لومړۍ 200 کرښې.
ما مدام براش غذاهای مقدس میاریم
ولی هیچ اتفاقی نمیفته
من... هیولا، اون تا حالا دو بار خودشو
به تودهی سرخورده نشون داده ولی اونا ایمان نیاوردند
... انقلابی در کار نیست. من
دنیس، نترس
باید مثل همیشه بهم اعتماد کنی
نگاشون کنید
من پاتریشیا هستم
حالا کی ساندویج کره بادوم زمینی دوست داره؟
تو دوست داری
نگاه
به من میگن استاد
! مشت سوپرمن، آره
! برو، برو، برو، برو
تو خوبی، داداش؟
کیفشو میبینی؟
به این میگن جلوههای دراماتیک
این ویدیو کلی بازدید میخوره
بازم یه راکون بود؟
در رو نبستی، تی؟
بستمش
آهای؟
کی اونجاست؟
! میایم نمکمالت میکنیما
یه مشت سوپرمنی بهش بزن، رونالد
لعنتی
تویی
اونا تو مترو اتفاقی منو دیدند
نمیتونستم بزارم همینجوری در برن، جوزف
مگه نرفته بودی پیادهروی؟
نمیتونی اینجا رو مثل مغازه بچرخونی
ریسکش بالاست
وقتی پای پیادهروی وسط باشه چیزای دیگه میرن کنار
مغازه روبراهه چون ما قانون داریم
ولی خوب تعقیبشون کردی
"میایم نمکمالت میکنیما " عوضی
اینو حتما باید تو دفترچه بنویسم
" میایم نمکمالت میکنیم "
این چی هست اصلا؟
یکیـه تو اینترنت
یه قصاب که خیلی با دقت به گوشتهاش نمک میزنه
تصویرت تو دوربینها ثبت شده
ولی خبر خوب اینه که دیگه تو رو " مرد پاورچین " یا " مرد معلق " صدا نمیکنند
تقریبا همهشون رو اسم " ناظر " اتفاق نظر دارند
با حاله
دیگه هیچوقت اسم " مرد پاورچین " رو نیار
همهی کارش همینه؟ به گوشت نمک میزنه؟
بابا، قیافهت خیلی خسته به نظر میاد
بهتر نیست پیادهروی بعدی رو بزاری برای پسفردا؟
وقتی اون گروه رو پیدا کردیم، یه روز استراحت میکنم
خیلیخب. باشه
من یه نظریهی ضعیف دارم
بیا اسمشو بزاریم نظریهی ضعیف شماره دو
گروه اول از دخترایی که سه هفته قبل
تو باغ وحش با بدن معیوب پیدا شدند، اینجا بود
گروه دوم، اینجا
حالا، این دخترایی که به تازگی گم شدند
یه جور مثلث در هم ریخته تشکیل میدند
و اونجایی که امروز تو مترو منتظر وایساده بودی
وسط این مثلث بود
تو نظریهی ضعیف شماره دو، اون تو این مثلث نیست
اون از جایی میاد که دسترسی آسون
به این منطقهی تغذیهای داره
فکر میکنم اون یه جایی تو اینجاست، پدر
تو قسمت کارخونه - خیلیخب -
فردا یه سر میرم اونجا
بابا؟
دارم به مخابرهی پلیس گوش میدم
اونا بدجور دنبالتند
خیلی مواظب باش
باشه
بلندترین ساختمان فیلادلفیا حالا عوض شده
برج اوزاکا آسمان شهر را در قبضه خواهد گرفت
معمار آن ساختمان را بسیار زیبا طراحی کرده است
و علاوه بر آن، قدرت ثبات ساختمان بی نظیره
برق ساختمان از طریق پنلهای خورشیدی تامین میشود
سازندگان آن میگویند این ساختمان باعث ایجاد کار در شهر میشود
آدری، باید یه چیزی بهت بگم
آدری
خانم پاتریشیا گفت من اجازه ندارم با شماها بازی کنم، پس لطفا ازم نخواید
من قبلا یه دوست دختر داشتم
شما اونو نمیشناسید
ما همدیگه رو بوسیدیم
چیز خاصی نبود
سر به سرمون نزار
چی میخوای؟
ورا، عصبانیش نکن
اون مریضه - روم اسم نزارید -
اونا گفتند اسمتون رو ازتون نپرسم
چون ممکنه ناراحت بشم، میدونید، بعد امشب
