لومړۍ 200 کرښې.
تقديم به تمام پارسي زبانان سراسر جهان
لطفاً هنگام انتشار زيرنويس، نام مترجمين را حذف نکنيد
تپّهی هَکسا
یک داستان واقعی
مگر نشنیده ای؟
خداوند، پروردگار جاویدان است
خالق سراسر زمین
او خسته یا درمانده نخواهد شد
و حکمت او را هیچکس درک نمی کند
او توانبخشِ خستگان
و نیروبخشِ ضعیفان است
حتی شما خسته و درمانده می شوید
و مردان جوان میلغزند و می افتند
اما کسانی که به خداوند امید دارند
قدرت خود را باز می یابند
آنها با بال هایشان همچون عقاب اوج میگیرند
آنها می دوند
و خسته نمیشوند
آنها راه می روند
و نمی ترسند
دزموند
طاقت بیار
طاقت بیار، دزموند
ما تورو از اینجا می بریم بیرون
رشته کوه های بلو، ویرجینیا
شانزده سال قبل
دزموند
دزموند
چیه؟
!صبر کن
!بِرس
صبر کن. باید یه چیزی بهت بگم
چیه، هال؟
تا اون بالا باهات مسابقه میدم
!هی! دغلباز
بعداً می بینمت، عقبمونده
هی
کمک میخوای؟
نمیخواد
نجاتت دادم
نخیر، تسلیم شدی
خودت تسلیم شدی
خدای من
هی، از اون لبه فاصله بگیرید
بچه های احمق
گردنتون رو می شکنید
بچه های "داس" هستن
مثل باباشون دیوونه هستن
اونها قبر جک رو کَندن
گذاشتنش تو پیادهرو
الان دیگه نمیشناسیدش
شک دارم شمارو هم بشناسن
وقتی اومدم، منو هم به زحمت می شناسن
انگار من هم با شما مُردم
انگار ما اصلاً وجود نداشتیم
خب امروز فقط همین خبرها رو براتون دارم
با دست راستت گارد بگیر، دزموند
بس کنید
شنیدین؟
واسه چی دارن دعوا می کنن؟
!از کی تاحالا دلیل داشتن
...تام، همینجوری
چرا جداشون کنم و هردوشون رو بزنم؟
اینجوری فقط اونی که برنده بشه رو میزنم
تام
نه
اوه، خدا
تام
پاشو. صدامو می شنوی؟
چه غلطی کردی؟
صدامو نمیشنوه
یکم یخ میارم
اون سبد رو بزن کنار
باشه
نفس میکشه؟
هال؟
صدامو می شنوی؟
هال؟ صدامو می شنوی؟
هال؟
زود باش
خدایا کمکش کن
هال؟
فکر کردی چیکار می کنی؟
مجبورم کتک بزنمت. خودت قوانین رو میدونی
می شنوی، دزموند؟
!دزموند
تام. بس کن
اینجوری ادب نمیشه. اون دیگه خیلی خشن شده
خیلی خب، تو با ماچ و بوسه خفهش کن
بهش بگو دنیا لطیف و ملایمـه
هال حالش خوب میشه
هی
نزدیک بود بُکشمش
آره، نزدیک بود
قتل، بدترین گناهـه
گرفتن جان یه انسان
این بزرگترین گناه از نظر خداونده
هیچ چیز قلب اون رو تا این اندازه نمیشکنه
ازش متنفرم
مامان
اون چرا اینقدر از ما متنفره؟
آه، اون از ما متنفر نیست
اون از خودش متنفره
بعضی وقتها
پدرت خود واقعیش رو انکار می کنه
ای کاش مثل من قبل از جنگ می شناختیش
پانزده سال بعد
چطور بود، دزموند؟
مثل فرشتگان سپاه آسمانی، مامان
خودت می دونی دروغ گفتن گناهه
مخصوصاً توی همچین جایی
من که نگفتم اونها فرشتگان آوازخوان هستن
اون بیرون چه خبره، دزموند؟
بیاریدش بیرون بیاریدش بیرون
بِکشیدش بیرون
فقط بِکشیدش
من زنگ می زنم آمبولانس
نه، وقت نداریم
جاشا ماشین میاری؟
سریع
باشه
حالت خوب میشه، پسر. خوب میشی
حواسمون بهت هست
ببینم چی شده
قطع شریانـه
بخیه بیارید - بله، دکتر -
فشار بده
تو این شریان بند رو گذاشتی؟
بله، قربان
آفرین. زندگی این بچه رو نجات دادی
حواست به ما باشه. حالت خوب میشه
می تونیم بگیریمش
حواست به ما باشه. حالت خوب میشه
حالت خوبه؟
بله، دکتر
آزمون آمادگی جسمانی ارتش اون طرفه. اینجا بخش اهدای خونــه
حالتون خوبه؟
اوه، نه. این مال من نیست
من خوبم
ممنون که پرسیدین، خانم
چی احتیاج دارید؟
کمربندم
به اون پسری که تصادف کرده بود، قرض دادم
بدون اون شلوارم شُلـه
خب، من که کمربند شما رو ندارم
نه، می دونم خانم. هنوز اونجا پیش اون پسرهست
خیلی خب
من اینجا فقط خونگیری می کنم
من میخوام خون بدم
باشه
بفرمائید توی اون اتاق و منتظر بمونید
صداتون می کنم
اون. اون اتاق
تاحالا خون دادین، آقای...؟
داس
اما دوستام بهم میگن دزموند. نه خانم، اولین بارمه
همیشه آرزو داشتم دکتر باشم، اما
زیاد مدرسه نمیرفتم
تموم شد ممکنه یکم احساس سرگیجه کنید
کسی میاد دنبالتون؟
نه خانم. خودم میرم
کجا زندگی می کنید؟
فورت هیل، خانم
چقدر دور
نه فقط هشت، نُه کیلومتر راهـه
از توی جنگل میرم
اینجوری میشه 10 کیلومتر
پس باید خیلی جنگل رو دوست داشته باشی
بله خانم. معلومه که دارم
بسیار خب
اینجا رو فشار بده
حالت خوبه؟
شیک و پیک کردی، کجا میری؟
دیروز با یه نفر آشنا شدم
یه پرستار به اسم دوروتی شات. میخوام باهاش ازدواج کنم
چه خوب، خودش میدونه؟
هنوز نه، اما به زودی میفهمه
تاحالا اصلاً با یه زن حرف زدی؟
البته غیر از خانواده
با اون حرف زدم
پس بیا یه بغل گُنده به داداشت بده
دست های روغنیت رو به من نزن
برام دعا کن، مامان
موفق باشی
بعدی
بشینید
تاحالا خون دادید؟
بله، خانم. دادم
!آقای کمربند
دزموند. بله خانم
خب، دزموند ما نمی تونید دو روز پشت هم ازت خون بگیریم
خوبه. اومدم پس بگیرمش
بله؟
خون ام. پسش بدین
اینجوری نیست. نمی تونیم بهت پس بدیمش
خب، باید پس بدین
از موقعی که اون سوزن رو بهم زدین، قلبم تند تند میزنه
هرموقع که در مورد شما فکر می کنم تند تر هم میشه
تا حالا همچین چیزی نشنیده بودم
لوس
No comments yet. Be the first to leave one.