Angelique

Angelique (Angélique)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

ANGELIQUE
د لخوا تبصره masoodap
تقدیم به تمامی پارسی زبانان در سراسر دنیا

تګونه

other
په خپور شو: 2015-06-27
ډاونلوډونه: 70
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::.تقديم به تمامي پارسي زبانان در سراسر دنيا.:: ::.پسرعمه.::

پاريس 1661

شش سال قبل Poitou.

نورا آرنزدر

جرارد لانوين

تامر سيسلي

خانم شما بايد تصميم خودتون رو بگيريد همه منتظر شما هستند

من نميخوام کنت پيراک بايد خودش بياد

برادرم هرگز نميگذاره اين اتفاق بيفته

با احترام کنتس،،اما برادرتون ،،،خدا رحمتش کنه

،،،14ساله کسي ازش خبري نداره

کنت خيلي خوش شانسه شما دخترزيبائي دارين

ممنون لباسي که پوشيده توسط کنت فرستاده شده

يک لباس فقط يک روکشه

يک گاو شيرده در لباس شيک هنوزم يک گاوه

و اين لباس قطعاً توسط کنت کنترل نشده

من مارکيز آنيجوز هستم يکي از دوستان کنت

اون خودش نمياد؟- ،،،نه چونکه-

چونکه چي؟- ايشون خودشون بهتون ميگن-

همه چيز يکبار مرور شده ما با اجازه شما مرخص ميشيم

پسر عموي عزيزم خوش آمديد

پسرعموي عزيزم- پسرعمو-

سفر خوبي بود؟ ايشون آقاي وکيل شوهر دختر من هورتنس

عمو- هورتنس-

آقاي پوکر- مارکيز-

از ديدنت خوشحال پسرعمو- سلام دختر عمو-

مدتها گذشته- دخترت يک بانوي واقعي شده-

درست مثل پسرت اون هم تبديل به يک مرد شده

اون شجاعت خودش رو در ميدان نبرد به همه ثابت کرد

اون الان ديگه درمورد شجاعت وبيرحمي خودش همه چيز ميدونه

آنجليک عزيز دل چطور شد که تو تبديل به يک بانوي جوان زيبا شدي

زيبا وبه اندازه کافي خوب بودن به غريبه ها فروخته شده ام

من ميرم استراحت کنم

من اومده ام اينجا تا براي دخترت بهت تبريک بگم پسرعمو

اما بهتره باهم واردعمل بشيم

تو برو به سيلور

حتماً اما من هنوزم يک پايان تشريفاتي ميخوام

روبروي تمام نجيب زاده هائي که شاهد باشند

تو ميخواي من با ازدواج دخترم با کنت پيراک موافقت کنم؟

نه نه نه نه من نميخوام ،،،من با زندگي خودم هرکاري دوست داشته باشم انجام ميدم

من خودم رو به يک پيرمرد مريض نميفروشم

خودت رو کنترل کن- منو موعظه نکن-

جولي ميتونه خودش قرضش رو پرداخت کنه- من بيرونم-

آرزوميکنم با شوهرت خوشبخت بشي

تو اونو ميشناسيش؟- ،،،هي خيلي کم بگي نگي-

اما اون يک عاشق خوب و کارآزموده است- ،،،،پسرعمو-

ميتوني جلوش رو بگيري؟

من از ملتزمين شاه هستم اما بعداز ازدواج تو ما يک شکار خوب خواهيم داشت

روستائي احمق

من يک کمي به پيراک حسودي ميکنم

همه توي قلعه دنبال تو ميگردند من ميدونستم که اينجا پيدات ميکنم

چرا همراه من پرواز نميکني؟

همراه من بيا من مراقبت هستم من ازت مراقبت ميکنم من دوستت دارم

تو براي من مثل يک برادر هستي نيکلاس- بهتره اين حرف رو نزني من به اندازه کافي نجيب زاده نيستم-

تو عاشق مني؟ تو منو ميخواي؟

بيا منو تصاحب کن کنت زنهاي زناکار رو نميخواد وبنابراين منو برميگردونه منو تصاحب کن

