Hilma

Hilma

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

HILMA20221080p BluRay x264 AAC5 1-[YTS MX]
د لخوا تبصره amir730

تګونه

BluRay
x264
1080
TS
YTS
په خپور شو: 2024-03-03
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫چهل و نهمین ترجمه گروه پيشگام ‫"ترجمه‌ي فيلم‌ها به انتخاب شما"

‫صفر...

‫دو، هفت، هشت، سه، هشت، نه، ‫هشت، شش، پنج، هشت، چهار.

‫بادبان!

‫- بگو! ‫- اونجا.

‫- با شمارش چهار. ‫- یک.

‫دو.

‫- سه.

‫- هنوز اینجاییم؟ ‫- آره.

‫حقیقتی اینه که هیلما آف کلینت ‫به ما می‌گه...

‫هنرهاش تخیلات انتزاعی نیستند.

‫اون چیزی که دیده رو کشیده...

‫و راهنمایی‌ای که از جانب ارواح ‫برای نقاشی دریافت می‌کرده.

‫یه زنی اومده شما رو ببینه.

‫هیلما.

‫می‌گه خواهرتونه.

‫وای نه.

‫چی می‌خواد؟

‫در مورد ساختن نوعی معبد حرف می‌زد.

‫معبد کوفتیش.

‫می‌خواد یه نقاشی نشونشون بده.

‫کی هست حالا؟

‫هیلمای ساحره.

‫بهش بگو من مُردم.

‫آقای آف کلینت خواب هستن.

‫حالشون خوش نیست.

‫متاسفم.

‫نه. نه.

‫می‌سوزونمشون. همین رو می‌خواستی دیگه؟

‫یک...

‫دو...

‫سه...

‫چهار...

‫پنج...

‫شیش...

‫هفت...

‫هشت...

‫نُه...

‫ده...

‫یازده...

‫نود و هشت...

‫نود و نه...

‫صد.

‫آماده باشی یا نباشی...

‫من اومدم.

‫هیلما؟

‫- کجا بودی؟ ‫- این بالا قایم شده بودم.

‫ترسوندیم.

‫- همش داشتم نگاهت می‌کردم. ‫- واقعا؟

‫هرمینا؟

‫- چیزی می‌بینی؟ ‫- هیچی.

‫وایستا.

‫بریم خونه دیگه.

‫دانشمندها که نمی‌تونن برن خونه. ‫باید صبر داشته باشیم.

‫گرسنمه.

‫گمون نکنم دیگه بخوام دانشمند باشم.

‫چی پیدا کردی؟

‫هیلما. شکلش رو ببین.

‫آره، مارپیچه.

‫- مال عصر حجره. ‫- قشنگه.

‫باید هم باشه.

‫باید هم باشه.

‫هیلما.

‫سلام.

‫اسلکته.

‫ولی واسه چی می‌خوان درش بیارن؟

‫می‌خوان روش تحقیق کنن.

‫اون‌ها هم دانشمند هستن.

‫هرمینا؟ از کجا می‌دونی خانم بوده؟

‫- مشخص بود. ‫- از کجا؟

‫از اسکلتش.

‫- همین. ‫- امکان نداره.

‫یه سرباز مال عصر حجر بوده و زن بوده.

‫- سیاه‌دار سرخ بخور. ‫- ممنون

‫- نقاشی‌هام. ‫- مراقب باش.

‫- پرنده‌ها... ‫- هرمینا...

‫- می‌خوام روی پرنده‌ها تحقیق کنم. ‫- آره. پرنده‌ها و بقیه حیوانات دیگه.

‫و تمام گل‌هایی که می‌رویند...

‫جنسیت از اسکلت مشخص نیست. ‫مسخرست!

‫- مسخره؟ ‫- مطمئن نباش گوستاو.

‫علمی نیست دیگه. اگه فکر کنی...

‫- هیلما؟ ‫- اینجام.

‫روی نقشه کجا هستیم؟

‫یه جایی اینجاها.

‫ببین! اعداد.

‫آره.

‫همه‌چیز رو اندازه گرفته.

‫پدربزرگ هم دانشمند بوده.

‫سی و پنج.

‫هیجده.

‫کل دنیا رو دریانوردی کرد.

‫بیست و هفت.

‫که اعماقش رو اندازه بگیره. همه‌جاش.

‫که کشتی‌ها سوراخ نشن و غرق نشن.

‫درسته.

‫یک فاتوم...

‫دو فاتوم...

‫سه فاتوم...

‫سیزده فاتوم...