چرا ما رو انتخاب کردی، هدویگ؟
چون شما چرک و پلشت هستین
و تا حالا اصلا زجر نکشیدین
این گروه موسیقی پسرونه رو میشناسید؟
بعضیاشون خوبند ... ولی دریک؟
جدیدا از دریک بیشتر از همه خوشم میاد
بزودی هیولا میاد سراغ شماها
... و من
من میتونم... من میتونم بهش خوشامد بگم
این جایزهی من واسه نگه داشتن گروه تو نورـه
من میتونم اونو ببرم پیش تودهی سرخورده
بهتره من برم
اون ممکنه هر لحظه بیاد
ولی من دوست ندارم بیاد و ببینه کفش اسکیت پوشیده
خانم پاتریشیا ممکنه متوجه بشه و عصبانی بشه و غیره
ممنون که تشریف آوردین - خواهش میکنم -
این یه دستگاه اینفرارده
میتونیم هر چقدر دوست داشته باشید تو آپارتمان کار بزاریم
شما از یه اچدی-دیویآر 16 کاناله تو دفتر نگهبانیتون استفاده میکنید
یکی از مستاجرا بیرون از ساختمون به قتل رسید
مردم نگرانند
فقط میخواند احساس امنیت کنند - کاملا درک میکنم -
من میرم پیادهروی
فکر نکنم امروز لازم باشه برید پیادهروی، بابا
شاید فردا یا پسفردا
نه، فکر کنم بهتره همین الان برم
نباید زیاد پیادهروی کنید
ممکنه خسته بشید
بزار پدرت بره پیادهروی
آره
هی، من تو رو میشناسم؟
تو قبلا تو ورزشگاه فوتبال کار نمیکردی؟
پونزده سال
وقتی بچه بودم همیشه با دوستای ناباب
تو ورزشگاه میچرخیدم
با تفکر مثبت زندگیمو عوض کردم
اینو براتون بپیچم؟
باید زود تعطیل کنیم
آره
حداکثر زمان انتقال تموم شد
پیداش نکردم
فردا وقتی کارخونهها تعطیل شدند دوباره برمیگردم
میتونم برگردم مغازه و رو لیست موجودیمون کار کنیم
باشه
تو مغازه میبینمت
شما کارتون دوست دارین؟
خیلی بچهگونهست
من دوست ندارم
من از مستند خوشم میاد
شما مستند میبینید؟
من یه مستند دربارهی فضا نگاه کردم
واقعا بزرگه
شرمنده داداش
خودشه. من یه اتاق دیدم
یه عالمه خاک رس سرخ داشت
یه جور کارخونهست
همهشون اون تو هستند
خیلیخب، منتظر باش
منطقه رو میگردم
بابا، یه کارخونهی آجرپزی پیدا کردم
قدیمی، متروک
از کدوم طرف؟ - جنوب -
بابا؟
بابا؟
گفتی به منم میدی
میدونم
همهشو خودت برداشتی
یه خرده بردار
... هی. من
خدای من
گفتی به منم میدی
میدونم
چیه؟
همهشو خودت برداشتی
... نمیدونم
تو کی هستی؟
... من
خود شما هستم
! یالا
! یالا
کجا رفت؟
! برید
! نه، نه، شلیک نکنید
میتونیم با هم کنار بیایم
...سلاحتون رو بزارید کنار. من
جریان چیه؟
من هیچکاری نکردم
اسم من بریـه
خب؟
باید کاری کنیم کوین تو نور بمونه
فقط.. فقط بهمون شلیک نکنید
شلیک نکنید
اون دیگه به کسی صدمه نمیزنه
شاید بتونی از اینجا فرار کنی
ولی باید به کلی افسر پلیس صدمه بزنی
کلی آدم
دیگه لازم نیست کسی صدمه ببینه، دیوید
همهچی درست میشه، جوزف
اونا رو مستقیما
به ریون هیل مموریال ببرید. بخش غربی ریون هیل مموریال
! اون بارونیپوش رو بگیرید
دردسری نباشه
حرکت کن
حرکت کن
لطفا. نکنید، نکنید
نکنید، نه - آروم. آروم -
ما مشکلی نداریم، مشکلی نداریم هیچ مشکلی نداریم
باشه؟ اون دوست نداره کسی بهش دست بزنه
خودم میتونم، خودم میتونم راه برم من .. خودم میرم
No comments yet. Be the first to leave one.