لومړۍ 200 کرښې.
.خودشه
.من اينجا با "کوچيز" قرار گذاشتم
.وقت زيادي نداريم
مردم به استراحت، غذا و .زمان براي مراقبت از مجروحين احتياج دارن
.به اونا ميرسن
!نه! "بيمر"ها
!پناه بگيريد
تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن ...داستان مقاومت انسانها در برابر بيگانگان دعوت ميکند
!امنه
اين سومين گشت اونا .از موقع طلوع آفتاب بود
حتماً در صدر فهرست افراد .تحت تعقيب "اشفني"ها قرار گرفتيم
آره. خب، اونا نميتونن زياد خوشحال باشن
.بابت فرار ما از زندان کوچولوي اونا
.يکي از اربابها رو جزغاله کرديم
.همگي توي يه روز کار کردن
چيزي شده؟ - .نه -
،وقتي اون "بيمر"ها رد شدن
فکر کردم يه چيزي ديدم .توي راهي که ازش اومديم
...من - .خيليخب -
حالت خوبه؟
.هوات رو دارم
با افتخار تقديم ميکند «King-AmirK» امـيـرمـهـدي
چي شده؟
«سقوط آسمانها» قـسـمـت چـهـارم از فـصـل چهارم «تـغـيـيـر يـا مـرگ» تاريخ پخش و ترجمه: 93/04/23
چي شده؟
!پدر
.يه نفر اينجا حواسش به ما هست
!کوچيز" منتظر ماست"
"تام ميسون"
.تو موفق شدي
،"تام"، "هال"، سرهنگ "ويور"
ايشون معاون من .شاک چيک ايل شا شِساش" هستن"
."قد بلندي داري، "شاک
"شاک چيک"
مگه من همين رو نگفتم؟
.خوشحالم که دوباره آزاد ميبينمت، دوست من
بقيه افرادت چي؟
.چند نفرشون از ما جدا شدن
.ولي توي آخرين سرشماري 71 نفر با ما هستن
ببخشيد که چيز بيشتري .براي پيشنهاد نداريم
...اينجا موقتي هستش
ما قدردان هر چيزي هستيم که .بتونيد فراهم کنيد
.چند تا خبر خوب دارم
.پسرت "مت" رو پيدا کردم
اون رو ديدي؟ - .آره -
.توي يکي از اردوگاههاي "اشفني"ها در شمال
،برخلاف اردوگاهي که شما از اون فرار کردين .جمعيت اونجا رو بچهها تشکيل ميدن
.ولي بفرماييد داخل .جاي اون رو بهت نشون ميدم
.ممنونم، دوست من
.گفتم شايد گرسنه باشي
اين پايين نمياومدم
."اگه اعتقادي به استعدادهاي تو نداشتم، "متيو
چي ميخواي، "کنت"؟
فقط اسم بقيه کساني که .توي نقشه فرارت دخيل بودن
.فقط به من توضيح بده
چطور تونستي طرف اونا رو بگيري؟
.تو يه انساني
."اين فوتبال نيست، "متيو
.هيچ طرفي به جز حقيقت وجود نداره
.اشفني"ها دوستان ما هستن"
.اونا سعي کردن دنيا رو نابود کنن
،اونا سعي کردن از خودشون دفاع کنن .کاري که هر کسي انجام ميده وقتي بهش حمله ميشه
!اونا به ما حمله کردن !من اونجا بودم! خودم ديدم
.تو بچهاي .نميدوني چي ديدي
،تا همين چند سال پيش
...دنيا بهم ريخته بود ،گرم شدن جهاني
،رکود اقتصادي .تروريسم در همه جا بود
،اشفني"ها فرصتي براي شروع دوباره به ما پيشنهاد دادن"
.ولي رهبران ما به اونا اعتماد نکردن
.اونا بدون هيچ علاقهاي حمله کردن
.امکان نداره اين حرفها رو باور داشته باشي
!موضوع باورهاي من نيست
.موضوع حقيقت هستش
اين يک شروع جديده .و تو ميتوني به ما ملحق بشي
فقط اون اسامي رو .در اختيار من بذار
.کسي ديگهاي نبود
."اين به معناي تفاهم نيست، "متيو
به زودي ديگه فرصت .ايجاد نفاق رو پيدا نميکني
تشخيص دنياي واقعي
با دنياي خيالي يه بچه
.يه مقدار زمان ميبره
...ما از نيروهاي هوابرد براي شناسايي استفاده کرديم
.نيروهايي کوچکتر از مگسهاي معمولي شما
اونا يک تصوير هوايي .از مکان فعلي ما تهيه کردن
...با کمک همين نيروهاي هوابرد جاي "مت" رو پيدا کردين؟
درسته. در واقع تقريباً .شانسي اون رو پيدا کرديم
.با پاي پياده يک روز تا اونجا راهه
.ما هر چه زودتر حرکت ميکنيم
.منم باهات ميام
.گوش کن، اين موضوع شخصي هستش
يه نفر بايد مراقب اينجا باشه .وقتي که ما نيستيم
...تو به من احتياج داري
چون منم که ميدونم
به عنوان يه پدر .چي داري ميکشي
،از وقتي اون هيولاها "جيني" رو بردن
.منم همين حال تو رو داشتم
،ميدوني که اگه ميدونستم اون کجاست
هيچ چيز نميتونست مانع من
.براي رفتن به دنبال اون بشه
ميدوني، غريزه پدر و مادرها .براي مراقبت کردن هستش
باعث ميشه کارهاي احمقانه .و جسورانهاي انجام بدي
داريم راجع به من صحبت ميکنيم يا خودت؟
،دارم حرف ميزنم .پس گوش کن
