لومړۍ 200 کرښې.
.تو برگشتي
ميخواستم بهت نشون بدم ...چه کاري کردي
.و شخصاً ازت تشکر کنم ...
!تو اين کارو کردي
!به من نگاه کن
،"لکسي" !ببين چکار کردي
«سقوط آسمانها» قـسـمـت دهـــم از فـصـل چـهـارم تاريخ پخش و ترجمه: 93/06/03
چکار داره ميکنه؟ بچه به دنيا مياره؟
خب،تا حالا ياد گرفتيم چجوري .ماشينو روشن کنيم
حالا بايد بفهميم چجوري .ميشه روندش
.اه،بيخيالش
تمام اين سفينه لعنتي رو گشتم .تا بفهمم چجوري ميشه روندش
.هيچي نتونستم پيدا کنم
.شايد سيستم ناوبري نداره
ميدونيم که سفينهها از طريق امواج .راديويي از دور کنترل ميشن
.اونا بدون سرنشين هستن
يجوري بايد کنترل رو به دست خودمون بگيريم و
سيستم ناوبري رو .خودمون هدايت کنيم
چجوري اين کارو بکنيم اگه فَرموني وجود نداشته باشه؟
.بيايد، بزاريد يه چيزي بهتون نشون بدم
.هي،به چيزي دست نزن .خطرناکه
.شما که خودتون دست ميزنيد
ما داريم سعي ميکنيم بفهميم .چجوري باش پرواز کنيم
.منم همينطور
از کي لجولجبازيهاي نوجوونانهت شروع شد؟
!از وقتي که يه نوجوون شدم
اين سفينه دست منو گاز گرفت .و خيلي درد داشت
فقط دارم سعي ميکنم .بهت توصيه کنم
.من نيازي به توصيه ندارم
،باشه .حله
چه چيزي قراره ببينم؟ - .ماه رو پيدا کن -
.5درجه زير ماه رو نگاه کن
.يه صف پُر از سفينه
اونا دارن مسير امواجِ راديويي رو .دنبال ميکنن تا به پايگاه "اشفني" ها برسن
...شايد بتونم از دستگاه ارتباطيفرعي استفاده کنم
... تا با تقليد کردنِ امواجِ راديوييِ "اشفني" ها
سفينه رو مجبور کنيم بصورت .خودکار روي ماه فرود بياد
فکر ميکني ميتوني سيستم ناوبري رو هک کني وکنترل اونو بدست بگيري؟
حتي نيازي به پيدا کردن .فَرمون هم نداريم
.دقيقاً
فکر ميکني بتوني هکش کني؟ - ... ولم ها قبلا به سفينه هاي -
خودکار "اشفني"ها نفوذ کردن و .کنترلشون رو در دست گرفتن
من شانس يک به سه .بهش ميدم
.باشه
مت" کجاس؟" .بايد برگشته باشه داخل
،اگه هنوز زنده باشه .خودم ميکشمش
هي، اون سيزده سالش .بيشتر نيست
.يادت باشه،هممون همين کارو ميکرديم .باهاش آروم رفتار کن
هي، گمونم بهت گفته بودم .به چيزي دست نزني
چرا هميشه انقدر عصباني هستي؟
.ببين .من يه چيزي متوجه شدم
اين چيه "مت"؟ تو چکار کردي؟
يکي از نورهاي زير پله .رو فشار دادم و اون حفره اومد بيرون
کدوم رشته رو دست زدي که سفينه حرکت کرد؟
.ببين
.اين يکي و اون يکي
اينو کشيدي و بال ها حرکت کردن؟ - .آره -
!اي تخمِ سگ
الان بايد نزديک جايي باشيم .که دو مدار کنترلي با هم مجتمع شدن
ببين چجوري رشتهها .روي بدنه به هم وصل ميشن
ديدي پدر؟ !حالا ما ميدونيم چجوري اين تخمسگ رو کنترل کنيم
...گاهي اوقات "اشفني" ها
سعي ميکنن کانالهاي ارتباطيشون رو
.توي مناطق زيرين پنهان کنن - .آره -
وايسا. اون چي بود؟
همه اون صدا رو شنيدن؟
بچه ها شنيدين؟ .بريد عقب
اسپانيا"يي حرف ميزنه؟"
انتوني" ، چي داره ميگه؟"
قويترين نيرو در جهان چيه؟
