His Three Daughters

His Three Daughters

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações da versão

His Three Daughters 2024 WEB-DL
Um comentário de Bist
🔹 BistThunder 🔸

Tags

webdl
Publicado em: 2025-09-04
Downloads: 42
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

"امیدوارم از تماشای این فیلم لذت ببرید"

پس روبراهی، درسته؟

منظورم اینه، بجز این مورد؟

بنظر حالش خوب میاد .حداقل بهتر از چیزیه که تصور میکردم

البته زیاد با دفعه قبلی که اینجا .بودم فرقی نداره

سخته که بگی درد داره یا نه .منظورم اینه، حداقل وقتی که خوابه

ولی تو از وضعیت خبر داری دیگه، درسته؟

چون فکر میکنم مسئله اینه .اینکه بدون درد و رنج انجامش بدیم

گمون کنم نکته‌اش اینه که ...چیزی که سعی دارم بگم اینه

.که امیدوارم بتونیم بهش آسون بگیریم

.فقط اینکه برای هم شاخ و شونه نکشیم

اگه اختلاف نظر داریم ...بدون داد و تنش باهم حرف میزنیم

.یا هرچیزی که ناراحتش میکنه

مثل بالغ ها از پسش برمیایم .مثل سنمون رفتار میکنیم

به هر صورت نمیدونم چرا باید .اختلاف نظر وجود داشته باشه

خلاصه حقیقت تلخ اینه که .اون داره میمیره

هیچکدوم از ما هم نمیتونیم کاری .کنیم که جلوش رو بگیریم

...سعی نمیکنم سنگدل باشم، ولی مهمه که براش اونجا باشیم

.اینجا باشیم

.اتفاقات گذشته هم اهمیتی نداره، حداقل نه برای الان

اگه چیز هایی هست که نیاز دارن حل بشن .باید صبر کنن

.امیدوارم موافق باشی

من ناراحتم، میدونم تو هم هستی .هممون هستیم، سخته، مزخرفه

بیا سخت ترش نکنیم، باشه؟

...ندیدم که

.ندیدم که طبق درخواستم فرم دی‌ان‌آر امضا بشه

.چندبار هم درخواست کردم

.میفهمم، اونقدر ها هم آسون نیست

خب، قبلا آسون بود حقیقتش .ولی الان سخت تره

.نیمخوام هم که اینو یه مسئله کنم

فقط دارم میگم الان که نمیتونه .دکتر هارو ببینه سخت تره

باید دکتر "ساندرز" رو بیارم اینجا ...یا حداقل یه نفر که بتونه امضاشو تایید کنه

و خیلی هم ساده تر میشد .اگه تو با بابا کار هاشو انجام میدادی

.و نمیدونم چقدر زمان دارم

.یعنی اون داره

.این مهمه

.این خیلی مهمه

.برای یه مدتی چشم هاشو باز کرد

.که خوبه، اون میدونه اینجا هستیم

.تونستم بهش بگم و باعث شد خوشحال بشه

...میدونم

...قول میدم قرار نیست تمام مدت اینجوری باشم

.قرار نیست از الان دیگه زانوی غم بغل کنم

.خیلی عجیبه که از "میرابلا" و "دیوید" دور باشی

.اینم یه بخشی ازشه

این واقعا اولین بارمه - میتونستی بیاریشون -

.نه، نه، خوبه که اینجا نیستن

.براشون بهتره

.ترجیح میدم آخرین دیدارمون از خودمون باشه

...اون بهتر بود .و این باعث میشه بیشتر آدمو بسوزونه

و البته که مریض هم بود ...ولی هنوز اونجا بود

.هنوز سر پا بود

فقط فکر نمیکردم اوضاع اینجوری .پیش بره، نه اینقدر یهویی

احتمالا فیلم زیاد دیدم، مخصوصا اون هایی ...که برای بچه ها ساخته شده

اون هایی که "میرابلا" این چند سال دیده .همشون خیلی شاد و روشن هستن

...حتی با اینکه اوج بگیرن

.یه زیبایی و روشنایی رو نشون میدن

.خیلی حس واقعی هم هست

