Aftermath

Aftermath

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Aftermath 2021 fa Aftermath 2021 720p 1080p WEBRip Colored
Aftermath 2021 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Aftermath 2021 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Aftermath 2021 WEB H264-RBB
Aftermath-2021-720p-WEBRip-x264-AAC-YTS MX-YIFY
Aftermath-2021-720p-WEBRip-x264-AAC-RARBG
Aftermath-2021-720p-WEBRip-x264-ION10/XviD
د لخوا تبصره hasanscofield
█ hassan_scofield حسن شیخ احمد🆂🆁🆃 █ telegram:@farsisubtittle

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
په خپور شو: 2021-08-11
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خانم, شما هنوز اونجایید؟

‫آره.

‫موقعیت تون کجاست؟

‫من توی... توی خونه ام, و اون...

‫خانم؟

‫خانم؟شما کجایین؟

‫خواهش می کنم! خواهش می کنم! نه! خواهش می کنم

‫خانم!

‫خانم!

‫خانم, هنوز اونجایین؟

‫یک اسلحه با اندازه معمولی ‫دقیقاً همین کار رو انجام می ده.

‫خواهشاً بسه اینقدر حرف نزنید.

‫داری میگی ترجیح نمی دادی با یه ‫اوردوز ناب تمومش کنی؟

‫یا خدا, امروز سه شنبه بعد ازظهره

‫رفقا, میشه بچسبیم به کار؟ ‫همین الانشم عقب ایم, زودباشید

‫کمی پروتئین هست که باید ‫از شرش خلاص شم

‫دندون.

‫کسی که سلاحی به این اندازه استفاده کرده

‫می دونسته لکه بزرگی ‫روی دیوار بجا میزاره.

‫فقط می گم یه کار احمقانه بوده

‫نمی تونی یه مُرده رو احمق صدا کنی

‫- چرا نه؟ ‫- چون بی احساس ـه

‫اوه, صبخیر, خانم

‫داخل خونه تمیزـه.

‫متأسفیم بابت این اتفاق

‫نمی دونم این... ‫این برات چیزه خنده داریه؟

‫اینکه اتفاق ناگوار مردم ‫رو به تمسخربگیری؟

‫نه, نه, اصلاً

‫اوه, نه؟ پس فقط یه اسکولی؟

‫یا ترجیح می دی بگم کون شوری؟

‫چطوره یه گشتی بزنیم و اسناد رو ‫امضاء کنیم, اوکی؟

‫اول شما.

‫فقط می خوام مطمئن شم ‫این ادرس سکونت فعلی شماست

‫- واسه وقتی که نیاز شد تماس بگیریم ‫- بله

‫- خیلی خُب, آخریش ‫- ممنون از کمک تون.

‫خواهش می کنم.

‫و دوباره از رفتار تیمم ‫عذرخواهی می کنم.

‫واقعاً از بابت این پیشامد متأسفیم ‫ازاینکه ما رو انتخاب کردین ممنونیم

‫امیدواریم دیگه اتفاق نیفته.

‫سلام؟

‫- نشستی؟ ‫- آ.، یه جورایی

‫یه سرمایه گذارعلاقمند داریم

‫- شوخی می کنی ‫- من واقعاً سرم شلوغه

‫وقت شوخی کردن ندارم

‫اوه خدای من! کیه؟ کِی؟ کجا؟

‫سرمایه گذار اصلی داره یه معامله رو توی ‫ساحل شرقی تموم می کنه.

‫29 آخر ماه ‫ساعت 3 ظهر جلسه داری

‫- اوه, باید برم. ‫- خدافظ

‫اوه خدای من

‫برسونمت؟

‫شما آقایون فکر میکنید ‫این واقعاً جواب می ده؟

‫اوه نه, جداً ‫مثلاً اون واسم سوت زد

‫پس باید پسر خوبی باشه ‫واو, ببین داره تویوتا می رونه؟

‫پس باید همین حالا بپرم بالا

‫آره, شاید

‫خُب,می دونی چیه, من دارم می رم ‫شوهرم رو سوپریز کنم

‫- واقعاً؟ ‫- اهمم

‫سورپرایز چیه؟

‫آه, می دونی, همچین خفن نیست ‫فقط ...

