لومړۍ 200 کرښې.
در جنگ تورنتو با جنایت
بدترین مجرمان تحت تعقیب کارآگاههای
واحد ویژه تحقیقات جنایی هستند
اینها داستانهای آنهاست
کارا
کارا؟
گاهی وقتها باید به کاری که کردیم اعتراف کنیم
تا بتونیم به زندگی ادامه بدیم
پس حدس میزنم من قرار نیست به زندگیم ادامه بدم
چون من کاری نکردم
حرفت رو باور میکنم
هوای خودت رو داشته باش دختر
عوضیِ بچهکش
بیا ملویل، از توی تونل برمیگردیم
خیلی خب خانمها، آروم باشین
یالا حرکت کن! حواسم بهت هست
نگهبان؟ چی؟
پس فکر میکنید شکستگی دندهها در مرگ نوزاد نقش داشته؟
جراحاتی که ممکنه یه بزرگسال ازشون جون سالم به در ببره
ممکنه برای یه کودک کشنده باشه
بنابراین، با اینکه شکستگی دنده به طور کلی
خطر جانی محسوب نمیشه
همونطور که کارشناس دفاع گفت
اما در مورد یک نوزاد
ممکنه مرگبار باشن
ممنون، دکتر پلث
ببین چی از طرف مؤسسه «اینوسنس کانادا» رسیده
الان دیگه نمیتونم پرونده دیگهای قبول کنم
درباره کارا ملویله
منظورت چیه که کارا قراره دوباره محاکمه بشه؟
چی، مثل آزادی مشروط؟
چیزی فراتر از آزادی مشروطه آقای ملویل
چه خبره بابا؟
اه، چیزی نیست آدری. چیزی نیست
کارآگاه دریفوس
زن سابقم فقط یک سال حبس کشیده
به خاطر کشتن بچه شش ماههمون
چطور ممکنه؟
دارن میگن که ما یه مدرکی رو نادیده گرفتیم
با توجه به مدارکی که احتمالاً تبرئهکننده هستن
و در محاکمه اولیه کارا ملویل فاش نشده بودن
یعنی یه تار موی بلوند که روی مقتول پیدا شده
ایزی ملویلِ شش ماهه
این دادگاه تصمیم به آزادی کارا ملویل گرفته
با قید وثیقه، تا زمان رسیدگی به تجدیدنظر
من متقاعد شدم که این درخواست موجهه
و احتمال فرار ایشون وجود نداره
امروز توی این نبرد پیروز شدیم، ولی نه توی کل جنگ
پس تو توی متل منتظر بمون
و بذار من روی برنده شدن توی تجدیدنظرت تمرکز کنم
کارا. کارا! بابا، خواهش میکنم
آقای ملویل، یکم بهش فضا بدین
پاتو از این قضیه بکش بیرون
نمیذارم قسر در بری
فکر کردی یه تار مو قراره آزادت کنه؟
خیلی بیشتر از یه تار مو مدرک دارم تیت
برای به دست آوردن این، کلی کاغذبازی و دردسر کشیدم
امیدوارم بدونی داری چیکار میکنی
ممنون، خانم شوتر
چی میخوای؟
باید حرف بزنیم
خانم ملویل؟
خانم ملویل؟
سلام، مدیریت هستم
فقط باید فیوزتون رو چک کنم
دارم میام تو
این دیگه چه کوفتیه؟
یا عیسی مسیح
شرمنده که این وقت شب کشوندمتون اینجا
ولی با یه مورد عجیب روبرو شدیم
میدونی که چی میگن
آدمای بد خواب ندارن؟
ببخشید آقا. شما مدیر اینجا هستید؟
بله. سلام، من جوناس هستم
کارآگاه بیتمن. ایشون هم کارآگاه گراف هستن
آره، ببینید من کاری نکردم. باشه؟
برقها حدود ساعت هشت قطع شد
رفتم فیوز رو بزنم که دیدم اون مرده، مرد
اون تو مثل فیلم «درخشش» شده
خیلی خب، ممنون جوناس
میتونی اظهاراتت رو به اون افسری که اونجاست بگی
شاید بد نباشه... اه... گوشیش رو برای عکس چک کنید
آره
اسمی از مقتول داری؟ کارا ملویل
همونی که... اه... تازه با وثیقه آزاد شده بود؟
بعد از اینکه به خاطر کشتن بچهاش زندانی شده بود؟
کارا ملویل؟ آره
بهت گفتم که عجیبه
جوناس کارا رو توی وان پیدا کرده
سرش اونجا بود، پاهاش اونجا
اورژانس سعی کرد نجاتش بده، اما
اما سشوار توی وان یعنی مرگ آنی؟
آره
برق کل متل رو هم پروند
که دو تا چیز رو بهمون میگه. یکی اینکه اینجا استاندارد نیست
و دوم اینکه زمان مرگ ساعت ۸ شب بوده، یعنی وقتی برقها رفتن
و از وقتی از زندان اومده بیرون
اینجا زندگی میکرده، درسته؟
بیپول، مطلقه، بدون خانواده
جای دیگهای نداشت که بره
و یه حسی بهم میگه توی زندان جایش امنتر بود
نشونهای از... اه... ورود با زور هست؟
