The Phantom of the Opera

The Phantom of the Opera

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Phantom of the Opera 2004 1080p BluRay DTS x264-CRiSC
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian The Phantom of the Opera 2005 زیرنویس فارسی فیلم

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-02-27
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

فروخته شد. شماره‌تون قربان؟ ممنونم

۶۶۳ و حالا، خانم‌ها و آقایان، کالای شماره‌ی

پوستری از اجرای اپرای «هانیبال» اثر شالومو در همین تماشاخانه

در اینجا به نمایش گذاشته شده. ۱۰ فرانک خریدار دارد؟

فرانک پس. ۵ فرانک پیشنهاد شد. ۵

۷ ۷. مخالف شما قربان،

۸؟

برای بار اول، ۸ برای بار دوم. فروخته شد به موسیو دِفر ۸

خیلی ممنونم قربان

کالای ۶۶۴، یک تپانچه‌ی چوبی و سه جمجمه‌ی انسان

۱۸۳۱ از اجرای «روبرت شیطان» اثر مایربر در سال

فرانک برای این مورد. ۱۰ فرانک، ممنونم. همچنان ۱۰ فرانک ۱۰

فرانک، ممنونم. ۱۵ فرانک پیشنهاد شد ۱۵

روی ۱۵ فرانک می‌رود

شماره‌تون قربان؟

کالای ۶۶۵، خانم‌ها و آقایان

یک جعبه‌ی موسیقی خمیرکاغذی به شکل یک اُرگ دستی

همراه با تندیس میمونی با جامه‌ی پارسی که سنج می‌نوازد

این شیء در سردابه‌های تماشاخانه پیدا شده و هنوز هم کار می‌کند

در اینجا مشاهده می‌کنید

می‌توانم از ۱۵ فرانک شروع کنم؟

فرانک، ممنونم ۱۵

بله، ۲۰ فرانک از جانب شما قربان. خیلی ممنونم

مادام ژیری، ۲۵ فرانک. ممنونم مادام. ۲۵ فرانک پیشنهاد شده. ۳۰ فرانک کسی نیست؟

فرانک. و ۳۵؟ ۳۰

پس روی ۳۰ فرانک فروخته می‌شود. ۳۰ برای بار اول، ۳۰ برای بار دوم

به قیمت ۳۰ فرانک فروخته شد به ویکنت دو شاگنی

ممنونم قربان

به راستی که عتیقه‌ی ارزشمندی است

با تمام جزئیات

دقیقاً همان‌طور که او می‌گفت

وقتی همه‌ی ما مرده باشیم، تو باز هم خواهی نواخت؟

۶۶۶ و اما، کالای شماره‌ی

لوستری قطعه‌قطعه شده

شاید برخی از شما ماجرای عجیب شبح اپرا را به یاد داشته باشید

رازی که هرگز به طور کامل فاش نشد

خانم‌ها و آقایان، به ما گفته شده که این همان لوستری است

که در آن فاجعه‌ی مشهور نقش داشته است

کارگاه‌های ما آن را تعمیر کرده و بخش‌هایی از آن را برای سیستم جدید روشنایی برقی، سیم‌کشی کرده‌اند