‫یه سرمایه گذار پیدا کردم که ‫فروشگاهم رو تأمین مالی کنه

‫جدی می گی؟ ‫بیا برسونمت خونه

‫- سلام ‫- سلام

‫نمی دونم چطور این رو با لطافت بگم ‫اما داری...

‫اما کمی چسبیدی به من

‫- تو یه دیوثی ‫- بس کن

‫بس کن اینکارو..

‫اوه, ووووا

‫- شرمنده ‫آروم,آروم, تخمامو بپا.

‫- اتفاقی بود, باور کن ‫آره, جون عمت

‫- هِی ‫- چیه؟

‫یه لطفی بهم بکن ‫موفق شدی من رو ترک نکن, باشه؟

‫خفه شو

‫و, می دونی که ‫هنوز یه احتماله, نمی دونم

‫تو خیلی سرتر از اونی که نخواد بشه ‫اینو می دونی که, مگه نه؟

‫نمی تونم انجامش بدم

‫اوضاع چطور برات پیش می ره, "کوین"؟

‫من دیگه عصبانی نیستم

‫راستش, من...حسم رو از دست دادم.

‫قضیه سر رابطه با شخص دیگه ای نیست ‫سر خیانته

‫تمام زندگیت رو وقف یکی می کنی

‫واون فقط نصف زندگیش رو برات می ذاره

‫و درهمه این مدت, هیچ ‫نظری دراین باره نداری

‫اوضاع عاشقی چطور پیش می ره؟

‫بعد از ایجاد رابطه یکی از طرفین ‫حقیقت تازه ای شکل می گیره

‫نوع جدیدی از درک و ارتباط

‫اما نمی تونی دست رو دست بزاری ‫همه چی خودش درست شه

‫به تغییر محیط فکر کردین؟

‫آه, البته, این می تونه ایده‌آل باشه

‫عالیه, حقیقت موضوع اینه که...

‫ازدواج اولتون تموم شد.

‫با این موضوع هم نظرین؟

‫- آره ‫- آره

‫حالا باید از خودتون بپرسین

‫می خواین ازدواج دومی رو ‫باهم شکل بدین؟

‫دست به کار شین

‫تغییر رو ایجاد کنین.

‫خودتون رو توی محیط جدید قراربدین

‫دارم می گم, حق با اونه ‫ازدواج اولتون یه جورایی به گا رفت

‫- چی؟ ‫- دارم صداقت به خرج می دم

‫و صداقت حلقه مفقود این ماجراست ‫پس خواهش می کنم

‫من فقط می ترسم اون ‫هرگز من رو نبخشه

‫قطعاً گند زدی, اما

‫می دونی, اما اون تنها ‫قربانی این قضیه نیست

‫می دونم اینو نمی گی چون ‫ترجیح می دی تقصیر رو گردن بگیری

‫- پس برای تو میگم ‫- نگو

‫نیازهات برآورده نمی شد

‫نمی تونم اینو بهونه کنم

‫این بهونه نیست, این واقعیته

‫ببین, من مهلت تحویل دارم, باشه؟

‫نمی تونم بحث رو کشش بدم

‫- اون از تو فاصله گرفت, "نات" ‫- آره

‫من فکر می کنم هرکسی که برادرش رو..

‫توی کمد آویزون می بینه ‫می تونه همین کار رو بکنه.

‫- بی خیال, "ناتالی" ‫- میشه پارچه گلدار رو بهم بدی؟

‫هی تو چرا زود اومدی خونه؟

‫امروز زود تموم کردم

‫حرفتون رو که قطع نکردم, مگه نه؟

‫نه, نه, اصلاً.

‫- هِی, "دنی" ‫- حالت چطوره؟

‫اوه, آ, گندش بزنن, می دونی چیه؟

‫من باید... من باید برم. خرده کاری دارم

‫- بعداً پیامت می دم ‫- باشه.

‫می بینمت.

‫اگر وقت داری می خوام در ‫مورد چیزی باهات حرف بزنم؟

‫لعنتی دیوونه شدی؟

‫سعی می کنم به توصیه ای ‫که بابتش هزینه کردیم توجه کنم.

‫فقط یه نگاه به خونه بنداز.

‫- نه, ممنون. ‫- ببین

‫با صاحبش حرف زدم ‫قراره قیمت خوبی بهمون بده.