،گرانش. جذب شدن يک جسم .به جسم ديگر
اين چيزيه که باعث ميشه .سياره ها به دور خورشيد گردش کنند
.چيزيه که باعث چرخش ستارهها ميشه
و تو با يه توانايي منحصر بفرد متولد شدي
تا بتوني از جاذبه و ساير نيروهاي طبيعت استفاده کني
.تا اونها رو کنترل کني
،همچنان که نيروهاي خودتو گسترش ميدي .چيزهاي فوقالعادهاي انجام خواهي داد
اون درختها رو اون دور ميبيني؟
.اوني که بُلند تره - .اون درخت بلوط بزرگ -
...ميخوام که محدوديتهاي جاذبه
.که درخت رو نگه داشتن ، بشکني
.نميخوام نابودش کنم - .تو نابودش نميکني -
.داري رهاش ميکني .اونو به سمت ستارهها برميگردوني
.تو آورندهي صلح هستي
ميتوني تک تک اتمهاي درخت رو حس کني
که به همديگه متصل هستن
و تمام اتمهاي ديگه توي دنيا
.که به اون اتمها متصل هستن
.اين کِشِش، نزاعِ هميشگيِ موجود در عالم کائنات هست
ميخوام تمام اون نيروي بيرحم
پس زمينه رو بگيري و
.اونو معکوس کني
.جاذبه رو به دافعه تبديل کن
.از نور درون ذهنت استفاده کن
.نيروي فوقالعادهاي که به تو عطا شده
.نميتونم نفس بکشم
.استراحت کن
،نيروت بر خواهد گشت .دفعهي بعد قويتر خواهي شد
چقدر قوي ميشم؟
.بستگي به نظم ـت در تمرينها داره
.پتانسيل تو نامحدوده
ميتونم يه ستاره بسازم؟
.نيروهاي تو ايزدي خواهند بود
.يه ارتباط راديويي از داخل سفينه دريافت کرديم
.آره، يه حلقه بود .يه پيغام که مکرراً تکرار ميشد
"محلهها در حال تخليه شدن هستند"
"تقريبا هيچکس در "اندلوژا" باقي نمونده"
"همين طور در ايتاليا و مراکش"
"تقريبا همه براي تغييريافتن دستگير شدن"
دشمن يه سلاح جديد براي دستگير کردن" "انسان هاي فراري داره
"من اونو ديده ام. وحشتناکه"
ماوراء هر چيزي که تا حالا" "باهاش روبرو شده ايم
حرفم رو باورکنيد وقتي ميگم" "هيچ دفاعي وجود نداره
هر کسي که اين پيغام رو ميشنوه" "...بايد متوجه بشه
"که شماها جزو آخرين گروههاي بازمانده بشر هستين..."
"براي جنگيدن تلاش نکنيد"
"،به زير زمين برويد"
"،عقب نشيني کنيد"
"،مخفي بشيد"
"،زنده بمونيد"
"يا اين پايان شما خواهد بود"
از کجا بدونيم اين پيغام واقعيه و يه حقه ديگه از "اشفني"ها نيست؟
ما نميدونيم.ولي اين پيام روي فرکانسي پخش ميشد که
.فکر ميکنيم مال ما باشه
کدوم فرکانس؟
.1776 مگاهرتز ."همون فرکانسِ "استقلال آمريکا
،يکي داره دنبال ما ميگرده .به اميد اينکه پيغامش رو بگيريم
خب،چکار کنيم؟
اون صداها ميگفتن که ما بايد .عقبنشيني کنيم، مخفي بشيم و زنده بمونيم
تقريباً ديگه جايي براي فرار کردن .وجود نداره
قراره اينجا رو ول کنيم؟
آره.ميريم و يه محله .ديگه رو آزاد ميکنيم
...يه تعداد ديگه آدم رو آزاد کنيم قبل از اينکه - قبل از اينکه چي؟ -
.راهکار "اشفني"ها داره انجام ميشه
.خودم به چشم ديدمش
خب به نظر من که بازم يه
.سنگر رو نگهداريد"ـه دوبارهست"
و من شخصاً، هيچ علاقهاي
ندارم که بازي "اردکِ نشسته" رو .دوباره انجام بدم