مراقب باش- زودباش-

اسبش اينجاست بارون

تو چطور جرأت ميکني مالاندرين؟ خوک شهوتران

تو اينکارو بکن واونوقت من هرگز با اون نجيب زاده ها به تولوز نميرم

برو وگرنه اونا تورو دستگيرت ميکنند برو

حماقت منو ببخش

ديگه نميخوام تورو دوروبر اون ببينم

تو منو مثل يک حيوون فروختي خوب منم ميخوام همونطوري رفتار کنم

منو تقديس کن پدر من پراز خشم هستم

قلبت رو باز کن

من بايد با مردي ازدواج کنم که نه ميشناسمش و نه بهش علاقه اي دارم

من نميتونم يک همسر خوب باشم- ،،،بدون تو-

تو در حال حاضر فروپاشي خانواده ات رو ميخواي

،،،پدرت- فقط پول براش ارزش داره-

خشم رو از قلبت بيرون کن

و با شرايط خداوندي به ازدواجت تن بده

هنوزم ميخواي به گناهان ديگه اي اعتراف کني

بله پدر اين راز از کودکي با من بوده

يکي از مردان خدا توسط من مرده

،،،مادرم از تب باتلاق مرده بود

وقتي که پدرم براي عموم رفته بود پيش کنت

پدرم ميخواست براش پول قرض کنه

در خلال صحبتهاي اونها من در سالن سرگردان بودم من اونجا فيليپ رو ديدم

تو؟- نه-

خوشحالي تو منو به حسادت مياندازه دختر عمو

چقدر زيبا

تو جوهر گوگردميخواستي

سرورم- مارو تنها بذاريد مردان جوان-

ما رو ببخشيد سرورم

خوب جوهر گوگرد،، کارش آرومه ولي قطعيه

بله و ما اونو ميگذاريم گردن صدف هاي خوراکي

قبوله

تمام نامه ها اينجاست همه شرکاي کودتا به تابعيت از من قسم خورده اند و منو به پادشاهي قبول دارن

اين منو خوشحال ميکنه

اين مملکت نميتونه به خاطر بي لياقتي ما به چنگ بي عدالتي بيفته

وقتي نجيب زاده ها اصلاح بشن

منتظر من باش- تو به من مشکوکي؟-

من فقط احتياط ميکنم

،،يک درخواست از

نامه ها،،کجان؟

من نميدونم تمام وقت من اينجا بودم

خيانت ديگه بسه

اين جواب من بود شماها همه خائن هستيد

اون مرد،،قاتل رو تو ديديش؟

نيازي نيست بترسي هيچکس از رازت باخبر نميشه

آنجـــليــــک

کنتس شما همسر کنت پيراک هستيد

به محدوده خودتون خوش امديد کنتس پيراک

شما زيباتراز اون هستيد که من فکرش را ميکردم ومن زشت تر از اون هستم که شما بترسيد

آقاي کنت تو ميدوني ميخواي با چه زنهائي ازدواج کني؟

من ازاونهائي نسيتم که دوست داشته باشم توي بسترم لم بدم

من از شکار و مخالفت بيزارم

من با يک جادوگر بزرگ شده ام من نميخوام که مستحق يک زندگي درباري و ابزاري باشم

من به طور باور نکردني در سهيم شدن با بقيه زنان حسودم

شما ميخواستي منو ببيني؟- بله-

آيا شما ميدوني چه زني رو براي ازدواج انتخاب کردي؟

ببخشيد ولي تا تو صحبت نکردي من از کجا بدونم

دوست داري برگردي پيش پدرت؟- اين تصميم فقط در عهده شماست-

من دليلي براي اين کار نميبينم مگه اينکه شما خودت بخواي

اما ما ميتونسم در اين مورد بعداً بحث کنيم مراسم تقريباً شروع شده

من در روز اول نتونستم اونطور که شما دوست دارين بهتون توجه کنم

وبه همين خاطر ما يک مراسم ازدواج خصوصي در کليساي اينجا برگزار کرديم اگه شما دوست داشته باشين

