The Man Who Fell to Earth

The Man Who Fell to Earth

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Man Who Fell to Earth S01E06 Changes 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E06 Changes 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E06 Changes 1080p AMZN WEBRip DD5 1 X 264-EVO
The Man Who Fell to Earth S01E06 Changes 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-EVO
The Man Who Fell to Earth S01E06 Changes REPACK 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-EVO
د لخوا تبصره Bahador18B
🔴 30nama | بهادر و صـاحب 🔴

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
په خپور شو: 2022-06-07
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫این صدای انسانی منه.

‫سلام.

‫امیدوارم این پیام ‫در آنتیا به تو برسه.

‫«امیدوارم.»

‫تو نمی‌دونی این کلمه چه معنایی داره.

‫روی کره زمین، تو رو...

‫همسر من صدا می‌‌کنن.

‫ثمرۀ زادوولد ما هم به‌عنوان...

‫فرزندان ما شناخته می‌شن.

‫وقتی تو رو ترک کردم، ‫هیچ شک و پشیمونی‌‌‌ای نداشتم.

‫فقط به وظیفۀ پیش روم فکر می‌‌‌کردم.

‫ولی حالا اتفاقی غیرممکن ‫داره برای من می‌‌افته.

‫احساسات.

‫احساسات انسانی.

‫در زبان آنتیایی هیچ‌ استفاده‌ای نداره.

‫آموزگار من، توماس نیوتون...

‫از این سیگنال‌های تلویزیونی ‫برای ارتباط با همسرش استفاده می‌‌کرد...

‫همین‌‌‌طور که من الان دارم ‫با تو ارتباط برقرار می‌‌کنم.

‫این پیام رو می‌‌‌‌‌فرستم تا توضیح بدم که...

‫چه اتفاقی داره برام می‌‌‌افته.

‫به‌‌نظر دارم یه سری تغییر...

‫تغییرات رو پشت سر می‌ذارم.

‫طرح نیوتون برای ‫دستگاه همجوشی کوانتومیِ رو ترجمه کردم...

‫ولی این تازه شروع ماجرا بود.

‫هنوز دو مرحلۀ دیگه رو باید تموم می‌‌کردیم.

‫مرحلۀ اول، ساختنش.

‫مرحلۀ دوم، پیدا کردن یه مدل سوخت ‫برای تأمین انرژیش.

‫فروپاشی همه‌چیز از اون‌جا شروع شد.

‫نه.

‫هیدروژن پروتیوم، دوتریوم، تریتیوم...

‫همه منابع انرژی شناخته شده ‫برای دستیابی به همجوشی هستن...

‫ولی برای طرح نیوتون قابل استفاده نبودن.

‫یعنی ما دستگاه رو داشتیم، ‫ولی راهی برای فعال کردنش نبود.

‫چرا نیوتون منو فرا خوند ‫تا این همه سالِ‌ نوری فاصله رو طی کنم...

‫و دستورالعمل‌‌هایی رو دنبال کنم که غیرممکن‌ان؟

‫در شرایطی که بقای دو سیاره ‫به موفقیت من بستگی داره؟

‫با عقل جور نمی‌‌اومد.

‫و بعد یاد حرفی که زد افتادم.

‫انسان‌‌‌‌ها... ‫باید بتونی با چشم انسان‌ها ببینی.

‫نمی‌دونستم منظورش چیه، ‫و یا چرا این حرف رو زد.

‫ولی باید سعیم رو می‌کردم.

‫پس من مطالعه‌ای رو شروع کردم ‫تا بفهمم چه چیزی انسان‌ها رو...

‫انسان می‌کنه.

‫یه آزمایش کنترل شده ‫نیاز به یه نقطۀ نظارت داره.

‫من یه آبشخور(کافی شاپ) ‫در قرن 21 رو انتخاب کردم.

‫در آنتیا، ما کارگزارها ‫حق انتخابی نداریم.

‫هیچ تصمیم یا راه دیگه‌‌‌‌‌ای وجود نداره.

‫نه تنوعی و نه ترجیحی.

‫فقط وظایف محول شده که باید انجام‌شون بدیم.

‫ولی این‌‌جا روی زمین...

‫حق انتخاب‌‌هایی که انسان‌ها برای ‫خودشون قائل می‌‌شن، سرگیجه‌آوره.

‫ماکیاتو، لاته دوبل، کارامل نمکی...

‫موکا چیپ، اسپرسوی وین...

‫ماکیاتوی سیب، لاته...

‫آفوگاتو، با ادویه کدو تنبل بدون خامه، کاپوچینو...

‫آمریکانوی کدو تنبل بدون خامه...

‫ماکیاتو هینا کاوا، قهوۀ بلک گالا...

