لومړۍ 200 کرښې.
تجربه ي شيرين سينماي هند در وبسايت باليوود وان
"گستاخ" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان
اين وقت شب ، جوون تشنه شدي ، براي چي داري ول ميگردي؟
!به خاطر همين اومدم پيش ات
! تشنگيم رو برطرف کن
جنگ آب؟- خيلي وقت شده رفيق-
منم داشتم به همين فکر ميکردم
چطوري کل شب رو صرف خوندن فيزيک کوانتوم کنيم؟
اما شکار اولمون کي باشه؟
اولين شکارمون ،بايد کسي باشه که مثل قهرمان زن فيلم ساده نباشه
بلکه مثل قهرمان مرد فيلم بعد از خيس شدن !بخواد مادرت رو بياره جلوي چشمات
شکار رو پيدا کردم
کجا؟
اينجا
!خائن
تو يه مار رو با ضربه ضردن به بدترين جاش .رو به چالش دعوت کردي
چه خبره؟
!جنگ آب
..اوه لعنتي
!بگيريدش
داداش داره خوش ميگذره، نه؟- نه-
بيا بريم بخش اچ 3
شنيدم سگها روشون آب ريخته بشه خيلي عصبي ميشن
!همگي
!اچ 3
!حمله
کيه؟
.مادر بچه ي آينده ات
...مادرتو
دوست داري تنهايي غرق بشي يا کل اتاق هم باهات غرق بشه؟
ببين آني- هيس-
!محکم بگيريد اش
!آره
از قدرت ات استفاده کن- آره-
به خدمت عوضي برسيد- آره-
حالا ميجنگيم- آره-
!عوضي ترسو
!عوضي هاي بازنده
!بازنده باباته
...سفر به خاطرات ادامه داره ، با آهنگهاي دهه ي 90
...من دوست شما هستم
دير اومدي خونه؟
شام بيارم؟
راگاو خورده؟- مگه چيزي هم مي خوره؟-
...از وقتي که امتحانات ورودي رو داده
ترس از نتايج ! داره داغون اش ميکنه
کجاست؟
.يه بشقاب براش بزار
خوابيدي؟
.اگر تو بزاري مي خوابي
يک شکي دارم مي خوام ، از بين ببرم اش قول ميدم اين آخري باشه
اينو مي خواي بگي نه؟
که امتحان امسال سخت تر بود يا اينکه پارسال؟
فقط تو رياضي رو خوب بودي ، يا همه خوب بودن؟
همه فيزيک رو گند زدن؟ يا فقط تو گند زدي؟
همينارو مي خوي بپرسي نه؟
ببخشيد رفيق .يه کم استرس دارم
خب پس چرا تنهايي عذاب ميکشي ،ها؟
! سورج رو هم بيدار کنيم
.بله ، بگو راگاو
خواب بودي؟
نه همين الان از وان .اومدم بيرون
بگو
راگاو به خاطر نتايج استرس داره
.يه کاري براش کن داداش
رفيق قبول دارم که من رفيق صميمي شما دو تام
اما تو داري از دوستيمون سواستفاده ميکني
ببين ، تير ديگه شليک شده
چند روز ديگه هم مي فهميم
که تير کي به هدف خورده و کي نخورده
لطفا برو بخواب .و بزار ما هم بخوابيم رفيق
چه خبر استاد؟
تا وقتي غذاي خوب هست !بايد ازش بخوري
ببخشيد بابا- معذرت خواهي نکن-
.چند روز ديگه ميري خوابگاه
ميدوني غذاي خوابگاه چه مزه اي داره؟
از اين کمتر ميره پايين !بيشتر مياد بيرون
.اون غذا رو هم مي خورم بابا
فقط بايد انتخاب شم
چرا نشي؟
.خوب درس خونده بودي
امتحان هم خوب دادي
.بيخودي نگراني
شما نگران نبوديد؟
شما چرا بايد نگران مي بوديد؟
!شما نابغه بودين
توي کل هند رتبه ي شما 384 شد
من اگه جزو 2000 نفر اول هم باشم ديوونه ميشم
تو اين دو ماه گذشته ...با اين فکر و خيال ها
عقلت رو از دست دادي
به جاي اين کارا يه دوست دختر پيدا ميکردي
ميدوني تو دانشکده ي مهندسي چقدر ،کمبود دختر هست
شما هم مگه همونجا با مامان آشنا نشدين؟- !!!شما هم مگه همونجا با مامان آشنا نشدين؟-
قسمت همه مثل باباي تو بد نيست
باشه؟ بيا، شروع کن
امروز خودتون داريد من رو ميبريد خونهي مامان؟
