The Man Who Fell to Earth

The Man Who Fell to Earth

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Man Who Fell to Earth S01E08 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E08 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E08 2160p WEB-DL DD5 1 DV MP4 x265-DVSUX
The Man Who Fell to Earth S01E08 2160p WEB-DL DD5 1 DV MKV x265-GLHF
The Man Who Fell To Earth S01E08 The Pretty Things Are Going To Hell 2160p SHO WEB-DL DDP5 1 x265-NTb
The Man Who Fell To Earth S01E08 The Pretty Things Are Going To Hell 2160p SHO WEB-DL DDP5 1 DoVi x265-NTb
The Man Who Fell To Earth S01E08 The Pretty Things Are Going To Hell 2160p SHO WEB-DL DDP5 1 HDR x265-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E08 NORDiC 1080p PMTP WEB-DL DDP5 1 H 264-DKV
د لخوا تبصره Bahador18B
🔴 30nama | بهادر و صـاحب 🔴

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x265
HD
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
mkv
په خپور شو: 2022-06-20
ډاونلوډونه: 53
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫دارن حرف‌هامون رو گوش می‌دن.

‫یه‌نفر بیرون تو یه ماشین ما رو تحت‌نظر داره.

‫نیوتون بهم دروغ گفت.‏

‫پیامش رو شنیدم.

‫من برنمی‌گردم خونه‌م.‏

‫هیچ‌وقت به سیاره‌‎‌م برنمی‌گردم.‏

‫خودشم همین‌‌طور.‏

‫می‌خواد اونا رو بیاره این‌‌‌جا.‏

‫می‌خواد آنتیایی‌ها رو بیاره... این‌‌‌جا.‏

‫الان خیلی مهمه که تو ‫چه لحظه‌ای چه تصمیمی می‌‌‌گیریم.

‫نقشه نجات زمین بود.

‫هنوزم نقشه همینه.

‫ولی فعلاً که این‌جوری به‌‌‌نظر نمیاد.

‫قرار بود دستگاه رو ببری سیاره‌ت.

‫- می‌‌برم. ‫- چه‌‌‌جوری؟

‫چرا نیوتو‌‌ن بهت نگفت که...

‫می‌‌خواد آنتیایی‌ها رو بیاره این‌‌جا؟

‫تمام این مدت داشته بهت دروغ می‌‌گفته؟

‫نمی‌دونم.

‫ولی ما دستگاه رو داریم.

‫ما زمین رو از این پرتگاه نجات می‌‌دیم.

‫بچه‌ها و نوه‌هاتون ‫جایی برای زندگی کردن، خواهند داشت.

‫این توافق ما بود.

‫خانوادۀ خودت پس چی؟

‫نیوتو‌‌ن به آنتیا دستوراتی ارسال می‌‌کرده...

‫توی یه صدا مخفی‌شون کرده بود.

‫دومینگز زودتر از من پیداش کرده.

‫وایسا. اون صدا رسیده دست سازمان سیا؟

‫نمی‌تونن رمزگشایی‌ش کنن.

‫پیام به زبون آنتیایی‌ـه.

‫نه. می‌کنن.

‫و وقتی‌‌ بفهمن چیه، ‫دستگاه رو ازمون می‌‌‌گیرن.

‫نه، نیوتو‌‌ن نمی‌ذاره همچین اتفاقی بیفته.

‫نیوتو‌‌ن از ما محافظت نمی‌کنه.

‫میان که دستگاه رو ببرن.

‫و وقتی دست‌شون بهش برسه، ‫ما و هر کسی که...

‫از وجودش خبر داره رو می‌‌کشن.

‫سوژه خبر داره که می‌ریم سراغش؟

‫فکر کنم می‌‌دونه.

‫فقط تا وقتی که دست‌شون ‫به دستگاه برسه، ما رو زنده ‌‌می‌‌ذارن.

‫تنها اهرم فشاری که داریم همینه، می‌فهمی؟

‫باید مخفیش کنیم.

‫باید همه‌‌‌چی رو مخفی کنیم.

‫باید برم دنبال مالی.

‫باید مالی رو از تو و خودم دورش کنم.

‫خدایا.

‫تبلتِت رو برات گذاشتم. ‫برو کتت‌ رو بیار، باشه؟

‫نمی‌خوام برم.

‫باید یه‌کوچولو بهم اعتماد کنی.

