لومړۍ 200 کرښې.
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
دندون نیشهای گوریل، کسی دندون نیشهای گوریل رو ندیده؟
اینجا زیر دیسکهای آدمکشی بود.
سرگرمیخرابکن تشریف آورد.
اصلاً هنوز هیچی نگفتم که!
الان بهخاطر اینکه به جای کار روی سفینه...
داریم مجموعه لگوی کتاب کنگو از مایکل کرایتون رو میسازیم، سرمون داد بزنی.
من کوروویِ جدیدم. ناجور خونسردم. به خونسردی حلوا.
این واسه لیزر فضاییه؟
اون واسه فیلم کنگوئه. این بر اساس کتابشه.
قطعاً دیگه حق امتیاز چیز بهدردبخوری نمونده که لگو بخره.
مطمئنی ریلکس نشستی و حرص و جوش مأموریت رو نمیخوری؟
بذار با باز کردن آبجو و لباسم جواب سؤالت رو بدم.
هشدار قرمزه! باید خودمون رو به سفینه برسونیم!
آه! هی! هی! هی! هی! آخ! آخ! آخ!
باز دوباره شد بازسازی ورژن لگویی آخرین مبارزۀ فیلم «شرکت».
هی، بس کن، داری بهترین تیشرتم رو داغون میکنی!
میدونی چند تا آبجوی کرونا خوردم تا این تیشرت رو جایزه بگیرم؟
وای! رگنار مرده!
رگنار! نه! یادمون نبود بهش غذا بدیم!
- چی چی؟ - من خودم آخرت فضاییام...
و منم اصلاً نمیدونم راجعبه چی داری حرف میزنی.
رگنارها یادآور زندۀ روح سیارهمون هستن.
حالا یه یادآور مردهست، ولی مرده هم میتونه یادآور باشه.
این رگنار مرده یه هشدار نسبتبه سهلانگاریهامونه.
داریم آیندۀ گونهمون رو به باد میدیم!
نه، به باد نمیدیم، پیوپا سالم و سرحاله.
تا الان باید سیاره رو قابل سکونت کرده بود!
دست بردار، کوروو، طوری نیست.
آره، فضایی بودن روی زمین رو خوب بلدیم. اینجوری نکن.
حالا اونقدرم که مهم نیستیم دیگه؟
چرا، دقیقاً همونقدر مهم هستیم!
اگه مطمئن نشیم که پیوپا کارش رو میکنه...
سبک و شیوۀ زندگی گونۀ ما از بین میره!
مگه 99 تا سفینۀ دیگه هم عین ما همین کار رو نمیکنن؟
منـ... منظورت چیه؟
هر روز صبح وقتی داری...
داستان زادگاهمون رو تعریف میکنی، همین رو بهمون میگی.
نگاه کن!
شلورپ یه سیارۀ کاملاً ایدئال بود.
تا اینکه یه شهابسنگ خورد بهش.
به صد فرد بالغ و کپیهاشون یه پیوپا داده شد...
و به فضا فرار کردن...
تا دنبال یه خونۀ جدید بین سرزمینهای خالی از سکنه بگردن.
ما به زمین سقوط کردیم، تو سیارهای گیر افتادیم که همینجوریشم زیادی جمعیت داشت.
درسته، تمام این مدت من داشتم حرف میزدم.
اینی که پیوپا بغلشه منم. اسم من کورووئه.
اینم سریال منه. الان پیوپا از دستم افتاد. دیدین منو؟
خیلی مسخرهست.
حالم از زمین بههم میخوره. خونۀ افتضاحیه.
مردمش احمق و گیجکنندهان.
چرا انسانها دیگه با بالون سفر نمیکنن؟
کی اهمیت میده که یه بالون یه قرن پیش به طرز وحشتناکی منفجر شده؟
باهاش کنار بیاین و بالونهای لامصب رو برگردونین.
«کاری از بـهـادر» «Bahador_Sub@»
وای خدا، حق با شماست! 99 تا تیم دیگه هم هست.
احتمالاً تا الان یکی دیگه سیارهمون رو نجات داده!
و احتمالاً ما یکی از بدترین تیمها هستیم.
باید مطمئن بشم.
آییشا، میتونی اسکن کنی ببینی سفینههای دیگه رو پیدا میکنی یا نه؟
نیازی به هدر دادن اسکن ندارم.
سیستم عامل تمام سفینهها آییشاست. همه به هم وصل هستیم.
