Big Baby

Big Baby

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações da versão

Big Baby 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1-persian
Um comentário de shine021
بچه‌غول

Tags

webdl
Publicado em: 2026-08-07
Downloads: 11
Para Deficientes Auditivos: No
FPS: 23.976

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

زيرنويس از مهدي shine021

به پردهٔ دومِ...

خون‌آلود خوش اومدین.

بزرگ‌ترین و خونین‌ترین پادکست نقد فیلم

در تاریخ جهان؛ مثل همیشه، من ومپایر گرگم.

و منم استیو استرنج.

و همین‌جوری می‌پریم وسط کار

با نقد فیلم سیاه‌ترین ماه.

جدی؟ نه، نه، خبری از گپ‌وگفت نیست؟

نه، مثلاً این‌که بگم آخر هفته‌ت چطور بود، گرگ؟

اوه، نه. اگه این فیلم رو دیده باشی،

پس می‌دونم آخر هفته‌ت چطور گذشته.

خب، فقط بذار این‌طور بگم که، اِ...

فقط بذار بگم که سیاه‌ترین ماه شاید یکی از

بدترینِ بدترین فیلم‌هایی باشه که تو عمرم دیدم.

اوه، چه تند! بدترینِ بدترین‌ها؟

ببین، ببخشید، ببخشید،

ولی این فیلم، رک بگم، مزخرفِ به‌تمام‌معناست.

باشه، خیلی خب. بی‌خیال، گرگ.

فکر کنم واقعاً ترجیح می‌دم پام بره توی سگ‌پِشگل.

نه، می‌دونی چیه، استیو؟ می‌دونی چیه؟

حق با توئه. خب، حرفم رو پس می‌گیرم. منصفانه‌ست،

چون دیروز پام رفت توی سگ‌پِشگل،

و واقعاً همون رو ترجیح می‌دم.

داداش، می‌فهمی چی می‌گم؟

باشه.

اصلاً کی این هیولای مزخرف رو نوشته؟

بذار یه نگاهی بندازم... آ، بذار ببینم.

اینجا نوشته، اِ... آدام، آدام لوئیس.

ظاهراً آدام لوئیسه.

هوم، آدام لوئیس، باشه.

خب، آقای لوئیس، اگه داری به این پادکست گوش می‌دی

یه توصیه برات دارم.

و اون توصیه چیه، استیو؟

خودت رو بکش.

عوضی‌های آشغالِ لعنتی!

-چی شده؟ -هیچی.

فقط این احمق‌های لعنتیِ پادکستین.

عزیزم، چرا به این چیزا گوش می‌دی؟

می‌دونی که بی‌معنیه، مگه نه؟

نمی‌دونم.

شاید به این امید که یه نفر، یه جایی،

یه حرف خوب و لعنتی بزنه.

کی اهمیت می‌ده؟

اصلاً اینا تا حالا فیلمنامه ننوشته‌ن.

هیچی از این کار سرشون نمی‌شه.

باشه. پس چرا برات مهمه؟

مـ... مهم نیست.

به نظر میاد مهمه.

بی‌خیالش شو. باشه؟

بیا، فقط بیا کنارم بشین.

حرف‌های قشنگ بهت می‌زنم.

بذار اول گوش دادن به اینو تموم کنم، باشه؟

باشه.

دیوانه‌ای.

افتضاحه.

این‌که اون داره فیلم ترسناک می‌نویسه،

آرزو می‌کنم یه فیلم ترسناک ساخته می‌شد

دربارهٔ این‌که فیلم‌های ترسناک چقدر می‌تونن افتضاح باشن.

آدم رو دیوونه می‌کنه، می‌فهمی؟

این حجم از نقدهای بی‌حساب‌وکتاب و بی‌اطلاع

که توی این دنیا جریان داره.

من فقط سعی می‌کنم سهمی داشته باشم، می‌فهمی؟

مردم رو سرگرم کنم، به فکر بندازمشون.

در عوض چی گیرم میاد؟

می‌دونی، تکه‌پاره‌م می‌کنن.