شاید بتوانیم شبح آن همه سال پیش را

با کمی روشنایی، فراری دهیم

آقایان؟

نشانی از پیروزی... بر رهایی‌بخشان‌مان

بر رهایی‌بخشان‌مان

بر نیروی به بندگی کشاننده‌ی

روم

مادام

با بزم و رقص و آواز

امشب در جشنی باشکوه، به استقبال خیل پیروزمندان می‌رویم

که برای رستگاری‌مان بازگشته‌اند

گرفتم‌شان موسیو

ویکنت، خوش آمدید

طنین شیپورهای کارتاژ بلند است

ای رومیان، بشنوید و بر خود بلرزید

به آوای گام‌هایمان بر زمین گوش سپارید

صدای طبل‌ها را بشنوید، هانیبال می‌آید

دنباله‌ی لباسم را خیلی بلند گرفتی

چه غم‌انگیز است بازگشت به سرزمینی که دوستش داریم

در حالی که بار دیگر زیر چنگال‌های دراز روم، تهدید می‌شود

آقایان، آقایان

تمرینات برای اجرای جدید «هانیبال» اثر شالومو در حال انجام است

موسیو لوفور، من دارم تمرین می‌کنم. موسیو ری‌یر، مادام ژیری

خانم‌ها و آقایان، لطفاً توجه بفرمایید

همان‌طور که می‌دانید، شایعاتی درباره‌ی بازنشستگی قریب‌الوقوع من وجود داشت

حالا می‌توانم بگویم که همه‌ی آن‌ها حقیقت داشتند و باعث افتخار من است که

دو جنتلمنی را که مالک جدید «اپرا پوپولر» هستند، به شما معرفی کنم

موسیو ریچارد فیرمن و موسیو ژیل آندره

مطمئنم درباره‌ی ثروت بادآورده‌شان در تجارت ضایعات خوانده‌اید

در واقع آهن‌قراضه

لابد خیلی پولدارند

و مایه‌ی افتخار ماست که حامی جدیدمان را معرفی کنیم

ویکنت دو شاگنی

هنوز باورم نمی‌شود توانستیم او را جذب کنیم. این یک موفقیت بزرگ برای ماست، عزیزم

او رائول است

پیش از آنکه پدرم در آن خانه‌ی ساحلی از دنیا برود

گمانم بتوان گفت دلباخته‌های دوران کودکی بودیم

او مرا «لوته‌ی کوچک» صدا می‌زد. کریستین، او چقدر خوش‌سیماست

برای من و والدینم مایه‌ی افتخار است که از هنر حمایت کنیم

به‌ویژه از اپرا پوپولر که در جهان شهره است

آقایان، سینیورا کارلوتا جودیچلی، سوپرانوی اول ما در پنج فصل گذشته

براوو! براوو! براوو! براوو

سینیور اوبالدو پیانجی

مایه‌ی افتخار است سینیور. گمانم مانع تمرین‌تان شدم

امشب برای سهیم شدن در پیروزی بزرگ‌تان اینجا خواهم بود. پوزش می‌خواهم

ممنونم موسیو

سینیور، یک بار دیگر لطفاً. «او عاشق من است. او عاشق من است.»

