Informações da versão

The Girl Who Cried Pearls 2025 720p WEB-DL
Um comentário de shine021
زیرنویس فارسی انیمیشن دختری که مروارید گریه می‌کرد

Tags

webdl
Publicado em: 2026-02-07
Downloads: 46
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 119 linhas.

زيرنويس از مهدي shine021

خب، خب...

کی اونجا قایم شده؟

نگران نباش، ژاندارم نیستیم.

آه! جالبه.

بین این همه گنج توی این اتاق،

میتونی حدس بزنی کدومش با ارزش تره؟

نه؟

در واقع، یه شیء خیلی کوچیکه.

توی کف دست جا میشه.

انگار یکی راز منو فهمیده.

چه رازی، پدربزرگ؟

اوه، عزیزم.

این یه داستان خیلی قدیمیه

که برمیگرده به خیلی وقت پیش...

به وقتی که بچه بودم توی مونترال.

توی اسکله ها میپلکیدم.

هرچی میتونستیم میدزدیدیم

تا صدای تفنگ سرکارگر

مثل مگس پراکندمون میکرد.

تابستون ها، توی خیابون میخوابیدم.

و وقتی هوا سرد میشد،

یه آپارتمان متروکه پیدا میکردم

بغل جایی که یه نفر دیگه بود.

اگه اون طرف آشپزخونشون میخوابیدی،

میتونستی گرماشونو حس کنی.

توی روبرویی یه خانواده بودن.

زنه همیشه عصبانی بود.

شوهرش یه آدم مریض بود

با یه دختر از زن اولش

که موقع زایمان مرده بود.

جاسوسیشون میکردی؟

خب، اون موقع ها تلویزیون نداشتیم.

باید دیگه نگم؟

نه، نه. بعدش چی شد؟

میترسم خوشحال کننده نباشه.

هر روز داد میزد:

'تو و بابات به هیچ دردی نمیخورین.

باید بندازمتون بیرون'.

پدرش آرومش میکرد.

میگفت: 'باید تحمل کنیم'.

پاداش ما اون دنیاست'.

اون شب، شبی که همه چی عوض شد...

من شاهد یه چیز جادویی بودم.

تمام شب مراقبش بودم.

میخواستم از اونجا دورش کنم.

قبل از اینکه کسی بیدار بشه،

انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

انگار خجالت میکشید.

شاید.

شاید میتونستم بهشون برسم.

می‌درخشیدن، بی‌نقص و گرد.

مزشون...

مثل نمک بود...

مثل اشک.

- پس تو مرواریدهای دختره رو دزدیدی؟

قضاوت نکن، عشقم.

یادت باشه، اون فقط یه بچه بود.

باهاشون چیکار کردی؟

- همون کاری که سعی کردم با هر چیزی که پیدا می‌کردم

یه مرد تو محله بود

که معروف بود به اینکه اگه یه چیز با ارزش براش ببری،

چند سکه‌ای بهت میده.

وقتی با یه مروارید پیشش رفتم، شک کرد.

بزرگترین مرواریدی نبود که دیده بود،

اما رنگش، درخشش‌اش، لومینسانس‌اش...

ازم پرسید: 'این رو از کجا دزدیدی، موش کوچولو؟'

گفتم: 'من ندزدیدمش.'

کل ماجرا رو براش تعریف کردم.

یه کلمه هم باور نکرد.

مروارید دوم رو درآوردم.

گفتم: 'دروغ نمیگم.'

می‌تونستم ببینم چرخ‌دنده‌ها دارن می‌چرخن.

'یه جفت جور. هوم...'

خیلی، خیلی عجیبه.'

ازش پرسیدم: 'می‌خریشون یا نه؟'

گفت: 'آروم باش. ساکت!'

باید یه نفر اینا رو برام چک کنه.'

پرسیدم: 'این یعنی چی؟'

گفت: 'یعنی گمشو بیرون!'

فردا برگرد.

یا شاید ترجیح میدی با این داستان پریونت بریم پیش پلیس

گمشو بیرون!'

یه متخصص تو بندر قدیمی بود،

یه جواهرفروش که به درستکاری معروف بود.

مرواریدها رو با دقت بررسی کرد،

از درخشش و رنگین‌کمانی بودنشون شگفت‌زده شد.

'درخشش، شکل، رنگ.

بی‌نقص.'

درباره منشأشون گمانه‌زنی کرد.

'از دریاهای جنوب؟'

'شاید...'

'نه.'

من هرگز مرواریدهایی مثل این ندیدم.

بوی دریا میدن،

اما از هیچ نرم‌تنی نیستن.

بگو ببینم، اینا رو از کجا آوردی؟'

'اوه، خب، این یه داستان خیلی عجیبه،'

گفت رباخوار.

باور نمی‌کنی.'

ولی جواهرفروش نه خندید، نه مسخره کرد

وقتی داستان پسر دزد رو شنید

و دختری که مروارید گریه می‌کرد.

در عوض، صورتش جدی شد.

'صبر کن.'

یه لحظه صبر کن، جواهرفروش گفت.

'همونجا وایسا.'

جواهرفروش یه مرد دانشمند و مذهبی بود

با یه عالمه کتاب قدیمی

که هر موزه‌ای بهش حسودی می‌کرد.

'بعد از اینکه آدم و حوا از باغ رونده شدن،'

گفت، 'آدم اونقدر اشک ریخت که...'

'پرنده‌ها و حیوونا می‌اومدن ازش بخورن،'

و اشکای حوا تبدیل به مروارید شد.'

'ولی این... این... یه داستان بچه‌گونه‌ست.'

رباخوار گفت.

'به این چرت و پرتا اعتقاد داری؟'

'با خدا، کی می‌تونه بگه چی ممکنه؟'

جواهرفروش گفت.

The Girl Who Cried Pearls subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left