لومړۍ 200 کرښې.
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس مي باشد استفاده از اين زيرنويس توسط رسانه هاي داخلي پيگرد قانوني دارد ديگر رسانه ها ميتوانند بدون حذف نام مترجم و رسانه از ادامه انتشار زيرنويس ها حمايت کنند
اين جعبه سياهيه که باهاش آشنايي داري ، درسته ؟
ظاهراً به يه چراغ راهنماي جي. پي. اس مجهزّه
چرا ديدنش باعث لبخندت ميشه ؟
... من... از قصد نميخندم ، فقط
اون يه "ضدِّحال" بود
... اه
ميتوني اين مورد "ضد حال" بودن رو بيشتر شرح بدي
يعني ، وقتي اونو پيدا کرديم خيلي هيجان زده شديم
... فکر کرديم که تيم نجات فوراً پيداش ميشه
اما سه روز گذشت و هيچ اتفاقي نيافتاد
ديگه داشت حسِ يه شوخي بيمارگونه ميداد
... هوا در اين مکان تشنّجيه
... مثلاً چجوري ميشه اينقدر گرم باشه
و همزمان اين همه باد هم بياد ؟
مثل اينه که با يه سشوار غول پيکر داره بهمون شليک ميشه
آره ، و بعد شبها هم در اون غار منجمد ميشيم
باشه رفيق ، فهميدم
... غار به کار نيومد و اين ايده من بود
اما مگه خودم کسي نبودم که بهايِ اصليش رو داد ؟
يه خفاش واقعاً تو دهن من کاملاً مدفوع کرد
آره ، تو بايد روي خوابيدن با دهن بسته کار کني
دست خودم نيست پسر
نفس کشيدن من همين مُدِليه
فقط اينکه ما دوباره بدون هيچ سقفي بالا سرمون اين بيرون هستيم افتضاحه
گوشتخواران مرگبارترين نيرو در طبيعت نيستن ، ميدوني
ـ مجبورم نکن که حدس بزنم چي مرگبارتره ـ قرار گرفتن در معرض بيماري
قاتل آهسته
تشنگي در کجاي رتبه بندي قرار ميگيره ؟
چون من دارم مثل برق ذخايرم رو تموم ميکنم
تموم نکردنش سخته
اين منو ياد گرماي "تگزاس" در ماهِ "جولاي" ميندازه ، ميدوني ؟
از اون نوع که باعث ميشه افراد پير ... تو راهِ رسيدن به صندوق پستيشون
بيافتن بميرن و افراد سالم هم به نوعي... قاطي ميکنن
نمونهي بارز رو ميبيني
ليا" ، اينو ببين ، اينو ببين ، آماده ؟"
ـ حتي درد هم نداره ـ واو
من حتي حسش هم نميکنم
آه ، تو آتِلِت رو در آوردي ؟
آره ، احساس مي کنم يک زن کاملاً جديد(نو) هستم
به اين فکر ميکنم که ممکنه اين حرف رو بزنم و يه روزي واقعاً از تَهِ دل منظورم همين باشه يا نه
يه جورايي اميدوارم که اينجوري نشه
يک زن کاملاً جديد ؟
اونها فقط در تبليغات قديمي شامپو اينو ميگن
خب ، تو منظورم رو ميفهمي که
ميخوام با چيزي تغيير پيدا کنم
فکر نميکني همه اينها اون تغيير رو به وجود بياره ؟
ترجيح ميدم توسط چيزِ خوبي تغيير کنم
مثل عشق
چه شکليه ؟
مثلاً ، واقعاً عاشق بودن ؟
باحاله ، خب پس "فَتين" بهت چي گفته ؟
هيچي
او يه کم از کتاب و يادداشتهاي کوچيک داخل اونو برام خوند
... عاليه ، اين عاليه ، خب پس
برداشتِ قابل توجهي در مورد ... اينکه اون چه مُنحَرِفي بوده
و اينکه من چيزي جز يه شيءِ نوجوان در يه نوع هَوَسِ جنسي نيستم ، نداري ؟
... نه ، مثلاً ، من اينجوري
... من اينجوري... من حتي
به نظر من همه چيز فوق العاده عاشقانه اومد
... بيچارگي ، مارتا ، اين
عشق يعني اين
... بيچارگي ، شک
و يه عالمه نفرت از خود
لعنت ، دلم براي رسانه هاي اجتماعيم تنگ شده
گفتن اين حسِ عجيبي داره اما يه جورايي من دلم تنگ نشده
اوه ، بيخيال
