The Trap

The Trap

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Trap 1959 720p BrRip YIFY
د لخوا تبصره [email protected]
توسط محسن تاج الدینی تایم 1:24:16

تګونه

bluray
په خپور شو: 2025-08-30
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

دام - 1959

کارگردان : نورمن پاناما

درو ببند ، مثل کوره داغ میمونه

اندرسون

برو زود بیا

دو ساعت

به این راحتی نیست من نمیتونم همین‌طوری وارد اونجا بشم

تحت تعقیب اف‌بی‌آی به جرم قتل جایزه ۱۵۰۰۰ دلار

رالف؟

سلام تیپ

تو همیشه کارت همینه ، مگه نه؟

همیشه به طور غیر منتظره ظاهر میشی

بنگ ، یهو اینجائی

نگفتی به خونه خوش اومدی

خونه؟

آره ، به خونه خوش اومدی

تو

شاید باورت نشه تیپ

اما از دیدن دوباره‌ات خوشحالم

منم از دیدنت خوشحالم ، رالف

نباید اون بطری رو خرابش میکردی

دیشب سر شام چند گیلاس خوردم

بعد خوابت برد

با یه کم نوشیدنی چطوری؟

بخاطر برای برادر گمشده جشن میگیریم

آینده خوبی در انتظار برادرمه

موافقی ، رالف؟

تا به چی برسیم؟

باید از یارد بپرسی

لیندا همیشه می‌گفت تو موفق میشی

میدونستی لیندا همسر منه؟ آره ، میدونستم

حالش چطوره؟ خوبه

حالش خوبه

شرط می‌بندم هر گز من و لیندا رو با هم تصور نمیکردی

نه ، ممنون

پس چی میخوری؟ مارتینی؟

یه قدیس تازه از راه رسیده

بیخیال تیپ

من فقط چند ساعت اینجام دعوا نمیخوام

باشه ، باشه

نباید هیجان‌زده بشم حالم زیاد خوب نیست

پدر چطوره؟

تو که بابا رو می‌شناسی

هنوز همون لباسو پوشیده

که برچسب بیمه روی نافش چسبیده

حدس میزدم

نگفتی تو شهر تولا دنبال چی میگردی اومدم پیرمردو ببینم

چرا؟

دردسر که درست نمیکنی؟ نه ، نه

مشکلی پیش نمیاد کجاست؟

شب رو در فرودگاه گذرونده خب ، میرم اونجا

صبرکن ، نمیخواد بری

اون به زودی میاد خونه ، رالف

صبحانه لیندا همیشه آماده است

...منظورت اینه که

الان کی باهات زندگی میکنه؟

نه

ما با هم زندگی می‌کنیم

...از آنجا که اون نمیتونه

نمیخوام بی ادبی کنم

اون تنهاست ، می‌فهمی؟

...شاید اون مهربانی لیندا در این مورد چی فکر می‌کنه؟

خب ، چرا واست مهمه؟ اون هرچی بخواد داره

ما ازدواج خوبی داریم ، رالف

یه ازدواج عالی

منم همینو میخوام

خوشحالم که می‌شنوم پسر خیلی خوبی هستی

شوهر مهربان

قبل از رفتن به خونه اون رژلب رو از گردنت پاک کن

سلام

رالف

خبر نداشتم داری میای

هیچ‌کس خبر نداشت

حالت چطوره، لیندا؟

خیلی خوبم

خب ، من

میدونستم که بالاخره تورو در خانواده داریم

نقطه ضعفی برای مردان اندرسون

تو فوق‌العاده به نظر می‌رسی نه ، اینطور ها هم نیست

مگه ممکنه کسی تو این هوای مزخرف خوب بنظر برسه؟

من حتی موهام هم درست نکردم به نظر من که خیلی خوب به نظر میای

واقعاً؟ آره

میرم برات قهوه درست کنم وسایلت رو بعداً بیار

من سبک سفر می‌کنم چند ساعت بیشتر نمیمونم

فقط چند ساعت؟ آره ، کار منو که میدونی

فشارهای ناشی از امور جهانی

پس آدم خیلی مهمی هستی

اگه بدونی چقدر مهم هستم ، تعجب میکنی

قهوه‌ی غلیظ ، همون طور که دوست داری

خیلی ممنون

رالف

عکس‌های خیلی بیشتری در جعبه پشتی وجود داره

یه آلبوم کامل

مال خودت ، مادرت و تیپی

رالف

چیه؟

گفتم عکس‌های خیلی بیشتری تو جعبه پشتی هست

اگه بخوای می‌تونم برم پیداشون کنم

بله ، حتماً

فقط یه لحظه طول میکشه میرم لباس عوض کنم

نه ، نمیخواد

نمی‌خوام منو اینجوری ببینی مهم نیست ، لیندا

برای من مهمه

خب ، اون این‌طور نگفته بود

