True Detective

True Detective

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações da versão

True Detective S01E04 All Versions
Um comentário de S@eideH
ترجمه و تنظیم : علیــرضا و سعــیده | Oceanic 6

Tags

other
Publicado em: 2014-02-10
Downloads: 125
Para Deficientes Auditivos: Yes

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

... آنچه گذشت

فکر ميکنين چه اتفاقي افتاده؟

يکي اين دختر رو کُشته و ... جار و جنجال زيادي راه انداخته

سر صحنه جرم در يکي از کليساهاي قديمي شما

.يه نقاشي کِشيده

.تو وسواسي هستي

تو هم هستي منتها .وسواست روي کار نيست

با اين يارو ميخواي بري خونه؟

.واقعاً به تو ربطي نداره

!بس کن

ميدوني حقيقت داره يا نه؟

.من که خبري نشنيدم

چيکار داري ميکني مارتي؟

.يه دختر ديگه پيدا کردم

"در بدنش شيشه و "ال.اس.دي .پيدا شده بوده

تا حالا به اين فکر افتاديد

که شايد اون داشته سعي ميکرده اوضاع رو جوري که خودش ميخواد جلوه بده؟

.هي، يه سرنخ توي پرونده پيدا کرديم رئيس

.فکر کردم پرونده رو رد کردين رفته

دوست پسري که شما ازش خبر داشته باشيد، داشت؟

.رجي

."رجي لودو"

.رجي لودو 8 ماه پيش آزادي مشروط رو پيچونده

بخاطر ارتباط با آزمايشگاه توليد موادي

که در اونجا شيشه و "ال.اس.دي" ميساختن ،بازداشت ميشه

،2سال در زندان "آويلز" حبس بوده

بعد حدس بزن هم‌سلوليش .چهار ماه آخر، کي بوده

.چارلي لنگ

دوري چه دست گُلي آب داده؟

.دوري مُرده

ميخوام تمام نيروهاي ايالتي بدنبال .رجينالد لودو" بگردند"

Far From Any road آهنگ The Handsome Family اثر گروه

عليرضا و سعيده با افتخار تقديم ميکنند S@eideH - Oceanic 6

چيکار داري ميکني؟

.تو سر به سر ما گذاشتي چارلي

.من اينکارو نکردم قربان

.رجي لودو

هي، من حتي دلم نميخواست .اون ديوونه رو بشناسم، رفيق

.شما هم هيچي درباره رجي نپُرسيديد

... لعنت، همسرم تازه فوت کرده

!همسر سابق

،دادي رجي لودو ترتيب قتلش رو بده

مگه نه؟

.نه

درباره چي داري حرف ميزني مَرد؟

رجي؟ که زنم رو بکُشه و روي سرش شاخ بذاره؟

رجي همچين کاري واست کرد؟

درباره چي داري حرف ميزني؟

رجي لودو اينکارو کرده؟

رجي لودو ديگه؟

رجي لودو مادربخطا !اينکارو کرده؟

!لعنتي! اي تُف !آزادم کنين

!بذاريد برم !لعنتي

هي چارلي؟

ببين هر چقدر هم زور بزني .بخاطر اين بازيت بهت جايزه اسکار نميديم

.اُه گور بابات .تو که منو نميشناسي

.نميدونين چه سختي‏هايي کشيدم

و درباره چي دارين حرف ميزنين؟ !بهتره منو هم در جريان بذارين

لودو، دوري رو ميشناخته نه؟

درباره زنت باهاش حرف زدي؟

معلومه ... توي زندان انگار .که همخونه هستيد

درباره کُس حرف ميزنيم .درباره اينکه با چند نفر بوديم

.اينکارو آدم ميکنه ديگه

بهش عکس زنت رو نشان دادي؟

.آره، گمونم. آره

يه سري عکس داشتم که وقتي ،که براي اولين بار سکس کرديم

.گرفته بود و بهم داده بود نگاه کنم

.ميدوني، مثه عکس‏هاي فوري

...اون آدم گُنده‏اي بوده

.خيلي گنده‏تر از تو

ميخواي بهم بگي که با هم رابطه خوبي نداشتين؟

نه، منظورم اينه که کلاً .رابطه خوبي داشتيم

همونطور که گفتم اينجا مجبوري

.با يکي هم صحبت باشي

اون با موادش باعث نئشه شدن ما ميشد .اما خب عجيب غريب بود. واسه همين دلم نميخواست بشناسمش