... طرفداران ، متنفران ، الگوهاي رفتاري
تلههايِ تِشنِگي [به محتوايِ معمولاً جنسي گفته ميشود که اصطلاحاً براي رفع تشنگي افراد در اين زمينه است [و هدف اصلي آن جذب مخاطب يا گمراهي مخاطبان است
همه اينها در جايي داره اتفاق ميافته ، اما... بدون ما
مي دونيد وقتي که پدرم فکر ميکنه زياد سرم تو گوشيمه هميشه چي ميگه ؟
ميگه : "اگر سرت پايين باشه ، هيچوقت "يه رنگين کمان رو نميتوني ببيني
اه... به جز اينکه آدمها دائماً در حال پُست گذاشتنِ عکس رنگين کمان تويِ اينستاگرام هستن
ميتونم شامپوم رو داشته باشم ؟ وقتِ حمامِ فاحشهايه سريعه
ببخشيد ، حمام فاحشهاي چيه ؟
فقط گوديها ، سينهها و شکافها
تو از چيزاي اينجوري چيزي بلد نيستي ، مگه نه ؟
صبر کن ، چرا احساس ميکنم ... دست به دست هم داديد بر عليه من
آه ، چه کوفتي داره منو لمس مي کنه ؟
ـ تُند "ـ "تاکيز
همين الان نياز دارم اينها تو دهنم باشن
اوه خدا ، مثل معجزه ميمونه
اينها خيلي از "چيتوزِ" تند بهترن
ـ مال منه ـ ميگم که اين براي منه
... خيلي خب ، سعي ندارم دعوا راه بندازم
اما من اينو تو فرودگاه خريدم
گذاشتمِشون داخلِ ساک دستيم
امکان نداره ، من اينو با يه نوشيدنيِ ... انرژيزايِ پرتقاليِ لعنتي
مثل هميشه از يه سوپرمارکت در "ريچوود" خريدم
"راست ميگه ، در مسيرِمون به "فارگو که سوار اولين پروازمون بشيم
ايول ، شاهدِ تو کجاست ؟
... هي ، هي ، هي ، چطوره
... چطوره ما يه قدم به عقب برگرديم
و وضعيت رو به خوبي بررسي کنيم
... وضعيت اينه که مال منن
و هر کسي که بخواد اينو ازم بگيره استعمارگره
... خب ، فقط يه ثانيه گوش کنيد
همه ما واقعاً ديگه حالمون از خوردن آجيل "مَکِدِيميا" به هم ميخوره ، درسته ؟
... و اينجا يه چيزي داريم که همه ميخوان
و صاحبِ قطعياي هم نداره
... "پس من ميگم که به اين "تاکيز
به عنوان يه جايزه بزرگ نگاه کنيم و برايِ بُردَنِش مسابقه بديم
ـ نميشه همينجوري بخوريمش ؟ ـ آره واقعاً
اون براي ما تبديل به مشاورِ دسته جمعي جوانان تبديل شد
ـ چه بازياي کنيم ؟ ـ سه کلمه
مسابقه ساخت پناهگاه
ـ راه نداره ـ نه
ما به دو تيم تقسيم ميشيم ، خب ؟
و هر کي که بهترين و بادوام ترين پناهگاه رو بسازه برنده ميشه
من نيستم
... چند بار بايد اينو بگم
نميخوام اينجارو به خونه خودم تبديل کنم
ميخوام برم
... "ما بدون سرپناه زنده نخواهيم موند ، "ريچل
... و جهان حسِ شوخ طبعي بدجنسگونهاي داره
تيم نجات احتمالاً به محض تموم شدن کارمون پيداشون ميشه
"اگر بسازيش ، اونها پيداشون ميشه"
بيخيال
"براي فيلم "سرزمين روياها
يه فيلم درخشانه
"ـ قبول کن ديگه "ريچ ـ گور باباش ، بازي ميکنم
خيلي خب پس ، بيايد انجامش بديم
راستش ، من فکر ميکنم اين واقعاً سرگرم کننده ميشه
اين براي يه بسته چيپس بحث و جدال زياديه
اونها چيپسِ معمولي نيستن ، اونها "تاکيز" هستن
اگر خورده بودي ميدونستي اين همه نمايش سَرِ چيه
ـ تو تا حالا خوردي ؟ ـ البته
باورنکردنياَن
... پس مجبور بودن به رقابت براي اون
حتماً بايد تورو عصبانيت کرده باشه
من به اين مسخره بازيها عادت دارم
در جايي که من اهل اونجام مبارزه براي چيزي که همين الانشم مالِ (حق) ماست يه جور روشِ زندگيه
