As primeiras 148 linhas.
"خیزش عدالت با افتخار تقدیم میکند"
!زود باشید
میتونم به آتش بکشونم، ژنرال؟
.عقب وایسا، جی.آی. ربات، و ساکت باش
.عروس و نینا داخلن
.حرکتی ندارن
،پس تقریبا و مطمئنا به دست
.سیرسه و پسران تمسکیرا گیر افتادن
،وقتی دشمن تو تیررست بود، حمله کنید
...و تا وقتی که همهشون مرده یا مجروح نشده باشن، متوقف نشید
داره دستت میاد، آدم حلبی؟
.کاملا بله، قربان
.خوبه، من و ایزی اینو چند بار تجربه کردیم
.فقط دستورات مارو دنبال کن
.نیروهای آلمانی نباید خیلی دور باشن
...فقط باید غافلگیرشون کنیم
"شور شات" حواست هست؟
.همین الان به قمر رسیدیم، قربان
...بذار ببینم
!سرجوخه، از اونجا بیرون بیا !همین حالا
!عقبنشینی
!سرجوخه، بخواب زمین
!بخوابید زمین
...خدای من
،تو روحت، آدم حلبی
!هرگز چیزی مثل این ندیده بودم
،برام مهم نیست که اون آهنیه
.اون همیشه برادر همه تو واحد ایزیه
!به سلامتی آدم حلبی
"کماندو های هیولایی"
Bist ترجمهای از @BistThunder :در تلگرام
"ارائه شده توسط رسانه خیزش عدالت" @DOJ_Channel
این چه کوفتیه؟
.باید یه جور تله باشه
چی؟ حرفتو بزن دیگه زن اونها کجان؟
اونها کجان؟ - !رفتن -
سیرسه و پسران تمسکیرا؟
!آره - رفتن؟ -
!همین الان گفتم رفتن
پس چرا جیغ میزدی؟ - ...میخواستم تو -
!این لعنتی رو از دهنم در بیاری
دوست نینا کجاست؟
.اون رو قبل از رفتن بردن بالا
اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردیم داریم هیولاها ،رو استخدام میکنیم
!نه خانوم های درمونده
!نینا
!من اینجام، کمک
!جی.آی
،دوست نینا
ناامیدی من از اینکه وقتی رسیدم نازی ،برای کشتن نبود کم شده
.اون هم به خاطر خوشحالیام از اینکه تو زندهای
.سلام
.نمیتونم بیرون از آب بمونم
،کلاهخود روی لباس من شکسته
.و بدون اون نمیتونم نفس بکشم
.ولی یه کلاهخود اضافی تو قلعه دارم
.نگران نباش، دوست نینا
سیرسه و پسران ،بهت حمله کردن
و بعد تو رو اینجا تنها اون هم زنده گذاشتن؟
...چرا باید این کارو
اوه-اوه - !همهتون -
!همین حالا به قلعه برگردید
ژنرال، نمیخواستم بیام ...دنبالش اومدم، من
!الان مهم نیست .حرکت کن، الکسی
ما رو به قلعه برگردون .سیرسه عمدا ما رو اینجا آورده
میخواست ما دور از قلعه باشیم تا .بتونه به پرنسس برسه
!اوه، نه
ایالات متحده خانه ،بزرگ ترین ذهنها در دنیاست
.و این یه حقیقت مطلقه
حالا چطور میدونم؟
خب، بذارید بگم که دلیلش تو ،عمل مشخص میشه
و اون عمل ،خانمها و آقایان
!مهمان بعدی من، جی.آی ربات هست
چرا من پودینگم؟
!برو، برو
،این سرباز مکانیکی فوقالعاده
محصول بزرگ ترین دانشمندان .ارتش آمریکاست
،جی.آی ربات یه ماشین کشتاره
که بیش از 1,000 سرباز .دشمن رو در جنگ از بین برد
جی.آی، چیزی جالبی اونجا میبینی؟
میتونم بهت بگم جی.آی؟
.همین الان گفتی جی.آی
بله، گفتم، مگه نه؟
آیا کارت شناسایی این افراد رو چک کردی؟
.نه، این کارو نکردیم
چرا باید این کارو میکردیم، جی.آی؟
تا ببینیم آیا نازیهای شناخته .شدهای هستن یا نه
اگه باشن، خیلی سریع .باهاشون برخورد میشه
.خب، فکر نمیکنم نازیای اینجا باشه
.این چیزیه که یه نازی میگه
اوه، چی؟
،همونطور که میبینی، شخصیت ربات
دقیقا برای این نوع تورهای .تبلیغاتی ساخته نشده
سیستم هوش مصنوعی - چی؟ -
.این اصطلاحیه که من به "ربات" ترجیح میدم
همیشه به فیلمهای قدیمی ،درباره نبردشون علاقه داشتم
اما هیچ وقت متوجه نشدم که .به نظر میاد یه نوع خودآگاهی مبهم داره
.این فوقالعادهست
.اولین نمونه از نوع خودش واقعا
،قراره اون رو از صحنه کنار بزنیم
ولی فکر کردیم ممکنه برای شما .و تحقیقاتتون مفید باشه
.درست میفرمایید
!جی.آی ربات، در حالت آمادهباش، قربان
.خب، سلام
من دکتر ویلیام مگنوس هستم .یک دانشمند و مهندس
.تخصص من هوش مصنوعیه
آیا نازی هستی؟
.نه. من نازی نیستم
.اوه
بدنم کجاست؟
.من فقط دارم رو تو تحقیق میکنم
،بعدا دوباره تو رو سرهمبندی میکنم
شاید با اضافه کردن چند بهبود .اگه بخوام لطف کنم
تو واقعا کار شگفتانگیزی هستی .مخصوصا برای سال 1943
آیا نازیها نزدیکن؟
.تو خیلی به نازیها فکر میکنی
من با این هدف خلق شدم که .نازیها و همپیمانانشون رو بکشم
ولی آیا میخوای نازیها رو بکشی؟
.اونچه که من میخوام مهم نیست
.دستور من تنها چیزیه که اهمیت داره
ولی اگه فرض کنیم که ،هیچ دستوری نداری
چه چیزی رو میخوای؟
یه روزی دوست دارم دوباره با .پسر هام ملاقات کنم و دور هم جمع بشیم
پسر هات؟
.پسر ها از واحد ایزی، قربان
.و باهاشون نازیها رو بکشیم
اونها رو دیدی؟
نه، ندیدم .جنگ 20 سال پیش بود
،سارجنت فرانک راک، بولدوزر
،شور شات کوچک، وایلدمن
کنری، چهار چشمی باگمن؟
چیزی به یادت میاره؟
.آره، نه، نمیدونم اینا کی هستن
.ولی تو، تو قراره خیلی به من کمک کنی
برای کشتن نازیها؟
نه، ولی تحقیق روی تو به من کمک .میکنه تا نسل بعدی اتوماتها رو بسازم
کیه؟
!متاسفم پرنسس، ولی بهمون حمله شده
!متاسفم، ببخشید
!باید به یجای امن ببریمتون
...متاسفم پرنسس
!گرفتمشون
!اون خودشه، رفیق
واو، خیلی جیگره - !بگیرش -
!زود باش، لعنتی
...هدف به سمت
.راهروی شرقی میره
No comments yet. Be the first to leave one.