‫تو قبلاً با صاحبش حرف زدی؟

‫خُب, آره

‫دست به کار شدم ‫مگه قرار نبود این کار رو بکنم؟

‫چرا قبل از اینکه نظر من رو بپرسی...

‫در مورد خرید خونه با کسی صحبت می کنی؟

‫"ناتالی",تو متوجه نمیشی ‫خونش عالیه

‫آزار دهنده اس

‫بهت اطمینان می دم ‫اصلاً تشخیص نمی دی که اتفاقی افتاده

‫خودم تمیزش کردم

‫نمی خوام پامو تو خونه ای بزارم ‫که توش خوکشی شده

‫اتفاقی که افتاد تاسف بار بود, باشه ‫اما این اتفاقات هر روزه میفته

‫اینقدر با این موضوع راحتی؟

‫ما تو قرن 21 زندگی می کنیم، "ناتالی"

‫هرجا که بریم, یه گذشته ای داره

‫و حاضرم شرط ببندم ‫گذشته خوبی نداشته

‫- خشونت خانگی, آزار جنسی کودکان ‫- "کوین",من نمی خوام برم به خونه ای...

‫که تصویرمغز پاشیده شده یکی ...

‫روی تمام دیوار پذیرایی باشه.

‫خب, منم نمی خوام روی ‫تختی بخوابم که منو یاد...

‫ساک زدن همسرم واسه یکی دیگه بندازه.

‫دست از کمک کردن به خودت کشیدی

‫دانشگاه رو ترک کردی.

‫با من حرف نمی زدی ‫چه برسه به اینکه نزدیک من باشی

‫یه لحظه سست شدم ‫و بخاطر اون از خودم متنفرم

‫اما نمی تونی هِی منو سرزنش کنی

‫می دونم

‫می رم روی کاناپه بخوابم، باشه؟

‫هی.

‫هی.

‫باید یه دفتر کار خانگی داشته باشه.

‫باشه.

‫و جداً باید هزینه هامون رو کم کنیم

‫حداقل تا وقتیکه که این معامله انجام شه.

‫می تونم انجامش بدم

‫و تو باید برگردی به دانشگاه

‫"کوین", دیگه نمی تونم ببینم ‫زندگیت رو دور میندازی

‫باشه.

‫بهم قول بده

‫قول می دم

‫خیلی خُب.

‫واو.

‫بازم ممنون که همراهی مون کردید

‫می دونیم که براتون آسون نیست

‫البته.

‫هی, اون چیه اونجا؟

‫اوه, قفل های کنترل از راه دور

‫برنامه ای هست که می تونید ‫گوشی هاتون رو بهش وصل کنید

‫واو! نمی دونسم چنین چیزی وجود داره.

‫آره, از این چیزها اینجا ‫خیلی پیدا می کنی

‫یه مشکلات فنی با دوربینها وجود داشت

‫گمونم برای راه اندازیش ‫باید با شرکت تماس بگیرین

‫همونطور که می دونید

‫برادرم و همسرش همه چیز ‫رو اینجا طراحی کردند

‫بنابراین می تونید لوکس ترین موارد رو ‫با هزینه کم دریافت کنین

‫- رفقا, صبرکنین تا بیرون رو ببینین ‫- آره.

‫واو, منظورم اینه ‫خودش گویای همه چیزه

‫واو

‫می دونم که این وضعیت ‫ایده آلی برای کسی نیست

‫اما این حیاط پشتی و فضای کمد,درسته؟

‫ببین "کلادیا" ‫ما صراحتاً به خونه علاقمندیم

‫اما باهات روراست باشم ‫یکی دوسال سخت گذشت

‫میدونم چیزی نیست که پیشنهاد دادین

‫اما این چیزیه که از عُهده اش برمیایم

‫در صورت موافقت با این مبلغ ‫می تونیم امروز قرارداد رو ببندیم.

‫ما شدیداً به یک شروع تازه نیاز داریم.

‫لطفاً بیا در موردش صحبت کنیم

‫حقیقت اینه که

‫ماه هاست که خریدار بالقوه نداریم.

‫نمی دونم، گمونم مردم ‫این روزها ترسو شدن

‫20 هزارتا دیگه اضافه کن و مال شما

‫آره! آره!

More Farsi Persian subtitles for Aftermath

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left