لومړۍ 200 کرښې.
خانم, شما هنوز اونجایید؟
آره.
موقعیت تون کجاست؟
من توی... توی خونه ام, و اون...
خانم؟
خانم؟شما کجایین؟
خواهش می کنم! خواهش می کنم! نه! خواهش می کنم
خانم!
خانم!
خانم, هنوز اونجایین؟
یک اسلحه با اندازه معمولی دقیقاً همین کار رو انجام می ده.
خواهشاً بسه اینقدر حرف نزنید.
داری میگی ترجیح نمی دادی با یه اوردوز ناب تمومش کنی؟
یا خدا, امروز سه شنبه بعد ازظهره
رفقا, میشه بچسبیم به کار؟ همین الانشم عقب ایم, زودباشید
کمی پروتئین هست که باید از شرش خلاص شم
دندون.
کسی که سلاحی به این اندازه استفاده کرده
می دونسته لکه بزرگی روی دیوار بجا میزاره.
فقط می گم یه کار احمقانه بوده
نمی تونی یه مُرده رو احمق صدا کنی
- چرا نه؟ - چون بی احساس ـه
اوه, صبخیر, خانم
داخل خونه تمیزـه.
متأسفیم بابت این اتفاق
نمی دونم این... این برات چیزه خنده داریه؟
اینکه اتفاق ناگوار مردم رو به تمسخربگیری؟
نه, نه, اصلاً
اوه, نه؟ پس فقط یه اسکولی؟
یا ترجیح می دی بگم کون شوری؟
چطوره یه گشتی بزنیم و اسناد رو امضاء کنیم, اوکی؟
اول شما.
فقط می خوام مطمئن شم این ادرس سکونت فعلی شماست
- واسه وقتی که نیاز شد تماس بگیریم - بله
- خیلی خُب, آخریش - ممنون از کمک تون.
خواهش می کنم.
و دوباره از رفتار تیمم عذرخواهی می کنم.
واقعاً از بابت این پیشامد متأسفیم ازاینکه ما رو انتخاب کردین ممنونیم
امیدواریم دیگه اتفاق نیفته.
سلام؟
- نشستی؟ - آ.، یه جورایی
یه سرمایه گذارعلاقمند داریم
- شوخی می کنی - من واقعاً سرم شلوغه
وقت شوخی کردن ندارم
اوه خدای من! کیه؟ کِی؟ کجا؟
سرمایه گذار اصلی داره یه معامله رو توی ساحل شرقی تموم می کنه.
29 آخر ماه ساعت 3 ظهر جلسه داری
- اوه, باید برم. - خدافظ
اوه خدای من
برسونمت؟
شما آقایون فکر میکنید این واقعاً جواب می ده؟
اوه نه, جداً مثلاً اون واسم سوت زد
پس باید پسر خوبی باشه واو, ببین داره تویوتا می رونه؟
پس باید همین حالا بپرم بالا
آره, شاید
خُب,می دونی چیه, من دارم می رم شوهرم رو سوپریز کنم
- واقعاً؟ - اهمم
سورپرایز چیه؟
آه, می دونی, همچین خفن نیست فقط ...
یه سرمایه گذار پیدا کردم که فروشگاهم رو تأمین مالی کنه
جدی می گی؟ بیا برسونمت خونه
- سلام - سلام
نمی دونم چطور این رو با لطافت بگم اما داری...
اما کمی چسبیدی به من
- تو یه دیوثی - بس کن
بس کن اینکارو..
اوه, ووووا
- شرمنده آروم,آروم, تخمامو بپا.
- اتفاقی بود, باور کن آره, جون عمت
- هِی - چیه؟
یه لطفی بهم بکن موفق شدی من رو ترک نکن, باشه؟
خفه شو
و, می دونی که هنوز یه احتماله, نمی دونم
تو خیلی سرتر از اونی که نخواد بشه اینو می دونی که, مگه نه؟
نمی تونم انجامش بدم
اوضاع چطور برات پیش می ره, "کوین"؟
من دیگه عصبانی نیستم
راستش, من...حسم رو از دست دادم.
قضیه سر رابطه با شخص دیگه ای نیست سر خیانته
تمام زندگیت رو وقف یکی می کنی
واون فقط نصف زندگیش رو برات می ذاره
و درهمه این مدت, هیچ نظری دراین باره نداری
اوضاع عاشقی چطور پیش می ره؟
بعد از ایجاد رابطه یکی از طرفین حقیقت تازه ای شکل می گیره
نوع جدیدی از درک و ارتباط
اما نمی تونی دست رو دست بزاری همه چی خودش درست شه
به تغییر محیط فکر کردین؟
آه, البته, این می تونه ایدهآل باشه
عالیه, حقیقت موضوع اینه که...
ازدواج اولتون تموم شد.
با این موضوع هم نظرین؟
- آره - آره
حالا باید از خودتون بپرسین
می خواین ازدواج دومی رو باهم شکل بدین؟
دست به کار شین
تغییر رو ایجاد کنین.
