نیاز دارم ‫که بتونم به اشتراک بذارم

‫یا حداقل سرنخ‌هایی که روشون مانور بدم

‫تا یه خرده‌شباهتی به پیشرفت واقعی پیدا کنن

‫قرار نیست رو چیزی مانور بدیم

‫مردم آمریکا باید حقیقت رو بدونن، ‫فقط و فقط حقیقت رو

‫شاید چیزی داشته باشیم که ‫نیاز به مانور نداشته باشه

‫این تصاویر از دوربین‌های مداربسته

‫جلوی یه ساختمون تو برانکس گرفته شدن

‫مقر یه گروه هکری شناخته‌شده‌ست

‫یکی از صدها گروه توی شهر

‫ولی این تنها جاییه که

‫امروز صبح کسی به خودش زحمت داده که بره

‫و همه‌چی رو پاک کنه و همه رو بکُشه

‫سیستم شناسایی چهره هنوز ‫این فرد رو شناسایی نکرده

‫هنوز داریم تو سیستم دنبالش می‌گردیم

‫ولی این یکی الکسی لبدف‌ـه، ‫افسر شناخته‌شده‌ی اداره اطلاعات روسیه

‫از کنسولگری نیویورک کار می‌کنه

‫قربان، همونطور که می‌دونین ‫این با دیدگاه پنتاگون که میگه

‫احتمالا روسیه مسئول این حمله‌ست همخونی داره

‫ممنونم ژنرال

‫حق با ملیساست. ‫یه کلمه هم به بیرون درز پیدا نکنه

‫تا زمانی که تمام ماجرا رو بفهمیم

‫یعنی تا زمانی که این آقای ناشناس رو پیدا کنیم

‫باشه؟ ممنون

‫- ممنون ‫- ممنون

‫هی کارل. کارل

‫حالا می‌خوای آدم بده‌ی واقعی رو پیدا کنی

‫یا یه عابر بی‌گناه رو دستگیر کنی؟

‫الکساندرا، لطفا، یه دقیقه!

‫سلام ریچارد

‫به این راحتی نمیشه باهات تماس گرفت

‫متأسفم

‫الان وقت خوبی برای بی‌محلی به من نیست

‫آره، می‌دونم. ‫واقعا فاجعه‌ست

‫بله

‫و مطمئنم باهام موافقی که باید به سرعت

‫حل بشه، بخاطر مملکت

‫بله، موافقم

‫با پدرت صحبت کردی؟

‫نه. از وقتی بهش گفتم ‫کاره رو قبول نکنه نه

‫نتیجه‌ش هم که داریم می‌بینیم

‫می‌دونی، ما زیاد حرف نمی‌زنیم

‫باید فوراً بیخیال همه اینا بشی الکس

‫باید درست با این موضوع برخورد کرد

‫به دقت مدیریتش کرد. ‫مسئله کشور وسطه

‫می‌دونم

‫قربان، یه خبر جدید دارم

‫الان با شیلا صحبت می‌کردم

‫شاید بهتره بهش زنگ بزنین. ‫بنظر نگرانتون بود

‫چی بهش گفتی؟

‫بهش گفتم حالتون خوبه

‫در واقع عالیه

‫که واقعا هم عالی هستین

‫بد نیستم

‫چون امروز صبح...

‫وین، مدیر جدید کاخ، ‫رمز گاوصندوق رو عوض کرده بود

‫و منم شلوغش کردم

‫این دو روز خسته‌کننده بوده، می‌دونی دیگه

‫حالا چه خبر شده؟

‫عه...

‫گروه پنینگتون یه سری کد غیرعادی

‫روی یکی از سرورهای کانسالیدیتد ادیسون پیدا کرده

‫ظاهرا، یه دنباله عددی تکرارشونده توش هست

‫که با حرف‌های الفبای سیریلیک تناظر داره

‫این رو هجی می‌کنه

‫«میدان»

‫درسته. ننوشته معنیش چیه

‫یعنی نارنجی، ‫همون انقلاب نارنجی اوکراین

‫سال 2004 بود. ‫روس‌ها همیشه انداختنش گردن ما

‫بنظر...

‫ناشیانه میاد، حتی برای روس‌ها

‫همین؟

‫چیزی که درباره آنا سیندلر پیدا کردم هم هست

‫گفتین اون روز صبح باهاتون دیدار داشته؟

‫نوشته تو تقاطع راه‌آهن اون نزدیک کشته شده

‫می‌دونی چیه؟ ‫یه لطفی بهم بکن

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left