.مگي" راس ميگه" باشه؟
چه مشکلي توي پيدا کردن چندتا نيروي بيشتر هست؟
.ارتشمون رو بازسازي ميکنيم .ميريم اون بيرون
.و اون سوسکارو لوله ميکنيم نظرتون چيه؟
چون اگه اون پيغام راست باشه
و اين پروسه دگرگوني تا ... اين حد پيش رفته
.بايد يه کار تهاجميتر انجام بديم
معذرت ميخوام. نقشه بينظير تو رو .فراموش کرده بودم
... اون جنگنده خفن رو بدزديم و
.به ماه سفر کنيم
.پوپ" ساکت شو"
.تا حالا که نقشه بهتري نديدم .حداقل از تو که چيزي در نيومده
ما نمي تونيم يه جنگ فرسايشي .رو پيروز بشيم. تعداد ما خيلي کمه
کاري که ميخوايم انجام بديم
ممکنه منطقيترين نقشه نباشه ولي من باور دارم
که اين نقشه بيشترين شانس .موفقيت رو داره
،اگه وقت ما تموم شده .شايد واقعاً کار بيخودي باشه
.شايد بايد بريم و مخفي شيم
.باشه من از طرف خودم حرف ميزنم .من مخفي بشو نيستم
من از قايم شدن و فقط زنده موندن .خسته شدم
مطمئنم که ميتونيم يه غار پيدا کنيم و
يه هفته يا يه ماه يا يه سال ...بيشتر زنده بمونيم
...ولي .من ميخوام اين جنگ رو پيروز بشم
...و اگه راهي باشه اگه فقط يک راه وجود داشته باشه
که بتونيم هسته انرژي "اشفني"ها ...رو فلج کنيم
بتونيم کل سيستم دفاعي اونا رو ...متلاشي کنيم
.اين همون کاريه که من ميخوام انجام بدم
.حق با "تام" ـه .اين راه زندگي کردن نيست
...و به نظر تو کي اونقدر احمقه
که اون کرم پرنده رو به ماه ببره؟
.من
.من فکر ميکنم داري عجله ميکني ...داري با موقعيت
.طبق عادت برخورد ميکني ...انگار اينم يه
هيچ چيز عادي و تکراري توي اين .داستان وجود نداره
.من دارم نقشه رو پيش ميبرم .من بايد کارا رو جلو ببرم
.و منم خوشحالم که داري اين کارو ميکني
.همه خوشحالن از اين بابت - ولي؟ -
ولي نميتوني يه مسير رو انتخاب کني
.فقط چون کوتاه ترين مسيره
.هيچ گزينهي خوبي وجود نداره
.متوجه هستم و ميدونم که نگراني
.من خيلي بيشتر از نگران هستم
."تو داري سوار يه سفينه به ماه سفر ميکني "تام
.فقط بهش فکر کن
وقتي که منبع انرژي ...اونا رو نابود کني
با اين کار هر چيزي که با نيروي "اشفني"ها کار ميکنه رو از بين نميبري؟
چجوري ميخواي دوباره به زمين برگردي؟
.کوچيز" کارش رو خوب بلده"
ميگه به اندازه کافي انژي توي ...سفينه ذخيره ميمونه
.که بتونه به خونه برگرده .يه چيزي مثل باطري يا همچين چيزي
.خب اين خيلي اطمينان بخشه
باشه. وقتي "اشفني"هاي روي کره زمين بفهمن
،همچين ضربه محکمي خوردن
فک ميکني اونا تلافي نميکنن؟
و فک نميکني ما تو رو اينجا زنده نياز داريم وقتي بهمون حمله ميکنن؟
.اين يه کارِ دو نفرهست
کوچيز" خلبانه و من بايد" .بمبها رو کار بزارم
هي، من نميتونم از يکي ديگه بخوام .که اين کار رو انجام بده
.من بايد خودم براشون الگو باشم
ميخوام که تو رهبر باشي. ولي با رضايت .اونايي که داري رهبريشون ميکني
...تام" بايد خوب بهش فکر کني"
No comments yet. Be the first to leave one.