Temporada 1

Informações da versão

The Ghost in the Shell S01E02 1080p AMZN WEB-DL DUAL DDP2 0 H265--persian
Um comentário de shine021
سریال انیمه شبح درون پوسته

Tags

webdl
anime
Publicado em: 2026-07-17
Downloads: 17
Para Deficientes Auditivos: No
FPS: 23.976

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 173 linhas.

زیرنویس از مهدی shine021

بیا بنشین، خستگیت رو در کن.

یه غذای خانگی حسابی می‌خوای، مگه نه؟

امروز حسابی عرق ریختی سر کار، پس حقته!

بابات یه احمق گنده‌ست.

نمی‌تونم بهش بگم که به پلیس محله‌ای تنزل پیدا می‌کنم

چون حسابی گند زدم و برای همه دردسر درست کردم.

فقط برای یه لیوان آب به این اندازه، طول می‌کشه…

بی‌خیالش شو.

مشت حسابی‌ای بود.

به سلامتی برنده.

من و وزیر یک جور نمی‌بینیم.

این که واضحه.

وزیر هیچ‌وقت منو تست نمی‌کنه که ببینم به یتیم‌خونه حمله می‌کنم یا نه.

عصبانی شد و فوری انحلال واحد رو اعلام کرد.

کاغذها رو به دیروز تاریخ زدن،

و وزیر دفاع هم امضاش رو زده.

دو تا خبر برات دارم.

یکی خبر خوبه، یکی بده.

یادت میاد گفتم بودجه تشکیل واحدت

توسط شورای ملی تصویب شده، درسته؟

اون فقط یه موقت بود.

بودجه واقعی سه برابر درخواستیته،

و برای ساخت یه واحد نجات بین‌المللی خرج می‌شه.

این‌طوری کسی نمی‌تونه بگه ما هیچ کاری برای کمک نمی‌کنیم وقتی غیرنظامی‌ها دارن می‌میرن

یا اینکه با پول نقد صلح می‌خریم.

ولی این فقط برای نمایش عمومه.

۸۰ درصد بودجه سرمایه اولیه‌ست برای جوخه صوری.

فقط به نخست‌وزیر جواب می‌ده، و من فرمانده‌شم.

شایسته‌سالاری بدون درجه. اصل واحد…

جستجوی جرم و خفه کردنش در نطفه.

سازمانی که همیشه حمله‌کننده‌ست،

همونی که تو و من رویاش رو داشتیم.

موفقیتش به تو و تیمت بستگی داره.

یه دور دیگه از همون چیزی که می‌خوردن، حساب من.

از بودجه حذف شدن، گفتن اسراف پولن.

اون قراردادها رو بررسی کن و امضا شده بیار،

فردا صبح ساعت ۶ دقیق.

ساعت ۸ صبح، موقع جمع‌آوری همه اون دستگاه‌های شست‌وشوی مغزی.

من منتظرم.

همه رو کلاه گذاشت.

وزیر، اون یتیم‌خونه، و حتی خودمون.

یعنی کل داستان 'یتیم‌خونه سرکش' هم چرت و پرت بود.

یه نمایش خوب رو از دست دادم؟

و یه خبر باحال دیگه دارم.

ماشین اون میمون‌صورت رو راست بیرون دیدم.

چند تا فشفشه تو جای چرخ‌ها کار گذاشتم.

ای لعنتی.

رئیس!

از الان مشغول کار شدی، می‌بینم. به بخش خودروها بسپارش.

پسر... دوباره ما رو خر کرد!

رئیس!

مطمئن شو حقوق‌مون پر از صفر باشه.

دیگه وقت ناهاره.

سخت‌تر کار کنید، بچه‌ها!

نمیتونم گوشت یا کولر بخرم!

دلیل اینکه میان‌وعده نمیدن اینه که آدما سیستم رو دور میزدن.

«شبح درون پوسته»

زيرنويس از مهدي shine021

سه ماه بعد

۲۷ ژوئیه ۲۰۲۹

دارم زنده‌زنده کباب میشم!

به درک با این!

چطور میتونم اینجا بمونم اگه نتونم از این کولر لعنتی استفاده کنم؟!

من رفتم!

هیچ‌کس تو روز پیدام نمیکنه با این استتار کامل.

بعلاوه، من برای نظارت شبانه‌روزی ساخته نشدم!

حسگرهای فشار و مین زمینی گورگون؟

یه عروسک؟

واقعیه؟! اینطوری مین نمیذارن!

این خوشگل رو می‌برم خونه.

منم.

فعالیتی بوده؟

تو ۳۲ ساعت گذشته، فقط دو تا زنگ تلفن بی‌اهمیت بوده.

جز اون، هیچی.

تغییر پرسنل نه، تحویل نه، هیچی.

بزن بریم، یه جرعه بخور.

مرسی، مگه چی میشه!

این آب‌زده‌ست.

درست مثل اطلاعاتی که از منبع کره‌ای‌مون گرفتیم،

'ارباب عروسک‌گردان' شروع کرده به دستکاری هر ترمینالی تو نت.

اون هکر فوق‌پیشرفته مرموز که هیچ‌کس ندیده؟

اینا ربطی به این نظارت دارن؟

الگوی فعالیتشون نشون میده که دارن سعی می‌کنن

تو جلسه مخفی آتی با جمهوری گیول دخالت کنن.

