لومړۍ 200 کرښې.
آقاي ميلر؟
اونجا حال همه خوبه؟
مامور فورد از اف.بي.آي
بفرمايين قربان
ما ميخوايم بدونيم چه خبره
،اگه به کسي آسيبي برسه !عاقبت خوبي برات نداره
مامور ويژه هولدن فورد
نينکاويچ - حرف ميزنه؟ -
.حرفاش منطقي نيست بهتون گزارش دادن؟
توي راه. پنج نفر هنوز اونجان؟
يک نگهبان، منشي و سه نفر که تو صف وايستاده بودن
کجاست؟ - آروم باشين آقاي ميلر -
!من زنمو ميخوام
تفنگو بذارين کنار و از خانم کرتول دور بشين
...ازتون خواستم - ما بايد ببينيم کسي صدمه نديده -
ميخواين بهم شليک کنين؟
...اگه خيلي زود به حرفمون گوش نکني
!شما نميتونين منو ببينين
،دارم بهت هشدار ميدم صبرمون داره تموم ميشه
چطوري ميخواي به چيزي که نميتوني ببيني شليک کني؟
آقاي ميلر
نه، ممنون
سلام کُدي
من هولدن هستم. ميخوام بهت کمک کنم
بگو چه خبره - من بايد با زنم صحبت کنم -
باشه - فقط همون -
متوجهم
فعلا چيز ديگهاي هست که بتونيم برات بياريم؟
اين کثافتا رو دور کن
باشه
...باشه
اگه بتونم يک کاري بکنم ...که برن عقب
ميشه به خانم کرتول سخت نگيري؟
يک مقدار بهمون وقت بده تا همسرتو پيدا کنيم
باشه
ممنون
.تکتيراندازا رو نگه دار بقيه رو ببر عقب تر
اگه شروع به تيراندازي بکنه بايد وارد اونجا بشيم
.دارن منو هم عصبي ميکنن تصور کن اون ديگه چه حالي داره
.اون سابقه جرم نداره معلومه الان کنترلشو از دست داده
براي همين بايد آروم نگهش داريم و نذاريم کاري بکنه
حتما اون خبرنگارا رو بفرست پي کارشون
خيلي خب، برگردين عقب
خيلي خب، برگردين عقب
کارم چطوره؟
منو ميبيني؟ - اوه خدا -
آره، ميتونم ببينمت
چي ميبيني؟ - ميبينم لختي -
ميبينم سردته
اونجا تلفن داره؟ ميتونيم باهاش صحبت کنيم؟
سيمشو قطع کرده - فقط ميخواد با زنش صحبت کنه؟ -
تمام روز دنبالش بوديم ولي بالاخره تو راهه
نميخواين که بيارينش اينجا؟ - من ميخواستم پسره رو آروم کنم -
اينجا بودنش ممکنه تاثير برعکس داشته باشه
سلام خانم ميلر؟ پياده نشين
.من هولدن فورد از اف.بي.آي هستم در جريان وضعيت هستين؟
کودي اونجا چند نفرو اسير کرده؟ - امروز صبح چه اتفاقي افتاد؟ -
نميدونم
سعي کردم يکشنبه اونو بفرستم بيمارستان اما از اون موقع ديگه نديدمش
بهم گفتن يه شاتگان دزديده و از يه الکل فروشي دزدي کرده؟
متوهم بود؟ خشن؟
اون خشن نيست
يه چند وقتيه که ميگه نامرئيه
.واقعا نامرئي ميرفت پيش دکتر
دکتر بيماريشو تشخيص داد؟
کودي چيزي بهم نميگفت
بايد دارو ميخورد اما شايد نخورده
چه دارويي؟ - مطمئن نيستم -
اينو دکترش داد
چرا ميخواستين بستريش بکنين؟
مدام با آدمايي صحبت ميکرد که واقعي نبودن
ميگفت اونا ميتونن ببيننش
بهش گفتم اگه نره بيمارستان ولش ميکنم
باهاش اتمام حجت کردين؟ - واقعا متاسفم -
حالم خيلي بده - اين تقصير شما نيست -
به کسي صدمه زده؟
.ما چيزي نميدونيم من فعلا شما رو ميفرستم
بگو يکي با دکترش تماس بگيره
بايد به زنش بگين بهش بگه ولش نميکنه
.ما اطلاعات بيشتري لازم داريم بذار ببينيم ميشه با تلفن باهاش صحبت کرد
!کودي
همه چي اونجا روبراهه؟
واقعا ميخوام بدونم اونجا چه خبره
قول ميدم ميتونيم يه راه حلي پيدا کنيم
زن من کجاست؟
.وضعيت سختيه اينجا آوردنش يکم طول ميکشه
نميخواد باهام صحبت کنه؟ - اينطوري نيست -
اون خيلي نگرانته
باهاش صحبت کردي؟ - تلفني -
شايد تو بتوني تلفني باهاش صحبت کني؟ - !نه -
اون بايد اينجا باشه
من عصبانيتتو درک ميکنم - تو چي درک ميکني؟ -
ايني که نتوني با يکي که دوستش داري صحبت کني
چي ميخواي بهش بگي؟
چرا به تو بگم؟
شايد من بتونم کمک کنم
بعيد ميدونم
:مترجمين Drama آرين , Sorrow سميرا
ممنون - خواهش ميکنم -
طبق روند درست کارتو انجام دادي و درستم انجامش دادي
همه چيز طبق دستورالعمل بود
.اون اسير گرفته بود ميدونست که کارش عاقبت داره
اون فکر ميکرد نامرئيه - تو روانپزشکش نيستي -
.وظيفهت تشخيص دادن بيماريش نيست حرفهت اين نيست
اين اتفاقها نابهنگام رخ ميدن و ما آخرين پاسخگو هستيم