‫قهوۀ دوبل رزرو، خیس خورده، چکیده...

‫بدون کف، بدون خامه، ‫با شربت و بدون چربی.

‫مامانم می‌‌‌گه اگه ‫شلغم دوست نداشته باشی...

‫اونوقت شلغم‌هایی که ‫تو نخوری رو من باید بخورم...

‫پس لطفاً شلغم دوست داشته باش.

‫این‌‌جا به شفیره(پوپا) می‌گن کودک.

‫و حتی اون‌ها هم حق انتخاب دارن.

‫به بچه‌های ما یاد داده شده که اطاعت کنن...

‫ولی این بچه‌‌ها ابزارهای کوچولویی ‫برای ایجاد هرج و مرج هستن.

‫انسان‌‌‌‌ها برای اولیه‌ترین اعمال‌‌شون هم...

‫تشریفات مفصلی انجام می‌‌دن.

‫که همه به شکل غیر‌‌‌‌ضروری‌‌ای پیچیده‌‌‌ان.

‫برای مثال...

‫تشریفات مصرف خانوادگی.

‫اصلاً فایدۀ این کارها چیه؟

‫اجا‌‌ق، میز‌‌‌، بشقاب.

‫این همه سطح صاف غیرضرویه.

‫ممکنه بعضی‌وقت‌‌ها یه چیزهایی ‫از بشقاب آدم بیفته زمین.

‫مثلاً شلغم.

‫می‌خوای گاز شلغم‌ها رو خالی کنی؟ ‫(از شرشون خلاص بشی)

‫گفتی گاز.

‫گاز لارو. ‫(باد معده)

‫یه سطل بذاریم زیر میز ‫که اضافۀ غذاها بریزه اون تو؟

‫در آنتیا این‌‌‌جوری غذا نمی‌‌خوریم.

‫- آنتیا کجاست؟ ‫- کانادا.

‫اوهوم.

‫و بعد... این اتفاق می‌افته.

‫با خدای خودشون صحبت می‌کنن.

‫پروردگارا، بابت غذایی که...

‫برای تغذیۀ بدن‌های خود دریافت می‌کنیم، ‫شکرگزار هستیم...

‫و چشم ما را نسبت ‫به نیازهای دیگران نیز باز نگه دار.

‫خداوند توانا، سپاسگزاریم. آمین.

‫پیچیده‌‌ست.

‫بعداً دوباره در این مورد صحبت می‌کنم.

‫امروز چی کار کردی، مالی مالز؟

‫فقط با استفاده از لگوهای آبی...

‫یه راه‌پله به بهشت ساختی، خانم ناسپاس.

‫روز تو در آزمایشگاه چطور بود؟

‫- خوب بقیه رو تحت تأثیر قرار داد. ‫- تحت تأثیر قرارشون دادم.

‫باید جزی رو اولین روزی که...

‫رئیس آزمایشگاه خودش شده بود می‌دیدی.

‫رسماً حرف زدن یادش رفته بود.

‫آدم‌ها حرف زدن یادشون نمی‌‌ره، ‫آدم‌ها مغزشون می‌‌گوزه.

‫چرا امروز همش از گاز و گوز حرف می‌‌زنی؟

‫الان یه باد دادم.

‫بفرما، گوزو خانم.

‫اینم یه چیز دیگه‌ست این‌‌جا دارن...

‫بهش می‌‌گن «شادی».

‫احساسی که...

‫از طیف مثبت وجود اون‌ها نشأت می‌‌‌گیره.

‫با اینکه اخلال ایجاد می‌‌کنه، ‫ولی به‌‌‌نظر میاد هدف نهایی همینه.

‫در عین حال که زیاد اتفاق می‌افته ‫و دست‌کم گرفته می‌‌شه...

‫به همون‌ میزان هم نادر و زودگذره.

‫همسر، لحظه‌ای بود که آرزو کردم...

‫آرزو هم یه کلمۀ دیگه‌‌ست که این‌‌جا دارن.

‫آرزو کردم که تو هم حسش می‌‌‌کردی.

‫برام سؤاله که آنتیایی اصلاً ‫این حس رو تجربه کردن یا نه.

‫ولی بخشی از وجودم هم فکر می‌کنه که شاید ‫حس نکردنش رو باید خوش‌شانسی حساب کرد.

‫چون در زمانی که روی زمینم یاد گرفتم...

‫- بیا، مالی! ‫- که شادی بهایی داره.

‫اون بها غم و غصه‌ست.

‫غم درنده‌‌‌ست.

‫اون موقع نمی‌‌شد خبر داشته باشم...

‫ولی داشت دنبال همه‌مون می‌‌اومد.

‫به‌‌خاطر من.