واقعاً از سخنان دلنشین‌تان ممنونم. بسیار الهام‌بخش و نویدبخش بود

او مرا نخواهد شناخت

او اصلاً تو را ندید. لطفاً... موسیو

ما به مهارت و برتری گروه‌ی باله‌مان افتخار می‌کنیم

می‌فهمم چرا

مخصوصاً آن فرشته‌ی کوچک مو بور

دخترم، مِگ ژیری

و آن زیباروی استثنایی. امیدوارم نسبتی با شما نداشته باشد؟

کریستین دائه. استعدادی نوظهور است موسیو فیرمن

بسیار نویدبخش

گفتید دائه؟

نسبتی با آن نوازنده‌ی مشهور ویولن سوئدی ندارد؟

تنها فرزند اوست

در هفت‌سالگی یتیم شد، وقتی برای زندگی و آموزش به خوابگاه باله آمد

گفتید یتیم است؟

من هم مثل دختر خودم به او نگاه می‌کنم

آقایان، اگر ممکن است کمی کنار بایستید

یاران هانیبال

آه، ای وای! روی لباسم نه! چرا؟

طنین پیل‌های شیپورزن بلند است

ای رومیان، بشنوید و بر خود بلرزید

به آوای گام‌هایشان بر زمین گوش سپارید

صدای طبل‌ها را بشنوید

هانیبال می‌آید

تمام روز

تمام چیزی که آن‌ها می‌خواهند رقصیدن است

خب، ویکنت برای جشن امشب بسیار مشتاق است

امیدوارم او هم به اندازه‌ی مدیران جدیدتان مشتاق رقصنده‌ها باشد

چون من آواز نخواهم خواند

سگ کوچولوی من را بیاورید. خداحافظ

چکار کنیم؟ التماس

التماس و زاری. درسته

من دیگر می‌روم. تمام شد. هنرمند شهیر جهان و این همه زیبایی

الهه‌ی زیبا

ای ایزدبانوی آواز

موسیو ری‌یر، مگر یک آریای فوق‌العاده برای «الیسا» در پرده‌ی سوم هانیبال نیست؟

شاید سینیورا

چون من لباس پرده‌ی سوم را ندارم. چون یک نفر آن را تموم نکرده

و از کلاهم هم متنفرم

سینیورا، به عنوان یک تمنای شخصی، ممکن است با یک اجرای خصوصی ما را سرافراز کنید؟

مگر آنکه موسیو ری‌یر مخالفتی داشته باشند

اگر مدیرانم امر کنند

موسیو ری‌یر؟ اگر دیوای من امر کند

بله، تمنا می‌کنم

همگی ساکت

موسیو، دقیقاً برای چه بازنشسته می‌شوید؟ سلامتی‌ام

که این‌طور. شما هم همین‌طور

سینیورا

استاد

به من فکر کن، با مهر به من فکر کن

آنگاه که وداع گفته‌ایم

هر از گاهی مرا به یاد آر

لطفاً قول بده که تلاش خواهی کرد

وقتی دیدی که باز هم تمنا داری دلت را پس بگیری

و رها باشی

اوه خدای من، سینیورا! از تو متنفرم

بکشیدش بالا! او اینجاست. شبح اپرا

سینیورا، حالتان خوب است؟ بوکه! محض رضای خدا، آن بالا چه خبر است؟

لطفاً موسیو، به من نگاه نکنید. خدا شاهد است که من سرِ پستم بودم

لطفاً موسیو، کسی آنجا نیست

یا اگر هست، خب، لابد باید یک روح باشد

سینیورا، از این اتفاق‌ها پیش می‌آید

در این سه سال گذشته، همیشه از این اتفاق‌ها می‌افتاده

و شما جلوی رخ دادن‌شان را گرفتید؟ نه

و شما دو نفر، شما هم دست‌کمی از او ندارید

«از این اتفاق‌ها پیش می‌آید.»

تا وقتی جلوی این اتفاق‌ها را نگیرید، این اتفاق نخواهد افتاد

سگ کوچولوی من و جعبه‌ام را بیاورید. آماتورها

حالا دیدید. خداحافظ، من واقعاً دارم می‌روم

آقایان، موفق باشید. اگر کاری با من داشتید، من در استرالیا خواهم بود

سینیورا جودیچلی، او باز خواهد گشت، مگه نه؟

شما این‌طور فکر می‌کنید موسیو؟

پیغامی از شبح اپرا دارم. اوه خدای من، همه‌تان دچار وسواس شده‌اید

او به شما در خانه‌ی اپرای خودش خوش‌آمد می‌گوید. خانه‌ی اپرای خودش؟

و امر می‌کند که لژ شماره‌ی پنج را همچنان خالی بگذارید

تا خودش از آن استفاده کند. و یادآوری می‌کند که زمان حقوقش رسیده است

حقوقش؟

خب، موسیو لوفور ماهی ۲۰ هزار فرانک به او می‌داد

هزار فرانک؟ ۲۰

شاید حالا بتوانید بیشتر بدهید. با وجود ویکنت به عنوان حامی؟

مادام، امیدوار بودم امشب این خبر را علنی کنم

وقتی که قرار بود ویکنت در جشن به ما ملحق شود

بدیهیه که حالا باید برنامه را لغو کنیم چون ظاهراً ستاره‌مان را از دست دادیم

اما حتماً باید یک جایگزین وجود داشته باشد. هیچ‌کس جایگزین لا کارلوتا نمی‌شود

تمام بلیت‌ها فروش رفته آندره. باید پول همه را پس بدهیم

کریستین دائه می‌تواند بخواند قربان

چی، یک دختر از گروه‌ هم‌سرایان؟ ابله نشو

او از یک استاد بزرگ درس می‌گرفته است

چه کسی؟ اسمش را نمی‌دانم موسیو

بگذارید برایتان بخواند موسیو

او به خوبی آموزش دیده است

بسیار خب

بیا دیگر، خجالت نکش

بیا، جلو بیا. فقط

لطفاً از ابتدای آریا شروع کن مادمازل

آندره، این اصلاً برای اعصابم خوب نیست. او بسیار زیباست

به من فکر کن، با مهر به من فکر کن

آنگاه که وداع گفته‌ایم

هر از گاهی مرا به یاد آر

لطفاً قول بده که تلاش خواهی کرد

وقتی دیدی که باز هم تمنا داری

دلت را پس بگیری و رها باشی

اگر زمانی فرصتی یافتی

یادی از من کن

هرگز نگفتیم عشق‌مان جاودانه است

یا به ثبات و بی‌کرانگی دریاست

اما اگر هنوز می‌توانی به یاد آوری

درنگی کن و به من فکر کن

به تمام چیزهایی که با هم دیدیم و تجربه کردیم، فکر کن

به این فکر نکن که اوضاع

چگونه می‌توانست باشد

به من فکر کن، در بیداری‌ام به من فکر کن

خاموش و تسلیم

مرا تصور کن که سخت می‌کوشم

More Farsi Persian subtitles for The Phantom of the Opera

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left