دارم چرت و پرت میگم، ببخشید .بخاطر بی خوابیه

.وقتی تو پرواز بودم زیاد احساساتی شدم

...بهرحال

.خوبه که فقط خودمونیم، فقط خودمون

...همینطوری که باید باشه .طوری که اون میخواد باشه

.پریدم تو حرفتون، ببخشید

حالت چطوره "ریچل" ؟ .فکر کنم از زمان عید شکرگذاری باهم حرف نزدیم

چطوری؟

.کاملا ردیفم

نمیدونم ازم چی میخوای که بگم .ولی خوبم، طوری که باید روالش باشه

خب، قطعا نئشه‌ست .کل اینجا بو گل میده

.اوه چه جورم

.مثل چی نئشه‌ام

اولین کاری که صبح انجام میدم ...یه سیگاری رول میکنم

.بعدش هم حداقل سه بار در روز میکشم

میدونی چرا؟ .چون اینجوریه که روز هامو رو میگذرونم

.برام مهم نیست که گل میکشی

فقط درست نیست که تو خونه‌ای .که مریض داره بکشی

.خب، بابایی عین خیالش هم نیست

باور کن ...تمام این مدت این اطراف دارم میکشم

.و هیچ وقت هم مشکلی نداشته

.درواقع، از بوش خوشش میاد

.بیشتر چند بار هم بهم گفته

قضیه دوده، دود نه بو .مرده داره میمیره، فقط برو بیرون بکش

.لعنتی، پنج دقیقه سر جات بودی

پنج دقیقه دیگه درسته؟ .تا بری رو مخم

یه ثانیه پیش بحث این بود که "بیا باهم کنار بیایم"

آره، آره بیا آروم باشیم .نیاز نیست که مشکل درست کنیم

.و از اونم میخوام که اون گل عن رو بره بیرون بکشه

گل عن؟

اوه لطفا، نه .من گرون ترینشو میگیرم

نه اون عنی که کل روز داشتی میکشیدی، درسته؟

فکر کردی فراموشش کردم؟ - برا زمان دبیرستان بود -

.از اون موقعه به بعد خیلی بزرگ شدم، برعکس بقیه

.بزرگ شدی؟ ولی هنوز پتیاره‌ای

ریچل" "کیتی" نه" .بیایم فقط بس کنیم

...ببینید

سلام، داشتی دنبال ما میگشتی؟

.لطفا، لطفا بیا بشین

...ببخشید، فقط داشتیم - .نه، معذرت خواهی لازم نیست -

.میدونم چه موقعیت استرس زائی هست

.طبیعیه

.زمان دشواریه

...درحالی که همکارم "میرابلا" با پدرتون تو اون اتاقه

امیدوار بودم که بتونم باهاتون .درباره لحظه‌ای که توش هستیم صحبت کنم

میرابلا" ؟"

.اون اسم دختر منه

واو - واقعا؟ اسم قشنگیه -

اون سه سالشه - اوه، خوبه -

همچنین خیلی خوبه که .همتون تو همچین زمانی اینجا هستید

.همیشه اینجوری نیست

...این اتفاقات تو خانواده ها میوفته

بعضی وقت ها آدما نمیتونن .بخاطر دلایل بیماری و پزشکی اینجا باشن

بعضی وقت ها هم فقط... میدونی .بخاطر دلیل های دیگست

.فهمیدم که همسرشون چند سال پیش فوت کردن

.اون دوبار ازدواج کرد

.آره، فوت کرد

بیست سال پیش بر اثر سرطان سینه، درسته؟

متاسفم که اینو میشنوم ...نمیدونم که روند اون یکی چجوری بوده

.ولی فکر میکنم میتونه به روند این یکی اینجا کمک کنه

.که پدرتون باید از الان باید غذا و مایعات نخوره

"من یا "میرابلا ...یا هردومون باهم اگه ممکن بود

.هر صبح همین موقعه ها میایم اینجا

.ولی شماره تلفنم رو دارید

تمام صدم رو میذارم تا جواب سوال هاتونو بدم .یا اگه بهم نیاز داشتید بیام اینجا

وقتی زنگ بزنید خبر فوتش رو بدید .قراره فقط خودمون باشیم

اگه مشکلات سلامت و پزشکی وجود نداشته باشه .که تو بیمارستان بستریش کنه، میتونیم مرگش رو ثبت کنیم

