Michael Kohlhaas (Age of Uprising: The Legend of Michael Kohlhaas)

Michael Kohlhaas (Age of Uprising: The Legend of Michael Kohlhaas)

Michael Kohlhaas

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Age of Uprising The Legend of Michael Kohlhaas 2013 720p
د لخوا تبصره drmn9561
فقط هماهنگ کردم

تګونه

720p
720
په خپور شو: 2015-10-28
ډاونلوډونه: 72
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

. اين راه بندان به خاطر چيست ؟ خان جديده

اجازه ي عبور که به . پرنسس ( ملکه ) يا بارون ( نجيب زاده ) جوان اعطا شده است

مگر خان قبلي مرده ؟

. حيف باعث تاسفِ

اين اسب ها متعلق به شما هستند ؟ . شما بايد مجوز عبور داشته باشيد

مجوز عبور ؟ . من قبلا 20 دفعه از اين مسير بدون هيچ مشکلي عبور کردم

. بدون اجازه عبور نميشه از اين مسير گذر کنيد

بايد اجازه عبورداشته باشيد . وگرنه ميتوانيد برگرديد به آنجايي که از آن آمديد

. اين اسب ها را به هفته بازار براي فروش ميبرم

. در ازاي 30 سکه تالر اينها را به شما ميدهم

. من از قبل رقم پيشنهاديم را کاهش دادم

يک ماه پيش آنها را به قيمت . بيست سکه خريدم

. اون نميتواند رد بشود . مجوز عبور ندارد

پس قصد داشتيد از اين داستان مجوز عبور سواستفاده بکنيد ؟

پس آن ها را پيش ما بزاريد . اسب ها ، آن 2 اسب سياه بسيار زيبا

وقتي که مجوز عبور گرفت آن ها را به شما . بر ميگرداند

. اسب هاي من ؟ اين مضحک است . من بايد آن هارا بفروشم

. قبول . اسب هاي سياه را پيش ما بزاريد

سزار . تا وقتي برميگردم مراقب اسب ها باش

ميشائيل کلهاس بر اساس داستاني از هاينريش فون کلايست

اسب ها کجا هستند ؟

. دو اسب سياه اينجا بودند

. کلهاس

. فرماندار

. با شکوهِ

. بسيار زيباست

. حقيقتا فوق العادست . من نميدانم چطور راضي به اين کار شدي

هر تاجر ديگري بود . . . ميخواست آن را براي خودش نگهدارد ، ولي تو

تو داري من را مجبور به اين توافق سخت ميکني اينطور نيست ؟

اونجا داري چيکار ميکني ؟

چه کسي به تو اجازه داده اين ها را همراه خودت بياوري ؟

. دزد

. سگ ها را رها کنيد

اون انجيل نيست ؟

با صداي بلندتر نميخواني ؟

. انجيلِ است ، اما به زبان لاتين نيست

ميخواي بخونيش ؟

. آنچه . . . ميبينيم . . . تار و مبهم . . . است

. آنچه ميبينيم تار و مبهم است

. اين يک بينشِ

. راهي است براي ديدن هستي

. تيره و تارِ

چيزي هست که ميبيني . اما قادر به تشخيص درستش نيستي

. مثل يه دشمن

. يا دوست

. يا حتي خود شخص

. چيزي براي تو دارم

. شهامت ديدنش رو ندارم

ميداني اولين بار که ديدمت چه فکري ميکردم ؟

. . . اينکه فقط بتوانم آن مرد را لمس کنم

. فقط براي يکبار . . .

. . . او خيلي خوش سيما بود

حاضر بودم به خاطر مهربانيش . . . . از يک آبشخور خوک بنوشيم

. تو از خجالت سرخ شدي

شما با هم عشق بازي ميکنيد ؟

مادر ميگه وقتي صداي شما رو شنيدم . اجازه ندارم که خودم را به خواب بزنم

. من صداي شما را شنيدم

چه کسي اينکار را کرده؟

مهتر ( خدمتکار ) من کجاست ؟

. او رفته

. خود ما مراقب اسب ها بوديم . به بهاي نگه داري ، آنها را مجبور به کار کردن کرديم

چه بلايي سر او آمده ؟

اتفاقي که افتاد اين بود که . او با اسب ها فرار کرد

ما هم اسب ها را گرفتيم . اما او فرار کرد

. حرفت را باور نميکنم

. خب اين اتفاقي است که افتاده ، هر جور دوست داري فکر کن

من براي اسب هايم اينجا هستم . سرورم

دو اسب مشکي که

. به عنوان گرو به شما سپردم

. آنها توي اصطبل هستند

. آنها را ديده

چون ديده اسب ها کثيف هستن و ماآن ها را مجبور به کار کردن کرديم . جنجال درست ميکند

