Ludwig - Requiem für einen jungfräulichen König
لومړۍ 200 کرښې.
مرثيه اي براي يک شاه بکر
بخش اول نفرين
من لولاي شيک پوشم محبوب فصلها
من درسالن خانه ام يک پيانودارم
,من نفرين "لولا مونتز" رو اعلام مي کنم
,بانوي فراموش شده لودينگ
پدربزرگ همه اونها رانفرين کرده
والدين زناکار
مکس از باواريا و .ماريا ازهوهنزولرن
تولد لودينگ دوم
آخرين پادشاه باواريا
درگرفتن ديوانگي باشکوه
خشم باواريا
خاندان پروس خواهد آمد
وبه باواريا مي پيوندد يک امپراتوريه آلماني مي يابد
نفرين
تاريخ جديدي خواهد آمد
با نسل کارگري
مراسم عشا رباني کارگران رامي شنوم
سقوط ويتلسبانچ رامي بينم
پادشاه لودينگ
شانسي ندارد
من زندگي جاودانگي او رادر ذهن مردم اعلام ميکنم
شکنجه اورا مي بينم
من ازطرف ديگر، خوشبختي اورا مي بينم
اوبه روياهاي ما بازخواهد گشت
پايان: آلودگي محيطي فشاربراي توليد
جنايت عليه طبيعت
پس ازسالهاي بسيار
زخم تمام جنگل رابه تحليل مي برد
برگها زرد مي شوند
و درختان خشکيده مي شوند
بهاربطور ناراحت کننده مي ميرد
زادگان اوهم نفرين شده اند
در ادامه زندگي او
درادامه زندگي او
لودينگ دوم خود راشسته و عصرهنگام که ازخواب برخاسته لباس مي پوشد
او درشب زندگي مي کند
دريک چنين شبي اوزندگي اش را ديد همانطورکه زندگي يک شب را ديد
چگونگي بي اعتباري بارون هريسچبر
,د واريکورت چه اسم دوست داشتني
وزير دولت، ايسنهارت درخواست يک ملاقات حضوري کرده است
تنهام بزار
نمي تونم بيشترازاين صورت احمقانه اونو تحمل کنم
هرکسي که با عشق به شب مرگ نگاه مي کند
کسي است که تيره ترين رازهاي اورا به عهده مي گيرد
دروغهاي روزانه، احترام وشکوه
قدرت وثروت، مهم نيست چقدر خيره کننده است
همه به باد مي روند
مثل گردوخاک بيهوده خورشيد
درتابش خيره کننده روزخيانت
اويک آرزو دارد
.که زن هرزه بوليوسکي به جهنم برود
هيرسچيبرگ
من برايتان يه هيئت دولت مي سازم
نه، توبراي هئيت دولت شدن بيش ازحد زيبايي
پس من مجبورم برنجانمت
ممکنه براتون بشمارم؟
نظرتون راجع به يک ويلا مثل ونگر يا هورنيگ چيه؟
يه اسب سواري مي تونه کافي باشه
ويه انتقال به وزارت خارجه
من دارايي ندارم
اونچه که متعلق به منه متعلق به همه است
تومتعلق به مني
من پادشاهم هرچه که مي خواهم درست ومناسب است
هرچيزي بايد به خواست ايشان تسليم شود
توبايد مال من باشي
بزاريد اونهابمونن
اي کاش ديگه اونو نبينم
,اخبارازبارگاه آرايشگر،هوپ
,اخبارازبارگاه آرايشگر،هوپ
بدون کارتو، من نمي تونم از صبحانه ام لذت ببرم
چه خبرهوپ؟
مردم ميگن خانم بالويسکي
لطف شما راجبران نمي کند زماني که شما
سرتان را روي شانه اش گذاشتيد وازاو خواستيد موهايتان رانوازش کند
ظاهرا
درشب
شما همراه با گريه اسم
بانو بالويسکي را برده ايد
آنها درباره نامزدم چه مي گويند دوشس سوفيه ومن؟
يک زوج زيبا
يک زوج زيبا
و واگنرکه به اورسيد
اون باهوشه
فقط اون نمي دونه
که من بااو ازدواج نخواهم کرد
ادامه بده
ادامه بده مالوين اسکنور از کارولسفلد توهين کرده
به کورسيمااز بلو به خاطررابطه بانو به ريچارد واگنر
دوشيزه رين درروزنامه به عنوان
فاحشه معرفي شده
اون يه تهمته
کنت دارچهيم به ايالات ديگرفرستاده شده
براي دوئل با والامقام
پرنس آرنولف
بيش ازچند زن
به پرنس لودينگ بگو
خودش رو به جلو هل نده
پرنس لويتپولد نبايد قبل ازصحبت کردن مرا خطاب مي کرد
من پادشاهم
هنوز هستم
من تمام خدمتکاران قديمي پدرم را مرخص خواهم کرد