حق با شماست

حدس می‌زنم نگفته

دیگه نه

پدر کی میرسه؟

چند دقیقه دیگه

اتفاقی افتاده ، رالف؟ نه ، هیچی

فقط مشتاقم پدر رو ببینم

رالف ، اون دوستت داره من هیچ‌وقت از اتفاقی که افتاده خبر نداشتم

میدونم ، شاید حالا بتونن اوضاع رو درست کنند

تیپی رو دیدی؟

چند وقته اینجوری شدی؟

خیلی وقته

وقتی با پدر نقل مکان کردیم اوضاع بدتر هم شد

کاش میشد از تولا بریم

اون جاده هنوز به جایی منتهی میشه

تنها چیزی که لازم دارید دوتا بلیط اتوبوسه

نه

رالف

تو همیشه برای پدرت یه چیز خاص بودی

وقتی رفتی ، به کسی نیاز داشتم که بهش تکیه کنم

بنابراین حالا باید از تیپی حمایت کنم

اونو تحقیر می‌کنه مثل یه بچه باهاش رفتار می‌کنه

خب، منظورم این نیست که همه چی بد باشه

طفلکی تیپی

هیچ زن دیگه یا چیزی شبیه به اون در زندگیش وجود نداره

دوستش داری ، لیندا؟

معلومه که دوستش دارم

نه

فکر می‌کردم دوستش دارم

خیلی وقت بعد از وقتی که رفتی

عشق و اندوه در هم آمیختند

متأسفم

حالت چطوره ، پدر؟

شکایتی ندارم

خیلی خوب به نظر میای

شما هم همچنین

خیلی تغییر نکردی

موهات کمی خاکستری‌تر شده چرا برگشتی؟

چرا که نه؟

میگن خانه جائیه که وقتی واردش میشی

حتماً بهت اجازه ورود میده

خب ، حالا که وارد شدی لیندا ، نظرت در مورد غذا چیه؟

ازت یه سؤال پرسیدم

اینجا چیکار میکنی؟

پدر

اون پسر شماست

بگو از دیدنت خوشحالم

میشه یه کم صبحانه درست کنی؟

من کمکت میکنم همینجا باش

هنوز منتظر جوابم

اوه ، بیخیال

پدر، تو که نمیتونی این کینه رو تا ابد به دوش بکشی

زندگی خیلی کوتاهه

کوتاه تر از اون که یه نامه بنویسی؟

یا یه کارت پستال که بدونیم مرده ای یا زنده

نمیدونستم برای کسی مهمه

بهت یاد دادم که خوب رو از بد تشخیص بدی

بیش از ده سال گذشته و من هنوز امیدوارم که کسی توبه کنه

باشه پدر

خیلی متأسفم

فقط همینو داری بگی؟

دیگه چی می‌خوای؟ گفتم که متاسفم

متأسفم که این اتفاق افتاد

متأسفم که نام نیک شما رو در این جامعه‌ی پرهیزگار لکه‌دار کردم

متأسفم که باعث شدم پسرت برای شش ماه به دارالتأدیب فرستاده بشه

اونا تورو در حال مستی داخل یه ماشین دزدی پیدا کردند

میدونم ، میدونم

میدونم وظیفه ات بود

تو آنقدر بزرگ شده بودی که بفهمی آدم چیزی رو که مال خودش نیست ، نمی‌گیره

درسته کلانتر تو به ما درس صداقت دادی

مته به خشخاش گذاشتی

همین و نه بیشتر

اگه باهات چنین بدرفتاری شده ، چرا برگشتی؟

هیچکس مقدس نیست

چه حس قشنگی ، پدر

تو دخالت نکن تمامش کنید

به من نگو ​​تو خونه خودم چیکار کنم

ببخشید تیپ اشکالی نداره پدر

تمام عمر سعی کردم بهترین کار برای شما دو نفر انجام بدم

اشکالی نداره پدر میدونم قصدی نداشتی

صبر کن تیپ

من باید با لیندا صحبت کنم نه، یه لحظه صبر کن

صبر کن ، می‌خوام اینو بشنوی

پدر ، اومدم یه خواهشی ازت بکنم

تو به هیچ احتیاج نداری فقط یکی

مرخصی بگیر از مأمور فرودگاه بودن بیا بیرون

تو از فرودگاه چی میدونی؟

میدونم که فرودگاه نظارت شبانه روزی لازم داره

امروز مردم میان به شهر یه هواپیما برای بردنشون میاد

می‌خوام بتونی از پسش بربیای

چی؟

داری از چه کسی محافظت می‌کنی؟ لطفاً سوال نپرس

ماسونتی؟

چه فرقی داره؟ دارم میپرسم

داری در مورد ویکتور ماسونتی حرف می‌زنی؟ آره ، ماسونتی

هوا گرمه ، باید اونو از کشور خارج کنی اونا تولا رو انتخاب کردن

The Trap subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left