من به خاطر اين انتخاب از شما سپاسگذارم- ميتونيد آماده بشيد-

اون قرمز رنگه بسيار باشکوهه

کنتس پيراک

تشريف ميارين؟

ميتونيم شروع کنيم؟

انگارکشيش شما از من خوشش نمياد- مشکل کشيش منم-

اون اسقف اعظم تولوزه وهيچ مشکلي با شما نداره جز من

اون از من متنفره- چرا اون اينجاست؟-

هستش ديگه

من به يک خانواده نجيب زاده قديمي لانگودوک تعلق دارم اما روحم مثل شيطانه

شايدم نه شما اينطوريد؟- بعدازاون من يک نگاه متفاوت رو انتخاب کردم-

من افکار هشيار شما رو شنيدم شما نااميد نخواهيد شد

از طريق چه کسي در مورد من آگاهي پيدا کرديد؟- راهبه ها-

در مورد من چي مي گفتند؟- هيچي بجز آزار-

و اون منو مجذوب کرد

پس چرا اجازه داديد که من توسط ملازمين تون انتخاب بشم؟

ملازمين نه دوستان باوفا- پس چرا اونجا نبودند؟-

در طول سفر قبلي ،،،،همراه اسقف اعظم وافرادش

از دانشگاه خانه علوم

که قرار بود به قلمرو مذهبي اسقف اضافه بشه

اونها گفتند که سفر براي شما خيلي خسته کننده بود

سلامتي من در آغوش شماست

عمر دوک ودوشس پيراک طولاني باد

يک چنين مسائلي در نيروهاي تازه استخدامي حتميه اينا با زندگي در تقلا هستند

عمر دوک ودوشس طولاني باد- عمرشون طولاني باد-

متشکرم دوستان پادشاه

لوئي شانزدهم برضد کهنه پرستيه

شما چيزي در مقابل پادشاهمون دارين آقا؟

پيوند با مرام شاه شما رو فاسد کرده

نه من فقط يک کاتوليک هستم پارسا ودرستکار اما محتاط

آيا شما داستان منو ميدونيد سرورم؟

بعدا زتولد من مادرم انتخابي انجام داد

نه براساس ايمانش بلکه بر اساس افکارش

زني که مذهب پروتستان داشت منو با خودش به روستاش برد

،،،،تا زماني که يک جنگ بي معني بين صاحب کاتوليک ده

وهمسايه پروتستانش در گرفت تمام دهکده قتل عام شدند

اونها شيشه رو شکستند ومنو از پنجره بيرون انداختند

شکر خدا بارش برف زياد باعث کاهش شدت سقوط من شد و استخوانهاي من نشکست

يک سرباز منو شناخت وپيش مادرم برگردوند

در دوازده سالگي من دوباره ميتونستم راه برم

،،،پس من يک پيرو کليساي مقدس کاتوليک هستم

اما نسبت به کساني که اين نام رو دارن وبراي اون تلاش ميکنند بي اعتمادم

شيطان،،پيراک شيطان در اطراف تو پرسه ميزنه

اوه،،پس بهش خوش آمد ميگم

آقايون بلند شيد آقايون

چرا تحريکش ميکنيد؟- يالا اماده بشيد-

اين براي روشن شدن هدف منه اما شما نگران نباش

ممکنه ما خونمون به جوش بياد اما سرمون رو خنک نگه ميداريم

جناب اجازه بدين با همديگه به افتخار عقل سليم و روشنفکري بنوشيم

ما ميخواهيم پوست شما رو ماساژ بديم کنت عاشق بوي علف وحشيه

شما بايد اون بو رو بدين

شب دلنشيني بود ميتونم خودموخشک کنم

خودم ميتونم- ممنون

نامه هاي نينون لينکلوز

راحت باش- چطوري اومديد اينجا؟-

با کليد يدکي- انتظارش رو نميکشيدم-

شما منو مثل يک جانور خريديد- من سالها منتظر زني مثل شما بودم-

من نميتونم براي هفته ها وروزها تأمل کنم

من هرگز مال شما نميشم هرگز اجازه نميدم شما بهم دست بزنيد

بنابراين

پس شما خودتون به سمت من ميائيد

همينجا

آقايون من قبلاً منتظر شما بودم

لرد آبوت من پيشکار هستم من همراه پرنس اينجا اومدم

اگر من قرارداد رازداري رو رعايت نکردم به اين خاطره که به شما متعهد هستم

قلبت رو باز کن آيا تو قاتل رو ديدي؟

فقط دستهاش رو

با چند حلقه در اون

يکي از اونها رو که ديدم دو شمشير متقاطع داشت

اون نگفت که با نامه ها چيکار کرد؟- نه-

اون گفت حس خوبي نداشت و فرار کرد

آقايون ما ميتونيم باهم خيلي محکم صحبت کنيم

ما سپاسگذار شما هستيم جناب کشيش ممنون

کسي بهت نگفته که بدنت زيباتر از الهه ونوسه؟

شانه هات سينه هات کمرت وپاهات از روي مجسمه ولکان ساخته نشده؟

تو بي عيب ونقصي

تو يک تصويرمقدس ساخته شده براي عشق هستي آيا اينو انکار ميکني؟

ميدونم من تورو حس ميکنم

مارکيز دختر عموتون الان کجاست؟

تولوز،،اون تازگي با کنت پيراک ازدواج کرده

يک مرد قدرتمند ولجباز

اون از دربار خيلي دوره اما ما نميتونيم ريسک بکنيم

More Farsi Persian subtitles for Angelique

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left