As primeiras 200 linhas.
هی، با اون هستی؟
خوبه. پس بیا.
بیا دیگه.
اوه لعنتی!
تسلیم.
آدممفتخورایی مثل تو تا یکی نزنه تو سرت، یاد نمیگیرین.
تسلیم. تو رو خدا ولَم کن، فقط همین یه بار.
پولو جور میکنم هرچی زودتر تونستم پس میدم.
فقط همین یه بار، خواهش میکنم...
دفعه بعد پولتو ندی، شکمتو میدرم میدم سَگا بخورن.
زيرنويس از مهدي shine021
«شــــــرخـــر»
ولتاژ بالا خطرناک
منطقه ۳ ورود فقط با مجوز
اینادانام دوکام لوک.
بدهی توی این دنیا آدمو به رنج میندازه.
۱۰ سال بعد
و توی دارما، اون بدهیِ کارماست.
خوبی و بدی، ریشهی خوشبختی و رنجه.
اینکه همهتون اینجایین،
برای اینه که بدهیهای کارماییِ خودتون رو پس بدین.
اینجا حبسین،
و باید اصلاح بشین.
تا وقتی اینجایین، به خودتون میاین
و کمکم عاقبت کارهاتون رو یاد میگیرین.
دارین به آخرِ مدت حبستون نزدیک میشین.
بدهی کارماییتون رو پس دادین.
باید یه زندگی تازه شروع کنین.
درستکاری رو بغل کنین. با احترام رفتار کنین.
از این به بعد هم عضو خوبِ جامعه باشین.
امیدوارم همتون برکت بگیرین.
سادهو.
زندان استان
رئیس معبد رو از کجا پیدا کنم؟
توی غارِ بالای اون کوهه.
اوه، تویی نوم.
چطور رسیدی اینجا؟
چیزی خوردی؟
- پیاده اومدم، پدر. - هوم.
خواستم بیام ادای احترام کنم.
هوم.
از رنجت آزاد شدی.
از این به بعد میتونی از نو شروع کنی.
فکر کردی میخوای از این به بعد از چی نون دربیاری؟
هنوز نه.
راستی، رانندگی بلدی؟
- آره، بلدم. - هوم، خوبه.
یکی از مریدهام دنبال یکیه واسه کارِ پیک.
دوست داری اون کارو بکنی؟
میتونم یه حرف خوب برات بزنم.
پیکه، آقا.
پیک اومد.
پچ پراسرت
راننده افتضاح: کارمای خوبِ خودتو بیار
جای پچ اکسپرس
راستش بامزهست.
بد نیست این گربه رو پیشت نگه داری که همدمت باشه؟
دووم نمیاره.
میشه تو مراقبش باشی؟
هوم.
آها، اینم از این. امیدوارم خوشت بیاد.
چی میل داری؟
اِ...
جوانهی بامبو با یه تخممرغ نیمرو.
- با برنج، درسته؟ - آره.
آقا.
پولتون یادتون رفت.
بگیرش.
تو هم تشکر کن نید نوی.
مرسی.
مامانبزرگ.
تو نگهش دار.
خب پس کجاست؟ هان؟
این دیگه چیه؟
فعلاً اینو بگیر، همینقدر دارم.
داری مسخرهم میکنی، هان؟
چه گهی؟
به جهنم!
بس کن! بس کن!
نکن آقا، میترسونیش.
دختره ترسیده؟
دختره ترسیده، آره؟
هی!
به تو چه ربطی داره؟
هی عوضی، تو کی هستی؟
چی میخوای، هان؟
ببین، خواهش میکنم...
برو.
من پرداخت میکنم.
فقط بگو اینجا چقدر بهتون بدهکاره.
دههزار بده.
بدهش به من!
همهی پولمه. همینو بردار.
هوم.
باشه.
سوار شو.
هی.
هی.
بگیر.
همین؟
کاسبی خوابیده داداش.
هی.
من فقط سود نمیخوام.
فهمیدی؟
اصلِ پولم رو هم باید بدی.
گرفتی؟
از این به بعد،
سودت دو برابر میشه.