مي خوام فقط چهره هاي جوان ببينم
پادشاه " دي واريکورت" را دوست دارد واز وي مايوس است
پادشاه " دي واريکورت" را دوست دارد واز وي مايوس است
اعليحضرت دوازده تن ازپيرترين افراد آماده اند
مراسم شست شوي پا آغازميشود
اگرپادشاه مي تواند 8 الي 10 ساعت سواري کند
بدون اينکه به سلامتي اش آسيب رسد
پس چند روزي راهم مي تواند با ارتشش سپري کند
پرنسها بايد سرهايشان رابيشتر پايين بياورند
دولت پروسي ميليونها مارک پاداش مي دهد
به ازاي هرجنگي که او پيروزشود
زيباترين مرگ مي تواند
مردن براي شما باشد
اگرفقط آن به زودي اتفاق بيفتد
مرگ دلپذيرترين چيزيست که اين جهان مي تواند تقديم کند
واريکورت
خوابيدي درحاليکه پادشاهت داره باهات حرف ميزنه؟
مراقبش باش
من نقشم روبه عنوان پادشاه بد بازي کردم
ادامه بده وبا تورن وتاکتيسم بازي کن
ادامه بده وبا تورن وتاکتيسم بازي کن
.يه مبل براي هارتزچير پير
مرد بيچاره خيلي نمي تونه بايسته بله، يه مبل
بيسمارک به خاطرجنگش با استراليا خيلي خوشحاله
اون حداقل مي تونست اون بانو رو ازآلمان اخراج کنه
من دارم به جزيره رز ميرم
اونجا تلفن نيست
براي بازي کردن با تورن وتاکتيسم
ما موفق هستيم
,سربازان ما درتارنيگيا هستن
و 1500 بطري آبجو نابود شده
ديگه بيشترازاين نمي تونم اين قيافه ها روتحمل کنم
زودباش
بزار به اين ياوه گويي هاي شاهانه شون گوش کنيم
مبل رو بردار
ملاقات رسمي
ملاقات رسمي
گادن، هولنستين ولوتز، دارن چيکارمي کنن؟
گادن
يک روشنفکرآلماني
قدرت بي ارزشه
اما قدرت فريب دادن؟
کاملا درسته، اعليحضرت
هرچيزي که ميگم
. نشون ميده که زمان واگنرداره ميرسه
لوتز
شنيدم توطئه هاي تو، واگنر رو دورنگه داشته داشته
با کمک مطبوعات
اما امروزه مونيخ داره مرکزعمده موسيقي ميشه
با کمک مطبوعات
بزاريد اونو وزيرکنيم
وگرنه اون ازمن نمي ترسه و نمي تونه منو عزل کنه
هولنستين
ما همديگرو خوب مي شناسيم
بزاريد مردي روکه تو استطبل
اسبهاي من کارمي کنه معرفي کنم
ارباب 200 تا ازاسبهاي من
دوست صميمي من
ونمک به حرامم
او نگهبان من خواهد بود
حرام زاده
اشتباه جدم، ويتلسباچ
آن درفاميل مي ماند
جانشينان من نبايد درمورد همچين چيزهايي نگران باشند
من هيچ بچه هاي روتسليم نمي کنم
البته غيرازقلعه خودم
خوب، امروز مي خوايم چيکارکنيم؟
بيسمارگفته بعدازيک جنگ موفقيت آميز
فقط براش نفع شخصي وقدرت مونده
پادشاه لودينگ، يه انسان خيال بافه اون کي رو داره؟ اون چي مي خواد؟
.طبق گفته هاي بيسمارک از پروس
خيلي نزديک نيا
من دندانهاي تيزي دارم
بيسمارک مي پرسه
چه مقدار لازم دارين؟
او به پرداخت کننده گنجينه مراجعه مي کنه
اگرپادشاه باواريان تاج سلطنت پادشاهي پروس رو به اوتقديم کنه
همون جا بمون
وبه آب خيره شو تازماني که اون چشمهاتو آزاربده
اونها به خاطراين قضيه
خواهند گفت که من ديوانه ام
اون يه تمرينه
خيره شدن به آبي که خورشيد داره بهش مي تابه
مي خوام شکنجه ات بدم
آقايان
چه کسي مي خواد به رسچيلد درپاريس
يا فرانکفورت يا استوتگارت بره؟
هيچکس
بسيارخوب
اما مابه پول احتياج داريم
دندانهاي من تيزه
مي دونم متوجه حرفم نمي شيد چون دارم زيرلب حرف ميزنم
وشما خيلي ازمن دوريد
به وارث پروس اجازه بدين براي تنبيه روي تخت بشينه
اون مي تونه بعدازتعطيلاتش درمنتون دستگيربشه
اون مي تونه بطورچشم بسته شکنجه بشه
اما مراقب باشيد خيلي سريع نميره
No comments yet. Be the first to leave one.