لومړۍ 200 کرښې.
.صدايي نميشنوم
.فکر کنم براي بيرون رفتن امن باشه
.بيايد دنبال کسايي که زنده موندن بگرديم
.پخش بشيد
.چشم و گوشِتون رو باز کنيد
خيلي آوار هست
.ممکنه افرادمون زيرشون گير افتاده باشن
!"مگي"
."بجنب "مت
.تام" بهتره زنده باشي"
!"مگي"! "مگي"
.خيلي زود روبراه شدي
.وقتي لوله گاز منفجر شد ضربهي سختي خوردي
خوب شد که ميخ دارم، نه؟ - !آره -
!"مگي"
!"مگي"
.شرمنده
!"مگي"
تو رئيستون رو آوردي، آره؟
.تو بودي که سفينهها رو فرستادي پايين روي سر ما
.خُب، من هنوز سرِ پام، کوني
!نه
.بذار من انجامش بدم
!پدر؟ پدر
اين جاييه که گفتي آخرين بار ديديش؟
.تکتور" جاي تک تيرانداز رو انتخاب کرد"
،تام" ميخواست بره اونجا"
و شليک کنه
.رئيس ـشون توي تيررسش بود
.ولي بعدش چه اتفاقي اُفتاد، ديگه نميدونم
.پدرم زندست
هرکي زير اين خرده سنگها زنده باشه
.بيشتره 12 ساعت دوام نمياره
.بايد حفر کردن رو شروع کنيم
."اگه پدرت اون زير باشه ما پيداش ميکنيم "مت
.پيداش ميکنيم
.خدايا
.خدايا
اين واسه "تام"ـه، درسته؟
همونه که توي اون محله ميپوشيد؟
.آره
!پدر
.پدر
پدر؟
«سقوط آسمانها» قـسـمـت هـشـتـم از فـصـل چـهـارم تاريخ پخش و ترجمه: 93/05/20
.واي، نه
.خدا رو شکر !برو بريم
.داري نفس ميکشي .بفرما
!هِي
!اينجا يکم کمک لازم دارم
...نميتونم .نميتونم پاهامو تکون بدم
.اوه، خدايا
!کمک !مگي رو اينجا پيدا کردم
!زندست
!آهاي
!کسي اون بالاست؟
!هِي
.کمک
کي بود؟
کي اونجاست؟
.کمکم کنيد
.حرف بزن تا بتونم پيدات کنم - .کمک -
.کمک
.اونجايي
."تام"
.طاقت بيار
.لطفاً
.اين منو له کرده
،خيلي خُب .طاقت بيار
.دارم از اونجا ميارمت بيرون
.برش دار
.لطفاً
باشه، آماده اي؟
.يه چيزي رو زيرش اهرم کن
.هِي، زود باش
!زود باش
.باشه
،واي، واي، واي .واي، واي
.فايده نداره .نميتونم بيام بيرون
.مياي بيرون
.حالا ميخوام روي اين فشار بيارم
،وقتي من فشار آوردم
بهترين پِرِس سينه عمرتو بزن، باشه؟
،اگه يکم فضا ايجاد کرديم !بخيز بيرون
باشه؟
!فشار بده
.بجنب .بجنب
.نميتونم نگهش دارم ."داره ميافته، "دينگان
.بيا بيرون .همين الان بيا بيرون
.پاهاتو آزاد کن .زود باش
ديدي؟ .گفتم ميارمت بيرون
."لکسي"
اين چيه؟ من کجام؟
.يه جاي امن
چي؟
، من با خانوادهي . ما با خانوادهي
چه خانواده اي؟
منظورت "اشفني"هاست؟
.باشه
.منو ببر بيرون. بايد از اينجا بريم بيرون
.بايد برگرديم به کمپ
.نميتونيم برگرديم به کمپ
.براي اونها خيلي ديره
.منظورت چيه خيلي ديره؟ خدا
.يه راه حل صلح آميزشروع شده
واقعا؟
،ازت نخواستم دنبالم بياي
،ولي الان اينجايي
...ميخوام يه چيزي نشونت بدم
.آينده
.ثابت نگهش داريد
!در رو باز کن
.مواظب گردنش باش
.خيلي خُب، آروم بچه ها .مواظب باشيد
.داريمش، بيايد
