I Know What You Did Last Summer

I Know What You Did Last Summer

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

I Know What You Did Last Summer S01E08 1080p WEB H264-GOSSIP
I Know What You Did Last Summer S01E08 720p WEB H264-GOSSIP
I Know What You Did Last Summer S01E08 WEB XviD-RMX
I Know What You Did Last Summer S01E08 WEBRip x264-ION10
I Know What You Did Last Summer S01E08 720p HEVC x265-MeGusta
I Know What You Did Last Summer S01E08 720p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E08 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E08 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-BTN
I Know What You Did Last Summer S01E08 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-BTN
I Know What You Did Last Summer S01E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Bahador18B
█⫸ 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 𝐊𝐚𝐳𝐞𝐦𝐢𝐚𝐧 | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐦𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

تګونه

web
XviD
720p
720
x265
HEVC
webrip
x264
BRip
2CH
1080
په خپور شو: 2021-11-13
ډاونلوډونه: 46
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- من الان واقعاً «بوریتو» لازمم. ‫- می‌شه...

‫- لطفاً یکی مسئول آهنگ بشه؟ ‫- الو؟

‫فکر ‍‌می‌کنم من باید برم خونه.

‫چیزی که لازم داری یه بوریتویِ کوفتیه.

‫دوستت دارم، لیمو.

‫- شاید بتونیم بعداً حرف بزنیم؟ ‫- فقط سکسه دیگه.

‫عاشق این آهنگم.

‫بوریتو!

‫آهای، بوریتو می‌خوام!

‫- شاید بهتر باشه من برم خونه، بچه‌‌ها. ‫- بوریتوی کوفتی می‌خوام!

‫بوریتو!

‫بوریتو!

‫- «آلیسون» خوبه؟ ‫- نه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫«کاری از: Bahador» ‫«Bahador_SuB@»

‫«لنون» آگهی فوت «آلیسون» رو با یه...

‫پیام تقریباً زننده برام فرستاد.

‫خب، می‌تونی سرزنشش کنی؟

‫اونم بعد از کاری که تو کردی؟

‫من کاری که به نفع همه بود رو کردم.

‫خب پس چرا اینجایی؟

‫احیایِ مردگان در دنیای واقعی شدنی نیست.

‫دنیای واقعی تو.

‫دنیایی که مردم رو به‌خاطرش دستگیر می‌کنن.

‫اومدم چیزی که «کلارا» برام گذاشته رو ببرم.

‫من که با وکیلت تماس گرفتم...

‫و بهش گفتم که به محض اینکه بفروشمش...

‫پول رو برات می‌فرستم.

‫پول برای من ارزشی نداره.

‫من «کتاب مقدس» رو لازم دارم.

‫- صحیح. ‫- زمانش نزدیکه.

‫مسئولیت منه که پیشگویی رو امن نگه دارم.

‫می‌دونی حرف‌هات چقدر مسخره به نظر میاد؟

‫هنوز برای انتخاب دیر نشده.

‫زندگی بعدیت می‌تونه خیلی شادتر باشه.

‫خب، من واقعیت رو انتخاب می‌کنم.

‫و «لنون» چی؟

‫می‌دونه که یه حق انتخاب داره؟

‫من و تو توافق کردیم.

‫حق نداری نزدیکش هم بشی.

‫فکر می‌کنی «دیلن» این کار رو کرده؟

‫من که این رو نگفتم.

‫«چیتو»، تو گفتی پسری که ‫کاردستیِ... «کابوس‌گیر» درست می‌کنه...

‫دیشب من رو هل داد تو پنجره؟

‫بیخیال دیگه «مارگو»، تمام این مدت تو می‌گفتی...

‫- فکر می‌کنی که مشکوکه. ‫- تو گفتی فقط یه‌کم حساسه.

‫خب اینجوری فکر می‌کردم.

‫تا دیشب.

‫لطفاً نگو که خواست «صخرۀ نمکِ»ـش رو بهت نشون بده. ‫[جایی که جانوران نمک می‌لیسند و ‫در اینجا اشاره به آلت تناسلی هم دارد.]

‫پشت پنجرۀ اتاقم مچش رو گرفتم.

‫من واقعاً داشتم شوخی می‌کردم.

‫یعنی واقعاً داشت با خودش ور می‌رفت؟

‫فکر می‌کنی اول اومده بوده تو رو بکشه؟

‫نمی‌دونم. منظورم اینه که اون باهام کاری نداشت...

‫ولی وقتی نذاشتم بیاد تو خونه...

‫شروع کرد به گفتن اینکه ‫چطوری کلارا رو آزاد کرده...

‫و می‌دونسته که من در واقع «آلیسون»‌ـم و...

‫- کُلی از اینجور مزخرفات. ‫- صبر کن، وایسا.