چرا همچين لطفي مي کنيد؟
فکر کردم که کم بيشتر باهات وقت بگذرونم
چند روز ديگه ميري خوابگاه
و امروزت رو هم مامانت ميگيره
!اينطوري نگو
من هم دوست دارم اون رو ببينم
من همه چي رو ميدونم .فقط براي غذا خوردن ميري اونجا
!!هر چي
آدماي مثل تو رو زياد ديدم
تو خوابگاه با دو تا ميلک شيک ميشه آدمايي مثل تو رو خر کرد
اگه شما نقشهي بهتري دارين بگين
.نميرم
من تو آستين ام نقشه هاي يکي از يکي بهتر دارم
.خودت هم مي دوني
ولي برو يچاره حتما منتظرته
بيچاره؟ !آها
طلاق گرفتين ولي بازم هنوز بينتون يه چيزايي هست
!تو هستي ديگه
حداقل بيا يه سلامي بکن
نه پسرم, خودت برو
گوش کن... اگه غذاي خوشمزه بود يه کم هم براي من بيار
.برو
.خوب بخور
چند روز ديگه نتايج مياد
آره ، خوب؟
شما چي فکر ميکنيد؟
قبول ميشم؟
من فکر ميکنم، اگه قبول هم نشي بازم مشکلي نيست
بابا فکر ميکنه قبول ميشم
....اين آنيرود هم
گوش کن, بخاطر چيزايي که بابات ميگه خودت رو تحت فشار نذار، خوب؟
.اون تحت فشارم نميزاره
!من خيلي خوب ميشناسمش
پس اينم ميدونيد که بابا چقدر باميه دوست داره؟
.آره ، بيشتر درست کردم
دوستت دارم
!بچه ي باباتي ديگه
!همش با تلفن حرف ميزنه
چه خبر قهرمان؟
اين براي شماست
.اينارو ولش کن
!ببين چي برات آوردم
...روزي که نتايج بياد
.پدر و پسر با هم جشن ميگيريم
!مي ترکونيم
!بابا, الان دارين بهم فشار ميارين
احمق, اين فشار رو بالا نميبره بلکه فشار رو از بين ميبره
بعد از اينکه بري فقط خاطراتت باهام ميمونه ديگه
.همه چي درست ميشه
بيا
Boo!
انگار همين ديروز بود
انگار همين ديروز بود
که براي اولين بار در آغوش گرفتم ات
... برام غريبه بودن
همه ي اون احساسات ، تو باهاشون آشنام کردي
لبخندهات
چطوره؟
يک هديه برام بود
لبهات ساکت بودن ولي چشمهات هزار تا حرف داشتن
تو نشاط رو به زندگي من آوردي
که براي اولين بار در آغوش گرفتم ات
انگار همين ديروز بود
خيلي خوبه
انگار همين ديروز بود
انگار همين ديروز بود
چي شده؟ چرا انقدر استرس داري؟
.تو نگاه کن
مثلا مردي، آروم
چي شد؟
.دفعه ي بعد موفق باشيد
ولي تو که خوب امتحان دادي
خيلي ناراحتم آنيرود
الان با راگاو حرف زدم
خيلي گريه مي کرد
منم خيلي سعي کردم بهش بفهمونم
اما نميخواست گوش کنه
چيکار ديگه نکردم؟
همه چي رو گذاشتم کنار روزي 18 ساعت درس خوندم
بازم قبول نشدم
امسال نشد سال بعد ميشه
همه که اولين بار قبول نميشن
تو چطور ميتوني همه چي رو اينطوري سرسري بگيري؟
تو چرا همه چي رو انقدر جدي ميگيري؟
اون ساتيش... هميشه درس اش از من ضعيف تر بود
!اون هم قبول شده
همه دارن بهم ميخندن
راگاو
الان چطوري با پدر و مادرم روبرو بشم؟
من ميرم ببينمش تو کي مياي؟
يه قرار ملاقات ديگه براي امروز دارم بعد از اون ميام
!تو فقط به قرار هات برس
مامانم رتبه داره بابام هم رتبه داره
! پسرشون بازنده ست
راگاو, آروم باش رفيق
.تو نميفهمي رفيق
حالا ديگه با برچسب "بازنده" تا آخر عمرم بايد زندگي کنم
ديگه داري به خودت بيش از حد فشار مياري
نه
همه چي تموم شده
همه چي تموم شده
راگاو
راگاو
بعد هر چهار ماه يک بار بايد اندازه گيريش کنيد
No comments yet. Be the first to leave one.