As primeiras 192 linhas.
!زودباشید
« آنچه گذشت »
کسانی که عشقی فراتر از این دنیا داشتند"
،نمیتوان از آن جدا شد
"دست مرگ هرگز به یک چیز نامیرا نخواهد خورد
وقتی ونسا بود، حداقل حس میکردم ،به حرف یه نفر گوش میده
.یه نفر که افسارش دستشه
،دفترم بدجوری تحت فشاره .از همه جا
سلام، مارج، اومدم تا .مشکلت با شهرداری رو حل کنم
.برای مردی کار میکنی که میتونه زندگیت رو تغییر بده
.و تنها چیزی که در ازاش میخواد وفاداریه، تصمیم بگیر
این چیه؟ - دنیل، لطفا -
.حتی دیگه نمیدونم چطور ازت محافظت کنم
محافظت از چی؟
.از اون « باک »
ما دلایلی داریم که مت مورداک از اون حمله .جون سالم به در برده
.کمک کنید تا وکیل هلز کیچن رو پیدا کنیم
.بیاید این قهرمان رو به خونه برگردونیم
.ممنون
.نمیتونم بذارم این کار رو بکنی، کارن
اگه تا زمانی که یکیتون نمیره و این جریان تموم نشه چی؟
!اون حرومزادهها رو عقب ببرید
.یا خدا
.کارن پیج کوفتی اینجاست
«مارول ریپورتر، ارائهای کامل از دنیای بیپایان مارول» .::: @MarvellReporter :::.
.یه آووکادو
...به گفته مقامات شهر، پارتیزان
...اغتشاش روبروی شهرداری
...حمله دیشب به ساختمون شهرداری توسط مجرمهایی
...معترضها - توسط گروه ضربت مورد حمله قرار گرفتن -
سه زخمی - دو مرده -
شهردار فیسک قول داده که .نظم و قانون رو به شهر برگردونه
.نمیدونم، زودباشید
هی، سیگارهام کجان؟
.سلام، خانم پیج
.تو... آدمهایی رو ازم گرفتی
...و اون بیرون، مردم باور دارن که تو
.یه قهرمانی
.ولی من به نظم و قانون باور دارم
.و تو یه مجرمی
،حتی بدتر
.دستیار یه پارتیزان دیوونهای
،تو
،از هم شکسته و گمراهی
.شریک جرمهاش هستی
برای چی؟
عشق؟
!ها
.میدونی، تابحال ترسیده ندیده بودمت
.یه جورایی دوستش دارم
.نه، ترس نیست
،نظم و قانونه
.خانم پیج
.نظم و قانون
.نه، نه
.نه، دیشب زیاده روی کردی، خودت هم میدونی
!مردم شهر هم میدونن
.فقط یه فرصت برای تماس داری
.هوشمندانه عمل کن
Bist :ترجمهای از @BistThunder :در تلگرام
« تولدی دوباره : دردویل »
.صبح بخیر، دلبندم
.جسیکا
.وایسا، یه دقیقه وایسا
...گوش کن، قبل از اینکه دست به خشونت
.زیر دستهات رو فرستادی خونهام
.یه اشتباه بود، فقط قرار بود بهت بگن که دخالت نکن
.دخترم اونجا بود
.هیچ وقت به دخترت آسیب... من عاشق بچههام
.بهم خوب گوش بده
،اگه دوباره بیای دنبال من یا دانیل
.به خدا قسم، میکشمت
فهمیدی؟ - آره -
.لطفا من رو نکش
،درواقع، فکر نکنم دیگه بتونی
چون کلاغها خبر آوردن که قدرتهات .مثل قبل درست کار نمیکنه
،حرف کلاغها شد
به عنوان کسی که با لباس زیر اینجا نشستی .و گزینههای کمی برای انتخاب داری، زیادی گوهخوری میکنی
یادت نره، من تنها کسی هستم که میتونه تو رو به
.لوک وصل کنه
اون کجاست؟
،اونور آبه، داره کار خیر میکنه
.اون هم بجای تو
تو پشت قاچاق اسلحه فیسک هستی - نه، نیستم -
.چون چندتا پارتیزان جامعهستیز زدن ترکوندنش
.اسلحه نباشه، معامله هم نیست
بهرحال بازهم ممنون - چرا داری پوشش میدی؟ -
.نمیدم، دیگه نه
.درواقع خلافش رو میکنم
...فرماندار میخواد که فیسک
از دور خارج بشه - ...خوبه، این -
.خبر خوبیه
.آره، فقط اینکه فیسک رفته بالا سر رایدهندههاش
.فکر نکنم فرماندار بتونه کاری کنه
