Jane the Virgin

Jane the Virgin

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Jane the Virgin - S02E19 WEBg
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 19 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-22
ډاونلوډونه: 21
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

بسیار خب، بریم ببینیم تا اینجا چی شده

جین و خانواده‌ش توی هتل ماربلا زندگی می‌کردن

چون خونه‌شون رو آب برداشته بود، ولی اون و مایکل

قولنامه خونه خودشون رو امضا کرده بودن

و قصد داشتن بعد از ازدواج برن اونجا

این وسط، رافائل درخواست کرده بود زمان بیشتری رو با پسرش بگذرونه

می‌خوام مردی باشم که بیشترین حضور رو تو زندگی ماتئو داره

و حالا که حرف از پیوندهای خانوادگی شد

درک، برادر رافائل، برگشته بود به شهر

و اولش رافائل بهش اعتماد نداشت

می‌دونستی مادرمون رئیس یه باند خلافکار بوده؟

حتماً یه چیزی توی قایقش پیدا می‌شه

خوبه، پس قایقش رو بگردید

اما معلوم شد که درک داشت راستش رو می‌گفت

و، آه بله، سر و کله قلِ گمشده‌ی پترا هم پیدا شد

خواهرِ گمشده‌م

و خب، اون یه ذره از پترا شلخته‌تر و بی‌کلاس‌تر بود

کیف پول دزدیدی؟ نه

سه تا کیف پول دزدیدم

و تازه، یه جورایی هم کراش زده بود روی رافائل

ای وایِ من

می‌دونم، دقیقاً مثل این سریال‌های آبکی شده، مگه نه؟

خب، این رو تصور کنین: پدرِ جین تازه به رابطه‌ش پایان داده بود

با مادرش، زیومارا

و حالا داشت با نویسنده اصلی سریالش می‌پرید

و حالا که بحث پیچش‌های داستانیه

یادتونه رئیس خلافکارها، "سین روسترو"؟

خب، اون توسط یه رئیس خلافکار دیگه به اسم "موتر" کشته شد

می‌دونم، می‌دونم، تعداد رئیس خلافکارها زیاد شده و سخته همه‌شون رو یادتون بمونه

به هر حال، یکی‌شون مرده و اون یکی هم فراریه

و کارآگاه مایکل هم داره روی پرونده کار می‌کنه

حداقل امیدوارم که داشته باشه کار می‌کنه

بگذریم، بریم سراغ اصل مطلب

مثل خیلی از دختربچه‌های ۷ ساله

جین گلوریانا ویانوئوا

پول‌هاش رو توی یه قلک جمع می‌کرد

اما برعکسِ بقیه دخترهای ۷ ساله

جین گلوریانا ویانوئوا هیچ‌وقت اون پول‌ها رو خرج نمی‌کرد

جین، دیگه جا نمیشه

و اصلاً هدف پول جمع کردن اینه که یه روزی

بتونی باهاش یه چیزی بخری

نه، کل هدف پس‌انداز کردن

اینه که برای روز مبادا و شرایط اضطراری پول داشته باشی

نه وقتی که ۷ سالته

تو لازم نیست نگران پول باشی، باشه؟

خواهش می‌کنم، فقط یه چیزی بخر

باشه، یه قلک دیگه می‌خرم

بله، جین از همون سنین پایین

اولویت‌بندی‌هاش کاملاً مشخص بود

و تا به امروز هم تغییری نکردن

اوه، خب این‌ها قیمتشون مناسبه

به نظرت کدوم؟

اون زرافه با نمکه یا راه‌راهِ کلاسیک؟

قطعاً باید زرافه باشه، مگه نه؟

فکر می‌کنم زرافه نمادِ روحیِ ماتئو باشه

چشم‌های درشت، مهربون

دقیقاً، تازه ممکنه باعث بشه یه عمر به جانورشناسی علاقه پیدا کنه

یا مطالعات آفریقایی

واسه یه قالیچه توقعِ زیادیه، ولی خب باشه

بسیار خب. رفت توی سبد خرید

اوه، این یه کم بیشتر از اونیه که قصد داشتم خرج کنم

می‌دونی چیه، می‌ذارمش سر جاش

نه، این کار رو نکن. بی‌خیال، ما الان دو تا درآمد داریم

و این اولین خونه‌مونه که با هم توشیم

باید خاص باشه

تازه، پس شغل آینده ماتئو تو جانورشناسی چی می‌شه؟ هان؟

آره، باشه

فعلاً می‌ذارمش تو سبد خرید و تا فردا بهش فکر می‌کنم

البته که این کار رو می‌کنی

آخی، چقدر قشنگه؟ همه چی خیلی خوبه

دریغا، از اونجایی که من ساختار سریال‌های آبکی رو می‌شناسم

یه ذره نگرانم

"خدمات اتاق". دو تا از کلمه‌های محبوبم

آه، همین‌جا خوبه

قهوه داغه، اینم روزنامه‌تون

خیلی ممنونم

وای خدای من. چی شده؟

آره... نمی‌خوام پز بدم که می‌دونستم چی می‌شه

ولی پیش‌بینی‌ش کرده بودم

"کارآگاه کوردرو از همون ابتدا دچار تضاد منافع بوده

درست از همون اول"؟

دارن درباره من حرف می‌زنن؟ حتماً همین‌طوره

یه منبع آگاه گفته: "ارتباط او با خانواده سولانو

کل تحقیقات رو زیر سوال برده و خراب کرده."

مسخره‌ست. رابطه تو با رافائل

همون چیزی بود که کمکت کرد تله رو کار بذاری

اونا این‌طوری فکر نمی‌کنن. گفتن که من باعث شدم

"سین روسترو" کشته بشه و گذاشتم "موتر" فرار کنه

و نقل‌قول مستقیم می‌کنم: "افتضاح بزرگی به بار آورده

بدون هیچ سرنخ و هیچ بازداشتی."

