Elite

Elite (Élite)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Elite S04E07 SPANISH WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره MATIN78124

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HEVC
2CH
په خپور شو: 2022-04-29
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫مگه نگفتی عمر تا دیر وقت کاره؟

‫خودش اینجوری گفت

‫لعنتی

‫چیکار میکنی؟ اون تا نیم ‫ساعت دیگه نمیخوابه

‫کل این شرایط به من استرس میده

‫فکر کردی من استرس ندارم؟

‫من کسی هستم که داره دروغ میگه و ‫میاد میبینتت

‫تو فکر کردی تو طولِ روز نمیخوام ببینمت؟

‫که نمیخوام باهات یه نوشیدنی بخورم یا ‫ببوسمـت وقتی توی کلاس میبینمت؟

‫نمیدونم

‫دوست داری؟

‫مهمه؟

‫تا حالا به این فکر کردی که وقتی تو با گوزمان ‫برنامه میـچینید و

‫من فقط خورده ریزه ها گیرم میاد،چه ‫حسی بهم دست میده؟

‫اوه پس واسه تو این چیزا ‫خورده ریزه است؟

‫-نه نیست ‫-پس چیه؟

‫نمیدونم،تو بگو

‫تویی که تصمیم میگیری کِی بیای، ‫تویی که میری و میای،همه اش به تو بستگی داره

‫البته که همه اش به من بستگی داره، ‫اونی که حرفارو میزنه و کارا رو میکنه منم

‫تو فقط منتظری که کسایی دیگه کارها رو واست بکنن

‫مثل وقتی که بابام تو رو از بار آورد بیرون

‫چرا این بحثـو میاری وسط؟

‫چون همیشه منتظر بقیه هستی که ‫واست تصمیم بگیرن

‫پاشو لعنتی

‫تو که در خطر نیستی

‫تو هم همینطور

‫وقتشـه طرفــت رو انتخاب کنی

‫اگه نمیتونی،پس از من ‫هیچ انتظاری نداشته باش

‫بیمارستان

‫تو این کارو کردی ساموئل؟

‫من کاری با آری نکردم

‫پس

‫میدونی کی اینکارو کرده؟

:تـــرجمه و تنـــظیم متین و احسان فروزش @ EhsanForoozesh | @ Matin78124

"نخبه" قسمت هفتم-فصل چهارم "گندی که به بار آوردی 1"

‫-صبح بخیر بنجامین ‫-صبح بخیر بانوی من،خوش اومدید

‫-میشه با من بیاید ‫-بعداً میبینمت،خب؟

‫آری،راجب دیشب متاسفم

‫نمیدونستم چه واکنشی نشون بدم

‫صبح بخیر سامو

‫-هی آروم باش مرد ‫-وایسا

‫چیه؟ قهوه نیروزا خوردی؟

‫-نه،چرا؟ ‫-هی،آری رو ندیدی؟

‫چی؟ منظورت چیه که من آری رو ندیدم!؟

‫-چت شده سامو؟ ‫-ها؟

‫پیامش بده،بهش بگو که فردا شب توی ‫کلاب دریاچه میبینیش

‫-چرا باید به آری پیام بدم؟ ‫-این یه سوپرایزه،یه لطفی در حقم کن

‫بهش بگو میخوایم راجب تیم بحث کنیم

‫-باشه،چی بگم بهش؟ ‫-ممنون مرد

‫لعنتی

‫فردا شب بیا به کلاب دریاچه

‫-خب،تموم شد ‫-داره جواب میده

‫داره تکست میده

‫-بذار ببینم ‫-چی؟

‫چکـش کن،همین الان تکست داد

‫چی داری میگی؟ لیک کلاب؟ بحث ؟

‫اصرار کن،بگو باید اونـو بیرون از مدرسه ببینی

‫-یالا،اصرار کن ‫-باشه حتماً

‫ترجیح میدم بیرون از مدرسه ببینمت تا ‫بتونیم واسه بحثـمون گفتگو کنیم

‫-داره پیام صوتی میفرسـته ‫-اوکی

‫بذار ببینم.

