لومړۍ 200 کرښې.
به خوبی داره سرعتش رو زیاد می کنه.
الآن از نفر اول جلوتره، در شرف ثبت بهترین زمانه
روز معرکه ای در کوهستان آرسکاتان
برای دومین روز مسابقات جایزه بزرگ اسکی آلپاین 2019 هستش
امروز روز مسابقات بانوانه.
شروع می کنیم، زود رفت پایین.
پرش بلندی نبود.
اوه، واقعا خیلی داره اولش رو طول می ده،
باعث می شه به زمانش اضافه بشه.
حالا می بینیم باعث شکستش شده،
یا اینکه قراره پایان قدرتمندی
در انتهای مسیر داشته باشه.
اینجاها رو داره خوب می پیچه،
اعتماد به نفسش واقعا مشخصه.
و از رهبرشون هم جلوتره،
به خوبی از قسمت میانی داره رد می شه،
سرعتش رو بالا نگه داشته.
یک عملکرد زیبا از امیلی گارنر آمریکایی،
که دنبال یه مدال طلای دومه.
عجب داستانی پیروزی ای بشه
بعد از اون مصدومیت اسفناکی که
باعث شد 4سال پیش ...مسابقات سوچی رو از دست بده
حالا، فکر می کنم که مطمئنا می شه
اینجاها سرعتش رو بیشتر کنه
تا شروع نه چندان خوبش رو جبران بکنه.
اما فضاش داره تموم می شه.
داره به پیچ آخر نزدیک می شه...
فورم بدنی خوبی داره، خوب اسکی می ره،
پرچم های داخلی رو بررسی می کنه...
این روشی بوده که
برای رقیب هاش دیروز مشکل ساز شده بود
و باعث کند شدنشون شده بود.
باعث می شه همون رکورد رو بزنه؟|
یک دهم ثانیه هم نباید از دست بده.
هنوزم با اختلاف 5% ثانیه ،شانس گرفتن مدال رو داره
ولی باید به خوبی این مسیر رو پشت سر بذاره
بدون اینکه دور بدی بزنه.
و داره به مسیر آخری نزدیک می شه.
به پیچ کلیدی می رسه.
داره میاد و به خوبی پیش می ره.
این ممکنه بهترین رکورد جدیدمون باشه.
وای، اینجا به «دره ی جادویی» معروفه، می تونه...
چیکار داری می کنی؟
هیچی.
به نظر نمیاد هیچ کار باشه.
یه کار دیگه گرفتم، باشه؟
یعنی می خواستی همین طوری بذاری بری؟
می خواستم تو راه که افتادم بهت زنگ بزنم؟
تا وقتی بهم نگی چه خبره هیچ جایی نمی ری.
همین حالا بهت گفتم که.
ماشین آژانسه الآن هاست که برسه.
می تونه یکمی منتظر بمونه.
و موفق شد!
چه عملکرد عالی ای از این آمریکایی.
می شه خواهشا اون رو خاموش کنی؟
این همه را از...
می خواستم بعد از اینکه اون رفتش همین کار رو کنم.
نه، برام مهم نیست، باشه؟ فقط می خوام برم.
برنامه هام بهم می خوره.
باشه. پس خودم می رسونمت.
نیازی نیست منو جایی برسونی.
می دونی که می تونی همه چیز رو بهم بگی، درسته؟
کفش هات رو پات نکن.
موجودی حسابت رو دیدم.
4200تا؟
بهم پول دادن.
بهت یک سوم پول رو دادن. خودم لیست رو دیدم، عزیزم.
- کسی پیدا کردی که خرجت رو می ده؟ - خدای من، مامان...
یا نکنه زدی تو کار درآمد اینترنتی،
فقط این رو می گم:
برای همیشه می مونه، سوفی.
رسیدش.
و بهش می گن دستمزد گرفتن، باشه؟
اگه صاحب خونه ها برگردن ببینن همه چیز بهم ریخته نیست
و حیوون خونگی هاشون هنوز زنده اند،
ممکنه یه مقدار بیشتر بهم پول بدن.
می شه برم؟
ممنون.
دستمزد خیلی بزرگیه.
آره، خب، پولدارن دیگه. تو چیکار داری؟
خیال می کنی خیریه ست.
این حرف رو نزدم.
ببخشید. نگاه کن، فقط...
بذار برسونمت، مسخره ست بخوای پولات رو برای آژانس هدر کنی.
صاحبخونهه قراره پولش رو بده.
همه چیز داری با خودت؟
دستکش؟ کلاه؟
آره.
می شه حداقل بیای بغلم؟
بیا ببینم.
نگرانتم. باشه؟
یه روزی می شه، این بهونه رو برام نمیاری.
دیرم میشه.
آره.
مواظب خودت باش.
سلام، عزیزم. حالت خوبه؟
می شه بعدا بهت زنگ بزنم؟
قرار بود هر وقت رسیدی، بهم زنگ بزنی.
هیچی ازت نشنیدم، به خاطر همین نگران شدم.
