As primeiras 200 linhas.
آنچه گذشت
يکم از اون چيزي رو ميخوام ... که کمکت ميکنه درست بخوني
از اونا که درپوش ضد کودک داره
بنظر مياد چند وقتيه نخوابيدي
فقط سردرد دارم همين
و بازم داري دروغ ميگي
دارم ميرم ملاقات بابام
رفته سيراکيوس براي سخنراني
ميتونيم اينجا رو داشته باشيم ميتونه يه راز بين من و تو باشه
از دروغ خسته شدم
مال آليسونه
پول آليسون کم کم داره تموم ميشه
و شانا تنها کسيه که ميدونه چطور ميشه با آليسون ارتباط برقرار کرد
يکي از داستان هاي آليسون بدجوري تو ذهنم مونده
داستان کافه گوزن و شکارچي جايي که دوست پسر مرموز آليسون
بردش اونجا تا با هم آبجو بخورن
رفتم کافه گوزن و شکارچي
و ازرا اونجا بود داشت از همون شيريني ميخورد
همون شيريني و آبجو آبجوي شلوارک ساحلي
فکر ميکني ازرا "اي" ـه ؟ بايد به آريا خبر بديم
بنظر من تا صددرصد مطمئن نشديم
نبايد بهش بگيم
ميخواستين منو ببينين ؟
لطفا بيا داخل و ... درو ببند
به نظرت چند تا گلداستيک وجود داره؟
سي و دو تا، همه هم راحت گيرمون ميارن
آريا هنوز جواب نميده
اگه گوشيشو برداره چي ميخواي بهش بگي ؟
ميخواي بگي "ميگما ? بنظرت جالب نيست که
"دوست پسر قديميت يه جاني از آب دراومده ؟
ترجيح ميدم قبل اينکه باهاش حرف بزنم چيزاي خيلي بيشتري بفهمم
تو اين بخش ميز رو بگرد
تو کشوي پرونده ها رو بگرد
دنبال چي ميگرديم ؟ - مدرک -
بايد مدارک خيلي بيشتري پيدا کنيم اگه ميخوايم به آريا اثبات کنيم
... که ازرا
اوني نيست که ميگه
که "اي"ـه
چطور ميخوايم آريا رو راضي کنيم
وقتي حتي خودمون نميتونيم با صداي بلند بگيمش ؟
اگه يه معلم بودم و دانش آموزام
فقط برام ليوان قهوه مياوردن
منم راه ميافتادم ميزدم تو سر مردم
تو رو خدا بگو اوني نيست که بنظر مياد
دفترچه "آلي"ـه
پس اوني که توي کلبه بود ازرا بود ؟
ما هميشه ميدونستيم دو تا "اي" هست
ازرا و شانا ؟
ازرا و يه نفر ديگه
مونا اينجا چيکار ميکنه ؟
نميدونم
دنبال دفترچست ؟
من از کجا بدونم ؟ - ساکت -
چرا مونا داره کاغذهاي آقاي فيتز رو ميدزده ؟
شايد نميدزدشون
شايد داره ميره بده به خود ازرا
بهتر نيست اينکارو توي اتاقت انجام بديم ؟
مامان بابام بيرون شهر دارن وکيل بازي درميارن
بنظر رمانتيک مياد
يکيشون توي شيکاگوئه اون يکي توي بوستون
فکر نکنم هيچ کدوم از صفحه هاش کنده شده باشه
سرمايي چيزي خوردي تو ؟
آلرژي دارم
شماره تلفن و ايميلي
که با پوله پيدا کردم چي ؟
ميتونم بفهمم اون شماره تلفن مال کجاست
و ميتونيم به اون ايميل ها ? ايميل بفرستيم
ولي فکر کنم بايد از جايي بفرستيم که نشه ردش رو گرفت
راجب شانا چي ميدونيم ؟
اينکه گم شده
نه ? جدا ? چي راجبش ميدونيم ؟
قبلا با پيج بوده
ميشه لطفا اون بحثو پيش نکشي ؟
فقط ميگم ما اطلاعات زيادي راجب رابطشون نداريم
نه از اونجور اطلاعات
فقط اينکه شانا هيچوقت از جورجيا زده بوده يا نه
حرفي که مرتبطش کنه به جايي که آلي مخفي شده؟
فکر کردم نميخواي دنبال آلي بگرديم
فکر کنم "اي" بود که گفت دنبالش نگرديم
... منم حالت اميلي رو دارم
بيشتر از اينکه بترسم عصبانيم
خب ميخواي چيکار کنم ؟
از دوست دخترم راجب رابطه اش توي تعطيلات تابستون بازجويي کنم ؟
اصولا ? آره
نبايد نگران يه رابطه اي
بين مونا و فيتز باشيم ؟
نميتونم نگران چيز ديگه اي باشم مغزم ديگه جا نداره بخدا
مغز منم همينطور
بعدا بحثمون رو ادامه ميديم آريا بايد تا اونموقع ديگه برگرده
چيه ؟
هيچوقت به ذهنتون نرسيد
که اون دفترچه رو زيادي آسون پيدا کرديم ؟
به چي فکر ميکني ؟
به اينکه اگه اون کسي که دفترچه رو گذاشته