.درباره لودو بهمون بگو

چطور عجيب بود؟

ميدونين، مثه يه شيميدان مواد درست ميکرد

از وسايل آشپزخونه استفاده ميکرد تا ... يه چيزايي بسازه

مثلاً از تميز کننده‏ها و غيره .براي مواد استفاده ميکرد

از پوست سيب زميني و روغن سرخ کردني .براي درست کردن مشروب بسيار قوي استفاده ميکرد

درباره اين مسائل اطلاعات خيلي زيادي داشت ،اما خب نميدونم مَرد

.مثه آدمهاي بچه باز حرف ميزد

چجوري منظورته؟ قاعدتاً نبايد .درباره اين مسائل اينجا حرف ميزده

.نه، مَرد حرف نميزد ،موقع شبها من و اون

يکي از معجون‏هايي که درست ميکرد .رو ميزديم به بدن

يه سري مواد الکلي قوي رو ميتونست اينجا بسازه

.که هوش از سرت ببره رفيق

.توي زندان کار خفني هست

جدي ميگم مَرد. حتي بيرون .هم اين کار خفنيه

خب درباره چه مسائلي حرف ميزد؟

ميگفت يه جايي در جنوب هست

که همه مَردهاي پولدار ميرن اونجا .و شيطان پرستي ميکنن

... ميگفت

.اونا بچه‏ها و غيره رو قرباني ميکنن

... زنها و بچه‏ها همشون

،اونجا بقتل ميرسن و

"يه چيزايي درباره جايي به اسم "کارکوسا

.و "يلو کينگ" ميگفت

،ميگفت اونجا سنگ‏هاي قديمي در جنگل هستن

.که مَردم ميرن پرستش ميکنن

،ميگفت

.اونجا قتلهاي زيادي رخ ميده

رجي روي کمرش يه علامتي مثه

مارپيچ داشت

.ميگفت که اين نشانه اوناس

اصلاً چيزي ميفهمين؟

من به حرفهاش گوش نميکردم ،اما خب اون گردن کلفت بود

واسه همين نميتونستم بهش بگم !خفه خون بگيره

يادت مياد درباره رفقاش حرف زده باشه يا نه؟

،سوابق اينجا رو که بررسي کرديم

.متوجه شديم هيچوقت ملاقاتي واسش نيومده بوده

.هر دومون "تايرو ويمز" رو ميشناختيم

تايرون" ميتونه بهتون بگه" .اون بابا الان کجاست

.ببين رفيق، رجي جداً ديوونه‏اس

،زندگي با کسي که

کل روز دمِ گوشت حرفهاي چرت ميزنه

.حتماً خيلي سخت بوده

براي حرفهايي که بهتون زدم حالا بهم چيزي ميماسه؟

درخواست برگزاري هيئت رسيدگي .به آزادي مشروط رو ميديم

.اينطوري عادلانه‏اس

!هي. هي

...فکر ميکنين چون باهاش درباره "دوري" حرف زدم

ممکنه باعث کُشته شدن زنم شده باشم؟

.احتمالاً با اين قضيه ارتباط داشتي

.بنظرم نبايد اون عکسها رو بهش نشون ميدادي

مگه نه؟

،بايد اين "تايرون ويمز" رو پيدا کنيم

و ببينيم درباره "لودو" چي ميدونه

.آره

لازم نبود به چارلي بگي .که قضيه تقصير اون بوده

.اون يارو به حد کافي عذاب وجدان داشت

آره، خب اول اون بود .که گفت چي بهش ميماسه

.هئيت رسيدگي به آزادي مشروط

خب؟

.يعني کون لـقش

... آدم بامزه‏اي هستي مارتي

.اين مسائل تو رو نَرم و خام ميکنه

.ميخواستم همه اعضاي اون خونواده رو پيدا کنم

...کاشف بعمل اومد

