Minions & Monsters

Minions & Monsters

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações da versão

Minions and Monsters 2026 720p MA WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
Um comentário de shine021
انیمیشن مینیون‌ها و هیولاها

Tags

webdl
Publicado em: 2026-08-11
Downloads: 55
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

زيرنويس از مهدي shine021

خب، همه جمع بشید دور.

این جدیدترین و ویژه‌ترین نمایشگاه ماست

که توش همه‌چیز رو درباره فیلم‌های مورد علاقه‌تون

-و بازیگرهاش یاد می‌گیرید. -وای. -اوه.

به جادوی هالیوود خوش اومدید!

این همه وسیله باحال رو ببینید. اوه.

اون بالا رو ببینید. ای.تی.ئه.

اوه، و این یکی رو ببینید.

کیانو ریوز.

و همه شما جورج لوکاس رو می‌شناسید، درسته؟

اوه، آره، عالیه.

من واقعاً دلم می‌خواد الان برم خونه.

بابا، فقط چند هفته دیگه تا آخر نمایشگاه مونده.

می‌تونی دووم بیاری.

حداقل می‌تونم گوشی موبایلم رو داشته باشم؟

اوه، جورج، تو فقط می‌خوای باهاش زنگ بزنی کمک بخوای.

اوه، و اینجا،

اوه، وای، مهم‌ترین چهره‌های این نمایشگاه.

بدون اونا، هالیوودی وجود نداشت.

جیمز و هنری!

کی؟

جدی می‌گی؟

جیمز و هنری.

-مینیون‌ها. -من مینیون‌ها رو می‌شناسم.

ولی هیچوقت...

جیمز و هنری رو ندیدم.

-آره. اسمشون رو هم نشنیدم. -منم همینطور.

این دیوونه‌کننده‌اس!

جیمز و هنری افسانه‌ان و هالیوود رو برای همیشه تغییر دادن.

نه فقط هالیوود، اونا دنیا رو تغییر دادن.

و داستانشون حماسی‌ه.

اونا چی‌ان؟

اون داره راجع به چی حرف می‌زنه؟

می‌دونید چیه؟ برنامه عوض شد.

همه بشینید. همین الان.

همه‌تون. بیایید، بشینید.

تامی. تو هم، عینکی و آقای جانسون.

و تو هم، دختر حبابی.

همونطور که می‌دونید، در طول تاریخ،

ده‌ها قبیله مینیون تو سیاره ما پرسه زدن،

و دنبال کامل‌ترین شرور می‌گشتن

تا بهش خدمت کنن.

و بینشون یه پسر خیلی خاص بود.

همونه. اونجاست.

جیمز.

اون نقاشی و طراحی دوست داشت، ولی بیشتر از همه،

عاشق این بود که داستان بسازه و با دوستاش به اشتراک بذاره.

-هی، آلبرتو. بوکام رو ببین. -ها؟

ته گوستا؟

اوه... اوم، مِه.

آ. اوه، اریک.

ها؟

هی، جیمز! هی! باشه؟

اوه، اوه، اس... سی، سی.

ولی بقیه قبیله‌ش،

فقط به یه چیز علاقه داشتن.

رئیس بزرگ. اوه...

تا به شرورترین اربابی که پیدا می‌کنن خدمت کنن.

و این پسر همه شرایط رو داشت.

ترسناک؟ تیک.

هیکلی؟ تیک.

-خیلی بدجنس؟ -اوه.

پوت! پوت! پوت!

تیک مضاعف.

اوه.

نه، نه، نه!

پوت! پوت! پوت!

پوت! پوت! پوت!

نمره‌ش کامل بود.

پوت! پوت! پوت!

پوت! پوت! پوت!

برای اینکه به ارباب جدیدشون نشون بدن چقدر براشون مهمه،

مینیون‌ها همه کار براش می‌کردن.

ولی جیمز می‌خواست یه قدم فراتر بذاره

و یه چیز واقعاً فوق‌العاده برای اربابش بسازه.

اوه، اوه، چی؟ آ.

آ. هی، رئیس بزرگ!

هی، ببین! ببین!

رگارد!

سِه تو!

اِ سِ نو!

رئیس بزرگ! رئیس بزرگ! رئیس بزرگ!

پوت، پوت، پوت.

اوه...

نه، پوت، پوت، پوت. نه.

نه.

هه؟

رگارد! رگارد!

آ، اوه، اوه.

اوه، پوللا، پوللا...

فیو.

