As primeiras 200 linhas.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.us
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.us
اسم من "سیگنوس"ـه
من شکارچی مردمم هستم
و چند وقتیه که شکار کمیاب شده
ما فرزندان انسان هستیم
این بیرون، تنها ما اینطور نیستیم
خیلی از گروها ها دوباره زمین رو میگردن
به ما میگن آخرین آرک
کسایی که روی پوستشون داستانهایی هست
برام سوال شده بود که دنیا چی به سرش اومده بود
قبل از این که من متولد بشم توش
من فقط دنیایی رو میشناسم که یه عده ای کم با هم حرکت میکنن
باید دورتر برم تا جونوری که میخوام شکارش کنم پیدا کنم
هی
هی
بذار برم. بذار برم! خواهش میکنم
چرا اینجایی؟
من تو رو میشناسم
تو هم میبینیش آره؟
روزهای تیره تر
بله
من هم همینطور.
اما اون به تو نیاز داره
شکارچی خون...
و امید
امید چیزی نیست که من براش شکار میکنم
به نظر میرسه من امیدی داشته باشم؟
هی!
منم مثل تو ام، میبینمش
داستان تو رو هم میدونم
تو اون پسر کوچیک هستی
پسر کوچیکی که مارها رو کشت
حرفم تموم شد، پایان
نه!
من از آخرین آرک دورتر زندگی میکنم
که بشنوم باد چی میگه
حتی اگه منو غریبه بدونن
این بمن بگه این وضع نمیتونه ادامه داشته باشه
بعضی وقتا از خودم میپرسم چرا موندم
بعد یادم میاد که اونا منو پیدا کردن و منو راه دادن
به من یه جایی دادن که بهش بگم خونه
برای این من زندگیمو دارم
خورشید از مسیر رودخانه عبور کرده
و شکارچی رو به ارمغان اورده
اونا راه رو بلدن
اونا مارا پیدا کردن سیگنوس
ما علیه روزها هستیم
این کمکی نمیکنه
اونا ترسیدند
این آیندست که باید محافظت بشه
اونا مثل تو نمیرن بیرون
اونا نمیتونن
اونا تماشا میکنن
همه اینجان؟
اونا نزدیکن
چند تا؟
سه تا
تو شکارچی هستی
تو اونی هستی که مارها رو کشت
چه جوری بود؟
الیاس!
الیاس
الیاس!
به من گوش کن
اون شکارچی
براش کشتن یه چیز طبیعیه
اون شکارچی مثل تو نیست
اینجوری نیست که یا تو باشی یا اون بابا
مامان میخواست زندگی کنیم
من تو رو میشناسم
کی اونجاست؟
نوا، منم که دارم میام تو
معلومه تویی
من نیستم که باید نگرانش باشی
تو یه یتیم جدید داری
و اون خوش شانسه که زنده مونده
الدن پدر خوبی بود
اما نمیدوست چطور از خودش محافظت کنه
قبل از این که ما راه خروجو بفهمیم
باید اول خودمونو بشناسیم
کافرها نباید اینقدر نزدیک باشن
این یه نشونه نیست؟
سیگنوس
باید بفرستمت
کجا؟
جایی در تاریکی.
جایی که نور هست
که جواب رو داره
چی میبینی؟
میبینم هممون سعی میکنیم...
آسون نیست
بقا هیچ وقت آسون نیست
اما این انتخاب ما نیست
من به داستانها اعتقاد دارم
من داستانها را شنیدم
وقتی زخم ها رو ببینم باورش میکنم
پس اینو ببین!
کی مرد
در جستجو بدون پایان؟
اجداد ما!
ما!
فراموش نکن اینو
شکار تنها کاریه که بلدم
نمیخوام بکشی
میخوام شکار کنی
برای پیدا کردن پاسخهایی که
این رو متوقف میکنه
شاپا
نگو
میدونم
تو چی میدونی؟
نوا فرستادت
بهت گفت چرا؟
اون میدونه چرا منو اینجا میخواد
نوا میدونه چی میخواد
و نمیخواد
من یه جواب میخوام
تو باید برای غذا شکار کنی نه جواب
نوا میخواد یه چیزی رو پیدا کنم
من یه محقق نیستم از کجا شروع کنم؟
با یک سوال!
اینجاها بود
آه!
ببین
اینجا
اینجا
این جواب هم هست
جواب کجا میتونه باشه اگه
قرار باشه جایی باشه
هر جا که نیست
یه شکستگی قدیمی اینجا هست
و؟
اینجا خیلی وقته داغ بوده
جایی خوبیه برای گشتن
چرا؟
اگه به جمعیت فکر کنی
یا چیزی که حاضر بوده
خیلی آسونه اینجوری دنبال چیزی گشتن
به چیزی که نیست
و چیزی که هست
میتونه افراد بیشتری شبیه ما اون بیرون باشه
باید به داستانهات یه نگاهی بندازم
آره آره.
تو اونجا بودی
من یه آسمان سوزان رو یادم میاد
که وقتی سایه جلوی خورشید رو گرفت از بین رفت
نشانه های گذشته ما
راهنمای ما هستند
وقتی ما نقشه ای نداریم
تو میتونی با دستات مارها رو بکشی
حتی قبل این که بتونی راه بری
تو قدرت داری
از استفاده ازش نترس
ما الان انتخابی نداریم
این بار
باید میومد
میتونی به من بگی
تنها بودن چجوریه؟
دنیا به تو گوش میکنه
نترس
پدرم چیزای بیشتری برای گفتن داشت
امیدوارم یه راه خروجی از اینجا پیدا کنیم
منم همینو میخوام
اینجا
اینا رو بگیر
مال پدرم هستن
به اونایی که قایم شدن بده
منتظرن بکشن
من تا راهتو پیدا کنی پشتتم
قول میدم.
به زودی مال ما میشه
اون گفت
ما این یکی رو نمیتونیم بکشیم
اون گفت نمیخوادش
اون بهش نیاز داره
من چیزی که هستی میبینم
شکارچی
باید منو میکشتی، چرا نکشتی؟
از زنده گذاشتنت پشیمون نیستم
تو قبلا مردی
آره
آره
سخت تر!
خونشو در بیار
آره
آه!
آره
زایزک
میدونی که نمیتونی بکشیش
اینو باید بدونم
نه برای اون
برای قدرت ما.
کلی سال گذشته
یه روز دیگه چه فرقی میکنه؟
ما از صبر کردن خسته شدیم لکسی
لوپیس، قاطی نکن خودتو
یه چیزی بایک بشکنه!
No comments yet. Be the first to leave one.