‫وایسا. از اول بگو. ‫فکر می‌کرد تو «آلیسون»ـی؟

‫- اوهوم. ‫- دختری که عاشقش بود؟

‫سعی کردم بهش بگم که نیستم ‫ولی اون حرفم رو باور نمی‌کرد.

‫و این همینطوری یهویی دَمِ پنجره‌ت...

‫- اتفاق افتاد؟ ‫- آره.

‫منظورم اینه که معلومه هیچ شباهتی به «آلیسون» ندارم.

‫آره. تو قطعاً افسرده و رومُخ نیستی.

‫البته بی‌احترامی نباشه‌ها.

‫شاید آخرسَر عقلش رو از دست داده.

‫اگه فکر می‌کرده که تنها عشق واقعی زندگیش...

‫هنوز زنده‌ست چرا باید بیاد و سعی کنه من رو بکشه؟

‫اگه اینجوری فکر کرده دیگه باید ‫انگیزه‌هاش برای قتل ماها از بین می‌رفت.

‫مگه اینکه همونطور که گفتی... کلاً روانی باشه.

‫من تو روانشناسی خیلی واردم.

‫ولی برای اولین بار تو زندگیم...

‫واقعاً امیدوارم اشتباه کرده باشم.

‫من هم همینطور.

‫می‌خوام یه جرم رو گزارش کنم.

‫می‌خوای بشینی؟

‫نه... ممنون.

‫می‌دونم که این ممکنه باورنکردی به‌نظر بیاد...

‫ولی «آلیسون گرنت» خودش رو نکشته.

‫خواهرش... یعنی «لنون» مُرد...

‫و «آلیسون» هویت اون رو دزدیده.

‫باشه.

‫که با تحقیقاتی که من کردم غیرقانونیه.

‫- قطعاً می‌تونه باشه. ‫- قانونش رو پیدا کردم.

‫حداقل... کلاهبرداری و جعل حساب می‌شه.

‫مدرکی برای اثبات این جُرم داری؟

‫خود لعنتیش زِر زد.

‫ببخشید.

‫یعنی... «آلیسون» دیشب من رو...

‫از فریبِش مطلع کرد.

‫این همون زمان بود که... بیرون خونه‌شون...

‫داشتی تهدیدش می‌کردی؟

‫چی؟

‫«بروس» زنگ زد.

‫گفت «لنون» نمی‌خواسته برات دردسر درست بشه...

‫ولی «بروس» نگران وضعیت احساسی تو بود.

‫نه. این هیچ ربطی به وضعیت احساسی من نداره.

‫«بروس» فیلم دوربین‌های امنیتی رو داره که...

‫- نشون می‌دن چندین دفعه «لنون» رو تعقیب می‌کردی. ‫- نه...

‫من هیچ‌وقت اون رو تعقیبش نکردم. ‫دارن دروغ می‌گن تا واقعیت رو مخفی کنن.

‫«لنونِ» واقعی رو «آلیسون» کشت.

‫من...

‫قول دادم که نگم.

‫این اتفاقیه که افتاد.

‫- ما اون رو کشتیم. ‫- باشه.

‫درک می‌کنم که ناراحتی، باشه؟

‫اگه می‌خوای بشینی من می‌رم برات نوشابه میارم...

‫- یا... ‫- نه، من نوشابه نمی‌خوام.

‫ما... ما «لنون» رو کشتیم.

‫ما فکر می‌کردیم راننده «لنون»ـه، ‫ولی در واقع «آلیسون» پشت فرمون بود.

‫و ما با ماشین زدیم بهش، «لنون» واقعی، ‫بعد از اینکه من باهاش خوابیدم...

‫و ما... ما «کتامین» مصرف کردیم...

‫و ما جسدش رو تو غار گذاشتیم.

‫و تو باید... باید دستگیرش کنی.

‫و اگه بخوای می‌تونی من رو هم دستگیر کنی.

‫- احتمالاً بهتر باشه بشینی. ‫- نه، نمی‌خوام بشینم!

‫گوش کن، «دیلن»...

‫من می‌دونم که آدم‌های زیادی که ‫برات مهم بودن رو از دست دادی...

‫و معلومه که خیلی خسته‌ای...

‫ولی داری چیزهایی می‌گی‌ ‫که در واقع منطقی نیستن...

‫و می‌تونه برات مشکلات زیادی درست کنه.

‫و... با خدمات اجتماعی تماس می‌گیرم، باشه؟

‫می‌خوای به مادرهات...

‫- هم زنگ بزنم؟ ‫- نه، لازم ندارم به مامان‌هام زنگ بزنی!

‫لازم دارم که کار کوفتیت رو انجام بدی!