هنوز داریم دربارهٔ این حرف می‌زنیم، هان؟

آره، خب، آره.

تو فقط روی جنبه‌های منفی تمرکز می‌کنی، باشه؟

خیلی‌ها عاشق کارین که می‌کنی.

-جدی؟ -آره.

-فکر می‌کنی؟ -آره.

آره، امم، نه، نه.

مطمئن نیستم دیگه کسی عاشق چیزی باشه.

می‌دونی، وقتی بچه بودم، عاشق همه‌چیز بودم. همه‌چیز.

فقط خیلی شکرگزار بودم که همهٔ این چیزها وجود داشتن.

که یه‌جور آدم‌های خلاق و جادویی

اون بیرون توی دنیا بودن و سریال یا فیلم و هر چیز دیگه‌ای می‌ساختن، می‌فهمی؟

اولین واکنشم این نبود که

هر چیزی رو به گه بکشم.

می‌فهمی چی می‌گم؟

آره، نه، می‌دونم، فقط...

می‌دونی، تو دیگه بچه نیستی، باشه؟

و راستش، خودت هم می‌تونی خیلی ایرادگیر باشی.

واو. باشه.

این کاملاً فرق داره

چون نظر من از روی آگاهی و اطلاعاته.

-آه، باشه، خب... -هوم.

نمی‌دونم، شاید آدم‌هایی که

حرف مثبتی برای گفتن دارن، احساس نمی‌کنن

لازمه جار بزننش.

می‌دونی، این... فرهنگ ماست.

حرف‌های منفی میان بالا و کلی کلیک می‌گیرن،

-بla بla بla، حالا هرچی. -آره، می‌دونم، می‌دونم.

باشه، خب، نباید بذاری تو رو با خودش بکشه.

می‌دونم، ولی فکر نمی‌کنی خیلی مسخره‌ست؟ این‌که اونا...

تو از نویسندگی امرار معاش می‌کنی.

بهت پول می‌دن داستان‌های ترسناک بسازی. پول واقعی.

می‌دونی این چقدر نادره؟

اصلاً کی اهمیت می‌ده اگه هیچ‌وقت جایزهٔ اسکار نبری؟

فقط همون کاری رو که می‌کنی انجام بده و سعی کن خوشحال باشی.

منظورت چیه که کی اهمیت می‌ده

اگه اسکار نبرم؟

فکر نمی‌کنی اون‌قدر خوبم که اسکار ببرم؟

باشه.

نه، بابا، منظورم، اِم، این نبود.

تو، منظورم اینه، ببین، نکن،

لطفاً حرفم رو به نفع خودت عوض نکن، باشه؟

نه، نه، نه، نه. فکر کنم خوب می‌دونم منظورت چی بود.

فکر کنم دقیقاً همون چیزی رو گفتی که منظورت بود.

آدام، بی‌خیال، فقط داری سعی می‌کنی باهام دعوا کنی.

نه، نه، نه، نه. من، من نمی‌خوام دعوا کنم، می‌دونی؟

فقط، می‌دونی، شاید واقعاً برام مهم باشه

که اسکار ببرم.

شاید برام مهمه که آدم بزرگی باشم.

-تو آدم بزرگی هستی. -باشه.

هستی، و من دوستت دارم و بهترین‌ها رو برات می‌خوام.

و فکر کنم توی این همه سال بهت ثابت کردم

که بزرگ‌ترین حامیتم، مگه نه؟

آره. آره، همین‌طوره. حق با توئه.

و متأسفم.

من، فقط الان واقعاً خیلی تحت فشارم.

عزیزم، نمی‌تونی کنترل کنی مردم چی فکر می‌کنن. باشه؟

پس وقتی هیچ لذتی توش نیست، فایده‌ش چیه؟

تا حالا نشنیدی آدم برای هنرش رنج می‌کشه؟

آره، ولی تو که رنج نمی‌کشی.

تو موفقی.

هر کدوم از اون احمق‌ها حاضرن جاشون رو با تو عوض کنن

و لحظه‌ای هم معطل نمی‌کنن.