بين اتفاقهاي بدي که براي يک ماموريت ميوفته اين بدترينشون نيست
روي کاري که ميکنيم تمرکز کن
،اگه همه کارها رو طبق دستورالعمل انجام دادم ...اين سوال رو مطرح ميکنه
اينجا در اصل
عاليترين بخش سازمانهاي اجراي قانونه
توي بقيهي دنيا ديگه با اونايي که اسير ميکنن مذاکره نميکنن
فکر ميکني اسراييليها سال گذشته توي "انتبي" زحمت مذاکره به خودشون دادن؟
تو حتي يک اسير يا آدم غيرنظامي از دست ندادي
ما موفقيت رو اينطوري ارزيابي ميکنيم
و کلاسهات توي تابستون خيلي طرفدار دارن
حقيقتش فکر ميکنم تو بايد بيشتر تدريس کني
ميخواين ديگه کار عملي نکنم - نه -
دارم يه کاري بهت ميسپارم که واقعا ارزش داشته باشه
برخلاف اتفاقي که افتاد
به خاطر اتفاقي که افتاد، هولدن
باتجربه کردت
...ممنون قربان
اما ترجيح ميدم اينکارو نکنم
خب زشت شد
...دوست دارم اين آخرهفته بهش فکر کني
چون از دوشنبه کارتو تمام وقت شروع ميکني
اينطوري ما کاملا بدون کنترل ميشيم
اون فراري همون روز
يک افسر پليس رو در آستين کشت
،دو تا تير 9 ميليمتري به باسنش خورده
يک پسر ده ساله رو اسير ميگيره
و توي محلهاي قايم شده
که پر از زن و بچه هستش
:حالا ما بايد روي يک مورد تمرکز کنيم
تشنج زدايي
رئيس پليس سن آنتونيو ميرسه و از بلندگو استفاده ميکنه
که اينطوري اوني که اسير گرفته رو عصبانيتر ميکنه
اگه با اين روند "من درست ميگم تو اشتباه ميکني" برين سراغ يکي
اينو نشون ميده که اونا منطقي هستن
ما بايد ارتباط برقرار کنيم
ارتباط بدون تهديد
،به درخواستهاش گوش کنين
نه چيزي رو قبول کنين نه با چيزي مخالفت کنين. فقط گوش کنين
به حرفاش گوش کنين
،سعي کنين به جاي اينکه روش مسلط بشين حرفاشو درک کنين
دنبال زمينههاي مشترک بگردين
اشتراکات رو پيدا کنين
و اگه اينطوري به نظر بياد که ...دارين زمان ميخرين، خب
به خاطر اينه که واقعا دارين اينکارو ميکنين
اما همينطوريه که باعث ميشه اونا احساس کنن دارين به حرفشون گوش ميکنين
هدفمون اينه که کار به کيسه جسد نکشه
اين برد-برد يک مذاکره کنندهي اسيرها هستش
و من توي دفترمم تا اگه کسي سوالي در رابطه با
امتحان استراتژيهاي روانشناسي داشت ازم بپرسه
يک قاتل بدون تبعيض
با قرباني هاي ظاهرا تصادفي و غيرمترقبه
هرکدومشون به شدت خشن بودن
نه توضيح و نه دليل خاصي
بهشون تجاوز جنسي نشده بود
ازشون دزدي نشده بود
و اونا شخص حمله کننده رو نميشناختن
رابرت ويالانته و استيسي ماسکوويتز داشتن توي ماشينشون لب ميگرفتن
که ديويد برکوويتز اومد و مستقيم به جفتشون شليک کرد
برکوويتز ظرف دو تابستون، شش نفرو کشت
و هفت نفرو زخمي کرد. چرا؟
چون يک سگ بهش گفته بود اينکارو بکنه
...حالا
ميتونيم بگيم که يارو ديوونه بود
يا اينکه تظاهر ميکنه ديوونهست
،اما اگه دنبال يه انگيزهي قابل درک ميگرديم
ناگهان ميفهميم که چيزي وجود نداره
خاليه
يک سوراخ سياهه
چهل سال پيش، اف.بي.آي شما به خاطر دستگير کردن جان دلينجر تاسيس شد
بيبي فيس نلسون، ماشين گان کلي
مجرمهايي که برخلاف عرف جامعه کار ميکردن
اما به خاطر منافع شخصيشون توش بودن
حالا ما شاهد خشونت شديد بين غريبهها هستيم
...کجا ميريم
انگيزه کي از بين ميره؟
ببخشيد، پروفسور رتمن؟
هولدن فورد از مذاکرات گروگان گيري
پيتر. سلام
امروز به حرفاتون توي کلاس گوش کردم
...چيزي که امروز راجع به جرم و جنايت ميگفتين
نميدونم، واقعا درسته
توجه رو جلب ميکنه - قبل از برکوويتز هم همينا رو تدريس ميکردين؟ -
يک مدل ديگشو. عنوانها همينطوري به ذهنم ميان
چي باعث شد شروع کنين؟
استارکوتر، ويتمن و البته مانسون
اما الان همه چيز توي برکوويتز خلاصه ميشه
انگار ما ديگه نميدونيم
انگيزهي مردم براي قتل چيه
قبلا اينطوري بود که اگه يکي 50 تا ضربه چاقو خورد
بايد دنبال عاشق يا همسر سابقش ميگشتي
حالا... ميتونه فقط يک برخورد سطحي با يک پستچي بداخلاق باشه
دوران متفاوتيه. ديگه حقايق ثابتي وجود نداره
اون مال تلوزيونه
جرم عوض شده - درسته -
ميخواي... آبجو بخوريم؟
No comments yet. Be the first to leave one.