‫چهارده فاتوم...

‫پانزده فاتوم.

‫چقدر دیگه عمیقه؟

‫خیلی عمیق.

‫یه روزی نقشه خودمون رو درست می‌کنیم هرمینا.

‫نقشه همه‌چیز.

‫همه‌چیز دنیا.

‫و همه‌چیزهای دیگه.

‫چون ما دانشمندیم.

‫نود و هشت، نود و نه، صد.

‫آماده باشی یا نباشی، من اومدم!

‫خیلی تند می‌ری!

‫چرا سرفه می‌کنی؟

‫- حالش چطوره؟ ‫- نباید الان بری پیشش.

‫- چرا؟ چرا؟ ولم کن... ‫- باید استراحت کنه.

‫چرا؟

‫تبش پایین نیومده؟

‫هیلما!

‫هیلما! هیلما!

‫- نکن... ‫- بابا، تو رو خدا بذار ببینمش!

‫- نه، نه. ‫- تو رو خدا. تو رو خدا.

‫هیلما.

‫نه.

‫بهم بگو که کجا می‌ری هرمینا.

‫و ناگهان یک‌باره...

‫تاریک شد...

‫و بادهای قوی شروع به وزیدن کردند...

‫و ناگهان...

‫بی‌ آن که متوجه بشیم...

‫دیدیم که وسط یک طوفان هستیم.

‫می‌خوام دنیا رو مطالعه کنم...

‫که ارتباط همه‌چیز رو بفهمم.

‫به چیزی جز گل هم علاقه داری؟

‫ریاضیات.

‫هندسه، زیست‌شناسی...

‫نجوم.

‫پدرم همه‌چیز بهم یاد داده.

‫هنر چطور؟

‫هنر...

‫در تحقیقات من...

‫یک ابزاره.

‫ابزار؟

‫بله.

‫می‌خواییم نقشه‌ای از همه‌چیز درست کنیم.

‫می‌خوایید؟

‫باید نقاشی کردن یاد بگیرم.

‫بله، البته باید بگم که این‌ها ‫فقط تزئینی هستند.

‫- تحقیق هستند. ‫- تحقیق؟ در چه مورد؟

‫قصد من تزئین نبوده.

‫ببخشید، کجا می‌رید؟

‫مدرسه فنی هنرمندان.

‫برای نقاش‌هاست.

‫ورودی بانوان از پشته.

‫اشتباه اومدید خانم.

‫از زمان شروع بخش بانوان ‫در چند سال پیش...

‫ما اینجا میزبان بانوان ‫با استعداد کمی بودیم.

‫آثار واقعا هنری‌ای داریم.

‫این که مال پارسال هست رو ببینید.

‫اصلا مشخص نیست که نقاشش زن بوده.

‫نه.

‫مشخصه؟

‫چاپلوس.

‫دیدی؟

‫- داره میاد. ‫- واقعا روانیه.

‫چیزی که می‌بینی رو بکش.

‫ما به خیالاتت علایقی نداریم.

‫خیالاتم؟

‫مگه واقعی نیستن؟

‫خانم کلینت. باید حرف بزنیم.

‫دقیقا هیلما اومده اینجا که چی یاد بگیره؟

‫می‌خوام که رازهای زندگی رو درک کنم.

‫و رازهای چیزهای دیگه.

‫من آنا هستم.

‫- خوشوقتم. من هیلمام. ‫- می‌خوام یه لباس جدید رو امتحان کنم.

‫می‌خوای باهام بیای؟

‫- در کاماکاگاتان زندگی می‌کنن. ‫- از کدوم طرفه؟

‫گمونم از این طرف.

‫نه. مخصوص بانوانه.

‫از در اصلی برو جوان.

‫خیلی‌خب.

‫برو داخل. لذت ببر.

‫واقعا مسخره‌ای.

‫من شیوه‌های خودم رو دارم.

‫از این لباس‌ها زیاده.

‫یکی واسه این فصله.

‫ببخشید.

‫نظرت چیه هیلما؟ خوشگل نیست؟

‫- قشنگه. ‫- ببین چطور تکون می‌خوره.

‫- خیلی ممنون. ‫- تو تنت عالیه.

‫عاشقشم.

‫یکی بردار.

‫- ممنون. ‫- ماهیانه منتشرشون می‌کنیم.

‫بیایید. شما هم می‌خواید؟

‫خواهرم ماتیلداست. ویراستاره.

‫- مجله خودمونه. ‫- ممنون.

More Farsi Persian subtitles for Hilma

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left