-این رو نمی‌بینی؟ -آره، مطمئن نیستم.

-می‌شه لطفاً بخوابیم؟ -اوه، نمی‌دونم.

لطفاً؟

-بخوابیم؟ -هوم.

فکر نکنم الان بتونم بخوابم. باشه؟

فکر کنم بیدار بمونم و یه کم سعی کنم بنویسم.

باشه؟ کی می‌دونه؟

شاید کائنات با بزرگواری به من

یه ایدهٔ ناب بده و منو از این حال‌و‌هوا بکشه بیرون.

باشه، هر طور راحتی. تو رنج بکش،

من می‌خوابم.

اوه.

آه.

عزیزم.

-آدام، کمک! -کیت.

-کمک! -کیت!

بهت می‌گم، این واقعی‌ترین خوابی بود که

تا حالا دیدم.

یعنی حتی الان هم کاملاً مطمئن نیستم

که اون اتفاق واقعاً نیفتاده باشه.

خب، فکر کنم با اطمینان می‌تونم بهت بگم

که نیفتاده؛ من زنده‌ام.

باشه، خب، معلومه که تیکه‌تیکه نشدی

به دست یه مردبچهٔ غول‌پیکر.

ولی فقط دارم می‌گم، حسش بیشتر از این حرف‌ها بود

نه فقط یه کابوس، می‌دونی.

حسش... نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم.

آره، منم نمی‌دونم.

این... این یکی از اون تجربه‌های خارج‌شدن از بدن بود

که مردم ازش حرف می‌زنن.

ولی نه دقیقاً، چون فکر کنم توی اون‌ها

حس می‌کنی داری، می‌دونی، تماشاش می‌کنی.

می‌فهمی؟ من داشتم اینو زندگی می‌کردم.

آره، منم کاملاً داشتم تجربه‌ش می‌کردم.

شاید کار کائناته.

-منظورت چیه؟ -دیشب بهم گفتی

شاید کائنات یه ایده بهت برسونه.

خب، شاید همین باشه. دیدی؟ وقتی حرف می‌زنی گوش می‌دم.

آره، نه، اِم... نه، نه، نه. نمی‌دونم، نمی‌دونم.

یعنی، دقیقاً نمی‌دونم با چی باید چیکار کنم

با چی؟ مثلاً یه فیلم اسلشر؟

-آره. -چقدر چندش‌آور.

علاقه‌ای بهش ندارم.

چرا؟ آخه تو، تو، یعنی، خودت اینا رو

همیشه تماشا می‌کنی، مگه نه؟

و می‌تونی ارتقاش بدی. می‌تونی سبک خودت رو بهش بدی.

-قطعاً می‌تونم این کارو بکنم. -اوهوم.

-کاملاً از پسش برمیام. -اوهوم.

یعنی، این... این شخصیت باحالیه،

حداقل از نظر طراحی.

و می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم ساختن

یه جور مجموعهٔ دنباله‌دار

ایدهٔ خوبیه.

یعنی فقط فروش محصولات جانبیش می‌تونه حسابی بترکونه،

ولی باید هوشمندانه انجام بشه.

-می‌فهمی چی می‌گم؟ -ببین، هیجان‌زده شدی.

این خوبه. واقعاً خوبه.

-آره، این خوبه. -آره.

-آره. این... این

قطعاً خوبه.

باشه، خب، حداقل ده صفحه.

بهت ایمان دارم.

باشه.

باید گورمو از اینجا گم کنم، چون بعضی‌هامون کار می‌کنیم

تا خرج زندگی‌مون دربیاد، تمام شب مشروب نمی‌خوریم.

اوه، تمام شب مشروب نمی‌خورم، باشه. حالا ببین، عزیزم، ببین.

تا وقتی برگردی، کل فیلم‌نامه رو تموم کردم

و آماده‌ست.

هاهاهاها. آره، لعنتی!

باشه، ببین، نمی‌گم اون چیزی که توی خواب دیدم

واقعاً توی رختخواب یه سوراخ ایجاد کرده،

Big Baby subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left