As primeiras 200 linhas.
،دیگه کافیه! توی ردهوک مخبر هست .از دفتر شهرداری خبر میبرن
.باید پیداشون کنی، باک
.کلکشون رو بکن
« آنچه گذشت »
هرکسی که داره خبر میبره به سایت .شهری بدون ترس" باید مجازات بشه"
.بگرد ببین کیه، بیارش پیش من
.مخبرمه، فقط اینکه خودش خبر نداره مخبره
.اگه داری خبر درز میدی، هرچیزی، فقط بس کن
.ممکنه بهمون آسیب برسه
.ونسا فاگی رو کشت، و هیچ اتفاقی نیفتاد
.یکی از خط قرمزهام رو نادیده گرفتم
،از وقتی که فاگی مرد .نمیدونستم که کی هستم
،کاری که کردم
،کاری که اون زن مجبورم کرد بکنم
.باید ذهنم رو پس بگیرم
.با یک عمل خوب
.همه چی رو هم تراز میکنه
...ویلسون
!ونسا
«مارول ریپورتر، ارائهای کامل از دنیای بیپایان مارول» .::: @MarvellReporter :::.
Bist :ترجمهای از @BistThunder :در تلگرام
« تولدی دوباره : دردویل »
،فشار خونش رو بگیر .وضعیت ضربان قلبش هم همینطور
چه اتفاقی داره میفته؟ - ...ضربان قلب -
نه، نه، نه - ،قربان، قربان -
!نمیتونید اینجا باشید - !کمکش کنید -
قربان، نمیتونید اینجا باشید - ونسا، چه اتفاقی داره میفته؟ -
قربان، قربان - !ونسا -
...ونسا
قربان، قربان، برید عقب - !ونسا -
قربان، آقای شهردار ،میفهمم که خیلی نگران هستید
.و تا جایی که بشه وضعیت رو بهتون میگیم
...میشه - بله، بله، خیلیخب، قربان -
قربان، لطفا - قربان، لطفا -
قربان، لطفا - قربان، بذارید کارشون رو بکنن -
.همه آمادهباش
...بله! باید برید و - همونطور که گفتم، نظری ندارم -
چندبار باید بهت بگم، ها؟
قرار نیست... نمیدونم کی قراره
یه اعلامیه داشته باشیم، خب؟ - آره، آره، برو -
...اگه گرفتیشون
.زنده نگهشون دار
.آه، نگرفتیمشون، قربان
.هنوز نه
.مطمئنم این اطراف محاصرهشون کردیم
قربان، منم به اندازه شما .میخوام که گیرشون بندازم
.نه
.اینطوری نیست
.حس من رو نداری
.هر اقدامی که لازمه انجام بده
.نگران نباشید، قربان
...افسر پاول
.زنده باشن
.چشم
،تکون بخورید .اونور رو بررسی کن
!برو، برو، برو - اینجا -
اینجا، اینجا - بیا بریم -
حله بدید، کجان؟
!الان - هرچی لازم داری بهت میدیم، پسر، ما طرف توئیم -
.مجبور نیستی این کار رو بکنی
تکون نخور - یر به یر شدیم -
خودت هم میدونی - خفه شو -
!اونجا رو بررسی کن، سمت در
اینجا آبگرمکن دارید؟ - آره، یکی از اون قدیمیهاش اونجاست -
آره، بیا بریم - همینجا ولم کن -
.دیگه هیچی مهم نیست
.برای من مهمه
...آره، آه
.نه، درباره اون هم نظری ندارم
.نمیدونم کی قراره یه اعلامیه داشته باشیم، نه
مرده باشه؟
این دیگه چه جور سوال مریضگونهایه؟
« بیبی: بیا سمت دستگاه فروش خودکار خوراکی »
چجوری پیدام کردی؟
خدایی؟ منظورم اینه، فکر کردی چندتا بیمارستان این اطراف هست، دنیل؟
بیبی، نمیتونی اینجا باشی - ...آم -
درواقع، از نظر فنی، قانونی، میتونم - بیبی، فکر کن -
هیچکس نباید بدونه ...که اون کجاست، این... این
.شهردار توی وضعیت خوبی نیست، باید بری
.خیلیخب
،من... میفهمم، از اینجا میرم .ولی فقط بهم بگو
زندهست؟
،ببین، بیرون حرفهای زیادی هست .روحتم خبر نداره که چی میگن
.طوری که خیلی دیوونهوار شده
فقط میخوام مطمئن بشم .خبر رو درست پوشش میدم
توی این وضعیت کوفتی باید گیر این چیزها باشیم، نه؟
.من... واقعا متاسفم
،نباید میومدم فقط فراموش کن که اومدم، باشه؟
.وضعیتش وخیمه
.اونها... خیلی خوششانس هستن که تو رو دارن
.آقای فیسک
.آقای فیسک
.آرش مراتی هستم
.از آشناییتون خوشبختم
.دکتر مراتی
لطفا درک کنید که من دارم هرکاری که میتونم
برای همسر عزیزتون انجام میدم - آره -
.فرصت پیدا کردم و اطلاعات وضعیتشون رو خوندم
،همونطور که میدونید .توی موقعیت بحرانیای قرار گرفته
.بله
...بهم تعریفتون رو کردن
.که توی حوزه خودتون بهترین هستید
خب، هیچ چیزی توی جایی که ذهن با روح .ملاقات میکنه، قطعی نیست، آقای فیسک