بعلاوه ، ميدونيد ، نميخواستم ... سر يه مسابقه آزرده خاطر بشم
من مسابقه دادن رو بلدم
... و در نهايت
... کاپيتان تيم و گاردِ رَأسي که بازي رو شروع ميکنه
... مثل يه رئيس امتياز مياره
... به نفعتونه که دورش نزنيد
"شماره 3 ، "توني شَليفو
... خانم ها و آقايان
... اونها تيم "مرغهاي آتشين درياچهي هُپوِل" هستن
به دنبال ادامه روند پيروزيهاشون در برابر "رِيوِنز" هستن
... بنابراين بهتره اين جمعه شب رو به
... پس من کاپيتان يکي از تيمها شدم
و "دات" کاپيتان اون يکي تيم
... صبر... صبر کنيد ، شما
شما واقعاً اين بازي احمقانه براتون اهميت داره ؟
... دامنه تحقيقات ما در اين مرحله بسيار گستردهست
ما مشتاق هرگونه اطلاعات از طرف شما هستيم
... اونچه تو فکر ميکني بي ربطه ممکنه به ما
فهم ارزشمندي از شرايط بده
... به عبارت ديگر ، بله
اين بازي احمقانه برامون اهميت داره
من شير يا خط رو برنده شدم
شير" ، اول "توني" انتخاب ميکنه"
پس من با قلبم انتخاب کردم
مارتي بي" ، ميدوني که چي خوبه"
دات" ، يه نفرِ قوي رو برداشت"
"من "پيروزي" ميخوام پس "ريچل
اين کابوسِ لعنتي من تو مدرسهي متوسطه تو زنگ ورزش بود
... ميدونم من از کلاس چهارم تا هفتم
... صافکننده ستون فقرات" ميبستم" چيزي شبيه قوزبَند که در قسمت پاييني کمر] [براي صاف شدن ستون فقرات بسته ميشود
پس اين برام خيلي خوشايند نيست
يه جوري تصميم گرفتيم که آخرين شخصي که انتخاب شده ميتونه نفر بعدي رو انتخاب کنه
ايدهي پشتِ اين رويکرد چي بود ؟
"خب ، ميگفتن : "اينجوري اوضاع قاطيپاتيتر ميشه
ـ تو اينجوري فکر نميکني ؟ ـ پس من "شلبي"رو انتخاب ميکنم
ـ "ليا" ، قدت چقدره ؟ ـ 179 سانتي متر
به قدِ بلند نياز داريم ، بيا تو تيم
آره ، "ريچل" اگر مجبور ميشد ... يه خانواده رو هم آتيش ميزد
کاري نيست که من هيچوقت بتونم انجام بدم ، اما صادقانه بگم بهش احترام ميذارم
"ـ به خانواده ما ملحق شو "نورا ـ اين انتخاب از سرِ دلسوزيه ؟
ـ احتمالاً ـ البته که نه
... (هِي لوسيون (کِرِم
ـ تو با مايي ـ چرا ؟ چي ؟
من اصلاً نميدونم چه خبره
مسابقه ساخت پناهگاه ، زود باش
نياز داريم که تو خوشگِلِش کني
: طرح و قانون بازي ساده بود
يه پناهگاه بسازيد و تا غروب آفتاب تمومش کنيد
... تبر اشتراکي استفاده ميشد
و در مورد بقيه چيزها ، هر کسي هر چيزي پيدا ميکرد واسه خودش ميشد
نميخوام دروغ بگم ، واقعاً داشت به يه مسابقه چند نفره خوب تبديل ميشد
جنگجويان در برابر آفتابگيردارها
تگزاسي در برابر تگزاسي
دوقلو در برابر دوقلو
... خواهرها
... گمون ميکنم برخي از آدمها با خواهر به دنيا ميان
اما من خواهر خودم رو انتخاب کردم
توني" ، من نميتونم نگاه کنم"
، خيلي ناراحت کنندهست خودت بايد اين کارو انجام بدي
مارتي" ، حتي شبيه خوک هم نيست"
فقط به خودت بگو مثلاً يه بچهي آدم فضايي يا نوعي جنينِ ديوِه
هيچ کدوم از اونها رو هم دوست ندارم کالبد شکافي کنم
و علاوه بر اين ، در ته دلم ميدونم که خوکه
رديفه ، مخفيش کردم
چقدر مسخرهست که مارو اين ... همه براي پيدا کردن سلاح ميگردن
و برامون در مورد چاقو نزدن ... سخنراني ميکنن و بعدش يهو
خودوشن بهمون چاقو ميدن
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.