As primeiras 200 linhas.
تا پنج دقيقهي ديگه، پردهي نمايش ميره بالا
لطفاً روي صحنه باشيد
!موفق باشي - خواهم بود -
« مــــن، خــــودم و مــــادر »
مادر؟
بله، چيه؟ - کمي سردرد دارم -
منم همينطور
مادر، من به اولين دلبرم برخوردم، آنا رو يادته؟
اوه آره . . . حالش چطوره ؟
خوبه ، بهنظرم
ديگه چيه؟
عاشق زماني هستم که اسپانيايي صحبت ميکني . . . زمانيکه اسپانيايي صحبت ميکني، خيلي
تو هميشه قشنگي ولي زمانيکه اسپانيايي صحبت ميکني، قشنگتر ميشي
حتي قشنگتر از منشيهای بابا
منم از اسپانيايي صحبت کردن، خوشم مياد
ميشه براي تحصيل زبان برم به تعطيلاتِ اسپانيا؟
البته. پدرت، پسرها رو ميبره به گرند کنيون
شک دارم تو از اونجا خوشت بياد پس چرا نری به اسپانيا؟
واقعاً؟ - آره -
اونا رفتن به دريانوردي در استراليا . . . اسبسواري در کنيا
پدرت و پسرها، ورزشکارـن اما تو نيستي. چه انتظاري داري؟
تو از اسبها متنفري و دريازده ميشي
بابا رو مقصر ندون تو ورزشکار نيستي
. . . نگران نباش توي اسپانيا، يه چيزي برات پيدا ميکنم
يه چيز خيلي خوب
. . . يه چيز خيلي خوب
اون رفت بيرون، تا پيداش کنه
من کارـم کشيد به وحشتناکترين شهرِ اسپانيا
لا لينيا د لا کنسپسيون
آپارتمانهای ارزان قیمت خارج از جبلالطارق
مثل لي هاور، ولي وحشتناکتر
آره، امکان داره
ساده، ولي با سليقه
خيلي خوششانس ـيد
تنها خانوادهي شهر که مواد مصرف نميکنه
چي مصرف نميکنه؟
مواد
. . . خب
در اسپانيا به «عاليه» چي ميگن؟
خوبه
اونجا با پاکي آشنا شدم
يک کلمه هم فرانسوي صحبت نکرد
خونه» و «سفيد»، همين»
براش يه آلبوم خولیو ايگلزياس آورده بودم خواننده و ترانهنويس اسپانيايي که بيش از 80 آلبوم منتشر کرده ] [ و بالاي 300 ميليون آهنگ در سرتاسر دنيا به فروش رسانده است
ولي به زبان فرانسوي
مختصراً، سه هفته مونده تا جشن فريا
سيويانا ياد بگير وگرنه کاملاً دلزده ميشي نوعي آهنگ و رقص مهيج که از کاستيلِ اسپانيا ] [ سرچشمه گرفته، نه از شهر سويل
بهت ياد ميده چطوري سيويانا برقصي
به مدت سه هفته، هشت ساعت در روز
حتي در ساحل به همراه دوستانش
وقتي جشن فريا آغاز شد
من تقريباً به خوبي پاکي، رقصيدم
به همراه خانوادهي تماماسپانيايي ـم
در سرتاسر جشن، رفتيم تا خوندنِ بهترين
گروههاي سيويانا رو بشنويم
اونم از من در ميان دختران آندلوسي
که سيويانا ميرقصيم
به نظر مياد اون دختر ميخواد بخنده
باقي افراد اطراف ـمون هم همينطور
استثنايي ـه که ببيني
!يه مرد فرانسوي، انقدر خوب سيويانا ميرقصه
ولي چرا اونا انقدر به دور سوم یه رقص، ميخنديدن ؟
وقتي زانومو بالا آوردم
. . . همه ـشون اينطوري کردن
به هر حال، منو مجبور کردن تمام شب رو برقصم
خيلي تحت تأثير قرار گرفتن
!پاکي، بيا با من برقص
اون مايهي عذاب ـه و پاهام از درد دارن منو ميکشن
!خواهش ميکنم
برو از پيلار، درخواست کن
از طرف خودم؟ - !آره -
ممنون
لطفاً با من ميرقصي؟
متأسفم
من با پسرها، سيويانا ميرقصم نه با دخترها
منظورت چيه؟
تو مثل دخترها ميرقصي
دستاتو اينطوري حرکت نده
هرگز دخترها اينطوري ميکنن
. . . چون
من داشتم از پاکي تقليد ميکردم اون گفت که يه سيب بگير
. . . بخورش ، تکونش بده
فقط دخترها اينطوري ميکنن
در دور سوم رقص، وقتی زانوتو میاری بالا
دخترا اينکارو ميکنن تا لباس ـشون رو بدن بالا
تو که لباس زنونه نداري
. . . حالا ميفهمم چرا همه ـشون داشتن ميخنديدن
. . . يه چيزي رو بهم بگو، پیلار
من واقعاً مثل دخترا ميرقصم؟ . . . واقعاً
