Falling Skies

Falling Skies

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

falling skies S04E07 480p HDTV x264-Alex
د لخوا تبصره jozefmakanzi
Alex : تهیه و نتظیم

تګونه

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
په خپور شو: 2014-08-09
ډاونلوډونه: 47
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

اون داره دنبال تو میگرده ، تام

آنچه در " سقوط آسمان ها " گذشت

به تمام الین هایی که میتونیم بگیریم نیاز داریم

اون حرومزاده ها تا وقتی که دوباره ما رو پیدا نکنن بیخیالمون نمیشن

تاحالا تونستی یکیشونو بگیری ؟

آره

من تنها راه نجات شمام

چرا اشفنی ها تنها از اینجا رفتن ؟

چطور همچین اتفاقی افتاد ؟

دختر تو خیلی خاصه

بهتر نیست این فرصت رو بهش بدیم تا ثابت کنه که طرف ماست ؟

که هنوز یکی از ماست ؟

تو بدترین حالت چه اتفاقی میوفته ؟

... تو بدترین حالت

اون همتونو میکشه

لکسی ؟ تو حالت خوبه ؟

چشماشو ببینین

چه بلایی سر چشماش اومده ؟

! لکسی ؟ ! لکسی ! اوه

لکسی ؟

عزیزم ؟

لکسی ؟

مامان ؟

من اینجام ما هردومون اینجاییم

این منم

تام میسون ؟

تو یادت میاد

من پدرتم

! لکسی

چیزی میخوای ؟

ما خیلی خوشحالیم که تو حالت خوبه خدا رو شکر که برگشتی پیشمون

من باید برم- بری لکسی ؟ -

نه ، تو نمیتونی جایی بری

تا وقتی که بتونم افرادی که اون بیرون وایسادن رو یه جوری آروم کنم

من میتونستم صداشونو بشونوم وحشتشونو ، نفرتشونو

اونا میخواستن به من آسیب بزنن- نه-

ما نمیدونستیم داخل اون پیله چه اتفاقی میوفته

...مردم میترسیدن که تو یه جور متفاوت و خطرناک

از اون تو بیرون بیای

معتقد ها حتی برای یک لحظه هم همچین فکری نکردن

من متفاوتم

من سعی کردم به کسانی که اینجا زندگی میکنن کمک کنم

تا با دشمن هاشون صلح کنن

اما الآن میبینم که هیچ فایده ای نداره

انسان ها نمیتونن بیخیال جنگ افروزی بشن

پس وقتشه که از اینجا برم

متوجه نمیشم

تو وقتی که تو پیله بودی با من حرف زدی

تو میگفتی که همیشه به خانواده ات نیاز داری

اشتباه متوجه شدی این خانواده رو نمیخوام

قلب های شما سرشار از خشم و خشونته

سعی کردم که به شما راه دیگه ای رو نشون بدم

اما شما شجاعت تغییر کردن رو ندارین

کار دیگه ای از دستم برنمیاد

برای هیچکدومتون

صبر کن ، خواهش میکنم

لکسی ... من هیچوقت بیخیال رویاهامون نشدم

به این خاطر من همیشه ازت قدردانی میکنم

لکسی حق با توئه اونا از تو میترسن

اونا ممکنه بهت صدمه بزنن- بذار من سعیمو بکنم-

لکسی لکسی

! لکسی ، صبر کن

! لکسی

یه قدم دیگه از جات تکون نخور جدی گفتم

پاپ ، به من اعتماد کن اینکارو نکن

اگه اون میخواست که به ما صدمه بزنه تا الآن اینکارو کرده بود

شما انسان ها به همه چیز با خشونت برخورد میکنین

شما میسون ها ... مغرور تر از اینین که

اشتباهات خودتون رو قبول کنین

من دارم میرم سعی نکن جلومو بگیری

لکسی صبر کن خواهش میکنم منو هم با خودت ببر

قبل از اینکه ببینمت همه چیزمو از دست داده بودم

دیگه نمیدونستم که چه کسی هستم

و تو منو نجات دادی

تو خیلی درد میکشی

، تو این چند ماه اخیر

تو به من دلیلی برای ادامه دادن دادی

... بدون تو ، من نمیتونم

من نمیخوام میترسم

لوردز بیچاره

میخوای آزادت کنم ؟

اوه ، متشکرم لکسی

میدونی که همیشه کنارت خواهم بود

بله ، تو همیشه در قلب من خواهی بود لوردز

نفس عمیق بکش

... صبر کن ، چی کار داری چیکار میکنی ؟

نترس

! لکسی ! لکسی ! تمومش کن ! لکسی

! من اینکار نمیکنم

فقط رهاش کن

من آماده نیستم

تو آزادی

! یکی یه کاری بکنه ! آه

! لوردز ! لوردز - ! لوردز-

! اون کجا رفت ؟

اون مرده

این انصاف نیست

اون خیلی جوون بود

اون وقتی که اومد تا با ما کار کنه

فقط یه دانشجوی وحشت زده ی پزشکی بود

اما اون فقط یه دوست نبود

اون خواهر مهربان من بود

و من عاشقش بودم

خداحافظ لوردز

خیلی متاسفم هال