. آنها اسب هاي من نيستند

. من 2 حيوان محشر به شما سپردم

. پروار و در سلامت کامل

. من اسب هايم را همانجور که بودند ميخواهم

! سرورم . پرنسس خيلي وقت پيش من رو از دادن عوارض و باج مصون کردند

. شما من را مسخره کرديد

. من اکنون اسب هايم را ميخواهم

. من به محکمه ميروم، سرورم

دقيقا براي چه مقصدي اين پول را به من ميدهيد ؟

. نشانش بده

از شما ميخواهم قبل از شروع دادگاه . اقامه دعوي ( دادخواهي ) کنيد

مطالبه کردن جبران خسارت و آسيب . وارد شده به خودم و سزار

. قانون جمع اوري عوارض ديگر وجود ندارد

. صدر اعظم هم آن را تائيد کرده

. سزار هميشه در خدمت به من بوده

. آنها سگ ها ر به سمتش رها کردند

برآورد خسارت وارد شده را . به شما ميسپارم

و همچنين ذکر کن که اسب هايم را همانگونه که . بودند ميخواهم

. پروار و در سلامت کامل

. اين يک کره اسبِ

. اين براي توئه

. نگاه کن

. ميخواد بلند بشه

. من از جلسه محکمه برميگردم

. دعوي تو رد شد

. اين بار سومه . ديگر امکانش نيست که قبول بکنن

. . . باروني ( نجيب زاده اي ) که تو رو متضرر کرده

. با يکي از اشراف زاده هاي محکمه دوستي و آشنايي داره

من توصيه ميکنم که بري . و اسب هات رو پس بگيري

چرا از اسب پياده نميشي ؟

. نميتونم بمونم

. بايد برم

نميخواي بياي چيزي بخوري ؟

. . . خواهش ميکنم

.( اصرار نکن ( من رو تحت فشار قرار نده

پس پايان راه اينجاست ؟

. . . کلهاس

يعني تجارت تو انقدر آسيب پذير است که نميتواني از دست دادن 2 اسب را تحمل کني ؟

چرا جواب من را نميدي؟

برو و اسب هات رو بگير

کدوم اسب ها ؟

. اون حيوان هاي نيمه جون

اين چيزي است که من 3 ماه پيش در آنجا گذاشتم ؟

من ترجيح ميدم پايم را از اين قضيه . بيرون بکشم

. مادر ، بيا ببين

ماصحت اقامه دعوي توسط تاجر اسب . مايکل کولهاس ، بر عليه اربابش را تصديق ميکنيم

بر اساس گفته هاي ارباب او کسي است که اسب ها را در قلعه جا گذاشته است

به هيچ شکل آنها را ضبط نکرده و بر عهده کلهاس است که از پي آن ها بفرستد

و يا دست کم به اطلاع ارباب برساند اسب ها . را کجا تحويلش دهند

ميشائيل کلهاس را عيب جويي مزاحم است

توصيه ميکنيم با موش دواني و مزاحمت وقت ديوانداري کل را . نگيرد

. وگرنه براي تنبيه به زندان فرستاده ميشود

زمينت را ميفروشي ؟

اگه الان ميخواي بخريش . من سر قيمتش چانه نميزنم

براي همه ي اينها چقدر به من ميدي ؟

تمام چي ؟

. همه چيز

. زمين ، خانه

چيزي که سزار گفت حقيقت داره ؟

ميخواي عريضه رو به پرنسس بدي ؟

خانه را ميفروشي ؟

ميخواي از شرشون خلاص بشي ؟

. جوديت

. . . خداوند به من يک همسر

. . . و فرزند

. عطا کرده . کساني که بيشتر از هر چيزي به آنها علاقه دارم

آيا ميخواهي براي اولين بار بگويم اي کاش چنين نميشد ؟

چي کار بايد کنم ؟

مراتب عذرخواهيم را به بارون برسانم ؟

. آن عريضه رو به من بده

. بزار من برم

. . . جوديت

. دور و بر پرنسس را حلقه در حلقه اطرافيانش گرفته اند

با کدوم برنامه ميخواي داخلشون نفوذ کني ؟

با يک شمشير ؟

. يکي از همراهان پرنسس در قديم خواستگار من بوده است

اگه تو واقعا ميخواي شکايتت . . . شنيده بشه

. . . عشقم

. بزار برم

. به همراه اسبت با پاي پياده برگرد

. من بدون تو سريع تر ميرسم

. . . خدايا

پروردگار آسمان و زمين

کسي که از فکر انسان آگاه است

او خالق رعد ، آذرخش ، مه

. باد ، برف ، باران است

کسي که اين جانداران ناپايدار را خلق کرد . از آنها محافظت کرد و به آنها خوراک رساني کرد

. برسد به روح جوديت

. برسد به روح جوديت

. او را از پاکي وجودت مزين کن

. او را از پاکي وجودت مزين کن

. او را در پناه قدرت خودت قرار بده

. او را در پناه قدرت خودت قرار بده

خدايا . ما براي از دست دادن جوديت بسيار غمگينيم

. . . خدايا

. بگذار او با تو هم نشين شود

. آمين

. من ميتونم توي خونه بمونم

. ليزِبت

. وقتي همه چيز تموم شد ، ميام سراغت

. قول ميدم

. حرکت کن

انجيل به ما گفته که دشمنان خود . را ببخشيم

من به درگاه خداوند دعا ميکنم که او هرگز بخشندگي خود را شامل حال ما نکند

همانطور که ما ميخواهيم يک ارباب را . خوراک سگ هايمان کنيم

. خودتان را آماده کنيد

. بزارش زمين

. اينو بگير

. بارون با پاي پياده رفته . نميتونه خيلي دور شده باشه

. آنها ميخواهند دنبال ما بيايند

نظر شما چيست ؟

خوب من ميام ، جناب کلهاس

. و مراتب احترامم را به شما ميرسانم

يک مرد تنها و اسبش . در مقابل تمام دنيا

! خيلي پر قدرتِ

. . . من همچنين

. قانون شکني کردم

. گوش کن ، گوش کن ! من هم قانون شکني کردم

. بعضي وقتها ، مثل تمام انسانها

. . . ميخواهم بگويم . . . اگر خداي دادگري هست

. مطمئن نيستم چنين اتفاقي پيش بيايد

اگر من روي يک کفه ترازو

کاري که انجام دادم را قرار بدم

و بر روي کفه ي ديگر

. . . کاري که با من انجام شده

! نگاه کن ، نگاه کن

. ببين ، رسيديم به جناب کلهاس

. اين براي شماست

More Farsi Persian subtitles for Michael Kohlhaas (Age of Uprising: The Legend of Michael Kohlhaas)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left