لومړۍ 200 کرښې.
«آنچه گذشت»
یه سرباز زخمی اونجاست
دارم یه واحد جدید تشکیل میدم
کاملاً ناشناس خواهی بود
اولین مأموریتت رو دارم
چی میتونی از جو لینسکی بهم بگی؟
وقتی معلوم شد چیکار کرده،
حکمش مرگ میبود
من به یه سری افراد محلی و با دقت نیاز دارم
اموریت دقیقا چیه؟ - گروهان دی -
قراره این عوضی دهنلق رو
که منو به انگلیسیها لو داد، پیدا کنیم یا نه؟
بیلی، باید شلوار بپوشی
مامان، انبردست کجاست؟
آرچی، نمیتونی خودت بخاری رو نصب کنی
مامان، چای کی دم میکشه؟
مامان - هلن -
تو قرار نیست امشب بری بیرون - چی؟ -
برو فستفودی
یه چیزی برای بچهها بگیر بخورن
نایستی یواشکی سیگار بکشی
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
مامان نیستش - مامان رو بردن -
سوزی، محض رضای خدا
خواهشا ساکت باش
سوزی، اشکالی نداره
آرچ، چی شد؟
اونها گفتن فقط میخوان باهاش حرف بزنـن
گمونم بهخاطر اینه که به اون سربازه کمک کرد
نمیدونم
سوزی، بیا بریم بخوابیم - برو -
بهشون دست نزن
کجا میبریدش؟
مامان
اول کجا بریم؟
میکی، اختیار خونه دست توئه
در رو بعد از ما قفل کن و تا وقتی برنگشتیم، به روی هیچکس
بازش نکن
میریم مامان رو پیدا کنیم
مطمئنید راه رو اشتباه نیومدید؟
مادر ما رو گرفتن
وای، خدا
بشینید
یه سری مرد اومدن به خونهمون
هشت نفر بودن
ده نفر بودن بینشون زن هم بود
اسم مادرتون چیه؟
جین. جین مککانویل
از کسایی که اومده بودن خونهتون
کسی رو شناختید؟
همینجا صبر کنید
بهشون چیپس و نوشابه بده
باید از اینجا برید
برید خونه
تا نفهمیم کجاست نمیریم
اون آزارش به کسی نرسیده
سرش تو کار خودش بوده
مادرتون یه جاسوس بوده
یه مخبر
حالا برید خونه، هر بلایی سرش بیاد حقشه
چی میگه برا خودش؟
همهش دروغه، هلن
بهش گوش نده
حالا چی کار کنیم؟
گمونم باید بریم خونه و منتظر بمونیم
الو؟ - سلام، دولورس. پت هستم -
سلام، پت چهخبر؟
«هیچی نگو»
خب، از کجا میخوای شروع کنی؟
گمونم با اسلحهها
این کافی نیست
ما تفنگ و مهمات نداریم
سرقت مسلحانه بدون اسلحه؟
همون سرقت خالیه، جیمی
واقعا فاجعهست
کوین، تو تفنگ نداری؟
نه - مزخرف نگو -
داریم اسلحهت رو میبینیم بذارش روی میز
کوین، پسرم این تفنگ اسباببازیه؟
اندازه تفنگ مهم نیست
کاراییش مهمه
تجربه من چیز دیگهای میگه
مشکل اندازه تفنگ نیست
مشکل اینه که این تفنگ بهجای گلوله
سیبزمینی پرت میکنه
اون جلد هفتتیر رو از کجا آوردی؟ - باحاله مگه نه؟
خیلی خفنه
خیلی خفنه
این بچه چه خایهای داره
سر راه تفنگ هم میگیریم
تو نمیای، دولورس؟ - کاش میتونستم -
اون الان دیگه برای جری کار میکنه
جدی؟
ماموریتهای سری و هیجانانگیزی داریم، کوین
من یه ایده دارم تو بمون پیش دخترها
چون ما مرد با تفنگ لازم داریم
نه بچههای گنده با تفنگ اسباببازی
حداقل من واسه تفنگم مهمات دارم، جیمی
من یه تفنگ اضافه دارم - از کجا آوردیش؟ -
مال جو بود - بده به من -
نه، نمیخواد بدهش به من
خب پسرها بزنید بریم
خب