هی، هی، اوه، نه، نه، نه!

مراقب باش! مراقب باش!

اوف!

آخ!

اوه! اوه! اوه!

-اوه، جیمز. -جیمز.

مینیون‌ها از جزیره سایکلوپس

همون روز تبعید شدن،

و همه از دست جیمز عصبانی بودن.

جیمز، جیمز، جیمز!

-اوه. -خب، نه همه.

یه مینیون دیگه این رو خیلی بامزه پیدا کرد.

رئیس بزرگ. پوت، پوت، پوت.

آیه، آخ.

و اون هنری بود.

اوه لا لا لا.

الِ.

هی، جیمز.

آ، سی، سی.

اوه-اوه.

نه. نه، نه، نه.

هی.

ها؟

می‌تا هنری.

آ، بِلو. می‌تا جیمز.

-تاپیوکا؟ -آ، اوه، تاپیوکا.

اوه، هی.

سی.

اوه، اوه.

هی، اوه!

-آ، ا-باشه. سی، سی. -سی. سی.

بلا.

و از همون لحظه به بعد،

جیمز و هنری جدانشدنی شدن.

بهترین دوستا و کنار هم -فرقی نمی‌کرد کجا برن... -رئیس بزرگ! رئیس بزرگ!

-یا برای کی کار کنن. -رئیس بزرگ! رئیس بزرگ! رئیس بزرگ!

ارباب بعدیشون خیلی امیدوارکننده بود،

خیلی قدرتمند و مهم‌تر از همه، خیلی شرور.

و کتابش... اوه، وای من، کلی جادوی بدجنس توش بود.

میشا استروگانف.

اوه لا لا لا.

براش آپ! براش آپ!

دست نزن به لا بوکیسکی.

-دست نزن! -باشه، باشه. دست نمی‌زنم.

آ.

-دست نزن! -باه نه، نه.

هی، جیمز. جیمز.

بیا اینجا، بیا اینجا. ببین.

دست بزن به لا بوکیسکی.

اوه.

ببین. بیا اینجا، بیا اینجا.

اوه.

بِلا لا مونسترا.

اوه لا. اوه.

اوه، اوه! لا! لا ربیت!

وای کاوایی! ووی آ لا اسپلا.

اوه...

آ.

کیوت-آ.

اوه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

اوه، هاه. بلا. فرمان-زد.

فرمان-زد!

برگردون!

فرمان-زد!

برگردون!

بار دیگه، مینیون‌ها ناخواسته یه ارباب رو از دست دادن.

هنری!

از طرف مثبتش،

دوستی جیمز و هنری اون روز محکم‌تر شد...

-اوه... -اوه...

حتی اگه باعث شد

بعضی از مینیون‌های دیگه ناراحت بشن.

اوه، راستی این اِدِه.

یه مینیون مهربونه که یه کم سخت می‌شنوه.

واسه همین یه راهی پیدا کردن تا با هم ارتباط برقرار کنن.

-ی پولِنتا، لا مانگو. -اوهوم.

بیا اینجا.

ها؟

و اینطوری مینیون‌ها از یه رئیس رفتن پیش رئیس بعدی.

و رئیس‌ها هم کم نبودن.

رئیس بزرگ!

اوه، رفقا.

پور فاور.

اوه. ها؟ آ!

اوه، کریس!

اوه، بیل.

اوه، پاتریک.

ها؟

اوه، برایان.

ولی بعد از یه مدت،

دیگه نتونستن ارباب شرور دیگه‌ای برای خدمت پیدا کنن.

برای مدت خیلی طولانی، مینیون‌ها اینور و اونور پرسه زدن،

خسته و ناامید.

باشه.

باشه؟

و اون مینیون خیلی رئیس‌مآب اونجا،

اسمش دیکه.

به همه غر زد که چادر بزنن برای شب.

اِه، باپ، باپ، باپ.

حالا، به خاطر حرف زدن‌های بی‌وقفه و خنده‌هاشون،

دیک به هنری و جیمز دستور داد برن یه جای دور بخوابن، مثل همیشه.

که براشون عالی بود،

چون یعنی می‌تونستن تا صبح بیدار بمونن

و راجع به معنای زندگی، کیهان،

امیدها و رویاهاشون حرف بزنن.

اوه لا لا. -جیمز: ممنون. -عالیه جیمز.

-آره. آ... دیک. -مارچوبه.

میک یا نو. میک یا نو.

More Farsi/persian subtitles for Minions & Monsters

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left