‫بهت خیلی خوش می‌‌‌‌‌گذره، قول می‌‌‌دم، باشه؟

‫شنیدی که. کت. برو.

‫من... قرار بود اینو به مالی کادو بدم.

‫برنامۀ «سیگنال» رو دانلود کن ‫و من به محض اینکه بتونم...

‫- بهت زنگ می‌‌زنم. ‫- باشه.

‫تمام پولیه که تو خونه داشتم. زیاده.

‫یه جایی دور از شهر برین، باشه؟

‫موبایل و کارت‌های اعتباریت رو ‫همین‌‌جا بذار‌‌...

‫- و از در پشتی برو بیرون. ‫- چه‌جوری زندگیت این‌جوری شده؟

‫ماشین کرایه کن. ‫جی‌‌پی‌‌اس رو خاموش کن.

‫اسمی که واسه پروفایل دوست‌یابیم ‫استفاده کردیم رو یادته؟

‫الان اسم رو نگو. ‫ازش استفاده کن.

‫از زندگیم هم بیشتر دوستت دارم...

‫ولی این کار رو فقط به‌‌‌خاطر این بچه می‌‌‌کنم.

‫آره، می‌دونم.

‫خدا، متأسفم. و ممنون.

‫طوریش نمی‌‌شه.

‫تازه رسیدن.

‫دوباره تصویر مانیتورها رو برفکی کرده.

‫دارم میام بگیرمش.

‫دستگاه رو ازشون می‌گیرم، ‫همه‌‌چی رو می‌گیرم.

‫واسه این کار مجوز داریم؟

‫بهم چراغ سبز دادن‌ که ‫این کار رو از راه خودم انجام بدم.

‫دیگه‌ وقت‌تلف‌کردن بسه.

‫الان دیگه کاملاً عملیات خودمه، لیزا.

‫4 دقیقه دیگه می‌‌رسم.

‫دارن می‌‌رسن.

‫باید زودتر بری.

‫- جاستین. ‫- آ‌‌‌ر‌‌‌ه.

‫هسته رو ببر.

‫همه با هم می‌ریم.

‫بگیرش.

‫برو.

‫از آنتیا تونستم پیدات کنم.

‫دوباره هم پیدات می‌‌‌کنم.

‫برو. همین الان.

‫لعنت. لعنت.

‫سلام.

‫همکارت کجاست؟

‫هسته کجاست؟

‫این چه کاریه؟ ‫چرا این کار رو می‌کنی؟

‫این همه تستوسترون.

‫بوی آب گریپ‌فروت می‌ده.

‫باید بهم بگی جاستین کجاست.

‫این کار درست نیست. ‫دور می‌‌زنم، بابا.

‫نمی‌شه همین‌‌طوری ولش کنیم.

‫بهمون دستورالعمل داد.

‫دارم دور می‌‌زنم، بابا.

‫بقیۀ دستگاه کجاست؟

‫و جاستین فالز کجاست؟

‫بوی گریپ‌فروت.

‫ریدم به گریپ فروتِت.

‫زنده بمونه، لطفاً.

‫ضمانتی در کار نیست.

‫«مردی که به زمین سقوط کرد»

‫«قسمت هشتم: ‫تمام چیزهای خوب به گند کشیده می‌‌‌شوند.»

‫«کاری از بهادر و صاحب» ‫«Bahador_Sub & @SAHEB2485@»

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫بابا، اون...

‫800 سی‌سی خون از دست داده.

‫می‌تونم خون‌‌ریزیش رو کندتر کنم، ‫ولی نمی‌تونم بند بیارمش.

‫- باید ببریمش بیمارستان. ‫- می‌دونی که نمی‌‌تونیم بریم بیمارستان.

‫نمی... نمی‌دونم دارم کجا می‌رم.

‫ردمون رو می‌‌گیرن. ‫باید ماشین‌مون رو عوض کنیم.

‫تمامش رو می‌خوام.

‫وقتی می‌ریم، ‫نمی‌خوام یه دونه مو هم این‌‌جا مونده باشه.

‫می‌خوام مثل آینه برق بزنه. ‫همه‌‌‌‌چی رو پاکسازی کنین.

‫چی کار کردی؟ ‫چی باعث می‌شه فکر کنی می‌تونی...

‫کثافت!

‫تا حالا هیچ مردی به بی‌‌کفایتی تو ندیدم.

‫دروغ‌‌گو.

‫عین یه بچه‌.