برای من یه صبح سهشنبه عادی بود
طرفهای ساعت هشت از فاحشهخونه میزنم بیرون
بعدش رفتم اسلحههایی که قایم کرده بودیم رو از جاسازمون برداشتم
بعد از اون
شاید یه بانکی بزنم یا یه بمب توی شهر کار بذارم
شاید یه آبجویی بخورم
ولی این سهشنبه
این سهشنبه فرق داشت
یکی اینجاست
جیمی
برو دیگه
تف توش
برو
کیرم توش
از در دور شو
باید بریم
بریم
برو توی ماشین
گمشو خونه، کوین
اسم هر کسی
که از جاساز اسلحهها خبر داشت رو میخوام
یکی ما رو به انگلیسیها لو داده
از کجا معلوم انگلیسی بوده باشن
کار کیتسونه
کار کیتسون بیناموسه
جیمی، یکی ما رو فروخته
اینجا فهمیدم که کار یه سری آدم رده بالاست
ماموریتها یکی یکی خراب میشدن
من به بلفاست اعتماد نداشتم
افراد انگشتشماری جای اسلحهها رو میدونستن
من، جیمی
و من مطمئن بودم که کار جیمی نیست
شروع کردم به سوالپیچ کردن بقیه
و در آخر
فهمیدم لازم نبود اینقدر جستجو کنم
خودش اومد پیشم
فکر کنم شوهرم داره برای انگلیسیها جاسوسی میکنه
شیمی، شب خاکسپاری ایفی مگوایر غیبش زد
شیمی؟
دو روز توی خونه منتظر بودم
نیومد
بعد یه روز صبح یه نامه بهم رسید
از خود شیمی
گفته بود یه کار توی لندن پیدا کرد
یه مدت کوتاهی قراره اونجا باشه
و تا روز تولدم برمیگرده
کاتلین عزیزم گوه نخور بابا
اون من رو کاتلین صدا نمیکنه
کاچلین صدا میکنه
به ایرلندی میگه کاچلین نه کاتلین
عزیزم که کلا تو زبونش نمیچرخه
یعنی به نظرت این نامه، الکیه؟
خیلی گیج شده بودم تا این که همینجا توی بلفاست دیدمش
اون هم یه روز بعد از این که عن آقا بهم گفت توی لندنه
برگشت خونه و داستان رو برام تعریف کرد
این که چهطور انگلیسیها دزدیدنش
گفت بهش اتهام قتل
و بمبگذاری وارد کردن
ولی یه راهحل برای تبرئه شدن جلو پاش گذاشتن
شیمی چاره دیگهای جز دادن اطلاعات، نداشت
بگو ببینم
الان کجاست، کاتلین؟
من رو خر فرض نکن
میدونم چه بلایی سر مخبرها میارید
با کمال احترام خربزه خورده باید پای لرزشم بشینه
اون هیچوقت نشده پای لرزش بشینه
همیشه فقط من نشستم
ببین، برندن اومدم پیشت
چون میدونم افرادت برات عزیزن
و شیمس میخواد کنار بکشه
هر کاری لازم باشه انجام میده
به ما کمک میکنی؟
برندن؟ برندن
چیزی نیست، عزیزم - برندن -
بشین
متاسفم، دارک - باشه حتما -
به انگلیسیها چی گفتی؟
خدایا کمکم کن
یه جایی توی پادگان پالاس هست
که مخصوص جاسوسهای کیتسونه
کسی نمیدونه اونجا چه خبره
به جز اونهایی که خودشون اونجا بودن
اون هر روز
مینشست و با من حرف میزد
یواش یواش میخواست مخم رو بزنه
بهم قول یه کار تمام وقت
با حقوق خوب داد یه آپارتمان توی لندن به نام خودمون
من رو گذاشت توی یه دو راهی
بین یه زندگی بهتر برای خودم و کچلین
و حبس توی زندان
من فقط باید یه سری اسم بهش میدادم
اونها اعضای ارتش جمهوریخواه هستن، درسته؟
برندن هیوز رو میبینی؟
دیگه اسم کی رو دادی؟
وقتی دارم باهات حرف میزنم به من نگاه کن
جاسوس عوضی
No comments yet. Be the first to leave one.