آره ،خب ، فکر میکنم برای متاسف بودن یکم دیره ، بابا

من سعی کردم که بهت هشدار بدم اما تو گوش نمیدادی

چون اون یه میسونه

اون هنوزم یه میسونه ؟ اون هنوز عضوی از خانواده اس ؟

بله ، هست

خب ، این یه مشکله مگه نه ؟

متاسفم

اون اشتباه میکنه

اون اشتباه نمیکنه من به همه یه قولی دادم

که اگه لکسی خطرناک از آب دراومد من ترتیبشو میدم

... اما من خیلی

تو شرایطی نیستم که بتونم محافظت کنم و دفاع کنم

و منطقی باشم و عذر و بهانه بیارم

این ... این مسمومه

چون صرف نظر از این حقیقت که من اونو دوست داشتم

باید بررسیش کنیم آن همین الآن

اون چطور تونست همچین کاری بکنه ؟

نمیدونم

تو صورت اونو دیدی ؟

لوردز داشت برای زندگیش التماس میکرد

و به نظر میرسید که اون داره از این موضوع لذت میبره

اوه ، بس کن - ! من بس نمیکنم -

! اون دختر ماست

اون هیولاها اونا کنترل دخترمون رو بدست گرفتم

اونا باید سرزنش بشن

! لکسی اینکارو نکرد ! تو اینو میدونی

و این به این خاطره که ما عاشق اونیم

که ما تنها کسانی هستیم که میتونیم اونو نجات بدیم ، تام

خواهش میکنم

امیدوارم حق با تو باشه

من عاشقتم

منم عاشقتم

من فقط ...باید بهم یه قولی بدی

فقط بیخیال خودمون نشو

بیخیال نمیشم

حتی اگه بخوام هم نمیتونم

این تجهیزات قادر نیستن که

این نوع از تجزیه و تحلیل رو انجام بدن

تنها چیزی که میتونم بگم

اینکه لکسی در طی یک تبدیل و دگردیسی بوده

هیچ نشانه ای هست که اون داشته کنترل میشده

مثل همون کاری که اشفنی ها با هارنس ها یا کرم های چشم انجام میدن ؟

این پیله شبیه هیچ چیزی که قبلا دیدیم نیست

و ما هنوز در حدی نیستیم که بتونیم

زیست و بدن اشفنی ها رو بفهمیم

پس یه فرضیه بگو

زود باش ، فرضیه تو بگو

خب ، به نظر من لکسی در مرحله ی بافت سلولی تبدیل شده

رشته های دی ان ای لکسی و اشفنی ها بهم وصل شدن

و به یه چیز جدید تبدیل شده که با هردو دی ان ای فرق داره

این حرف ها توضیح نمیده که اون چطور به یه شیطان تبدیل شده

که قادر به کشتن لوردز بوده

لکسی شیطان نیست اینو قبول نمیکنم

خب ، من هم اینو قبول نمیکنم ... من

من نمیخوام که اینو قبول کنم

تو طی چند روز گذشته سعی کردم تا دخترتون رو بشناسم

و من بهش اهمیت میدادم

این برای من دردناکه که بخوام فکر کنم اون انسانیتشو از دست داده

از دست نداده

اگه از دست داده بود ... او ضاع خیلی فرق

به حرف من توجه نکردی

من گفتم که اون انسانیتشو از دست نداده

اون یه جایی درون اون بدنه ، راجر بهمون کمک کن

هیچ دلیلی و اثبات قطعی ای وجود نداره

نه ... و این فقط

شرایط رو بیشتر خطرناک میکنه

کاری که دختر تو با لوردز کرد

... نحوه ی انجام دادنش

نشون میده که اون به توانایی ها و کارهاش تسلط پیدا کرده

اون داره قدرتمند تر میشه

و این میتونه اوضاع رو خیلی بد بکنه

یه مشکلی پیش اومده

چی شده ؟

آنتونی بیرون بود در حال گشت و گذارامنیتی

ظاهرا بهش حمله شده

من و گروه گروه جستجوم تو راه برگشت به کمپ پیداش کردیم

کی اینکارو باهات کرد؟

ککروچر ها

من همراه بنت بودم اونو زنده زنده سوزوندن

این اتفاق کجا افتاد ؟

روی پل اون سمت رودخونه

اسکیتر ها قبل از اینکه بتونیم کاری بکنیم ما رو گرفتن

ما رو پیش ارباشون بردن

منظورت چیه که میگی اونو زنده سوزوندن ، آنتونی ؟

ارباب به اسکیتر ها دستور داد

که اونو با یه نوع فندک بسوزونن

هنوز میتونم صدای جیغ هاشو بشنوم

و اون حرومزاده فقط نگاهش میکرد

صورتش کاملا داغون بود انگار اون هم قبلا سوخته بود

... ارباب اهل گتو ... اونی که آتیشش زدی

بالاخره پیدامون کرد

من بخاطر همین برگشتم تام میسون

هواپیما های بدون سرنشینمون درباره ی گرد هم آیی گروه عظیمی از اشفنتی ها

تو شمال رودخونه بهمون خبر میدن

بهشون بگو چطوری در رفتی

More Farsi Persian subtitles for Falling Skies

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left