لومړۍ 108 کرښې.
ارباب بارتملو کوما برگشتن!
داری شوخی می کنی!
بارتملو کوما، یعنی اونا تونستن از دست قدرتت فرار کنن؟!
من توضیح بهتراز اون می خوام! بالاخره هرچی باشه این من بودم که گزارشش رو به رئیس ها دادم
درست همونجوری که از نوم انتظار می رفت!
گارپ، ساکت باش!
من بهتون دستور ویژه دولت رو دادم که تمام افراد گروهشون رو نابود کنین،
با این حال شما حتی نتونستین کله اون کلاه حصیری رو خرد کنین؟ واقعا خجالت آوره
نگران اون نباش، سنگوکو!
به هرحال لوفی از اون آدمایی نیست که همه جا بره و داستان شکست دادن موریا رو برای همه بگه!
اه! کوما، امیدوارم فقط بخاطر اون که اون دزدای دریائی زخمی بودن به حالشون دل نسوزونده باشی
بخاطراین که تو نتونستی اوضاع رو جدی بگیری، این بازی موش و گربه حالا حالا ها ادامه داره
اگه اونا همین جوری کور کورانه این لاگ رو دنبال کنند، سریعا به نیروی دریائی اچ کیو میرسن
آره، راستی... چایی جدید رو با خودم آوردم!، این دیوونه ها رو بندز بیرون
گارپ میشه یه لحظه ساکت شی؟!
نیمی از گرندلاین طی شده
ورود! خط قرمز
چی شده؟
اوضاع خرابه...
واقعا...
هیچی نمی تونم بگیرم!
عجیبه
به تعمیر زیادی نیاز داره
اه، حوصله ام سر رفت!
خوب، بهتره یکم صبور باشیم
ااه، نامی! داریم به جزیره فیشمن میرسیم؟ درسته؟
اوه، خفه شو دیگهمعلومه که داریم نزدیک تر میشیم!
فیشمن... پری های دریائی!
اون پریهای دریائی زیبا! بالاخره میتونیم پریهای دریائی رو که همیشه آرزوشونو داشتم رو ببینیم!
اااه ه، خوصله ام سررفت! سانجی! غذا!
هاه؟ این...؟!
ایولل! مدرسه ماهیی
دیدی؟ اتفاق های خوب برای کسایی می افته که صبورند
حالا یه چیزی میگیریم!
واااوو، دارن مستقیم میان سمت ما!
نامی، چیکار می خوای بکنی؟
چی شده؟
یهچیزی درست نیست...
آهای، صبرکن، ماهی!
اونا...
یعنی ممکنه...
این قیافه "اوضاع خرابه کاپیتان"دیگه برا چیه؟!
مار-گردان
مار... گردان؟
بچه ها، مواظب باشین!
درست مثل این میمونه که انگار زنده ان
اوضاع خیلی خرابه، خیل خوب!
خوب، خوب...
ایوولللل!
سانجی!
بزارش به عهده من، نامی عزیزم!
تکون نمی خوره...
اسلحه سمت چپ!
هی چیکار داری می کنی؟! کشتی رو هدایت کن!
ساکت شو! با این همه موج،، هدایتش غیر ممکنه
حالتون خوبه؟
تو نجاتمون دادی!
باید بگم که، من قبلا اصطلاح"مارهای بازیگوش"رو شنیده بودم...
چه نام گذاری خوبی!
هی! آخه الان وقتشه که تحت تاثیر قرار بگیری!؟
من که نمی تونم تا ابد به بریدنشون ادامه بدم!
این طوفان تا کی ادامه داره!؟
چقدر فاصلشه!؟
می تونیم با انفجارناگهانی فرار کنیم؟
می تونیم این کارو بکنیم، هاه؟
فایده ای نداره!
به نظر من که این جریان حالا حالاها تمامی نداره
حتی اگه از انفجار ناگهانی استفاده کنیم...
هم نمی تونیم فرار کنیم!
امکان نداره!
می خواین یه آواز بخونیم؟
تو اینجور موقع ها، به خاطر داشته باش که هرچقدر هم یه طوفان یا جریان خطرناک باشه، بالاخره هرچی باشه تمام می شه و
پس بیاین آوازمون رو بخونیم!
چه فکر عالی، بروم! بیا آواز بخونیم!
خوب، پس...
داریم صعود می کنیم!
هی، این... !؟
داریم سقوط می کنیم!
چوپر!
فکر کردم دارم میمیرم!
اونو ببینین!
اون... !
می تونم ببینمش... می تونم ببینمش!
خط قرمزه!
خط قرمزه!
بالاخره موفق شدیم! و
اون روز هم طوفان وحشتناکی بود
من دریای تمام آبی رو پیدا می کنم!
من پادشاه دزدای دریائی میشم!
من بهترین شمشیر زن میشم!
من نقشه تمام دنیا رو میکشم!
م... منم جنگوی شجاع دریا میشم!
بریم به گرند لاین!
هی! می تونم کوهستان-اسرار آمیز رو ببینم!
خییللیییی بزرگههه!
اون ورودی گرندلاینه!
واااو! پس خط قرمز که میگن اینه، هاه؟
حتی نمی شه بالای ابرها رو دید!
پنجاه سال طول کشید تا...
بیاین بریم، بچه ها!
اون... !
چقدر بزرگه!
مطمئن شو که درست راهنمایی می کنی!
نمی خواد که تو به من دستور بدی!
فکر می کنی با پدال بتونیم دورش بزنیم؟
به موقع نمی تونیم انجامش بدیم!
سانجی! سوار اون موج شو!
باشه!
No comments yet. Be the first to leave one.