از دید من، اوضاع برای فرماندار .مککافری خوب پیش نمیره
.اوه، یا مسیح
فیسک قراره فرماندار رو بکشه؟
.منظور چارلز همچین چیزی بود
.با اطمینان میگفت
حرفش رو باور میکنی؟
تا یه دقیقه پیش این یارو .برای فیسک کار میکرد
یه دونه کلمه از حرف این عوضی رو ...باور ندارم، ولی توی این موضوع
آره - جور در میاد -
فرماندار تنها کسیه که میتونه .منشور بندر آزاد رو باطل کنه
اگه فیسک یه نفر از آدمهاش رو ،بفرسته دفتر فرماندار
.نیویورک برای اون میشه
.و روی یه پشتبوم دیگهای هستیم
،آره، با یکی دیگه قرار دارم .چری ایشون جسیکائه، جسیکا ایشون چریه
.سلام، طرفدار کارهاتم
.بیشتر بگو
و...؟
کارن توی کلانتری پونزدهم هست - خوبه، ممنون، چری -
.خیلیخب حالا، یه دقیقه وایسا، گاوچرون
.با پروسه قانونی دستگیر شده
.ثبت اثر انگشت، عکس و تلفن، پروسه قانونی
خیلی سریع دارن برای .دادگاه پارتیزان آمادهاش میکنن
،اگه بری اونجا و فراریش بدی .میشی همون جنایتکاری که اون میگه
.اونجا جاش امن نیست
،اگه فیسک میخواست بهش آسیب بزنه .خیلی وقت پیش میکرد
،ببین، بهم گفتن رفته بود کلانتری .حرف زدن و بعدش رفت
فیسک؟
.مادرسگ
.داره قانونی جلو میره
توی کلانتری پونزدهم آدم داریم؟
،داریم، بیخیال، مت .دارم ردیفش میکنم
و شما؟ این اطراف میمونید؟
.هنوز تصمیم نگرفتم
.شهر بهت نیاز داره
.ایش، قبلا هم این رو شنیدم
.ها! من هم همینطور
از آشناییت خوشحال شدم، چری - همچنین -
.مت
خب، چی فکر میکنی؟ میخوای بری کلانتری پونزدهم؟
.نمیدونم، باید یه راه دیگه هم باشه
...ما - نمیتونم بهت کمک کنم -
.من کاری که براش اومدم رو انجام دادم
.چارلز رو از لای پاهام باز کردم
.باید برم خونه، دانیل منتظره
.میدونم، نیاز نیست توضیح بدی، درک میکنم
.فیسک دست بردار نیست
.مگه اینکه یکی زمینگیرش کنه
یادم رفته بود چقدر توی .حرفهای دلگرمکننده خوبی
.خودت رو به کشتن نده
.شهر بهت نیاز داره
...خب
حالا چیه؟
عمل خوب میخواستی انجام بدی، نه؟
.تا هم تراز بشیم
آره - خیلیخب -
همینطوره - برات عمل رو پیدا کردم -
.ولی اول از همه، این رو بدون
.به خاطر فاگی ازت متنفرم
،به خاطر پدر لنتوم ازت متنفرم
.برای مامور ندیم
.و جون خیلیهای دیگه که به خاطر مریض بودنت گرفتی
.بخشی از من میخواد که تو رو بکشه
...و
.بخش دیگهای از من میخواد تو رو ببخشه
.آره
...خب
.ممنون
.اینجوری رفتار نکن
.به خاطر تو نیست، به خاطر اونهاست
،حالا برو، محو شو
.بمیر، برام مهم نیست
،ولی اگه روی حرفت هستی
و میخوای یه کار خوب توی ،زندگی نکبتبارت انجام بدی
.برات دارمش
میدونی که نمیتونم قولی بدم، آره؟
.اگه بدی هم باور نمیکنم
میخوای چیکار کنم؟
.برت
سلام - سلام، کارن -
.خیلی وقت بود هم رو ندیدیم
.آره
.تعجب کرده بودم که چرا آوردنم کلانتری پونزدهم
هی، میدونی، رئیس بخش کارآگاهها هم .میتونه پارتیبازی کنه
آره، آره، آدم حسابی شدی، نه؟
.فیسک اینجا بود
.میدونم
.فقط همین در توانمه
.میدونم
چیکار میکنی؟
.باهام بیا
.بیا
.بیا بریم
خیلی متاسفم - متاسفم -
.متاسفم، نباید اون حرفها رو میزدم
...میدونی
.دیگه نباید اینجوری همدیگه رو ببینیم
...نمیتونم دیگه پشتت در بیام، ولی
.یه دقیقه وقت داری
No comments yet. Be the first to leave one.