لومړۍ 189 کرښې.
داشتم یه... یه خواب خیلی عجیبی میدیدم
چه جوری؟
دربارهی مادرم بود
امم
چی شد؟
کابوس بود؟
آره
نه
داره بارون میآد؟
آره
بیا... امم
بیا بریم بخوابیم
سلام، مگی
دوباره جاناتان کائوئت هستم
ام، فقط زنگ زدم که از وضعیت مادرم باخبر بشم
رنه لبلانک
هنوز حرف نمیزنه؟
دیالیز رو شروع کردن؟
و میدونی
مثلاً، عواقب این کار چیه؟
چون قبلش رفتم تو اینترنت و اوضاع زیاد
روبهراه به نظر نمیرسه
آره
آره، میتونیم بریم، میتونم کلید رو
قبل از اینکه برم ایستگاه قطار، برات بیارم
حس میکنم دارم دچار حملهی عصبی میشم
آره، واقعاً، تازه مریض هم هستم
علاوه بر اون
تبم حدود ۳۹ درجهست
فکر کنم از اینهمه استرسه
آرام در میان سر و صدا و نفرت گام بردار و به یاد داشته باش
که چه آرامشی ممکنه در تسلی وجود داشته باشه
تا جایی که ممکنه، بدون تسلیم شدن
با همهی آدمها خوشبرخورد باش
حقیقتت رو آروم و شفاف بگو
به حرف بقیه گوش بده
حتی آدمهای احمق و نادان هم قصهای برای گفتن دارن
از آدمهای پرخاشگر دوری کن
اونها مایهی عذاب روح هستن
اگه خودت رو با بقیه مقایسه کنی
ممکنه خودبین و تلخکام بشی، چون همیشه آدمهایی
بزرگتر و کوچکتر از تو وجود خواهند داشت
از دستاوردها و همچنین از برنامههات
لذت ببر. به شغل خودت علاقهمند بمون
هرچقدر هم که ناچیز باشه
دارایی واقعی در فراز و نشیبهای زمانه است
در امور مختلف محتاط باش
چون دنیا پر از فریبکاریه
اما نذار این موضوع تو رو نسبت به فضیلتها کور کنه
آدمهای زیادی برای آرمانهای والا تلاش میکنن
و همهجا زندگی پر از قهرمانییه
ای وای داداش، یعنی صدامون روی نوار چطوری میشه؟
وحشتناک
اینجوری میریم توی برنامهی جانی کارسون
اینطور فکر نمیکنی، مادر؟
اوه، آره
یعنی واقعاً یه ستارهی جذاب نمیشیم؟
حتماً میشیم
آره، هنوز خوبه
چیها میخوای اینجا ضبط کنی؟
جاناتان، یه چیزی به ضبطصوت بگو
بگو... بگو «سلام»
توی ضبطصوت حرف بزن
عزیزم
ضبط کن
میخوای الفبا رو بگی
جاناتان؟
ها؟
ادامه بده، باز هم بگو
هرچی الان بگی ضبط میشه
مادر
چی میخوای بگی؟
باید بگم
میخوای من بگم؟
این یه تصمیم واقعاً عاقلانهست
جاناتان، چی میخوای بگی
عزیزم؟
آ ب
میدونستی امروز ۲۴ فوریهست
و دوشنبهست؟ ۱۹۷۵
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام خوشگله
سلام
سلام
سلام خوشگله
دستدستی کن، آقای نونوا
چیکار باید بکنی، مامان؟
از دندونات خوشم میآد، خوب به نظر میرسن
با چی؟
تو که اونجا اصلاً دندون نداری
صداش بلنده، عزیزم؟
نه؟
صداش بلنده؟
نه
آرومه؟
نه
دوستت دارم؟
دوستت دارم
جاناتان، اون مرده چشای قشنگی داره
مامانی جیز شده؟
کجای مامانی جیز شده؟
اونجا
همونجا؟
ممنون
صدای یه خانواده داره ضبط میشه
خوب باش، صدات داره ضبط میشه
نوبت منه؟
اسم من
هیلاریه
چپمن لورا لو گاریا
این مثل یه، امم، شهادت دادنه، مگه نه؟
جیمی میگه وقتی زیاد آرایش میکنم
شبیه فاحشهها میشم، پس
ببخشید
سلام
اوه، اسمم رو که بهتون گفتم
امم
شهادت من دربارهی، امم، من و بچهی کوچیکمه
کارولین
من... من جهنم رو به چشمم دیدم
یککم اینجا جلوی همهتون هول شدم
عجب سالی بود، میدونید؟
برای من فقط خانهداری بود
امم، همهچی از وقتی شروع شد که، امم
جی... جیمی شبها دیر میاومد خونه
میرفت... میدونی، میرفت سراغ
امم، الکل
و من... من کارولین رو باردار بودم و
داشتم همینطور وزن اضافه میکردم
اون فقط... الان دو سالشه
یه بچهی سالم
امم
او... اون... اون همیشه منو کتک میزد
وقتی شبها مست میاومد خونه
منو کتک میزد
و
اون همیشه، امم
اون... وقتی حامله بودم لگد میزد تو شکمم
و، امم
منو میبست
وقتی اون مواد رو میکشید
همون بود که زد به... به مغزش
و، امم
این واقعاً، امم
برام سخته
یه شب، تفنگ رو درآورد
من روی تخت بسته شده بودم
و اومد و تفنگ رو گرفت روی سرم
گفت: «میکشمت، سلیطه
میکشمت!»
اما قضیه برعکس شد
من... من
یه شب تفنگ رو درآوردم
مخش رو ترکوندم
همین
تموم شد
بیدار شو دیگه
بیدار شو فرشته
بیدار شو
بیدار شو
بلند شو
همینه
همینه
همینه
آفرین
بیا دیگه
بیدار شو
بیدار شو فرشته
بیدار شو
بلند شو دیگه
همینه
بلند شو دیگه
بلند شیم
سلام دوربین
باید خیلی داغون به نظر بیام
تیبی
تی گرفتم
تیبی گرفتم: تنباکو و آبجو
پاهای قشنگم رو نشون بده
فکر کنم باید یه جفت کفش نو بخرم
داری لجبازی میکنی
لومپیس، اومپیس، بومپیس
یه چیزی میخوام که موهام رو باهاش شونه کنم
من چارلی تو کارخونه شکلاتسازیام
این چارلیه از کارخونه شکلاتسازی
من چارلی تو کارخونه شکلاتسازیام
No comments yet. Be the first to leave one.