لومړۍ 200 کرښې.
.برق کاملا قطع خواهد شد
.و ديگه هم روشن نخواهد شد
.يه جايي هست
،"به اسم "برج ،اگه بتونم برم اونجا
اونموقع ميتونم برق رو واسه .همه کشورها روشن کنم
ما اين پايين براي محافظت .از برج مونده بوديم
!بايد دوباره برق رو وصل کنيم
اگه برق رو وصل کنه ...شايد دنيا رو نجات بده
يا شايد باعث بشه کل دنيا .توي آتيش بسوزه
!"مايلز"
حاضري يکبار براي هميشه مشکلاتمون رو حل کنيم؟
اين ديگه چيه؟
!تو اول برو عوضي
!"مايلز"
!"مايلز"
خب دقيقا چطوري ممکنه ما نسلِ بشر رو منقرض کنيم؟
ميدوني دليلِ خاموشي چيه "آرون"؟
چندين ميليارد دستگاه
که برق رو جذب ميکنن؟
...اونا همه جا هستند .توي هوا، تو خونِ ما
اگه "ريچل" دستورِ اشتباهي رو به دستگاه بده چي؟
اگه اشتباه عمل کنند چي؟ - .اونا الان دارن بد عمل ميکنن -
.تکثير اونها از کنترل خارج شده .بايد جلوشون رو بگيريم
.ممکنه باعث از بين رفتن سلولهاي بدنِ ما بشن .ممکنه باعث آتش گرفتنِ هوا بشن
!واقعا خطرش زياده
.هنوز نميدونيم دفعه اول کجاي کار ميلَنگيده
دوستهاي شما رفتن - منظورت از رفتن چيه؟ -
.منظورم اينه رفتن .ديگه داخل برج نيستن
."شما مهمانانِ ما هستيد "ريچل
اما اگه سطح کني بري طبقه 12 ،تا برق رو وصل کني
.اونموقع دخلت خواهد اومد
.شرمنده که منتظرت گذاشتم سرگرد
.همونطور که شاهد هستيد سرم شلوغه - ..."تام" -
واقعا فکر ميکني "مونرو" از اشتباهاتي که مرتکب شدي چشم پوشي ميکنه؟
.لازم نيست در اينباره حرفِ زيادي بزنه
... تو مسئولِ کوفت هم نيستي اينجا
صد ها نفر نيرو وسطِ "کلرادو"؟
.اصلا بحساب نمياد
.قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود
."ميذارم بري "مارک
چي؟ - .من مثه "مونرو" نيستم -
.نه ظالم هستم و نه دمدمي مزاج
.برو خونه پيش زنت
شايد يه جاي آروم بتوني .يه زمينِ کشاوري خوب پيدا کني
.براي سرگرد "فرانکلين" يه اسب آماده کنيد
البته درک ميکني
که من ميخوام
.اسلحه ات رو پيشِ خودم نگه دارم
.اون پدر سوخته بهم شليک کرد
تو بهتره سعي کني .مَردِ بهتري باشي
«عليرضا با افتخار تقديم ميکند» Oceanic 6 - Tv-show.pro Edit by Abolfazl MJ
ارائهاي مشترک از .::Tvshow - BaranMovie::.
!شليک نکنيد
.ارتشبد "مونرو" هستم
!"مايلز"
.خُب تولدت مبارک داداش
تولدِ 21 سالگيت رو يادت مياد؟ - .تعطيلاتِ بهاري بود -
"فورت لادرديل"
... و اون دختره ... هموني لُخت ميرقصيد يه پا داشت
!آره يه پا داشت
.يه پا - .آره -
.اسمش ... "سيرا" بود
.آره - ."سيرا" -
.و ميتونست برقصه - .آره ميتونست -
.منم يه خاطره سراغ دارم
.تولدِ 9 سالگيت - تولدِ 9 سالگيم؟ -
اره همون مهموني معروف که توش وسطي بازي کرديم؟
و من ... همچين با توپ "برايان دافي" رو .زدم که بدجور سرش آسيب ديد
.اون يکي از بدترين کيک تولد ها بودش
... کيک نارگيلي اونقدر ها هم بد نيست
.امکان نداره
گريس" ميشه باهات حرف بزنم خواهشا؟"
... خيلي خب
،بهم اجازه دادن يه نگاهي به رايانه هاتون بندازم اما
،اين کُد رو پيدا کردم
... و خيلي يعني خيلي
.به کُدي که من در دانشگاه "ام.آي.تي" نوشته بودم شباهت داره
.چونکه اين کُد نويسي رو تو انجام دادي
.دانشگاه اين کُد رو به وزرات دفاع فروخت
تو از اين ماجرا خبر داشتي؟ - .نه -
اصلِ حرفت چيه؟
.دارم ميگم که سيستمِ اجرايي برج رو تو نوشتي
فکر ميکني اصلا از اول "بن" چطوري تو رو پيدا کرد؟
منو پيدا کرد؟ !نه، نه
... فقط اتفاقي توي جنگل بهم برخورديم و
و اگه چيزي هم باشه .من اونو پيدا کردم و نه بالعکس
!حتما همينطوره
اينا چيه؟
.يه پروژه تخريبِ کوچولو
،نميدونيم اون پايين تو برج چه خبره
.اما بايد جلوي "ريچل متيسون" رو بگيريم
.نبايد اجازه بديم اون زن برق رو دوباره وصل کنه
و چرا بايد اينکارو بکنيم؟ - حب يعني جدا فکر ميکني -