خيلي خُب
،خيلي خُب، خيلي خُب .خيلي خُب، آروم
،خيلي خُب .خيلي ملايم
،باشه، هِي، دارَمت .عزيزم، دارَمت
.آنتوني"، چندتا پتو و يکم آب بيار"
.باشه
.خُب، بذار يه نگاهي بت بکنم
گروه ها رو واسه چيزاي کوچکتر برپا کنيد
،اگه واسه تخته سنگ ها و چيزاي بزرگتر اهرم نياز داشتيد علامت بديد
.و يادتون نره گوش بديد
.بله، خُب، به گوش دادن ادامه بديد، کاپيتان .من ميگم "تام ميسون" مُرده
.وگرنه دليل ديگه اي واسه عقب نشيني اونها وجود نداره
!بت گفتم پدرم زنده بود
..هِي. آروم باشم، آروم باش
.نميدونستم اونجا بودي، بچه
.بعضي وقتا مردم چيزاي احمقانه ميگن
،وقتي پدرم به رئيسشون شليک کرد
برگشت به سنگر
و ساختمون فرو ريخت، فهميدي؟
.بايد يه جايي همين اطراف باشه
."باشه، "مت
.من با تو ميکَنم
!حسابي مشت و مالت داد نه؟
،آره، بيا اطراف رو يه نگاهي بکنيم
.ببينيم اگه ميتونيم بازمانده هاي ديگه رو پيدا کنيم
واقعا؟
.احتمالاً هنوز پرندههاي خشمگين اون بيرون منتظرن
.بيا، دستتو بده من
.زود باش
ميتوني يه راه خروج ببيني؟
همون چيزيه که من فکر ميکنم؟
.اين يه سفينهي سقوط کرده ست
.کوچيز" بايد با موشک اينو زده باشه"
وقتي ديدم ساختمون خراب شد
.من با بازمانده ها توي راه برگشت به پناهگاه بودم
.شايد بتونيم يک راه پيدا کنيم و از اونجا بخزيم بالا
داخل سفينه بشيم؟
.آره چرا اينکارو کنيم؟
.چون راه خروج بالاست
.بايد يه دريچه باشه
.هيچي نميبينم
.هنوز نه
.فقط بايد يکم فضاي بيشتري خالي کنيم
.نميتونم ...نفس بکشم
.گير افتاديم
.دفن شديم
.باشه
!ما اينجا دفن شديم
... داريم !داريم ميميريم
!هِي! هِي
!"دينگان" - !داريم ميميريم -
!آآآه - !هِي -
!آآآه - چيکار ميکني؟ -
!داري چيکار ميکني؟
!داري همه چي رو مياري رو سرمون؟
شايد بهتر باشه اين فرو بريزه
!و باهاش يکي بشيم
."دينگان"
اون يه روزنه است؟
.يه روزنه است
.هيچ واکنشي از گردن به پايين نشون نميده
.خوب نيست
... ولي اين ، اِم
منظورم اينه، اين موقتيه، درسته؟
.مثل من روي ويلچير
.ستون فقرات "مگي" يه آسيب جدي ديده
داري... داري چي ميگي؟ - ."اون فلج شده، "هال -
.و فکر ميکنم داره خونريزي داخلي ميکنه
.متأ... متأسفم
.باشه نميتوني کاري کني؟
.غير از راحت کردنش، زياد نه
. نميدونم چه کار ديگه ي ميتونم بکنم
.نميتونيم بذاريم همينجوري بميره
خُب، ازم ميخواي چيکار کنم؟ - ... نميتونيم -
.خيلي خُب
اِم، ميخ ها چطور؟
،"چون ميخ هاي "دني
... باعث ميشن اون سريع خوب بشه، و ... "و شايد ميخ هاي "دني
.ميدونم ميخواي کمکش کني .منم ميخوام کمکش کنم
.بايد يه کاري کنيم
.خواهش ميکنم
.باشه، باشه
شايد "ولم"ها بتونن کمک کنن، باشه؟
.با "کوچيز" حرف ميزنم
.باشه
No comments yet. Be the first to leave one.