‫-جواب داد ‫-وایسا

‫-پیام صوتی مال منـه! ‫-گوشیـه منـه!

‫-چیـه؟ ‫- همین!؟ فقط همین حرفـو داری؟

‫جوری حرف میزنی انگار دیشب ‫اصلاً اتفاق نیوفتاده؟

‫دیشب؟

‫دیشب چه اتفاقی افتاد؟

‫خب،منظورش اینـه

‫بذار ببینم،اون داره راجب بحث صحبت میکنه

‫باهم بحثـمون شد،اون ازم میخواد ‫عذرخواهی کنم

‫-من نمیفهمم چت شده ‫-ها؟

‫-ولی گوش کن ‫-چیه؟

‫فقط مطمعن شو که پیداش میشه،ممنون رفیق

‫یاخدا!

‫ بعد از اون وقت دیگه تحویل نمیگیری

‫اینطور نیست که دلت برای من تنگ شده باشه

‫-خدا لعنتت کنه پاتریک ‫-چی؟

‫خیلی بهم خوش گذشت

‫-ممنون ‫-خوشحالم بهت خوش گذشت

‫میدونم چرا اینجوری نگاه میکنی

‫خودم بارها و بارها این حسـو داشتم

‫من یه احمقم،کنترل خودمـو از دست میدم

‫تو احمق نیستی

‫همه ما دیوونه یکی شدیم

‫-یا یه چیزی تو این مایه ها ‫-نه

‫من نه.

‫من همیشه تصمیم میگیرم که

‫با کی،تا کِی و تا چه مدت باشم

‫عالیـه

ولی مثل آندر کم پیدا میشه

‫وقتی باهاتـه،احساس میکنی ‫که قوی ترین شخص جهانـی

‫ولی اگه تو رو تردت کنه یا ‫دَکِت کنـه

‫یالا،اخم نکن

‫خیلی زود دوباره باهامـون میریزی رو هم

‫هی،داشتم فکر میکردم

‫شاید وقتش رسیده که از پیش آرماندو ‫بیای بیرون،نه؟

‫چرا؟ اون که بدش نمیاد،نه؟

‫نه ولی..

‫نمیدونم

‫فقط ترجیح میدم دیگه هیچ ‫کاری باهاش نداشته باشم

‫میدونی؟

‫دیدی؟

‫میدونستم،میدونستم اون گروهو بخاطر این که با تو بحثش شده ترک کرده

‫-چیکار کرده؟ میزنم صورتش رو میارم پایین ‫-کاری نکرده

‫اون واقعاً خیلی رو مُخ میره

‫نگران نباش،خب؟

‫فکر کنم مادرم منـو راه بده توی خونه

‫ولی اگه منـو وادار به انتخاب کنـه،اونوقت ‫بلدم چیکار کنم

‫اگه مجبور باشم میرم زیر پُل زندگی میکنم

‫هی

‫نظرت چیـه بریم توی هتل و اون کاری ‫که دیشب کردیم رو انجام بدیم؟

‫باشه

‫البته اگه مشکلی نداره

‫-حتماً،البته که مشکلی نداره ‫-آره؟

‫زیر کدوم پُل میخوای زندگی کنی؟

‫-اگه مجبور بشم،یه پُل میسازم ‫-آره درسته

‫یه مدرسه پُر از دخترایی از ‫خانواده هایی خوب

‫همه منتظرن تا پسر من ‫یه نظری بهشـون بکنه

‫اونوقت اون عاشق یه سرایدار میشه!؟

‫اون دختر میخواد که طراح مد بشه

‫اون دختر خیلی باهوش و روشن فکریـه

‫من این نوع هوش رو میشناسم

‫چنین هوشی رو توی همه اون ‫آدمایی که دنبال پسرم بودن دیدم

‫کایتنا کاملاً درست رفتار خواهد کرد

‫از کجا میدونی؟

‫اون قبلاً بی قید و شرط از ‫دوست پسرهاش حمایت کرده

‫اون تحت هرشرایطی باهاش میمونـه

کُلی خواسته داره

‫اونا مال منـن

‫مطمئنی؟

‫آره.