بله. بله آقا.
خیلی هم سادهست.
جلوتر بپیچ چپ.
ممنون.
بیا تو، یه آب بخور.
باشه.
خوبه.
براش یه لیوان آب بیار، باشه؟
فقط شما دوتا اینجایین؟
آره. فقط من و نوهم.
نید نوی عاشق مامانبزرگه
مامانش گذاشتش پیش من.
بعدشم غیبش زد.
یه بات هم نفرستاده.
حقوقِ بازنشستگیِ پیری هم برای بزرگ کردن بچه کافی نیست.
واسه همین مجبور شدم هی صرفهجویی کنم و... و بساط رو بچرخونم.
اولش هیچی نداشتم، مجبور شدم قرض کنم.
چقدر بدهکاری؟
۳۰هزار.
باهاش گاری رو خریدم و بقیه وسایل رو جور کردم.
سودش هزار باته.
روزی. واسه همین، چشم به هم زدم...
بدهیم شد بالای ۱۰۰هزار.
من از کجا همچین پولی بیارم؟
واقعاً ممنونم.
هرچی زودتر بتونم پولتو پس میدم.
ولش کن، مهم نیست.
اینو بگیر.
خدا بودا مراقب مرد خوبی مثل تو باشه.
ممنونم خانم.
آقا.
این واسه بدهیه.
پیش خودت نگهش دار.
پس بدهی صاف شد.
برو به مامانبزرگت بگو.
- باشه؟ - درد داره؟
این بالِ فرشتهست؟
ممنون که به من و مامانبزرگ کمک کردی.
مامانبزرگ، کل بدهیتو صاف کردم.
اوه لعنتی.
آقا، آقا! یکی افتاده زمین! آقا!
شما تومور مغزی دارین.
همین باعث تشنج، بالا آوردن و از حال رفتنتون میشه.
ممکنه صداهایی هم بشنوین، یا چیزایی ببینین که وجود نداره.
تو مورد شما، تومور قابل عمل نیست.
خیلی خطرناکه.
پیشنهاد میکنم رادیوتراپی کنین تا علائم کنترل بشه.
چقدر وقت دارم؟
هوم، با رادیوتراپی،
شاید تا یه سال وقت داشته باشین.
بدونش، ممکنه...
کمتر از یه ماه.
تو رو خدا این کارو نکن. التماست میکنم.
- التماست میکنم. - واسه چی، هان؟ چی میخوای؟
هان؟ این؟
حتی یه قسط درستوحسابی هم نمیتونی جور کنی.
مامانبزرگ!
هی! کثافت کوچولو!
هی!
آشغالِ عوضی.
گورتو گم کن!
اوه!
- این حرومزاده... - مُردی دیگه، هان؟
بزن بریم.
پلیسا اومدن.
داداش، چیکار کنیم؟
- بزنیم به چاک. - بریم!
اینجا چه خبره؟
آقا، دار و دستهی طلبکارا بساطِ این خانمو داغون کردن،
اون آقا هم پرید وسط کمکش.
درسته؟ میخواین شکایت کنین؟
من... من میتونم... واقعاً شکایت کنم؟
آره. برید کلانتری به افسر کشیک بگید ثبتش کنه.
هی تو، تو هم به عنوان شاهد باهاش برو.
حتماً میدونید خانم، این وامهای زیرمیزی غیرقانونیه.
وقتی نتونی پولتو بدی، آخرش این میشه.
خب.
چطور میتونیم کمک کنیم؟
میدونید چند نفر بودن؟
میتونید توصیفشون کنید؟
هر دفعه همیشه چهارتان.
هی بچه، پیراهن مشکی. کلاهتو بردار.
هی، بجنب.
کلاه لعنتیتو بردار.
آها، نومه.
کی ولت کردن بیرون؟
- الان چه گهی میخوری؟ - خِم.
این یارو ازش محافظت کرد.
وقتی باندِ طلبکارا بهش حمله کردن، پرید وسط کمکش.
درست شنیدم؟
خانم.
میدونید ایشون کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.