ولی بدونید که هر کاری .از دستم بربیاد براش انجام میدم
.ممنونم
با توجه به اینکه ورایزن توی ،چلسی چه وضعیتی داره
فقط میتونم تصور کنم چه لذتی .توی سنترال ورمانت منتظرمونه
.سلام
میشه بپرسم چرا این اثر رو امشب توی گالری نذاشتی؟
،به نظرم واضحه که چرا توی گالری نذاشتمش
،ولی اگه نظر دیگهای داری میشه بگی چرا باید بذارمش؟
.نمیدونم
.فقط یه چیز خاصی در موردش هست
متوجه هستی
که چی ما رو توی این کسب و کار نگه میداره؟
فکر کردی پول اون کفشهای خاکستری نازی که پوشیدی از کجا میاد؟
...ولی میتونم بهت بگم
که اگه شخص درست از اون در بیاد
...و این نقاشی رو ببینه
،که متوجه شخصیت عمیق، سخت
...همراه با پوچی درونیای که داره، بشه
میتونم بهت قول بدم که
،میتونی دو تا صفر به قیمتش اضافه کنی
و سریعتر از هر اثر دیگهای .که کنارشه، بفروشیش
.این اثر همینجا میمونه
.حرف، حرف شماست
.خونریزی دارم
.به اندازه کافی دیدم که بدونم
.علاقهای به نظرت ندارم
...باعث و بانی خودمم
.بارها اینطور شده، طوری نیست
فکر میکنی مرده؟
.نمیدونم
.زودباش
.اگه مرده باشه، یر به یر شدیم
.دوست تو، همسر فیسک
.همه چی هم تراز شد
دیگه برای قضاوت خدا آمادهام - اوه، خوش به حالت -
.بهم گوش نمیدی
اون شب که من رو از بالای ساختمون .پرت کردی، قرار بود که بمیرم
.چهار طبقه بود، هیچکس ازش جون سالم به در نمیبره
...با این حال
.ممکنه بخشی از یه طرح بزرگ باشه
.پس متوجهای
.نه، متوجه نیستم
،اگه ونسا مرده باشه
.چیزی جز قتل حساب نمیشه
...ونسا، فاگی
.اسمش رو به زبون نیار
نباید اسمش رو بگی، فهمیدی؟
...تو - بهم بگو که فهمیدی -
.اسمش رو به زبونت نیار
حتی حرفهایها هم مجبور میشن .بعضی وقتها کارهای سخت بکنن
به نظر میاد باید به جوزی بگیم که امشب نمیتونیم
صورت حساب رو پرداخت کنیم - اون درک میکنه -
لیونل مککوی، 29 ساله، به داشتن ،چندین نوع مواد مخدر متهم شده
...از جمله، ولی نه محدود به مواد
،اکسی، ماکسی، راکسی
.و اینجا رو داشته باش، زاکسی
.یا مسیح، طرف داروخونه متحرکه
،یه اتهام هم به خاطر داشتن سلاحگرم ،کارت شناسایی تقلبی
.قصد توزیع و ممانعت از عدالت هم داره
و مقداری چرت و پرت، چندتا مزخرف دیگه .و چرندیات، الی آخر
...و طرف حالا یک قدم تا زندان فاصله داره
،وایسا، وایسا، وایسا، خیلیخب .وایسا، بذار حدس بزنم
.میخوام بگم حبسش بین 12 تا 15 ساله
.متاسفم، آقای مورداک
جواب اصلی بین 10 تا 12 ساله - اوه، بیخیال -
خیلی نزدیک گفتم - ولی از شرکتتون توی بازی با ما ممنونیم -
امیدواریم از اقامتتون در مرکز .اصلاح و تربیت لذت برده باشی
خیلیخب، نظرت درباره این چیه؟ ،آه، درخواست شش تا هشت سال رو میکنیم
.بعد با اصلاح رفتار تا 5 سال آزاد میشه
،آره، لوین میخواد که اعتراف کنه .پس بهترین پیشنهاد رو قبول میکنیم
تحت هیچ شرایطی .نباید این پرونده دادگاهی بشه
.شنیده بودم
.اول شما، آقای وکیل
.خیلی ممنون، آقای وکیل
،عصر بخیر، آقای مککوی .اسم من متیو مورداکه
...این هم همکارم - فاگی اواخواهر؟ -
ری؟
هم... همدیگه رو میشناسید؟
خدا باید امروز شوخیش گل کرده باشه، نه؟
...ما، آم
.توی یه ساختمون بزرگ شدیم
اسمت ری نبود؟
چیه، فکر کردی توی اون همچین محلهای اسمم رو میذاشتن لیونل؟
،میدونی، اواخواهر .قبلا کفشهام رو تمیز میکرد
مگه نه؟ - بهتر نیست از اسمگذاریهای -
توهینآمیز پرهیز کنیم، آقای مککوی؟
چه مرگشه؟ کوری چیزیه؟ - ...حال -
حال کانر چطوره؟
.پارسال رفت شمال ایالت
.آنیاتو
نمیدونم، آخرین بار شنیدم .کارش تعمیر سقف و این چیزهاست
،یه چیزی شبیهاش .شاید هم کارش فاضلابه، نمیدونم
.اولین دافی که زمین زد رو حامله کرد
...خیلیخب، شاید بهتره، آه
.اوه، آره، لطفا
.ما یه زمانی... باهم میگشتیم
.منظورم من و برادرشه
No comments yet. Be the first to leave one.