چیزی نیست. الاناست که برسم.
خیلی خب. شارجرت باهاته، درسته؟
می دونی که اگه چیزی لازم داشتی می تونی بهم زنگ بزنی.
- مامان. - خیلی خب، خیلی خب، یه چیز آخر.
ایمیلم رو چک کن.
یه اپ جدید اومده که راجع بهش شنیده بودم
و می تونه... به کارت بیاد...
- باشه یه نگاه بهش می اندازم. - نه، واقعا، فکر می کنم...
فکر می کنم خیلی بدردت می خوره، عزیزم.
- اگه جایی گیر کنی... - الو؟ مامان؟
صدات قطع و وصل میشه. احتمالا بخاطر نزدیک شدن به کوهایی چیزیه.
خب، من که صداتو خوب دارم. الان چطوره؟
- الو؟ - سوفی؟
الو، مامان؟ بعدا بهت زنگ می زنم، باشه؟
می تونی صدامو...
اگه گوشیه منو بخواین من آنتن دارم.
نه مرسی.
- می خواید اینارو کمک تون بیارم؟ - نه. ممنونم.
خیلی خب.
در جلویی کجاست؟
اوه، خب... خب...
نه... فقط بگو کجا.
آره، همونجا، مستقیم.
خیلی خب.
- مرسی. - خواهش می کنم.
فقط، اه... فقط یه پله ی کوچیک هست...
آره. فهمیدم.
خیلی خب.
- سوفی. سلام. - سلام.
اه، خواهش می کنم بفرما تو. بفرما داخل. اه...
- آره، از این طرف. - خیلی خب.
- حالت خوبه؟ - آره. ببخشید یکمی دیر کردم.
ام، میشه کیفامو کمکم بیاری؟
یه خرده دیگه بر میگردم، باشه؟
ممنونم.
خب پس، زود بهت میگم
چونکه پروازم داره دیر میشه.
کد امنیتی ۷-۴-۲-۶-۷ ـه.
- می خوای بهت نشون بدم؟ - خودم حل اش می کنم.
خیلی خب. پس حالا وظیفه ی اولت.
آرچی. بیا اینجا، عزیزم، بیا پیش مامانی.
اوه، اه، مراقب باش چون حساسیت داره به...
گلوتن. آره. قبل رفتنم به دامپزشک تون زنگ زدم.
چقدر عالی.
منو بگو نگران چی بودم.
چرا؟
اوه. نه، منظورم اینه که...
همه چیز خیلی فوری شد، می دونی،
و تو تنها کسی بودی که روی وبسایت
به موقع جواب دادی.
خب حالا، چه مناسبتیه،
تفریحیه یا کاری؟
اه، تفریحی.
تازه طلاق گرفتم.
دیروز کارای اداریش رو انجام دادم.
متأسفم واقعا.
اوه، نه نباش.
هر باشه، باعث شد چیزای زیادی یاد بگیرم، می دونی؟
بخاطر بالغ بودن با بزرگ تر از خودم ازدواج کردم، نه پولش.
آخر سر فهمیدم نه بالغه نه پولدار.
چه عالی.
اه، بهرحال، نگاه کن.
غذاهای آرچی تو انباریه.
می تونم نشونت بدم کجان.
نه، خودم پیداش می کنم. مرسی.
خب، فقط یه لطفی بکن.
زیادی بهش تشویقی نده.
ام، جعبه و اسباب بازی هاش لونه شه.
و، اوه، آره. فیوز و ترموستات
تو اتاق ابزارن کنار اتاق ماشین لباس شویی.
و اتاق میهمان هم برات آماده شده، ته راهرو ـه.
- نظرت چیه نشونت بدم؟ - نه، مشکلی نیست، خودم پیداش می کنم.
البته که می کنی.
خب، شماره ام رو داری، پس...
آرچی، عزیزم، مامانی زود برمی گرده خونه، باشه؟
خداحافظ.
سفر به سلامت.
مونیتور.
تماس تصویری، کم.
- سلام! - چه خبر خنگول؟
خونه هه چطوره؟
خودت بهم بگو.
اه، سقف بلند داره.
نورگیر سقفی.
کفپوش سنگ مرمر.
خیلی شیکه.
بهتره همینطور باشه. این همه راه نیومدم
تو کلبه چوبی بمونم.
می تونم مستقیم برم اینوری؟
- آره می تونی. - آره؟
ام، جلوتر یه صندلی کوچیکه.
- خیلی خب. - کمتر از یه متریت،
یه قدم برو سمت چپ.
- خوبه؟ - عالی.
یه پوست گوزن به عنوان فرش انداختن.
یه لوستر مدرن.
یه عالمه چوب. حس و حال کلبه طور داره.
اکو صدای خودمو شنیدم.
آره، یه دیوار اون وسط هستش.
آشپزخونه، و بعدش می رسه به پذیرایی گمونم.
اوه، صبرکن. یه خرده جلوتر... یه دیوار جلو روته.
No comments yet. Be the first to leave one.