میخواین مثل ویدئوکلیپ براتون نمایش بدم؟
این کار دیگه یهجورایی تکراری شده، آییش.
بیاین روی عرشۀ شبیهساز نگاه کنیم!
میتونی مثل داستان قبل خواب برامون تعریف کنی...
درست مثل «فرد سویج» تو فیلم «عروس شاهزاده».
آره! من عاشق اون فیلمم!
چند ساله که دارم سعی میکنم با پودر آیوکائین بکشمت.
نه، احمقانهست.
عروس شاهزاده! عروس شاهزاده!
عروس شاهزاده! عروس شاهزاده!
هرچی که بخواین!
- آخ جون! - هورا، هورا، هورا!
مثل عروس شاهزاده داستان گوش نمیدیم.
نمیشه که با هورا کشیدن مجبورم کنین به کاری راضی بشم.
هورا!
چرا همیشه باید همهچی سرگرمکننده باشه؟
بذارین مطمئن شم از لحاظ قانونی قابل پخش باشه.
وای، دقیقاً شبیه اتاق فرد سویج کوچولوئه!
آییشا، تو هم میتونی «پیتر فالک» باشی!
اعمال پروتکل سبیل و چشم شیشهای(عینک).
روزی روزگاری یه شهابسنگ داشت به یه سیاره میخورد.
قبل از منفجر شدنش، به صد نفر بالغ و خدمهشون پیوپا داده شد.
و برای پیدا کردن دنیاهای جدید به فضا پرواز کردن.
بذارین درمورد تیم شماره 1 براتون بگم.
اسکن ها نشون میده یه سیارۀ کلاس «ام» در 67857 درجۀ جنوبی وجود داره.
بله، قربان. در حال تنظیم مسیر سفینه.
دیدی معاونش بدون اینکه سلیطهبازی در بیاره...
چهجوری کارش رو انجام داد، تری.
- آره، چون دیوثـه. - خودت دیوثی.
و ما دیوثها همدیگه رو خوب میشناسیم.
آمادهسازی برای فرود.
بهعنوان رهبر شما، وظیفۀ منه که...
محافظت و راهنماییتون کنم.
تکتک شکستهای شما، شکست منم هست...
و با هم این فداکاری رو...
بهخاطر پیوپا میکنیم!
اوه!
باشه، فهمیدیم بابا.
اون تیم، ما رو یه مشت خنگ و احمق جلوه میده.
فقط میخوای تیم اونها رو به رخمون بکشی، آییشا.
ما هم اگه میخواستیم میتونستیم بریم وسط دشت و صحرا، شادی و خوشحالی کنیم.
تقصیر من نیست که شماها داغونین.
- مزخرف نگو! - ما از اونها بهتریم.
خب، باشه! اینم یه تیمی که از شما هم بیشتر گند زدن.
بهنظر این سیاره فوقالعادهست!
بهعنوان رهبرتون میخوام بگم که بهتون افتخار میکنم.
این دیگه چه مرگیه؟ گفتم یه تیم بد رو نشون بده!
صبر کن میبینی.
نیازهای شما انگار نیازهای خود منان.
چون تو این مأموریت همه با هم هستیم.
تنها قانون اینه که اگه میخواین بیاین تو خونۀ من...
باید غم و غصههاتون رو بذارین پشت در.
آره! به فنا رفتن!
هیچکس نمیتونه با موج گاز با حرارت بالا شوخی کنه!
میخواین یکی دیگه مثل همین ببینین؟
آره! پخش کن.
پیوپا واقعاً اینجا رو دوست داره.
هر چهقدر توت دلمون بخواد هست که بخوریم...
و بهترین تیمی که هر اهل شلورپی آرزوش رو داره.
اون سیاره رو ببینین، هیچ نوع آلودگی انسانی رو به خودش ندیده.
نه بزرگراهی، نه آسمونخراشی.
کاش بهجای زمین روی همچین سیارهای فرود میاومدیم...
یا خود خدا!
آره، تیرکس بیهوا سر میرسه و ترتیبشون رو میده!
خب، به گمونم این یکی خیلی هم تقصیر خودشون نبود.
میشه یه تیم نشون بدی که توسط یه چیزی از سیارهشون کشته نشن؟
خوابهای خوب ببینی، پیوپا کوچولو.
نگاش کن، داره تو خواب سیارۀ قابل سکونت درست میکنه.
چرا با پیوپاشون مثل نوزاد رفتار میکنن؟
- فکر میکردم حیوون خونگیه. - نیست؟
شاید دیگه نباید بهش استخوون بدیم بخوره...
