لومړۍ 141 کرښې.
کیف و تموم وسایلمون پیششه
.بیخیال شو زن مجبورمون نکن بیفتیم دنبالت
کیف رو بده بهمون بریم
با یه مشت بچه باحال سروکار داری، نه؟
خیلیخب، بریم
مگی، بالا رو نگاه کن که حالت به هم نخوره
پشمهام
چه باحال
چه غلطی داره میکنه؟
خانمها مقدمترن
اول تو برو
پشمهام
یالا مگی
الان
ممنون - بفرما -
صبح بهخیر نینا
...دوستان، با جینی جینیِ خالی آشنا بشید
از اوشنساید اومده پیشمون
و از الان به بعد، قراره توی کلاسهامون حضور داشته باشه
مایه خوشحالیمونه که اینجاست
و از همهتون انتظار دارم که ازش استقبال گرمی بکنید
ممنون نینا
برو بشین جینی
خیلیخب
دیروز داشتیم درباره غذا یابی صحبت میکردیم
و امروز قراره دانستههامون رو محک بزنیم
کی میتونه بگه کدوم یکی از این گیاهان، خوراکی هستن؟
نه
.طوری نیست واسه خودت
ایول
فکرکنم میخواد مبادله کنه
ممنون
گوشتِ کبوتر میخوری؟
خوشمزهست
.دوستت رو پیدا کردی باید بریم دیگه
هی، ببخشید
میتونی ببریمون به اون ساختمونه؟
اون ساختمونِ پیش دود
خیلیخب، شاید پیر شده باشم ولی کاملا مطمئنم
که ترجمه این میشه "اصلا و ابدا"
ببین اینجور که بوش میاد یا باید برگردیم
یا باید ببینیم این زن کفتردار چه گلی به سرمون میزنه
ولی در صورت برگشتن
فقط گله واکرها و گلوله مارشالها در انتظارمونه
یالا
استر، زار - وحشت نکن -
جدی؟
استر
بیخیال - زار، استر -
استر، زار
استر، هر دفعه گوشت تازه میاره
و حالا یهویی باید
این توریستها رو راه بدیم؟
توهین نباشه، ولی الان تویی که وحشت کرده
من وحشت کردم؟
زار؟ نشنیدی گفت زار؟
اصلا انگار زبون خودش رو هم نمیفهمه
بهگمونم جزء افراد کرواتی نیستن
جدی؟
...آمیا
ببخشید، ما رو نمیشناسید
ما هم شما رو نمیشناسیم
نمیگم بیخطریم و مثل دوستتون میمونیم
.اما به خودتون بستگی داره هرچند بعید میدونم
این زن دیوونه کفتردار... توهین نباشه
این همه راه آورده باشتمون که به کشتنمون بده
دوست؟
بهنظرت ما به دوست نیاز داریم؟
.این شهر مال ماست تعدادمون هزارانهزار نفره
دنبال چی هستید؟
چون تابلوئه شما کیریها
اهل اینجا نیستین
داشتیم میرفتیم به یه قرارگاه توی کانادا
طوفان قایقمون رو کشوند اینجا
صرفا میخوایم آذوقه جمع کنیم
تا بتونیم بریم پی کارمون
کسشعره
بس کن، استر
استر، خودت میدونی که دفعه قبل چی شد
بسه استر
لوتر
میشه این رو بگردی؟
بریم
شوخیت گرفته؟
آره. ها ها
زیاد جا خوش نکنید
حست رو درک میکنم
بودن توی جای جدید پیش آدمهای غریبه سخته
...ولی این آدمها
ممکنه یه روزی برات مثل خانواده بشن
بهتره یه چیزی بخوری
هرچیزی لازم داشتی بیا سراغم
باشه؟
دوباره تمرینِ استفاده از سلاح رو پیچوندی؟
لین، چوبهای بو رو آورد
این سومین باریه که توی این ماه تمرینت رو میپیچونی
دیگه چقدر بگم که مهمه برای هرچیزی
آماده باشی - باید همیشه آماده باشم -
باشه، فهمیدم
هرشل، این ماجرا شوخیبردار نیست
ممکنه با هرچیزی بهت حمله کنن
پس بهگمونم اونجوری میمیرم
خیلی خوب شده
تخمیه
من میرم پیش زاندر
آنچنان چارهای نداشتیم
اگه یادت باشه، تفنگ داشتن
حالا تفنگ یا هرچی که بود
درهرصورت اگه مبارزه میکردیم کلهمون رو سوراخ میکردن
شاید هم ما کله اونا رو سوراخ میکردیم
شاید
ولی بعدش چی نصیبمون میشد؟
اینجا گیر نمیافتادیم
مطمئنم دلیل اینجا بودنمون اینه که درباره کانادا
و یه لاشه کشتی، یه زری زدی و کسشعر بودنش رو فهمیدن
بایستی حقیقت رو بهشون میگفتم؟
آره، از هر دستی بگیری با همون دست پس میگیری
روال دنیا اینجوریه
آره خب، قبول دارم که توی یه توالت تخمی حبسمون کردن
چه درست چه غلط، حق داشتن
و همین باعث میشه آدمهای مفیدی باشن
واسه چی؟
نیروی انسانی
اطلاعات
اطلاعات؟ مگه اطلاعات به عهده تو نبود؟
تا الان که درباره کرواتی زری نزدی
همون موقع که دنیا بهگا رفت
کرواتی اومد دم در خونهم
...یه سری
اینجور بگم که یه سری بلاهای بدی به سرش اومده بودن
بلاهایی غیرقابل تصور
واسه همین بهش سرپناه دادم
از خودکشیش جلوگیری کردم
چیزی نگذشت که شدم برادرش
بهم میگفت بوراز
میگفت بهش حس امنیت میدم
،به نظرم در اون مقطع همه داشتن به خاطر جهنمی
که گریبانگیر همهمون شده بود
.دنبال یه پناهگاه میگشتن یعنی خب، ما همه چی رو از دست دادیم
...مسئله اینه که من
واقعا فکر کردم داشتم کمکش میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.