من شبيه دخترا هستم؟
ممنونم، پيلار
!نميتوني تصور کني مادرم چقدر خوشحال ميشه
!پسرها و گیلام، ناهار - اومديم -
مادر ميگه زمان ناهاره
!خفهشو
: اون گفت «!پسرها و گیلام، ناهار»
اون گفت، زمان ناهاره
عجله کنيد، وگرنه اُردنگي ميخوريد
!تو اُردنگي ميخوري
من نه
مادر و من، همديگه رو بيشتر از هر کس ديگهاي دوست داريم
عشق ما، بزرگترين عشق نيست؟
شما سهنفر بشينيد !از اين وضع، خسته شدم
مادر من آدم توداري ـه
اون با احساسات، صحبت نميکنه
مادر من شگفتانگيزه
فکر نميکنم مادرم نقصي داشته باشه
. . . به جز اينکه از زمان تولد من
توي حالت بدي ـه
به خاطر من توي حالت بدي قرار داره؟
وقتي جواب تلفن رو ميده
هميشه عصباني بهنظر مياد مثلاً اينطوري
از اونجايي که کل روز رو کاري انجام نميده با عصباني بهنظر رسيدنش
مردم فکر ميکنن که پرمشغله ـست
مثل اينکه داره کار انجام ميده
خيلي هوشمندانه ـست، نه؟
دائماً در حال تغيير حالت
. . . بين هيجان شديد
و بيعاطفگي شديد
بدون تغيير از يکي به اونيکي
براي مثال، اون روز
اون نشسته بود «!داشت ميگفت: «بالاخره واسه ناهار، مهمون نداريم
از مهمون داشتن، خسته شدم
چيزي از گفتن اين حرفـش نگذشته بود که آشپز اومد
تا اعلام کنه که والدين لوسيان
. . . همکلاسي برادرم
توي آشپزخونه ـن
آخه واسه چي؟
آقا ازشون خواست واسه ناهار بيان
لعنتي
. . . مايهي عذاب
بگو بيان داخل !اونجا تنهاشون نذار
يه لحظه آسايش نداريم
. . . در تمام طول روز
چطوريد؟
خيلي خوبه که ميبينم ـتون مدت زيادي گذشته
. . . خواهش ميکنم . . . بشينيد
نوشيدني ميخوايد؟
نوشيدني ميخوايد؟
نوشيدني ميخوايد؟
پريه - ديکف -
!همينو بگيد !«سه ساعت طول ميکشه تا بگن «پريه» و «ديکف
ما رو ببخشيد يه «ديکف» و «پريه» بيار
به همه بگو که وقت ناهاره
خيلي گرمه، عزيزانم غيرقابل تحمل ـه
!همينو بگيد
«سه ساعت طول ميکشه تا بگن «پريه» و «ديکف
. . . ما رو ببخشيد
خيلي خوب اداشو در ميارم
.حرکات و طرز حرف زدنش رو عاليه
خيلي توي اين کار، واردم
ميتونم با آشپز تماس بگيرم و اون فکر ميکنه، مادرم ـه که تماس گرفته
الو، ماريا - بله، خانم -
امروز چي ميخورن؟
جگر. مثل هر سهشنبهي ديگه
ايندفعه، جگر ماهي درست کن
پسرها عاشق ـشن و گیلام بايد ماهي بخوره
. . . بله، خانم
ممنون، ماريا
حتي مادربزرگ ـمم، گول ميخوره
بازم درست ميکنم
با اينهمه چاي
مثانه ـم پر شده
ما در مورد همهچيز و هيچچيز، صحبت کرديم بيشتر در مورد هيچي
خب حال ـت چطوره؟
کمي سردرد دارم
و پسرها چطورـن؟
خوب ـن
و گیلام؟
کمي سردرد دارم
يه بار گفتي يه آسپيرين بخور
ولي گیلام چطوره؟
به غير از سردردم، خوب ـم
منظورت چيه؟
تويي، عزيزم؟
آره منم، ببو
مادرت اينجا نيست؟ - دستشويي ـه -
. . . دستشويي
داره دستاشو ميشوره
. . . دستشويي
داره دستاشو ميشوره
ميدوني چرا ما رو با هم اشتباه گرفتي؟ ما شبيه هم ـيم
و ميدوني چرا؟
گوش کن چي ميگم، عزيزم
هرگز گله نکن هرگز به خودت دروغ نگو
هرگز انکار نکن
يا ادعاهاي نادرست، نکن
و هرگز خودت رو توجيه نکن
واضح ـه؟ - خيلي -
منظورم اين نبود
. . . اگه من مثل مادر هستم
. . . بعداً، بعداً
در مورد چيزي که الان بهت گفتم، فکر کن فرشتهي من
. . . خب ، عزيزان من آبشار نياگرايي بود واسه خودش
همه گول ـشو ميخورن
. . . تنها کسي که هرگز گول ـشو نميخوره
بابائه
اون دلش نميخواد من يه دختر باشم
ابداً
دلم واسه مادر، ميسوزه
No comments yet. Be the first to leave one.