‫باید حواست باشه که ‫چه‌جوری با من صحبت می‌کنی.

‫مدرکی برای چیزی که می‌گی داری؟

‫کسی که بتونه داستانت رو تأیید کنه؟

‫همه... همه‌شون مرده‌ن.

‫به جز «مارگو».

‫بعد از جشن فارغ‌التحصیلیِ اون بود.

‫اون هم تو ماشین بود.

‫همون ماشینی که «آلیسون» پشت فرمونش بود...

‫در حالی که تظاهر می‌کرد که «لنون»ـه؟

‫چرا یه‌جوری باهام حرف میزنی که انگار چهار سالمه؟

‫دارم بهت می‌گم، افراد بیشتری قراره بمیرن.

‫از کجا می‌دونی؟

‫می‌دونم دیگه.

‫سلام.

‫خدایا... من چه قهوه‌های مزخرفی درست می‌کنم.

‫پس چه خوب که بغل خونه یه رستوران داری.

‫می‌خواستم ببینم تو چطوری.

‫خوب نیستم.

‫باور‌... باورم نمی‌شه به «دیلن» گفتم.

‫اشکال نداره. درستش کردیم.

‫فقط باید یه مدت حواست رو بیشتر جمع کنی.

‫«مارگو» چطوره؟

‫اگه داری می‌پرسی که بهش گفتم یا نه، ‫لازم نیست نگران اون باشی.

‫فقط من...

‫فقط فکر می‌کردم «دیلن»...

‫منظورم اینه که... من چه مرگمه؟

‫بعضی وقت‌ها آدم‎ها اونجوری ‫که ما می‌خوایم نیستن.

‫اگه حرفش شد می‌گی که ‫اون گیج شده و اشتباه می‌کنه.

‫همیشه دوقلوها رو با هم اشتباه می‌گیرن.

‫به جز اینکه الان دیگه فقط یکی‌مون مونده.

‫کلاً تنها کارش متنفر بودن از تمام آدم‎های اینجا بود.

‫می‌تونیم ببریمش به غار.

‫و بعدش می‌گیم که فرار کرده؟

‫اگه بذاریمش تو غار هیچ‌کس پیداش نمی‌کنه.

‫کلاً هیچ دوستی هم که نداشت.

‫فکر می‌کنی خود «آلیسون» چی می‌خواست؟

‫عزیزم؟ می‌تونی ملاقاتی داشته باشی؟

‫یه‌کم بیشتر طول نمی‌کشه.

‫ام... البته.

‫ام...

‫همه چی روبه‌راهه؟

‫فقط می‌خواستم موضوع خودکشی ‫«آلیسون گرنت» رو پیگیری کنم.

‫من قبلاً بهتون گفتم...

‫در اصل من با «آلیسون» دوست نبودم.

‫آره... یادمه.

‫ما فقط سعی می‌کنیم تا جایی ‫که می‌تونیم اطلاعات جمع کنیم...

‫تا از همچین اتفاقاتی در آینده جلوگیری بشه‌.

‫خب...

‫آموزش بیشتر در مورد ‫بیماری‌های روانی مطمئناً کمک می‌کنه.

‫منم موافقم.

‫- چیزی برای خوردن یا نوشیدن نمی‌خوای برات بیارم؟ ‫- نه.

‫ممنون. قبل از اینکه ناپدید بشه...

‫چیز غیر عادی‌ای در مورد «آلیسون» یادت نمیاد؟

‫شب فارغ‌التحصیلی شماها ناپدید شد، درسته؟

‫«آلیسون» همیشه یه‌جورهایی غیرعادی بود.

‫یه نوع غیرعادی بودنِ ناراحت‌کننده.

‫- آره، افسردگی با آدم همین کار رو می‌کنه. ‫- بله.

‫من... خودم هم مشکل داشتم.

‫مشکل افسردگی و اضطراب.

‫می‌فهمم.

‫پس... وقتی که شماها بعد از...

‫مهمونی با هم بودین، متوجه چیزی نشدی؟

‫ما بعد از مهمونی با هم نبودیم.

‫مهمونی طولانی شد، یادته؟

‫خودت اونجا بودی.

‫با «بروس» چشم تو چشم می‌کردی.

‫آره، من که اینطوری یادم نمیاد.

‫پس... بعد از اینکه «آلیسون» رفت، دیگه اصلاً ندیدیش؟

‫چرا باید می‌دیدمش؟

‫بهتون گفتم که من با «لنون» دوستم...

‫نه «آلیسون».

‫اون خانوادۀ بی‌نوا.

‫حتی نمی‌تونم تصور کنم که بچه‌م رو از دست بدم.

‫ممنون، «می».

More Farsi Persian subtitles for I Know What You Did Last Summer

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left