لومړۍ 200 کرښې.
این برنامه شامل برخی الفاظ رکیک و صحنههایی است که
ممکن است برای برخی بینندگان ناراحتکننده باشد و همچنین شامل صحنههای خشونتآمیز است
این فقط یه شغله. مثل بقیه شغلها
درسته که ما با خشونت سر و کار داریم
ما شاهد نتیجهی اعمال خشونتآمیز هستیم
بدترین کارهایی که آدمها در حق همدیگه انجام میدن
اما ما یاد گرفتیم
که چطور این مسائل رو از زندگی شخصیمون جدا کنیم، میدونی؟
پس تازه به بیرمنگام نقلمکان کردی؟
آره، خیلی وقت نیست
میدونی چی میگن؟
سه تا از استرسزاترین چیزها توی زندگی:
مرگ، طلاق و اسبابکشی
گفتی از وقتی جابهجا شدی، خیلی سخت کار کردی
چیز غیرعادیای نیست. ساعتهای کاری طولانی
اما فکر نمیکنم ماهیت کار من به این موضوع ربطی داشته باشه
صحیح
آیا گاهی اوقات احساس گسستگی میکنی؟
ببخشید؟
احساس جدا شدن از افکارت
احساساتت، یا خاطراتت؟
حتی از بدنت یا حس هویتت؟
من از هیچچیزی احساس گسستگی نمیکنم
دارم توی رویاهام زندگی میکنم
شغل رویایی، ازدواج رویایی
حتی بیرمنگام هم فراتر از انتظاراتم بوده
الان استاد افتخاری هستم
به این موضوع اشاره کردید
خب، این همه مرگی که باهاش سر و کار داری... هوم؟
این رنجهای انسانی
روی تو تأثیری نمیذاره؟
من یک متخصص هستم
پس چی باعث ناراحتیتون شده آقای هاجسون؟
طبقه ۱۰۴، اثر فینتان
ادامهی پخش موسیقی در ماشین
مطمئنی جاش همینجاست؟
بنت هاوس، ساختمان A
میخوای پیامی رو که فرستادن ببینی؟
دو تا کلت ۱۷؟ مطمئنی؟
۱۹ یه ۱۷ و یه
سه هزار تا برای جفتشون
باشه
ساختمان A
آروم باش، بویلزی
خوبه، من میرم یه نگاهی بندازم
تو موتور رو روشن نگه دار
صدای شلیک گلوله
کایل
یک شلیک دیگر
ادامهی پخش موسیقی در ماشین
صدای آژیر از دور
مسیر سقوط بالستیک
که با توجه به گلولهی خارج شده از پشتیِ صندلی مشخص شده
نشون میده که تیرانداز در موقعیتی
بالا و سمت چپِ خودرو قرار داشته
این با شلیکِ یک مهاجم
از بالکن طبقهی بالا یا یک نقطهی مرتفعِ مشابه همخوانی داره
دو پوکهی گلولهی ۹ میلیمتری
از بالکن طبقهی دومِ
بنت هاوس، ساختمان A پیدا شد
که نشون میده تیرانداز موقع شلیک اینجا ایستاده بوده
مقتول مردی ۳۸ ساله است
هویت او از روی گواهینامهی رانندگیاش
که در جیبش بود، کایل بویل شناسایی شد
آقای بویل دچار یک مورد اصابت گلوله به سر شده است
زخم ورودی در بخش جلوییِ
سمت چپ، قطری معادل ۹ میلیمتر داشت
دوربینهای امنیتیِ
ضلع شمالی و شرقی ساختمان کار نمیکردن
طبق گفتهی ساکنان، مدتی بود که خراب بودن
پرتابه به استخوان گیجگاهی چپ نفوذ کرده
با زاویهای رو به پایین به سمت راست حرکت کرده
و از پشت وارد مغز شده
عبور گلوله
از تالاموس و ساقه مغز
باعث ناتوانیِ لحظهای
و احتملاً توقف فوری عملکردهای حیاتی شده است
میزان تخریب عصبی به این معناست که زنده ماندن
حتی برای یک لحظه، بسیار بعید بوده است
تحلیل گلولهی ۹ میلیمتری
شیارهای مشخصی رو روی فلز نشون داد
میشه بفرمایید منظورتون از شیار چیه
تا در گزارش بازپرسی ثبت بشه؟
شیارها خراشهای میکروسکوپی روی گلوله هستن
که به دلیل نقصهای موجود در لولهی تفنگ ایجاد میشن
اونها کمک میکنن تا گلوله رو با یک اسلحهی خاص مطابقت بدیم
و آیا تونستید چنین مطابقی ایجاد کنید؟
بله. مشخصات این شیارها دقیقاً مشابه