پس جلسه مخفی اونقدرا مخفی نیست، مگه نه؟

اون یارو که زیر نظر داشتم منبع نشت اطلاعاته؟

رهبر سابق هیئت نظامی‌شونه که پناهندگی ژاپن خواسته.

بیشتر از این نیست.

تا اینجا اومدی فقط اینو بگی؟

نه. کوساناگی رو تو کانال تیمتون احضار کن.

بگو بیاد واحد ۱۷.

ها؟ اما ماژور تو تعطیلات تابستونیه.

مرخصیش لغو شد.

این چطوره؟

ببخشید نگه‌تون داشتم!

ها؟ فالانکس کجاست؟

داره با پروب اندورنو لذت می‌بره! بووو!

فکر کنم وقت افزایش قیمته.

باید بگم، داشتن کسی مثل موتоко با ۲۵۶ المان حسگر لمسی

رزولوشن رو به یه سطح کاملاً جدید می‌بره.

از فیبر نوری استفاده می‌کنه، پس در برابر تداخل الکترومغناطیسی ایمنه.

صبر کن، ضریب منطقه لمسی‌ت تا ۵ میره؟

حالا این اکولایزر شیطون کوچولو رو از کجا گیر آوردی؟

خودم ساختمش. برای کار با میکرماشین‌ها طراحی شده.

یه پروتوتایپه!

آدرنالین رو حس می‌کنم.

وای خدایا! این چیه؟!

اندورفین؟ این بده!

تو معده‌م حسش می‌کنم! دارم حالم بد می‌شه!

تو لیز و لزج شدی! حلزون هستی یا چی؟

خداروشکر با ارگانی بازی کردی که هیچ ترمینالی نداشت!

لعنتی، اون کلید گوست رو مثل اسباب‌بازی نبین!

چی می‌خوای؟

جلسه اضطراری. آراماکی تو آپارتمان ۱۷ منتظره.

بگو ۲۰ دقیقه دیگه اونجام.

ای وای، همیشه همین کارو می‌کنی!

گفتی کل تعطیلاتت رو به ما اختصاص می‌دی!

تعطیلات تموم شد.

وقتی می‌ری، لطفاً مهر و موم اتاق رو فعال کن.

بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

هی! اکولایزرمو پس بده!

وضعیت مترجم پایدار شده.

به نظر می‌رسه یکی داره دخالت می‌کنه.

حتماً آراماکیه.

بله، قربان.

تا نگفتم هیچ کاری نکن.

صبح بخیر، وزیر!

سلام، آراماکی. وزارت خارجه چطور می‌تونه کمکتون کنه؟

در مورد جمهوری گیول.

کاربرد، ۶. دردسر، ۱. رتبه ای.

به نظرم خیلی مهم نیستن.

فعلاً سلاح هسته‌ای هم ندارن.

از نظر دیپلماتیک و اقتصادی، کشوری کوچیک و بی‌اهمیتن.

ابتدا تحت حکومت نظامی بود،

اما از انقلابشون به بعد، دموکراسی معقولی دارن.

یکی از زیردستاتون به ارتش انقلابی آموزش تاکتیکی داد

تا جایی که یادمه.

آه، واقعاً؟

سرهنگ مالس، رهبر سابق جونتا،

الان به بهانه درمان پزشکی تو کشور ما اقامت داره.

و همچنان لجوجانه به جناح طرفدار جونتا کمک می‌رسونه.

در نتیجه، جناح جونتا هنوز معادن پلاتین کشور رو کنترل می‌کنه.

پس این جلسه محرمانه در مورد چیه؟

کمک بلاعوض بی‌فایده.

پولی نیست که با زحمت به دست اومده باشه، پس مسئولانه خرج نمی‌شه،

و چون به عنوان باج استعمار گذشته دیده می‌شه،

هیچ سپاسی هم برامون نمی‌آره.

جای سختی افتادی.

رسانه‌ها حتماً برخی حرف‌های غیررسمی رو پخش می‌کنن.

خب، موضع دولت چیه؟

وضعیت فوق‌العاده حساسه.

اگه اوضاع رو خوب نفهمیم، کنترل افکار عمومی سخت می‌شه.

سرهنگ مالِس رو بیرون کنیم و ارسال کمک‌ها رو ادامه بدیم،

یا درخواست پناهندگیش رو قبول کنیم و کمک‌ها رو قطع کنیم؟

اگه رد پول پلاتین رو دنبال کنیم، شاید چیزای جالبی بفهمیم.

نباید پول مالیات‌دهنده‌ها رو هدر بدیم.

پس کسی هست که به ژونتا آموزش تاکتیکی داده.

اون...

دپارتمان اطلاعات بیرون بمونه. به من صلاحیت ویژه دادن.

هی!

ناپدید شو.

اون مترجم وزیر خارجه‌ست.

می‌دونم.

چون اون و توگوسای ما قبلاً با هم صمیمی بودن.

بیست و سه دقیقه پیش، یه ویروس واردش شد.

الان داریم موقعیت کسی که فرستادش رو ردیابی می‌کنیم.

چطور فهمیدن آلوده شده؟

اطلاعات از همه برتری داره.

مظنونمون عاشق جابه‌جاییه.

موقعیتش رو عوض می‌کنه و هر هفت دقیقه، پنج ثانیه بهش وصل می‌شه.

پس تا وقتی این یارو رو نگیریم،

اون واقعاً مجبوره اینجوری بهمون کمک کنه.

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left