نمی‌فهمم. این حرف‌ها از کجا آب می‌خوره؟

یه جاسوس توی اداره پلیس. حتماً کارِ اونه

ولی آخه چرا؟ نمی‌دونم

باید برم اونجا

آخ. نگران نباش، این قضیه فراموش می‌شه

یادت باشه، خبر امروز، زباله فرداست

آره می‌دونم، حق با توئه. باشه

حق با توئه

آره، ولی متأسفانه هنوز باید امروز رو پشت سر بذارن

اونا از کجا از قایق من خبر داشتن؟

داری درباره چی حرف می‌زنی؟

توی مقاله‌ست پسر

تو تنها کسی بودی که می‌دونست. من به کسی نگفته بودم

که البته از نظر فنی، این حرفش درست نیست

راستش، کاملاً دروغه

اونا ول‌کنِ این ماجرا هستن اصلاً؟

چهار بار اسم هتل ماربلا رو آوردن

یعنی، خب، چند تا قتل توی هتل‌ت اتفاق می‌افته و

هی، امم... می‌خوای پوشک یکی‌شون رو عوض کنی؟

نه، ممنون. چند روز پیش یکی عوض کردم

ولی تا تو داری عوض می‌کنی، من اون یکی رو نگه می‌دارم

عالیه، مرسی

آره، مشکلی نیست

راستش، حالم خیلی بهتره. اون قرص‌ها

آه بله، به لطف پزشکی مدرن

افسردگی شدید پترا برطرف شده

خب، خوشحالم که دارن اثر می‌کنن

منم همین‌طور. ها. منظورم اینه که الان من

می‌تونم قبول کنم که من از اون مامان‌های مادری‌کننده نیستم

و با این قضیه مشکلی ندارم

بچه‌ها به مقدار کم بامزه‌ان

مگه نه، آنا؟

السا

بگذریم، بیاید درباره ارثیه‌شون حرف بزنیم

بله، پترا قطعاً به حالت قبلی خودش برگشته

یه کپی از طرح تقسیم ارث توی کیفم دارم

ممم. و مثل مالِ ماتئوئه؟

البته. خب با هم خواهر و برادرن دیگه

سلام به تو

و حالا که صحبت از خواهر و برادر شد

سلام آنِژکا. صبح بخیر

اوه، بله. انگار یکی بدجوری کراش زده

ولی بی‌خیال، آخه کی این دو تا رو با هم تصور می‌کنه؟

میری سر کار؟

بله. اوه، من عاشق این لباسم

حس می‌کنم... مثل یه پرنسس واقعی‌ام

ممم، باشه، آروم باش، فقط یه لباس پیش‌خدمتیه

پترا، مهربون باش

کار پیش‌خدمتی چطور پیش میره؟

اسکات میگه کارش عالیه

شما دارید این رو هدر می‌دید؟

اونجایی که من ازش میام

مردم برای این سر و دست می‌شکنن

آره، کارش اصلاً عالی نیست

مشکلی نیست، ما پرس‌های غذامون بزرگه

ممنون

ولی خب اون خواهرِ رئیسه

جدی میگم، هیچ‌وقت انقدر از شریک شدنِ انعام‌ها