جوناس گفت در قفل بوده
اما از اون قفلهای فشاری ارزونقیمته
پس هر کسی موقع بیرون رفتن میتونسته راحت چفتش کنه
هنوز توی کیفش پول نقد هست
پس به نظر نمیرسه یه سرقت نافرجام باشه
دوربینهای مداربسته چی؟
دوربینهای امنیتی خرابن. هوم
واسه همین بهتون زنگ زدم. نمیتونم تشخیص بدم که
این یه حادثه بوده، قتل بوده یا خودکشی
خب، اگه کارا اینقدر به آزادی واقعی نزدیک بوده
چرا باید با یه سشوار به همهچی پایان بده؟
والا از نظر من که شبیه تسلیم شدن نیست
شبیه درگیریه
اون زخم روی سرش بر اثر
دست و پا زدن یا افتادن توی وان نبوده
کاشیها هم خیلی صافن
پوستش شکافته شده. یه بریدگی عمودیه
پس حتماً سرش به یه لبه تیز خورده
خیلی خب
خب، محض خاطر اونم که شده، بیاین... اه... نادیدنیها رو دیدنی کنیم
با من بازسازیش کن. باشه، بیا یه امتحانی بکنیم
من کارا هستم. کارا توی حمومه
باشه. قاتل وارد میشه
یه صدایی میده
کارا صدا رو میشنوه و در رو باز میکنه
قاتل بهش هجوم میبره. سریع
درسته. چون اثری از درگیری نیست، پس قاتل میگیرتش
و سرش رو میکوبه به این چهارچوب در
حالا، اون تقریباً همقد منه، پس میشه
اینجا؟
منظورم اینه که خونی نیست
آره، انگار با یه چیزی پاک شده که
رنگ اونجا رو هم برده
باید... اه... از این اثر عکس بگیریم و نمونهبرداری کنیم
حله
خب، پس کارا بیهوش میشه
قاتل اون رو میندازه توی وان و بعد
سشوار رو هم پرت میکنه دنبالش
بعدش هم زیر سایه تاریکی فرار میکنه
خب، پس کی؟
کی با کارا دشمنی داشت؟
این شوهر سابقشه؟
آره، این تیت ملویله
بابام برای کار رفته به کینگستون
نصب جکوزی، اولِ صبح
دیشب با ماشین رفت اونجا
چرا؟
آدری، خبر داری چه اتفاقی برای نامادری سابقت افتاده؟
دیگه هیچوقت نمیخوام اسمی از کارا بشنوم
اون بدترین اتفاقی بود که توی زندگی بابام افتاد
متأسفانه باید به اطلاعتون برسونیم
که... اه... کارا دیشب به قتل رسید
توی همون متلی که زندگی میکرد
چی؟
صبر کنید، شما که فکر نمیکنید
پدرم توی این قضیه دست داشته، درسته؟
ما فقط باید باهاش صحبت کنیم
اون کاری نکرده
خیلیا از اینکه کارا با وثیقه آزاد شد، عصبانی بودن
من، بابام، کارآگاه دریفوس
اوه، و محض اطلاعتون بگم
دیشب دانشگاه بودم، «جورج براون»
ما تو رو متهم نمیکنیم آدری
خوبه. دیگه نمیخوام حرف بزنم
ایرادی نداره
اگه ممکنه... اه... به پدرت بگو وقتی برگشت
یه تماسی با ما بگیره
تیت از آزادی کارا عصبانی بود
ولی اون اهل این کارا نیست
اون مرد خوب و زحمتکشیه
اما تیت غیبش زده
و زن سابقش هم طبق ادعاها بچهشون رو کشته بوده
منظورم اینه که از نظر من این یه انگیزه است، کارآگاه دریفوس
طبق ادعاها؟
قضیه این... اه... موی گمشده چیه؟
چطور باعث شد بهش اجازه تجدیدنظر بدن؟
اون تار مو جزو مدارک ثبت نشده بود
چون من ندیدمش
دکتر پلث هم ندیدش
اینها عکسهای کالبدشکافی منه
موقعی که مقتول رو معاینه کردم
همونطور که میبینید
هیچ موی بلوندی روی دست ایزی نیست
و این هم عکس پلیسه که توی بخش اورژانس گرفته شده
بعد از اینکه تلاشها برای احیا متوقف شد
مویی اطراف دست میبینید؟
خب، شاید یه چیزی
نزدیک انگشت وسط دیده بشه؟ ولی مطمئن نیستم
تصور کنید توی اورژانس هستید و چند قدم با جسد فاصله دارید
اون وقت درک میکنید که چرا اون موقع ندیدمش
آره. پزشک قانونی هم ندیدش
بله، جسد و ملافهها
بستهبندی شدن و مستقیماً برای من آوردنشون
داریم اون مدارک قدیمی رو دوباره بررسی میکنیم
تا ببینیم آیا نادیده گرفته شده یا نه
میدونیم کی نادیده نگرفتش
مؤسسه «اینوسنس کانادا»
کارا بعد از رفتن به زندان با اونها تماس گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.