بايد همينطوري دو دستي "همچين قدرتي رو به "جورجيا
يا جمهوري هاي ديگه تحويل بديم؟
.شرمنده قربان
... فقط از سريع جبهه عوض کردن هاي شما
!سرگيجه گرفتم - .بس کن. بايد تمومش کني -
.کمکت رو لازم دارم
.من و تو اين بيرون تنهاييم
.فقط به تو ميتونم اعتماد کنم
.ميدونم باهات چيکار کردم
.ميدونم که چقدر ازم متنفري
.اما بايد تمامِ اين کينه ها رو فراموش کنيم
خواهش ميکنم، ميتوني اينکارو واسم بکني؟
،هر اتفاقي که توي برج بيوفته
"من ميخوام "چارلي
.و البته مادرش زنده بمونن
.قربان، ارتشبد "مونرو" رو شناسايي کرديم
.سه کيلومتر بسمتِ جنگل
ميخواستي منو ببيني؟
تا حالا واست روزي که "دني" بدنيا اومد رو تعريف کرده بودم؟
.شش ماهه بدنيا اومد
.ريه اش کامل شکل نگرفته بود
،به زور وزنش به 1 کيلو ميرسيد
اينقدر کوچيک بود .تو که کفِ دستت جا ميشد
.بايد خيلي ترسناک بوده باشه
.بهترين روزِ زندگيم بود
... يه نگاه بهش انداختم
.عاشق و ديوونه اش شده بودم
.اونو تو دستگاه نوزادها نگهداري ميکردن
...احتمالِ زنده موندنش
.حتي 50/50 هم نبود
بايد اونموقع منو ميديدي که .سرِ دکترها داد و فرياد ميکردم
.از من ترسيده بودن
.براي "دني" از جون مايه گذاشتم
.گمونم بعدها هم دست از تلاش و مبارزه نکشيدم
.بايد جلوي شبه نظامي ها رو بگيريم
،بايد بخاطر "دني" اوضاع رو درست کنيم
.تا مرگش بخاطرِ هيچ و پوچ نباشه
.فقط تو نبودي که بچه اش رو از دست داده
.واسه همين اميدوارم که درک کني
،اگه کليد رو بزني
... و قضايا خوب پيش نره
.هممون خواهيم مُرد
!احتمالِ اين اتفاق يک در ميليارده
!من قبلا با احتمالاتِ کمتر هم دست و پنجه نرم کردم
.يالا، خواهش ميکنم
.ما خيلي بهش نزديک هستيم
.خيلي خطرناکه
.متاسفم
.خُب منم متاسفم
.خيلي خب. بريم
.صبح بخير عزيزم
!فکر ميکردم عمرا بهوش نياي
از کِي اينجا نشستي؟
خب مگه جاي ديگه اي هم داشتم برم؟
چي شدش؟ - .بمب گذاري شورشي ها بودش -
حالت چطوره رفيق؟
منظورت چيه؟ شورشي ها؟
.شورشي هاي ايالاتِ متحده
همراهِ اون يارو پدر سوخته نمک نشناس !يه پرچم آمريکا ديديم
نميدونم باورت ميشه يا نه اما اونا ميخوان
،دوباره ايالاتِ متحده رو سرپا کنن
.بيا اينجا. يه نگاهي بنداز
.خودم پا ميشم. حله - حالت خوبه؟ -
.آره
اون کيه؟
!همون يارويي که تقريبا ناکارت کرده
يعني 5 نفر توي رستوران بمب گذاري کرده بودن؟
.نه، نه فقط يه نفر
.تابوتهاي ديگه براي زن و بچه هاش هستن
اون پدرسوخته ميخواست ،با خونواده من در بيوفته
.واسه همين منم پاي خونواده اش رو وسط کشيدم
.کاري ميکنيم درسِ عبرتِ بقيه بشه
پلکان رو بررسي کنيد
و بعدش در بخشِ شمالي .همديگه رو خواهيم ديد
،ريچل" بايد اينو ببيني"
."الان نه "آرون
... داشتم دنبالِ کُد برج ميگذشتم ... کُدِ خودم
،اتفاقا دزدي بي نقصي بود
."آرون"
وقتي اين برنامه رو طراحي کردم .واسش يه "درِ پشتي" هم ساختم
فقط من دسترسي بهش داشتم ،يا لااقل اينطور بنظر ميومد
اما يه نگاهي الان بهش انداختم و .ديدم اين مَعبر همچنان بازه
درِ پشتي چيه؟
!در پشتيِ مجازيه
...يه جور اسمِ نمادينه
.بيخيال
،فکر نکنم خاموشي در سراسر جهان
.تصادفي بوده باشه
.فکر ميکنم يکي از عمد اينکارو کرده
.هي
.همه جا رو دنبالت گشتم
مايلز" کجاست؟"
کجا داري ميري؟
."کارهاي مهمتري دارم "بس
.ريچل" و "چارلي" تو دردسر افتادن"
!برگرد و باهام مبارزه کن
تا همينطوري بزنيم همديگه رو لِه و لَورده کنيم؟
بخاطر چي؟
.تو هم مشکلاتِ خودش رو داري رفيق
.افرادت به سمتت شليک ميکنن
!منو اينجوري نذار و برو
!تو بودي که سعي کردي منو بکُشي
،تو همه اين قضايا رو شروع کردي
.و حالا همينطوري ميذاري ميري
ميدوني هيچوقت فکر نميکردم .بخواي منو بکشي
... اون شب بيدار شدم
.و تو درست بالا سرم وايساده بودي
No comments yet. Be the first to leave one.