‫کسی که بهت دروغ گفت، هچ‌ـه.

‫سال‌‌هاست که دروغ می‌‌‌گه.

‫طرح رو واقعاً دزدیده بود...

‫و سعی کرد که طرح رو بفروشه. ‫به تورن.

‫خبر این‌جور چیزا معمولاً بهمون می‌‌رسه.

‫وقتی هم که اسناد و مدارک...

‫به‌‌عنوان محرمانه طبقه‌بندی شده باشن، ‫همیشه خبرش بهمون می‌‌رسه.

‫نه تنها ازت دزدی کرد...

‫بلکه به‌خاطر مشکوک شدن بهش، ‫بازیت داد.

‫گذاشت غرق شک و تردید بشی.

‫سالیانِ سال.

‫بهت خندید.

‫حالا برو خونه و منتظر باش ‫تا باهات تماس بگیرم.

‫و اگه بخوای دنبال اونا بری، ‫می‌فرستم دستگیرت کنن.

‫برین. گورتون رو از این‌‌‌جا گم کنین.

‫بریم. حرکت کنین.

‫درد داری؟

‫آره. فرق داره...

‫وقتی که اولین بار اومدم زمین یه جور دیگه بود.

‫چه‌جوریه؟

‫درد رو حس واقعاً می‌‌کنم.

‫می‌دونم کجا می‌تونیم بریم.

‫پیش یکی که نیوتو‌‌ن رو می‌شناخت.

‫پرونده‌ش تو لیست کلی بود.

‫نیوتو‌‌ن رو می‌شناخته؟

‫عاشق نیوتو‌‌ن بوده.

‫عاشقش بوده؟

‫آره، نمی‌خوام جایی برم که ‫نیوتون ازش خبر داشته باشه.

‫گزینۀ دیگه‌‌ای نداریم.

‫باید یه تماس بگیری.

‫از تلفن‌عمومی زنگ بزن.

‫بهت می‌گم چی بگی.

‫بابام داره ما رو می‌‌بره همون‌جا؟

‫با هم ارتباط ذهنی دارین.

‫جاستین.

‫من...

‫معذرت می‌‌خوام.

‫به‌خاطر دخترت.

‫به‌‌خاطر پدرت.

‫باشه.

‫چون این‌جا انگلیسه چند ساعته دارم ‫طرف اشتباه خیابون‌ها رانندگی می‌کنم.

‫یعنی حقم نیست که بزنی قدش؟

‫این‌‌جا استخر دارن.

‫اوه، استخر دوست نداری، نه؟

‫باشه.

‫می‌‌گم دورترین اتاقی که...

‫به استخر دارن رو بهمون بدن.

‫ببین. مامانت زنگ می‌‌زنه...

‫و خیلی زود دوباره می‌‌بینیش.

‫تا اون موقع، من از کنارت تکون نمی‌‌خورم.

‫و من و تو...

‫قراره عشق‌‌وحال‌‌ کنیم.

‫وای، خدایا.

‫صدای قلبم رو می‌شنوی؟

‫- آره. ‫- و می‌دونی چه اتفاقی داره می‌افته؟

‫می‌‌دونم.

‫دستگاه باید برسه دست نیوتون.

‫حتی با وجود اینکه جاستین ‫بعداً تصمیم می‌‌گیره که نابودش کنه.

‫متوجهی؟

‫شما مری‌‌لو هستین؟

‫بفرمایین.

‫اوه، اون...

‫بله.

‫شانتال.

‫خب، چی هست؟

‫آینده.

‫بپیچش لای فویل و بذارش تو فریزر.

‫- مثل گوشت. ‫- ممنون، شانتال.

‫کت، محلول نمک لازم دارم.

‫از اون کیسه‌‌های بزرگ که ‫برای اسب‌‌‌ها استفاده می‌کنیم میارم.

‫دامپزشکی؟

‫اوه، گیل 30 سال ‫متخصص زنان و زایمان بوده.

‫اسب‌ها، گاوها...

‫حیوون‌های بزرگ رو معالجه می‌‌کنه.

‫از چیزی که می‌بینم ‫معلومه که عفونی شده...

‫واسه همین مطمئن نیستم ‫چه‌‌‌قدر می‌تونم کمکش کنم.

‫- ما جونش رو نجات می‌دیم. ‫- نمی‌تونم قولی بدم.

‫گیل؟ جونش رو نجات می‌‌دیم.

‫چند ساعت شده که...

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left