خودتون رو توی محیط جدید قراربدین
دارم می گم, حق با اونه ازدواج اولتون یه جورایی به گا رفت
- چی؟ - دارم صداقت به خرج می دم
و صداقت حلقه مفقود این ماجراست پس خواهش می کنم
من فقط می ترسم اون هرگز من رو نبخشه
قطعاً گند زدی, اما
می دونی, اما اون تنها قربانی این قضیه نیست
می دونم اینو نمی گی چون ترجیح می دی تقصیر رو گردن بگیری
- پس برای تو میگم - نگو
نیازهات برآورده نمی شد
نمی تونم اینو بهونه کنم
این بهونه نیست, این واقعیته
ببین, من مهلت تحویل دارم, باشه؟
نمی تونم بحث رو کشش بدم
- اون از تو فاصله گرفت, "نات" - آره
من فکر می کنم هرکسی که برادرش رو..
توی کمد آویزون می بینه می تونه همین کار رو بکنه.
- بی خیال, "ناتالی" - میشه پارچه گلدار رو بهم بدی؟
هی تو چرا زود اومدی خونه؟
امروز زود تموم کردم
حرفتون رو که قطع نکردم, مگه نه؟
نه, نه, اصلاً.
- هِی, "دنی" - حالت چطوره؟
اوه, آ, گندش بزنن, می دونی چیه؟
من باید... من باید برم. خرده کاری دارم
- بعداً پیامت می دم - باشه.
می بینمت.
اگر وقت داری می خوام در مورد چیزی باهات حرف بزنم؟
لعنتی دیوونه شدی؟
سعی می کنم به توصیه ای که بابتش هزینه کردیم توجه کنم.
فقط یه نگاه به خونه بنداز.
- نه, ممنون. - ببین
با صاحبش حرف زدم قراره قیمت خوبی بهمون بده.
تو قبلاً با صاحبش حرف زدی؟
خُب, آره
دست به کار شدم مگه قرار نبود این کار رو بکنم؟
چرا قبل از اینکه نظر من رو بپرسی...
در مورد خرید خونه با کسی صحبت می کنی؟
"ناتالی",تو متوجه نمیشی خونش عالیه
آزار دهنده اس
بهت اطمینان می دم اصلاً تشخیص نمی دی که اتفاقی افتاده
خودم تمیزش کردم
نمی خوام پامو تو خونه ای بزارم که توش خوکشی شده
اتفاقی که افتاد تاسف بار بود, باشه اما این اتفاقات هر روزه میفته
اینقدر با این موضوع راحتی؟
ما تو قرن 21 زندگی می کنیم، "ناتالی"
هرجا که بریم, یه گذشته ای داره
و حاضرم شرط ببندم گذشته خوبی نداشته
- خشونت خانگی, آزار جنسی کودکان - "کوین",من نمی خوام برم به خونه ای...
که تصویرمغز پاشیده شده یکی ...
روی تمام دیوار پذیرایی باشه.
خب, منم نمی خوام روی تختی بخوابم که منو یاد...
ساک زدن همسرم واسه یکی دیگه بندازه.
دست از کمک کردن به خودت کشیدی
دانشگاه رو ترک کردی.
با من حرف نمی زدی چه برسه به اینکه نزدیک من باشی
یه لحظه سست شدم و بخاطر اون از خودم متنفرم
اما نمی تونی هِی منو سرزنش کنی
می دونم
می رم روی کاناپه بخوابم، باشه؟
هی.
هی.
باید یه دفتر کار خانگی داشته باشه.
باشه.
و جداً باید هزینه هامون رو کم کنیم
حداقل تا وقتیکه که این معامله انجام شه.
می تونم انجامش بدم
و تو باید برگردی به دانشگاه
"کوین", دیگه نمی تونم ببینم زندگیت رو دور میندازی
باشه.
بهم قول بده
قول می دم
خیلی خُب.
واو.
بازم ممنون که همراهی مون کردید
می دونیم که براتون آسون نیست
البته.
هی, اون چیه اونجا؟
اوه, قفل های کنترل از راه دور
برنامه ای هست که می تونید گوشی هاتون رو بهش وصل کنید
واو! نمی دونسم چنین چیزی وجود داره.
آره, از این چیزها اینجا خیلی پیدا می کنی
یه مشکلات فنی با دوربینها وجود داشت
گمونم برای راه اندازیش باید با شرکت تماس بگیرین
همونطور که می دونید
برادرم و همسرش همه چیز رو اینجا طراحی کردند
بنابراین می تونید لوکس ترین موارد رو با هزینه کم دریافت کنین
- رفقا, صبرکنین تا بیرون رو ببینین - آره.
واو, منظورم اینه خودش گویای همه چیزه
واو
می دونم که این وضعیت ایده آلی برای کسی نیست
اما این حیاط پشتی و فضای کمد,درسته؟
ببین "کلادیا" ما صراحتاً به خونه علاقمندیم
اما باهات روراست باشم یکی دوسال سخت گذشت
میدونم چیزی نیست که پیشنهاد دادین
اما این چیزیه که از عُهده اش برمیایم
در صورت موافقت با این مبلغ می تونیم امروز قرارداد رو ببندیم.
ما شدیداً به یک شروع تازه نیاز داریم.
لطفاً بیا در موردش صحبت کنیم
حقیقت اینه که
ماه هاست که خریدار بالقوه نداریم.
نمی دونم، گمونم مردم این روزها ترسو شدن
20 هزارتا دیگه اضافه کن و مال شما
آره! آره!
No comments yet. Be the first to leave one.