‫«مردی که به زمین سقوط کرد»

‫«قسمت ششم: تغییرات»

‫در این سیاره مفهمومی به نام...

‫«انتخاب طبیعی» وجود داره.

‫معنیش اینه که تغییرات در رفتار...

‫باعث افزایش توانایی موجودات برای بقا...

‫یا از بین رفتن اون‌ها می‌شه.

‫این مورد به‌خصوص در انسان‌ها صادقه.

‫در طرف دیگۀ طیف این افراد قرار دارن.

‫در هر نسل ذهن‌های محدودی وجود دارن که...

‫باعث می‌شن دنیاهای دیگه رو کشف کنیم.

‫یکی از این ذهن‌ها...

‫متعلق به زنی...

‫به نام جاستین فالزه.

‫در آنتیا... اون آموزگار به‌ حساب میاد.

‫باید از اتم‌های در هرج و مرج ‫به اتم‌های در توازن برسیم.

‫پس یه الگوی موجی لازم داریم ‫که شبیه این باشه.

‫باید دو تابع موج رو...

‫هم‌‌‌سو کنیم تا انسجام پیدا کنن.

‫من یه الگوریتم نوشتم.

‫در زمین، فرضیۀ الگوریتمی رو برای...

‫همجوشی مطرح کرد که ‫چند دهه از زمان خودش جلوتر بود.

‫به همین دلیل نیوتون ‫منو فرستاد تا پیداش کنم.

‫بله، ولی... ولی برای این...

‫به یه ابررایانه نیاز داریم که بتونه...

‫کوین‌تیلیون محاسبه در ثانیه انجام بده.

‫همچین رایانه‌‌ای... وجود نداره.

‫همچین رایانه‌‌ای وجود نداره.

‫پس باید الگوریتم رو ساده کنیم.

‫ولی اگه زیادی ساده‌‌ش کنیم...

‫کل فرآیند ناپایدار می‌شه و بعد...

‫بوم.

‫بوم.

‫از همه‌چی متنفرم. همه‌‌چی.

‫دامنۀ احساساتی که انسان...

‫در طول روز تجربه می‌کنه، نامعقوله.

‫ستایش، سرگرمی، اضطراب...

‫هراس، معذب بودن، گیجی، کسالت...

‫سردرگمی، عطش، بیزاری، هیجان...

‫وحشت، دلتنگی، خشم، آسودگی...

‫عشق، غم، رضایت، شگفتی.

‫بله، به ترتیب الفبا گفتم.

‫بچه‌‌ها، اگه آسون بود که دیگه این نمی‌شد، درسته؟

‫دیگه همجوشی نبود که.

‫همجوشی. می‌تونیم بهش برسیم.

‫همجوشی. می‌تونیم بهش برسیم.

‫همجوشی. می‌تونیم بهش برسیم.

‫همجوشی. می‌تونیم بهش برسیم.

‫- لوسی، بیا. لوسی... ‫- به من دست نزن.

‫بیا دیگه، لوسی. ‫همجوشی. می‌تونیم بهش برسیم!

‫همجوشی. می‌تونیم بهش برسیم.

‫تمام انسان‌‌‌‌های دوروبَر من...

‫در ترس از ترس زندگی می‌‌کنن.

‫در نتیجه اون‌ها اکسی‌توسین ‫یا اندورفین تولید می‌کنن...

‫یا جفت‌گیری می‌‌کنن، یا می‌خوابن ‫یا دارو مصرف می‌‌کنن...

‫تا از مقابله با ترس‌هاشون طفره برن.

‫ترس از شکست...

‫ترس از فقدان، ترس از آشفتگی...

‫باعث می‌شه کنترل‌شون رو از دست بدن.

‫نمی‌‌فهمم منظورت چیه، درو.

‫باید با هم صحبت کنیم. از نزدیک.

‫الان زمان مناسبی نیست که ‫این‌جا رو ول کنم، خب؟

‫داریم به نتیجه می‌رسیم.

‫دارم سعی می‌کنم مکان یه سوژۀ مهم رو پیدا کنم.

‫من این‌‌جام، لندن. ‫موزۀ تیت مدرن. 1 ساعت دیگه.

‫باشه.

‫باشه، خب...

‫اون‌‌‌جا می‌‌‌بینمت.

‫چیزی نیست که توضیح و تفسیر بخواد.

‫یا هواش معتدله یا گرمسیری.

‫باید بیارمت بیرون.

‫وقتی شورای امنیت فهمید که ‫مسئول این مأموریت توئی...

‫من؟

‫آشغال‌های بی‌همه‌چیز! ولم کن بابا.

‫واسه کاریه که با اون خانواده کردم؟

‫داشتم برای کشورم کار می‌کردم، درو.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left