لجم نگرفته بود. می‌دونم، اون یه فاجعه‌ست

مرسی که حواست به میزهای من بود

من فقط روزنامه‌ها رو از لابی جمع کردم

بخش پذیرش و باشگاه

شما دو تا دارید چیکار می‌کنید؟

حواستون به میزاتون باشه

آروم باش "جلیقه"، فقط چون نمی‌تونی اخراجش کنی

دلیل نمی‌شه دق‌ودلی‌ت رو سر ما خالی کنی

در واقع جین رو هم نمی‌تونه اخراج کنه

ایول دنیل

دوباره با اون جلیقه‌ها اومدی تو کار

خب، من فقط کلافه‌ام

کار این اواخر افتضاح بوده. تازه، الان

روز سومیه که بچه‌ت پیشت نیست، درسته؟

ولی فردا میاد پیشت؟

آه، اصلِ قضیه همینه

آره. باور کن درکت می‌کنم

حضانت مشترک سخته

واقعاً همین‌طوره

واسه همینه که وقتی این اتفاق افتاد

مثل یه شانسِ بزرگ بود

آ، ها، ها. هی

فکر کردم رافائل داره می‌بردش باغ‌وحش

آقای سولانو یه کارِ لحظه آخری براشون پیش اومد، واسه همین داریم می‌ریم پیاده‌روی

بعدش هم براش شام درست می‌کنم و می‌خوابونمش

اوه، خب شیفتِ من تموم شده. من می‌برمش

مطمئنی؟

معلومه

دلم لک زده بود که یکم بیشتر با این "آقا خوشگله" وقت بگذرونم

اوه، فقط از این لجم گرفته که قرار گذاشته بودیم قبل از اینکه

به پرستار زنگ بزنیم، به هم خبر بدیم

آره، صبر کن ببینم داری چیکار می‌کنی؟

امم، به نظرت می‌تونم ستاره‌ی فیلم‌های صامت بشم؟

ها ها. تو؟ صامت؟

ها ها، توی سریال روخلیو یه نقش هست

یه خواننده دهه ۲۰ با یه صدای فوق‌العاده

که ستاره فیلم‌های صامته

ولی هیچ‌کس هیچ‌وقت صداش رو نمی‌شنوه

اوه، مثل داستان "پری دریایی کوچولو" غم‌انگیزه

ولی آخرِ اپیزود فرصت پیدا می‌کنه یه آواز بخونه

وای خدای من، نگو

مگه نه؟ خب نظرت چیه؟

به نظرت از بابات بپرسم که می‌تونم تست بدم یا نه؟

نمی‌دونم این یعنی آره یا نه

یعنی... حتماً برو تو کارش

منظورم اینه که رابطه تو و بابا الان خیلی بهتر شده، نه؟

تازه، بابا این اواخر حالش خیلی خوبه

درسته، جهت اطلاع بگم

روخلیو واقعاً حالش خوب بود

و دلیلش هم این بود:

آره، باشه، اون موسیقی تأییده، مم‌هوم. برو بعدی

وقتی چیزی رو تأیید می‌کنی خیلی جذاب می‌شی

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left