.اصلاً خونواده‏اي در کار نبوده

ميدونين توي لوئيزيانا اين مساله چقدر عجيبه؟

يه پسر عمو که اسمش "دووال" بود

جز يه گواهينامه کاميون .چيز ديگه‏اي ازش در دسترس نبود

لودو هم از زماني که بايد

در دوره آزادي مشروطش خودش رو معرفي ميکرد .آب شده بود رفته توي زمين

،حالا بهم بگين آقايان جذاب

اگه جاي ما بوديد وقتي به بُن بست ميخورديد چيکار ميکردين؟

بر طبق اون شکايت، بنده .به اون منزل رجوع کردم

ديدم که در توري خراب شده ... و در ورودي نيز

،نيمه باز هست حس کردم ورود به خانه

مطابق با دستورالعمل معمول .پليس هست

،بر همين طبق وارد خانه شدم متوجه

ماريجووانا و کوکائين

.که روي ميز پيش دستي بود، شدم

.هي مارتين

.ما نبايد حرف بزنيم ليزا

.معلومه که حرف نميزنيم

نبايد کاري که هفته قبل باهام کردي .رو الان هم بکني

ببين شرمنده‏ام. مَست بودم .و احساساتم جريحه دار شده بود

.يالا باهام حرف برن

باشه. برات زندگي خوبي رو آرزو ميکنم

.و با دوست جديدت موفق باشي

.اي عوضي زن باز

.هي، ببين

ببين لازم نيست فيلم بازي کنيم، باشه و

.ياس و نا اُميديت بي معنيه

،لازم نيست اونطوري يا اينطوري

.رفتار کني مارتي

،در حقيقت خوشحالم که اون مَرد رو پيدا کردي

.و دلم نميخواد ديگه اين بحث رو باهات ادامه بدم

.بايد بهم احترام بذاري مارتي

.اين يعني احترام ديگه

راست" يه ارتباط بين اين قتل" ...و قتل مرموز

.ريان اليويه" پيدا کرده"

که ما رو به سمت دوست پسر قديمي اون .رجينالد لودو 35 ساله سوق داد

،متهم به تجاوز به يک دختر 12 ساله

.که بخاطر کمبود مدارک تبرئه شد

"بخاطر ساخت شيشه و "ال.اس.دي ،زنداني بوده

که با آزمايشات سم‏شناسي .لنگ جور درمياد

هم سلولي قديمي اون .همسر سابق "لنگ" بوده

.به متهم عکسهاي خوشکل از زنش نشون داده

،تا جاييکه ما ازش اطلاع داريم

،اونجوري که حرف ميزده

.بنظر توانايي اين قتلها رو داشته

.اطلاعاتي درباره اقوامش بدست نياورديم

آدمهاي از جامعه به دوري، که .بسختي تلاش ميکنن ردي ازشون باقي نمونه

همچين بدنبال يکي از دوستانش .بنام "تايرون ويمز" هستيم

اسمش در ورقه‏هايي .که بين شماها پخش کرديم هست

سوالي نيست؟

.فکر نکنم .پس بريم سر کارمون

"شما "ترزا ويمز

مادر تايرون ويمز هستيد؟

.تايرون مدتي هست که اينطرفا نيومده

.ميدونين، چند ماهي ميشه

چونکه مايکروفر منو فروخته بود .با هم دعوا کرديم

و دوستهاش چطور؟

نميدونين اونا کجا پِلاس هستن؟

نميدونم، يه مدتي با يه دختري

به اسم "کلسي" دوست بود

More Farsi Persian subtitles for True Detective

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left