.داري لقمه بزرگتر از دهنت برميداري
ميخوام مطمئن بشم که .توي گلوت گير نکنه
.خيليخب
.مسئوليت اينجا تا موقع برگشت ما برعهده توست - .باشه -
بايد دنبال غذا، آب
،و سلاح بگردين .اگه تونستين پيدا کنين
گروه دوم ماساچوست بايد .دوباره قدرت مبارزه پيدا کنه
.دستور سختي هستش
همچين دستوري نميدادم
اگه نميدونستم که .ميتوني از پسش بربياي
.تو آمادگيش رو داري
،حرومزادهها تا ما رو پيدا نکنن .بيخيال نميشن
.مخفي بمونيد .از اين موقعيت تکون نميخوريد
"کوچيز"
،شبانهروز گشتهاي محيطي داشته باشين
.با نوبتهاي کاري چهار ساعته
...ما تا 48 ساعت ديگه برميگرديم
.دست پُر يا خالي
.دست پُر برگردين
چي شده؟
...فکر کردم يه صدايي شنيدم .صداي يه جور حيوون
اين بخش از کشور پُر از يوزپلنگ
.و گربههاي وحشي هستش
سرهنگ "ويور" داره رفتاري .غيرمعقول از خودش نشون ميده
.ميدونم
.نگران نباش. خوب ميشه
.واقعاً نميشه اون رو سرزنش کرد
،از وقتي فرار کرديم .گشتهاي "اشفني"ها مدام دنبال ما بودن
.دن". بايد حرکت کنيم"
.بجنب
.من جلوتر حرکت ميکنم
هر چيزي که اينجا کاشت ميشه .يه هدفي داره
.اين يه آنتيبيوتيک طبيعي هستش
.صلح و آرامش بر شما - .صلح و آرامش بر شما -
.اين مردم...تو رو ميپرستن
اونا فقط قدردان پيدا کردن .جايي با صلح و آرامش هستن
.دوام نمياره
نميدونم چرا "اشفني"ها .اينجا رو پيدا نکردن
،ولي وقتي پيدا کنن .اينجا رو نابود ميکنن
.ما تهديدي براي اونا نيستيم
.ما مسيري عاري از خشونت رو دنبال ميکنيم
.اين حرف رو به تبتيها بزن
.اونا هميشه ملتي خواهان صلح و آرامش بودن
.واسه من تعيين و تکليف نکن، مامان
."من...معذرت ميخوام، "لکسي
.فقط يه ذره گيج شدم
تا شش ماه پيش .تو فقط يه دختر کوچولو بودي
.من...نميخواستم تو رو ناراحت کنم
.نه، نه، البته که ناراحت نشدم
،تو فرصت يه زندگي عادي رو از دست دادي
من به اونا اجازه دادم که .اين فرصت رو از تو بگيرن
.تو نبايد خودت رو مقصر بدوني
.البته که ميتونم .من مادرت هستم
.تو تمام تلاش خودت رو کردي .ميدونم که اين کار رو کردي
.مسيري براي من مقدر شده بود
.فقط به توانايي پيمودن اون احتياج داشتم
!تو نميتوني وارد اونجا بشي
.ببين، من دارم ميرم
!"آنتوني" - مشکل چيه؟ -
اون گفت بايد اسلحههاي خودمون رو .کنار بذاريم وگرنه بايد از اينجا بريم
چه بلايي سرت اومده، "لوردس"؟ .اين منم
.ما اينجا اجازه حمل سلاح نداريم
باشه، اين حرف رو به "اشفني"ها بزن
.وقتي که اومدن سراغ شما - ."خيليخب، "آنتوني -
.افراد رو از محيط اينجا ببر
.اردو بزنين .بعداً به شما سر ميزنم
.ممنونم...براي اينکه درک ميکني
،دينگان" ژنراتور پشتيبان کارخونه رو راه انداخت"
.واسه همين حداقل نور و گرما داريم
.آره، فعلاً .از همه چيز دود بلند ميشه
.پس سوخت رو هم به فهرست اضافه کن
.پسر، فهرست بلند بالايي هستش
.بايد تدارکات پزشکي رو تجديد کنيم .آب تميز لازم داريم
،حتي با نصف جيره غذايي ...با غذايي که "کوچيز" تهيه کرده
.طولي نميکشه که تموم بشه
شايد بهتر باشه بريم بيرون .و تدارکات مهيا کنيم
.هر وقت لازم شد
.هيچکس از اين موقعيت تکون نميخوره
.خيليخب، هر چي تو بگي
اين هم بعضي از اون افرادي که .ميخواستي باهاشون صحبت کني
سلام. چه خبر، افراد؟
ممنونم که اون بيرون .براي کمک به ما وقت ميذارين
...از اونجايي که همه شما اينجا زندگي ميکردين
،قبل از بوجود اومدن ديوارها
اميدوارم توي پيدا کردن بهترين مکان براي جمعآوري
...يه مقدار تدارکات به ما کمک کنين
...غذا، آب، سوخت، دارو
.هر چيزي از اين قبيل .اينا در صدر فهرست هستن
.بيشتر پمپ بنزينهاي اين اطراف رو خالي کردن
خب، من دفتردار يه مزرعه ارگانيک
.در جاده 321 نزديک "وينزبرو" بودم
.اونا واسه خودشون سوخت ديزلي داشتن - وينزبرو"؟" -
.وانت قديمي من هنوز کار ميکنه
.با يه مخزن چهار ليتري ميرم اونجا
آره. "وينزبرو" دقيقاً .در پيرامون اينجاست
.خطر داره
.ميدونين چيه؟ صبر ميکنم تا پدرم برگرده
No comments yet. Be the first to leave one.