لومړۍ 200 کرښې.
برادر ايگناسيو تو اينجا چي ميکني؟
پنج ناقوس؛ پدر روحاني
براي احضار زورو کار بديه؟
اگه من زورو رو ميشناسم اون هميشه اينجاست
تو نبايد الان در مدرسه باشي؟
پدر، زورو کي مياد؟
من مطمئنم که او يه حرف زد روي لباست حک ميکنه، اينطور نيست؟
واقعا؟
حرکت به سمت منطقه ايالتي
اميدوار باشيم که بقيه کاليفرنيا همينطور رأي داده باشند
اين رو به فرماندار بده
دقت کن هرمانو، آينده ما در دست توست
من دعا ميکنم بقيه استانها هم مثل ما صلح آميز باشند
آخرين مدل توپخانه سنگين، تکرار کننده هنري
اگه خدا رعد و برقي نزنه اون اينو ادامه ميده
کارتو بکن
من هنوز راي ندادم
متاسفم، ديگه دير شده. صندوقها بسته شده
اين عادلانه نيست، من بيش از حد مشتاقم
حالا اگه شما به اندازه کافي که مهربون باشيد، اين جعبه دست من باشه
تو ميخواي مردمو وادار کني دوباره راي بدن
درسته، تو به ياد مياري که بابل به خاکستر محکوم شد
به خاطر گسترش امپراطوريش به نژادهاي پست تر
براي انجام کار خدا در برابر اين راي گيري اومدم
زمان انجام کار خدا
زورو! زورو! زورو
ببرش، ببرش، اونو از اينجا ببر، اونو از اينجا ببر
بگيرش از اون
در طول تپه به عمارت فرمانداري
گفتم در طول تپه، به عمارت فرمانداري
ما واقعا مجبوريم روي انگليسي تو کار کنيم
زورو! زورو! زورو
چي شده؟ مرداي من کجان؟
اين کار انجام شد فرماندار، من کمکم رو انجام دادم
مردم سان متئو
ما امروز به اين راي داديم که به اتحاديه به عنوان يک ايالت آزاد ملحق بشيم
اما اين تازه شروع کاره، در اين سه ماه
راي هر پوئلبو در سراسر کاليفرنيا شمرده ميشه
و اميدواريم که بالاخره خودمون رو
آمريکايي بناميم
خداحافظ
زينت کمي بيش از حد محکمه آميگو
به من بگو ما برديم
به من بگو ما آزاديم
ما آزاديم
- براي استقلال - براي ما
اي کاش منم امروز اونجا بودم
تو بودي
باور نميکنم
ما زندگيمونو پشت سر گذاشتيم
حالا ميتونيم جاکوئين رو براي سفر به اسپانيا ببريم
نميتونم تصور کنم چطور تغيير کرد
- النا - و نيويورک
الجاندرو، تو بايد نيويورک رو ببيني
مثل اينه که همه دنيا به يک جزيره کوچيک نقل مکان کرده
النا ... من فکرشو کردم و
نشونه خوبي نيست
گوش کن ... کاليفرنيا تا سه ماه ديگه ايالت نميشه
چي؟
مارشال فدرال ممکنه براي کنترل اوضاع به کمک نياز داشته باشه
گوش کن، ميدونم تو چي فکر ميکني. النا ... النا ... گوش کن ... گوش کن
نه، اينجا مال منه، اينجا پاکه النا، ما از اون دوريم
باور نميکنم باور نميکنم براي اين اومدم
قول ازدواج فراموش شده زن ساده لوح اونو باور کرده
چطور ميتونم اينقدر احمق باشم
النا ... تو زياده روي ميکني
من زياده روي ميکنم؟
تو قول دادي
- ما قول داديم - ميدونم
تو زندگي پسرتو فراموش کردي
نه، نه، نه، نه، نه، نه من چيزي رو فراموش نکردم
- واقعا؟ - بله
اسم معلمش چيه؟
خيلي آسونه آقاي ... برادر
پدر کين ... جين ... هافر
من حافظه بدي دارم چي رو ثابت ميکنه؟
که تو پسرتو نميشناسي
و بدتر از اون، اونم تو رو نميشناسه
ميخواي من چي کنم؟
مث يک دان ثروتمند زندگي کنم؟ نوکرا تمام روز دور و برم باشن؟
اين چيزيه که فکري ميکني من انجام ميدم؟ نوکرا تمام روز دور و برم باشن؟
نه، نه، حرف من پيچيده نيست مردم هنوز به زورو نياز دارن
نه، نه، نه، تو به زورو نياز داري
با چشمات به من نگاه کن و بگو اين درست نيست
يادت مياد روزي که جاکوئين به دنيا اومد چي گفتي؟
خانوادم زندگي منه
ميدوني چقدر خوش شانسي که اينقدر دوري؟
که دشمناي تو نميتونن بفهمن ما کي هستيم؟
ده سال مبارزه کردي تا آزادي کاليفرنيا رو بهش بدي
چرا خودمون رو به ما ندادي؟
اونا تو رو صدا ميزنن
اين کسيه که من هستم النا ... اين کسيه که من هستم
چه اتفاقي براي مردي که من باهاش ازدواج کردم افتاد؟
چه اتفاقي براي زني که در مبارزه در کنارم بود افتاد؟
او يک پسر داره