ببخشید .فقط عجیبه که اسمش اونه

.وقتی بهش اشاره میکنی دخترم میاد جلو چشمام

لطفا ادامه بده .ببخشید

...پس

اینم خبر خوبیه که پدرتون داره به .دارو و مراحل درمانی پاسخ مثبت میده

سرطانش خیلی پیشرفته‌ست ...و وقتی هم که ما درد داریم

...بدنمون به طور طبیعی سعی میکنه باهاش مقابله کنه

.با اینکه باعث میشه بیشتر بهمون آسیب بزنه

راحت بودنش میتونه روند رو .به حالت ارگانیک تسریع کنه

این فرق بزرگ بین مراقبت های ...خونگی و بیمارستانی هست

.که باعث میشه آدم بیشتر عمر کنه

.هدف همیشه‌مون اینه بدون درد بریم جلو

...ولی چیز دیگه‌ای که هست اینه

طول کشیدن روند فقط ربطی .به بدنمون که تحت تاثیره نداره

...دلیل علمیش رو نمیتونم بگم

ولی طبق این 12 سالی که ...تو آسایشگاه و مراقبت های خونگی کار کردم

...میتونم بگم که برام مثل روز روشنه که ذهن

.به اندازه بدن نقشش مهمه

...اگه بتونید از مردن نترسونیدش

.اینجاست که میتونید کمک بزرگی بکنید

میتونید کمک کنید که بهش بفهمونید ...بهش اطمینان بدید

.که طوری نیست

ذهن قدرت اینو نداره که بیماری ...رو درمان و یا معکوس کنه

.نه تو این شرایطی که هست

...ولی اگه اون بدونه که خوب میشه

.پس وضعیت هم برای شما خوب میشه

.میتونه پیامد هاش مفید باشه

ببخشید، "آنجل" درسته؟ - اوهوم -

.آنجل" نسبت به کاری که میکنی اسمت بهت میاد"

...من... میخواستم ازت بپرسم

پدرم قرار بود که یه فرم دی‌ان‌آر امضا کنه "یه فرم "احیا نکنید

ولی به هر دلیلی، امضا نشد .با اینکه میخواست بره دکترشو ببینه

.و این هنوز خیلی براش مهمه

.برای همینه که خواستم بدونم چقدر زمان براش باقی مونده

.میفهمم، این مسئله اصلا هم آسون نیست

.خب، چیزی رو مشخص نکرد

بنظر میاد میتونه هر وقتی اتفاق بیوفته .و یا ممکنه چند روز دیگه اتفاق بیوفته، شایدم یکم بیشتر

.منظورم اینه، باید خودت ببینیش، واقعا خوب بنظر نمیرسه

...فکر کنم یه ماه پیش دیدمش

.ولی انگار الان سالها براش گذشته

.برنامه اینه که برای یه مدتی اینجا میمونم

.همه‌مون نوبت به نوبت ازش مراقبت میکنیم

.همه‌مون باهم میمونیم وقتی اتفاق بیوفته

مطمئنم اگه از اینجا برم سریع اتفاق میوفته و دیگه خیلی از اینجا دور شدم که برگردم، میدونی؟

میشنوی؟

.کریستینا" داره تو اتاقش براش آهنگ میخونه"

.نمیدونم، بیا امیدوار باشیم که گریت فول دد نباشه

میتونه همین الان بکشتش .اون به اندازه من از اون اهنگ متنفره

اون حالش خوبه، طوریش نیست .حداقل سعی میکنه باشه، مثل همیشه

امیدوارم خوندنش اینقدر طول نکشه .ممکنه منم بکشه

...اون

.دقیقا همون آدمیه که قبلا بود

ازش یه درخواست ساده کردم تا کارای امضای ...اون دی‌ان‌آر کوفتی رو انجام بده

.که درحال حاضر کار هاش بیشتر پیچیده تر شده

امیدوارم بودم این یارو آسایشگاهیه بتونه کمک کنه ...ولی بنظر میاد باید یکاری کنم که

یه پزشک رو بیارم اینجا تو خونه ...و یه جوری زمان بندی کنم که

.که بدونم بابا بیداره و شرایط حرف زدن رو داشته باشه

.الان بیرونه

.ازش خواستم تو خونه گل نکشه و ناراحت شد

مثل اینکه نمیتونه صبر کنه .تا بمیره بعد آپارتمان ماله خودش بشه

انگار به یه ورمه که بدونم میخواد .بعدش با اینجا چیکار کنه

.مسئولیتم نیست

ریچل" داری چیکار میکنی؟"

.خودت میدونی که نمیتونی این بیرون انجامش بدی

"ویکتور"

اینجا چه غلطی میکنی پسر؟

.گند زدی تو حس حالم

.نمیتونی گوه کاری هاتو اینجا انجام بدی

.مشکل همینه

.الان دیگه قانونیه

چیه، نکنه تو دهه 90 وقتی که خودت نئشه میکردی گیر کردی؟

.لطفا

.من هر شب میکشم

ولی وقتی که میرم خونه .اونم تو آپارتمان خودم

.میدونی که اینجا چجوریه

More Farsi Persian subtitles for His Three Daughters

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left