و مجبورش نکنیم تو یه ظرف شن برینه، نه بچهها؟
سیستم گرمایش رو روشن کردی؟
اوه، خورشیدشون خاموش شد؟ چی کار کنیم واسه خودمونم خاموش بشه؟
- فقط باید یه ایزوتوپ پیدا کنین... - بهش نگو.
- سه تا تیم مرده پشتسرهم نشون دادی. - خب؟
زیادی همه شبیه هم نیستن؟
خب فضا خطرناکه.
ایول که هست. بازم از تیمهای مرده بگو!
ولی دیگه داستانشون رو نگو.
چون اگه قراره همهشون برن زیر خاک، نمیخوام از لحاظ احساسی درگیر داستان بشم.
باشه.
تیم 5 تو دنیای رباتها به مشکل خورد.
تیم 6 با کله رفت تو اقیانوس سمی.
تیمهای 7 و 8؟ افتادن تو شکاف.
باشه، وای، خدایا، خیلی ترسناکه. میشه یه تنوعی بدی؟
حتماً.
فکر کنم خونۀ جدیدمون رو پیدا کردیم!
چهجور جایی؟ سیارۀ برفی؟
نه، بهنظر قراره تو یه بهشت استوایی زندگی کنیم!
ایول، آمادۀ موجسواری!
تنظیم مسیر به...
آه!
چی؟ مثل اینکه تو یه پرتوی انرژی گیر افتادیم.
اون پلیسه؟
گوش کن، ما که کار خلافی نمیکنیم. من حلش میکنم.
سلام. میتونم کمکتون کنم، سرکار؟
گزارشهایی درمورد موجودات مزاحم دریافت کردیم.
شما موجود مزاحم نداشتین؟
اصلاً نمیدونم موجود مزاحم چیه. در خطریم؟
حشرۀ پُرزدار، تقریباً اینقدری، داخل بدن لونه میکنه و میزبانش رو کنترل میکنه.
اشکال نداره سفینه رو یه بررسی بکنم؟
عالی میشه، ممنون.
این موجودات میتونن خودشون رو تو هر جایی جا بدن.
بهتره همین الان مطمئن شین که از این موجودات ندارین تا...
شما اهل شلورپ هستین؟
بله، من و تمام تیمم. سیارهمون توسط یه...
نیروی پشتیبانی میخوام، همین الان.
همین الان بذار پا شم! دستهام رو ول کن!
لِروِس؟ چه اتفاقی داره میافته؟
کلاً سوءتفاهم شده...
داری با عشقم چیکار میکنی؟
ما فقط دنبال یه سیارۀ جدید بودیم که خونهمون بدونیمش!
آره، با تغییر شکل دادن سیارههای بیگناه.
حالم رو بههم میزنین.
ناموساً باورم نمیشه. اصلاً کاری که میکنن رو بد نمیدونن.
من واسه همین پلیس شدم.
تا رُبعِ کهکشانی رو از همچین آشغالهایی پاک کنم.
این دیگه چه مرگی بود؟
پلیسهای نقرهای. لعنت، دائم هرکی اهل شلورپه رو دستگیر میکنن.
نمیشه که هرکی به یه سیاره میرسه، بگه اول!
تمام تیمهایی که پلیس فضایی دستگیرشون کرده رو بیخیال شو.
نمیخوام از این مزخرفات ببینم.
گوش کنین، حیفنونها.
پدر این سیاره رو درمیاریم...
از پیوپا تا زمانی که بتونه ما رو ببلعه محافظت میکنیم...
و تمام این مدت هم تمرین میکنیم و گنده میشیم!
- ایول، داداش. - مسابقۀ شنا! شروع!
اوه، اینها عجب گولاخهاییان.
حتی پیوپاشون هم عضلانیه.
نگاش کن، انگار میخواد بره قلعهشنیِ یه بچه خرخون رو خراب کنه.
یه لحظه وایسا، صبر کن.
اون یکی تیم رو که یه تیرکس خورده بود.
- خب؟ - انگار یه جای آهنگ دوباره تکرار میشه.
- اتفاقیه که افتاده. - نوآوری نداره، بهنظر تقلیده.
میتونستی با فاصله تعریف کنی که تکراری نشه.
اینقدر اتفاق میافته که نمیشه خیلی با فاصله تعریف کرد.
چی؟ اصلاً مگه چند تا سیاره تیرکس دارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.