پس اون بزرگ ميشه تا به يک اشراف زاده خوب تبديل بشه
او فکري درباره جايي که از اون اومديم نداره
و هيچ کس مهم نيست غير از خودش، قشنگه
اگه از در بري امشب اينجا نميخوابي
شايد چمدونم رو با خودم ببرم
اميدوارم تو و تورنادو با هم خوش باشين
هستيم
دوستت دارم
با چشم کوچيکم ميبينم
بعضي چيزا با حرف اچ شروع ميشه
چرا بابا واسه صبحانه نيست
گفتم که اون واسه کارش رفت
هميشه واسه کارش ميره
آره ... ميره
او واقعا چي کار ميکنه؟
خب، اون او با بقيه دانها ملاقات ميکنه
و درباره زمين و پول بحث ميکنه
و کارش خيلي مهمه
پس او با دوستاش پول ميشمره
جاکوئين، تو نبايد اينقدر درباره پدرت سختگير باشي
تو بيش از اون چيزي که فکر ميکني بهش شبيه هستي
ما بعدا دربارش با هم صحبت ميکنيم، باشه؟
دوستت دارم
شما کي هستيد؟
سوال خوبيه. سنيورا دلاوگا شما کي هيتسد؟
همسر فداکار يک دان ثروتمند
يا يک زن مستقل که توسط اسرار شوهرش اسيره؟
شما چي ميخوايد؟
کمک شما رو
چي؟
من به شما ميگم دلاوگا زنها يک چيز ميخوان
اما واقعا چي ميخوان؟ هر چيزي هست
فکر کنم اين مثل نوعي دوري از قيد ازدواجه
اين ممکن نيست؟ همسران ما با ما ازدواج کردن
چون ميخوان وقتشونو با شوهرهاي ديگه بگذرونن
بذار من فکر کنم
اگه من توصيه شما رو عملي کنم
ميتونم پيشرفت کنم در گذروندن روزهام در تشت مردان مجرد
ممنون براي توصيه ها ... ولي نه
کجا ميري؟
براي درخواست بخشش از النا
من چه خوش شانسم
ممکنه يکي از شما الجاندرو دلاوگا باشه؟
بله
پينس گندلر، وکيل دادگستري من به نمايندگي از همسر شما اينجام
اگه سوالي داشتيد آدرس من روي سربرگه
روز خوش، آقا
آقايون
من متاسفم سنيور
اما شما به من گفتيد مطمئن باشم شما دو روز گذشته رو نخوابيديد
- چندشنبه است؟ - چهارشنبه
البته من بايد جاکوئين رو ببرم
لباس من چي شده؟
من اونو نابود کردم تا شما سينه پهلو نکنيد
نابودش کردي؟
بعد از اينکه از مشروب فروشي اومديد به شنا رفتيد
با لباسام؟
- اين هتل استخر نداره - ما يک چشمه داريم
ميدونم ممنونم لوپه
شايد بتوني بچرخي؟
من تو رو در زمان اعتراف ميبينم فرزندم
اينطوري به من نگاه نکن من ميدونم شما چي ميگي
نه، نه، من براي پالايش روح تو اومدم نه براي افسرده کردن اون
کي گفته روح من به پالايش احتياج داره؟
الجاندرو، تو مثل يه خوک احمق به نظر ميرسي
چرا حقيقت رو به النا نميگي تو اشتباه ميکني
او مثل کسيه که از من ميخواد يه زندگي دروغين داشته باشم
براي توقف خودم
اگه کاليفرنيا بتونه بدون من زندگي کنه
بفهم، من نميخوام در اين سه ماه ناقوس رو بچرخونم
- شما بايد خوشحال باشي - من خوشحالم
واقعا، تو نميتوني براي هميشه در اين اتاق بپوسي
امشب يه جشنه، تو هم با من به مهموني مياي
همه زندگي من جشنه ممنونم، نه
ساعت 8 در سرسرا باش
و از اعتراف کردن ناراحت نشو چون من هيچ وقت تو رو فراموش نميکنم
تو ضمير منو تهديد ميکني؟
به جهنم، بله
حالا، کس ديگه اي ميخواد درس منو قطع کنه
با درخواست رفتن به دستشويي؟
نه
کي ميتونه به من بگه اين کلمات چه معني ميده؟
جاکوئين؟
جاکوئين دلاوگا
شايد تو بتوني به کلاس بگي اين کلمه چه معني براي تو داره
توقف استثمار روستاييان توسط ثروتمندان
کساني که با نيرنگ و بي عدالتي به ما ظلم ميکنن
و کساني که واقعا حيله گرند در فکر کوچيک تو جا ميگيرن؟
جا ميگرن
در ماتحت تو
حالا من چيزي براي خنده به شما خواهم داد
بيا اينجا
نه
جاکوئين! جاکوئين! جاکوئين
برگرد اينجا
جاکوئين
خب، چي همراهته؟
پدر خوش شانست هيچ وقت به خوبي تو بيرون انداخته نشد
بهانه رو تموم کن چرا دعوا رو شروع کردي؟
شما نميدوني بعضي وقتا مجبوري دعوا کني
واقعا؟ کي گفته؟
او گفت
گوش کن، اگه زورو اينجا بود بهت ميگفت که مبارزه هميشه جواب نميده
چطوري ميدوني اون چي ميگفت؟
به من اعتماد کن، من اون رو بهتر از تو ميشناسم
No comments yet. Be the first to leave one.