لومړۍ 155 کرښې.
!از سر کردن با شما احمقا خسته شدم
!بچهها! الان وقت مُردن نیست
کینمون و رفقاش هنوز دارن .جلوی کایدو مقاومت میکنن
!خفه شو
،توی طبقهی نمایش .دیوهای یخیِ مرگبار هنوز درحال وحشیگری هستن
!چـ...؟
!ممنون
میتونی زحمت این طبقه رو بکشی؟
.وقت برای این بازی مزخرف ندارم
قرار نیست بمیری دیگه؟
!معلومه
و لوفی همچنان درحال دویدن برای .رسیدن به کینمون و رفقاشه
...اون
!!اصلاً خوب نیست !سانجی به دام عنکبوت افتاد
!منتظرمون بمون، کینمون
!از کدوم طرف باید بریم پشتبوم؟
!اون طرف
!خیلیخب
چی شده، سانجی؟
چیکار میکنی؟
نظرت چیه؟ نظرت چیه؟
!نباید این کارو بکنین !نباید این کارو بکنین
!شیطونیه
!من یه کار خیلی فوری دارم
!شماها جلوتر برین
!وقتی کارم تموم شد، سریع میام پیشتون
!هوی، سانجی
.از خدمهی لوفی همینو انتظار داشتم ...ممکنه یه دشمن قدرتمند رو شناسایی کرده باشه
!نمیدونم والا
.سانجی حتماً یه فکری داره !بیا بریم
!آره
،انگاری هرکس به یه کاری مشغوله
.ولی هرکدومشون دقیقاً جای درستش هستن
...گروه کلاه حصیری
!باید روشهاشون رو یاد بگیرم
!شنیدمش
...یه زن جذاب
!شیطونیه
!داره درخواست کمک میکنه...
!شیطونیه
!خیلیخب، بیا نزدیکتر
!اوه، خواهش میکنم تمومش کنین
ای کوچولوی ناز، نظرت چیه؟
!نمیتونم انجامش بدم
نظرت چیه؟
!نباید این کارو کنین
نظرت چیه؟
!لطفاً تمومش کنین
!این کار شیطونیه
!اون جملهی قدیمیه آزار جنسی
«نظرت چیه؟» «!شیطونیه»
!شیطونیه
یه نفر که صاحب قدرته داره .کیمونوی یه زن بیپناه رو باز میکنه
اون زن با هر چرخشش فقط ...لباسی که پوشیده رو
!از دست نمیده...
!وقارش رو از دست میده
!تحمل کن !الان نجاتت میدم
...نظرت
!اصلاً خوب نیست
!بس کن
!عه؟! این چیه؟
!شیطونیه
!تار عنکبوت؟
!شیطونیه
!هوی، بس کن
!شیطونیه
!تلهی شیطونی
...بازم یه مرد منحرف حافظ عدالت اومد
...لعنتی... تله بود
...ولی خیالم راحت شد
،که زن دوستداشتنیای مثل تو... ...وقارش رو از دست نداد
.سانجیِ پاسیاه از گروه کلاه حصیری
!جایزهش ۳۳۰ میلیونه
مطمئنم با همخدمهایش زورو .داشته رقابت میکرده
.فکر کنم جایزهی این بالاتر باشه
!چه عالی !یه چیز حسابی گیر آوردیم
!اون ماریموی کودن حریف من نمیشه
!درست همونطوری که تو حریف ما نمیشی
!منو باز کنین !این دفعه رو کاری بهتون ندارم
!وای، ترسیدم !داری تهدیدمون میکنی
!من باید یه جایی برم
.اگه تو بری، جنگ رو بیشتر پخش میکنی
نمیخوام این سالن ضیافت هم .درگیر اون دعواتون بشه
!نمیخوام با شماها بجنگم
.نمیخوام بجنگم
پس چرا نمیمونی که خوش بگذرونی؟
.اینجا برای لذت بردنه
...در شب برفی
...آنها
...آنها خیلی دلتنگ همدیگر بودن...
!دلتنگ همدیگه بودن؟
اما فرصت دوبارهای پیدا نکردند
که بعد از مدتها همدیگر را ببینند
...تا اینکه بالاخره...
...همدیگر را دیدند...
!آه، چه زیبا
زیر نور مهتاب
...نمیتونم
!نمیتونم، نمیتونم
!اینجا که بهشت نیست
!جهنمه
...دیدیشون
.اینجا موندن و خوش گذروندن
.زنهای اینجا خیلی خوب بهشون رسیدگی کردن
.بعدش همهشون وا رفتن
...لاس زدن با زنها ...اون میوهی ممنوعهست
...جهنم یا بهشت
...بهشت یا جهنم
!آه، یعنی قراره از جفتشون خوشم بیاد؟
...یه دروازهی جدیده
!دروازهی بهشت باز شده
!رفقام منتظرم هستن !زودباش این طنابا رو باز کن
،وقتی میبینم همچین پسری داره بددهنی میکنه .احساس قلقلک میکنم
!پسر»؟! انقدر مسخرهبازی درنیار»
خب، نظر تو چیه؟
...از من
خوشت میاد؟...
...مزخرف نگو! ازت خوشم
...ازت خوشم نمیاد
!عاشقتم
!طبقهی سوم
ظاهراً کلاه حصیری داره توی طبقهی سوم !قلعه حرکت میکنه
،روی راهپلههای بالاترش
!دوتا از سردستهها آمادهباش هستن
!تمومش کن
!آهای، گوریشیرو !موزهات رو روی من نریز
یکی از سردستههای دزدان دریایی جانوران میزِرکا نوع اسمایل: گوریل
!پوکر ساما !کلاه حصیری و جینبه دارن میان سمتتون
!اوه، که اینطور
یکی از سردستههای دزدان دریایی جانوران پوکر نوع اسمایل: مار زنگی
...برای جبران اینکه گذاشتم کید از دستم دربره، خوبه
!ببینین !کلاه حصیری یه میلیارد و پونصده
،اگه ترتیبش رو بدم !دیگه لکهی ننگم هم پاک میشه
!یه میلیارد و پونصد؟ .پس میتونیم با ۷۰۰ و ۸۰۰ میلیون تقسیمش کنیم
!من ۸۰۰ میلیون برمیدارم
!امکان نداره !خودم تنهایی شکستش میدم
!کل یه میلیارد و پونصدش مال خودمه
خب نظرت چیه که یه میلیاردش رو من بردارم؟
به تو پونصد میلیون میرسه. خوبه؟
!بپا با این همه هوش و ذکاوتت یه وقت ندزدنت
!اه! بسه دیگه
،به هرحال، اگه کلاه حصیری رو شکست بدم .مطمئناً ترفیع میگیرم
.توبیروپّو شدن هم... خیلی بد نیست
!کلاه حصیری سان !کلاه حصیری سان
!این طرف
اونا کیان؟
!اوه، شماهایین
!آفرین، بچهها
!ناجیان زندانیان
!بروبچِ اودون
!هوی، کلاه حصیری هنوز نرسیده؟
!دیگه باید برسه
...نردبون
شماها درستش کردین؟
!آره، تا طبقهی چهارم میتونین برین
No comments yet. Be the first to leave one.