‫واو فیلیپ

‫اینا خوبـن،خیلی خوبن

‫یه شاهزاده ای که طراحـه و ‫دگرجنس گرائه؟

‫اگه حیوون وحشی نبودی،اونوقت موجود ‫افسانه ای من میشدی

‫خداحافظ

‫اینا مال من نیستن

‫مال کی ان؟

‫کایه،اینا رو یادت رفت

‫-اینا کجا بودن؟ ‫-روی پرینتر

‫باشه ممنون،کس دیگه هم اینا رو دید؟

‫نمیدونم

‫من دیدم

‫چیه؟میترسی به مدیر بگم که داری ‫از وسایل مدرسه

‫بدون اجازه استفاده میکنی؟

‫نه،اگه میخوای خبرچینی کنی،برو بگو ‫واسم مهم نیست

‫اونا خیلی خوبن.

‫آری هم همچین فکری میکنه

‫واقعاً؟

‫من فکر کردم مال خودشه

‫این طرحا واسه یه شاهزاده ای که از روی ‫هوس طراحی کرده بد نبودن

‫اوکی

‫چیه؟

‫اون پیام صوتیت رو شنید

‫-گوزمان؟ ‫-آره

‫چرا گفتی میخوای منـو ببینی؟

‫میخواد سوپرایزت کنه، ‫اون فردا میاد به کلاب،نه من

‫اگه میخوای موضع گیری کنم،باشه میکنم، ‫ولی من پُشت دوستم می ایستم

‫نمیتونم قایمکی باهات قرار بذارم و ‫از پشت بهش خنجر بزنم

‫یا من یا گوزمان،حالا تو ببین طرف کی هستی ‫فکراتـو بکن

‫قراره مهمونی شب سال نو برگزار کنید

‫مطبوعات میان اینجا و ‫عکاسی میکنن

‫میخوام همه دوستات رو دعوت کنی

‫اگه بخوای میتونی اون دختره رو بیاری

‫کایتانا

‫پس بنجامین بهت خبر داد

‫واقعاً دوستش داری؟

‫خیلی زیاد.

‫به بقیه دخترا فرصتی دادی؟

‫من بقیه دخترا رو نمیخوام

‫اونـو میخوام

‫باشه،اونـو به طور رسمی توی ‫مهمونی معرفی کن

‫اینم بخشی از اون کمپین ـته که در تلاشی ‫منـو خوب نشون بدی،نه؟

‫ما الان با هم نیستیم

‫منظورت اینـه نمیتونی این دوست دختره ‫عادیت رو پس بگیری؟

اینجوری صداش نکن

‫میخوای برگرده یا نه؟

‫آره مامان

‫خب پس،کاری که لازمه رو بکن

‫توی مادرید چه بلایی سرت اومد؟ ‫دیگه نمیشناسمت

‫جریان چیه؟

‫دارم به یکی از دوستام سر میزنم

‫اونقدرا سرم شلوغ نیست

‫ماهو میخوای؟

‫حتماً،توی یه اتاقی که ‫شومینه داره و ساکت تره،باشه؟

‫بچه ها،مهمون داریم

‫ایشـون آرماندوئه

‫رئیس سابق دانشجویان و ‫انجمن فارغ التحصیلان لاس انکیناس .

‫ایشـون اینجاست تا کمک سالانه بسیار ‫سخاوتمندانه اش رو به مدرسه اهدا کنـه

‫و خواستن که با شما ملاقات کنن

‫ولی ما ایشونـو میشناسیم

‫ایشـون همون دوستت نیست که ‫توی کنسرت بود؟

‫بله

‫-شما دوست هستید؟ ‫-توی بار همدیگه رو دیدیم

‫حالتـون چطوره؟

‫-سلام ‫-خوبید؟

‫آره،من و پاتریک با هم جور شدیم

‫و نه،به تو هیچ ارتباطی نداره

‫نمیدونم میخوای تا کجا پیش بری

‫ولی حقیقتش واسم مهم نیست

More Farsi Persian subtitles for Elite

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left