توي اون ميز "اي" نبوده باشه چي ؟
اِم ? واقع بين باش همه اين ها به "اي" ربط داره
آره ? اگه من بودم حرفمو اين شکلي نميزدم ? ولي حق با هاناست
خيلي خرذوق ميشم وقتي اينو ميگي
به چي داري فکر ميکني ؟
دوست نداري بدوني
امتحان کن
به اينکه امشب شب يکشنبهست
و هنوز يه عالمه مشق دارم
مشق نوشتني خلاقانه ؟
اين يکيو بنويسم مطمئنم خيلي ازش خوشت مياد
يه جوري شروع ميشه
بعد يهو تبديل ميشه به يه چيز کاملا متفاوت
چطوري ؟
يه قهرمان تو داستانم داشتم ولي قهرمان ها مثل سابق نيستن
براي همين مجذوب شخصيت بد داستان شدم
شخصيت بدت آخر داستان شکست ميخوره ؟
مطمئن نيستم
بعضي اوقات شخصيت بد داستان برنده ميشه
آره بعضي اوقات
"مردي بايد از خيابان هاي خبيثي عبور کنه"
"مردي که خودش خبيث نيست"
اين چند مدت ازم دوري ميکني
توبي ؟
اگه يه نوشيدني به منم تعارف ميکردي رد نميکردم
چيزي که ميدوني رو بايد منم بدونم
راجب چي ؟
راجب آليسون
چطور ميتونم کمکت کنم وقتي
بهم حقيقت رو نميگي ؟
نميدونم منظورت چيه
خوبم ميدوني منظورم چيه
اين کار اولش فقط يه شغل بود
ولي حالا عوض شده، خودتم خوب ميدوني
تو فقط بايد بهم اعتماد کني
بهت اعتماد کنم ؟
اونقدر به خودت فشار آوردي که خستگي داره از سر و روت ميباره
من هيچ مشکلي ندارم
اونا کمکم ميکنن تمرکز کنم
فقط همين
حالا کي کيو سرکار گذاشته ؟
ممنون
بيا، بذار من برات حساب کنم
خودم ميتونم پول قهوه خودمو بدم
پونزده سنت بيشتر نيست وسعم ميرسه
بقيه اش مال خودت عزيزم
ممنون
راستشو بخواي
اين يجورايي روش من واسه معذرت خواهي بود
بابت چي ؟
از اينکه صحبتمون اون روز اونجوري پيش رفت راضي نيستم
فکر نکنم به هيچکدوممون کمکي کرده باشه
آره، خب، بعضي اوقات توي قبول
انتقادهاي سازنده دچار مشکل ميشم
اينجور انتقادها رو به عنوان يه تهديد ميبينم
منم همينطورم
بعد از اون روز دوباره به کافه گوزن و شکارچي رفتي ؟
نه، از وقتي تو رو اونجا ديدم نرفتم
شايد بعضي اوقات بتونم اونجا ناهار مهمونت کنم
يا شام
شايد
خب، هرموقع تونستي بهم خبر بده
حتما
قول ميدي ؟
قول ميدم
از ته دل ؟ که اگه قولتو بشکني خداکنه بميري ؟
هرچي بيشتر با مردها آشنا ميشم بيشتر دلم ميخواد جاش يه سگ بگيرم
حيف شد جز اين 2 تا راه ديگه اي نيست
واقعا حيف شد
پس همينطوري اومد پول قهوه ات رو داد ؟
يه انعام ده سنتي هم گذاشت
بخاطر يه ليوان قهوه ؟ حيف پول
خوشحالم آريا ديگه باهاش ارتباطي نداره - مطمئني نداره ؟ -
فکر ميکني دوباره رابطشو با ازرا شروع کرده و بهمون نگفته ؟
هرکي راجب يه قضيه عشقي
به بقيه اعضاي گروه دروغ نگفته دستشو ببره بالا
ديگه سوالي ندارم
چيکار کنيم ؟
!! ما رؤساي کلوب "تنفر از مردان" هستيم
نظرتون چيه ازرا فيتز رو زير نظر بگيريم ؟
اصلا اينکار تو خونمه
صبح بخير رفقا
سلام
سلام آريا، سيراکيوز چطور بود ؟
خوب بود
با بابات بهت خوش گذشت ؟
آره واقعا خوش گذشت
تونستي بري موزه ي کانال "اري" ؟
بسته بود
خيلي بد شد
خب، وقتي نبودم چه اتفاقايي افتاد ؟
اتفاق خاصي نيافتاد
خب، وقتشه بريم پشت دنيا رو به خاک بماليم
تو خودت جدي جدي موزه کانال "اري" رفتي، مگه نه ؟
دو بار
بنگاه هنري فيتزجرالد، بفرماييد
اين شماره 5-0139 اجووده ؟
بله همينطوره
و شما گفتين بنگاه هنري فيتزجرالد ؟
بله خانم
با کي ميخواين صحبت کنين ؟
فکر کردم ميخواي کمتر از اون قرصا بخوري
تا حالا اسم در زدن رو نشنيدي ؟
آره راجبش شنيدم
فقط علاقه اي به اينکار ندارم
وقتي غيرمنتظره بياي داخل چيزاي بيشتري ميفهمي
No comments yet. Be the first to leave one.