شیارهای روی این گلوله است
که از صحنهی جرم دیگهای به دست اومده بود
به نظر من، با توجه به سطح بالای شباهت
هر دو گلوله از یک اسلحه شلیک شدن
آلفی مدوز وقتی مُرد فقط ۱۵ سالش بود
بازرس مالر، آیا پلیس میدلندز سرنخی از شخص یا افرادی
که به کایل بویل شلیک کردن، به دست آورده؟
در حال حاضر دستگیریِ قریبالوقوعی نداریم
اما تمام سرنخها رو دنبال میکنیم
و به بررسی اشیاء کشف شده از خودرو ادامه میدیم
خوبی؟
شش مورد مرگ با اسلحه توی شش ماه
ساله ۱۴
۱۵، ۱۹، ۲۲ ساله
پلیس داره تمام تلاشش رو میکنه
اونها میدونن کی اسلحهها رو تأمین میکنه
خانوادهی رتفورد. رتفوردها
اونها اسلحهای رو که آلفی مدوز رو کشت تأمین کردن
اون هم توی قلمروی خودشون در اسپارکهیل
همون اسلحهای که کایل بویل رو کشت
میدونم کار اونهاست
اما هیچ زنجیرهی مدرکی وجود نداره، جک
هنوز نه
حداقل مارکوس رتفورد پشت میلههای زندانه
به جرم کلاهبرداری مالیاتی
ماه؟ شش ماهه میاد بیرون ۱۸
ما اونی که ماشه رو کشیده پیدا میکنیم
کار ما همینه
حقایق و ارقام
اگه دلت میخواد اسمش رو این بذاری
آره. بیا بریم
بریم شام بخوریم. هوم؟
راستش
شاید برم باشگاه
سعی کنم از این حال و هوای بد دربیام
ببخشید، در حال حاضر همصحبت خوبی نیستم
مطمئنی حالت خوبه؟ آره
تو برو
فعلاً. باشه
صدای جیرجیرِ در
میدونستم پیدام میکنی
آره
البته ۱۶ تا آدرس مختلف رو گشتم
نمیدونستم قراره تو اونجا باشی
بهت قسم میخورم جیس
نمیدونستم
بهت چی گفتن؟
بنت کلوز
ظهر
دو تا مرد، یه آئودی مشکی
جفتشون رو بزنم؟
آره
آره، جفتشون رو بزن
لعنتی
قسم میخورم جیس، اصلاً نمیدونستم تویی
دیگه چی؟
گفتن قراره معاملهی اسلحه انجام بشه. کلت
میدونستن تویی؟
نمیدونم
اما آخه چرا؟ چرا باید باهات این کار رو بکنه؟
رتفورد دوستت داره. خودت این رو گفتی
داشتم مسیرهای خودم رو راه میانداختم، اسکات
معامله بدون اجازه بود. چی؟
دیوونه شدی؟ رتفورد زندانه
بچهها ناآرومان. باید بهش نشون میدادم
که من اونی هستم که باید اینجا رو اداره کنه
لعنت
یکی برام تله گذاشته، اسکات
لعنتی. متأسفم جیس
هی
نمیتونی اینجا بمونی
جای دیگهای نداری بری؟
نه
هی
همه چیز درست میشه، باشه؟
یه فکری براش میکنیم
یه شماره جدید برات گرفتم
فقط با همین گوشی بهم زنگ میزنی، باشه؟
یه کار دیگه بهم داده
چه کاری؟ فقط یه تعقیبِ سادهست
ممکنه تله باشه
نمیدونن ما با هم رفیقیم. مشکلی پیش نمیاد
اوه، ای عیسی مسیح. الان باید برم
چی؟
با جگرز قرار دارم
اسکات، فکر نمیکنم امن باشه! اسکات
اسکات؟
هیاهوی مشتریها
غوغا و شلوغی
گفتگو و موسیقی
بیزحمت یه آبجو و یه ویسکی به من بدید
گفتگوی نامفهوم
چه خبر رفیق، چی...؟ اوه گندش بزنن، شرمنده رفیق
گمشو بابا! باشه
فقط یه اتفاق بود
آره، خب نگام کن، خیسِ آب شدم
خیسِ خالیام. میدونم، میدونم
منم همینطور رفیق، منم همینطور. بیا اینم از این. منم خیس شدم
ببین، بیا، هر دو خیس شدیم
این کت ۳۰۰ پوند قیمتشه. باید خسارت بدی
پول خشکشوییت رو میدم، هر چی که بشه
نه رفیق. کت داغون شده. ۳۰۰ پوند
داری صدام رو میشنوی؟
بیا دیگه، معطل چی هستی؟
نه
من اهل این کارها نیستم
داد و بیدادِ ناگهانی
نامفهوم
خوبی، احمق؟
جدی میگی؟
ببین رفیق
من دنبال شر نمیگردم. ابداً
No comments yet. Be the first to leave one.