لومړۍ 151 کرښې.
مترجم سعید و مسعود هلالی
سلام
سلام
اسم من آجا ترونه
و من می خوام به شما یک داستان بگم. این یه داستان خوبه
این داستان بسیار پر جنب و جوش و با خیلی از طنز و هیجانه
این داستان از جایی خیلی خیلی دور از اینجا شروع میشه
بر روی یک سیاره کاملا متفاوت به نام آر کدی ان 5
بیست برنده!
برگرد اینجا!
بخش 7
متاسفم حیوان خانگیم گمشده
لوگ داری روز کاملا دوست داشتنی منو خراب می کنی
لبخند بزن و دست تکون بده
اون کجاست این مراسم مال اونه تو که دخترتو میشناسی
آجا یه عجوبست
دختر منو پیدا کردی؟
بگو
ظاهرا اون فرار کرده.دوباره؟!
دیر کردی.ببخشید لوگ دیونه شده
اون لوگ من نیست
اگه تا پنج ثانیه دیگه اینجا نباشی مامان و بابا خفت می کنن
من فکر کنم اونا بدونن که من به اونجا نمیرم
تو میدونی که من نمی خوام یه ملکه باشم
او تو دوباره می خوای فرار کنی؟ هی چرا تو داری می دویی؟
لاگ تصمیم گرفت از دست من فرار کنه
شایدم تو قصد از دست دادن مراسم رو داری
سلام منو به مامانو بابا برسون
پسرم. من خبر بدی دارم
آجا دوباره فرار کرده وبه مراسم نمیاد؟
من باهاش حرف زدم. معذرت می خوام پسرم
مشکلی نیست اون یه روح ازاده
یک روز تو شاه میشی و من مادرت از بین میریم
و اون موقع تو و آجا همه چیز همین
اگه من اماده نباشم که یک پادشاه باشم چی؟البته که تو اماده نیستی.
هیچ کس تا حالا اماده نبوده.
منظورم اینه که اگه به اندازه کافی خوب نباشم چی؟
پسرم اگه من چیزی رو بدوم اونم اینکه زندگی مجموعه ای از انتخاب هاست
تصمیم های هست که ما در یک لحظه می گیریم که با عث میشه زندگی ما بهتر یا بد تر بشه
تو تنهایی با این انتخاب ها روبه رو نمیشی چون همیشه خانوادت رو همراهت داری
از جمله خواهرت مهم نیست که دلش میخواد شاهزاده بودنشو انکار کنه
من تونستم!
عالیه.سرورم
باید مراسم رو شروع کنیم.
ما آماده ایم ستوان زبرا.
واسه خودت حرف بزن .
بیا کرال من منتظرم
باشه. من آمادم
گمون کنم
تو رو میبینم، خنگ کوچولو
برگرد اینجا وگرنه تبدیل میشم به فلکس
ببخشید
اوه خدای من مری اون یه اسباب بازی نیست.
لوووگ
شاید یه فلکس برای تو خوب باشه
برای صدها کولتون
ار کدی ان 5 بین دو خانه تقسیم شد.
خانه آکرا از اجداد من و خانه نتیسی از اجداد شوهرم
امروز ما پیوستن این دو خانه بزرگ را به خانه تارون جشن می گیریم.
و وارٍث تاج و تخت که همیشه باید اماده باشد
این خط الراس علامت از نیاکان ما است،
و من شایسته تاج ار کدی ان 5 را به شما معرفی میکنم
که از کوچکی پایبند عدالت بوده
قبول شد
فرمانده وار وکس بیا جلوتر
وکس امادست تا خردت کنه
اروم باش تو شکستش میدی اگه نتونم چی؟
لبخند بزن و دست تکون بده فقط همین
فقط بی خیال من شو میشه؟
من به تو افتخار یک مرگ با شکوهو میدم
وکس همیشه صبحتش با مرگه
تو میفهمی که کل این قضیه فقط برای نمایشه، درسته؟
وکس مرگ با شکو رو بهت نشون میده
آه
شروع کنید
وکس با یه مشت بیاد ماندنی شروع خواهد کرد
چی؟ آه!
چی؟چی؟چی؟
اره
اره
اوه نه
تو خودتو تو خطر انداختی بچه جون
تو به وکس ضربه زدی!!عالیه
حالا وکس با قتل به تو پاداش میده
وکس افتخار مبارزه با پسرمو میدی؟
وکس مطیع شماست سرورم
من هم در هنگام تاج گذاری با پدرم مبارزه کردم
این یه افتار مقدسه کرال
عجب خانواده ای!
یه روز تو از منم تو مبارزه بهتر میشی
بهتره شروع کنی به تلاش کردن
اینها ژنرال ها هستند
سکلوس و جایلن !!!! داره چه اتفاقی می ایفته؟!!ه
! پناه بگیر! برو به پناهگاه، همین الان
سرورم، ما باید فوراً شما رو به قصر برگردونیم
ما باید آجا رو پیدا کنیم
اگه از شهر دفاع نکنیم
ما نمی تونیم امنیت شما و سلطنت رو تظمین کنیم
چطوری حفاظ رو از بین بردن؟
بین ما یه خائن وجود داره...
من شما رو ترک نمی کنم .!تو مارو ترک نمی کنی
تو دستورات رو دنبال می کنی
حالا با وکس زبرا و خواهرتو پیدا کن
اون الان بهت نیاز داره
اوه لوگ ما باید عجله کنیم
آه! مامان! مامان کجایی؟! مراقب باش
حالت خوبه؟
داوارا!
منونم منونم
تشکر نکن!!فقط فرار کن
مرگ باشکوه!
! بلند شو
لوگ
حتی فکرشم نکن حیون کثیف
چی شده؟کودتا کردن
ژنرال موراندو سعی داره تاج و تخت را حفظ کند.
کرال مامان وبابا!!!!آه
! ما تیر خوردیم! ما قدرت شلیک رو از دست دادیم! منو پوشش بده
چی؟ چرا؟ اوه!. چون تو داری سعی میکنی خودتو بکشی
خیلی خب، خیلی هم بد نیست
اوه، نه، نه خیلی بد شد. فقط درستش کن
وکس "، یکم کمک میکنی؟ "
وکس الان مشغوله
کرول! وضعیت!
ما باید قدرت را از زیر منیفولد ثانویه تغییر بدیم
هدف قفل شد کرال!!!1
تقریباً، تقریباً، تقریبا!! پیداش کردم. قفلشده و آماده
! گرفتمت
مرگ باشکوه برای همه
سربازان وفادار، وال موراندو به ار کدی ان5 خیانت کرده
حضور شما با او امروز یک خیانت بزرگ است.
واقعا؟
از نظر آنها، خیانت به من است
من از تبعید برگشتم تا چیزی رو که مال منه رو پس بگیرم
حرف زدن دیگه بسه
الان وقت عمل کردنه
. عجله نکن
من تسلیم خواهم شد و جان شما رو نجات میدم
ما نمی توانیم به او اعتماد کنیم. من برنامه ریزی نکردم.
برای ار کدی ان
برای ار کدی ان
ترسیدی؟ من الان پادشاه هستم
من وحشت زدهام.
عقبنشینی میکنیم
مامان! بابا
مامان، متاسفم که دوباره فرار کردم
وقت عذرخواهی نیست
الان مهم اینه که تو در امان باشی
! تیلون به ما خیانت کرده.
ما مجبوریم عقبنشینی کنیم. نگران نباش!
تا زمانی که با هم باشیم یه خانواده هستیم
No comments yet. Be the first to leave one.