لومړۍ 146 کرښې.
دستاتونو بازم ببريد بالا و بالاتر ! آهنگ روياهاتونو بخونيد
! بازم بلند شيد و پرچم تسخيرناپذيرتون رو بالا ببريد
! براي رسيدن به اينجا ، از چه مشکلاتي که نگذشتيم
! پس بيايد بازم بريم جلو ! دستا بره بالا
Sabzchidori & Sfmking کاري از
فقط چند قدم ديگه که برم ، به جوابي که اينهمه وقت دنبالش مي گشتم مي رسم
اين حرفايي بود که وقتي اين دنياي جديد رو مي گشتم ، به خودم مي زدم
بالاخره اون روز رسيد ! روياهامون يکي شد
! و ما رو توي جست و جو به دنبال آينده ي روشنمون به هم نزديک کرد
پس دستاتونو بازم ببريد بالا و بالاتر ! آهنگ روياهاتونو بخونيد
! بازم بلند شيد و پرچم تسخيرناپذيرتون رو بالا ببريد
! براي رسيدن به اينجا ، از چه مشکلاتي که نگذشتيم
! پس بيايد بازم بريم جلو
! بالاتر رو نگاه کن
! و سرت رو بالا بگير
! هميشه به جلو قدم بردار
! از روي امواجِ نابودکننده بپر
ما براي يه چيز کنار هم مي جنگيم
! پس بيايد بازم بريم جلو
توي سفرمون ، امواج ما رو به جلو هل مي دن
همه ي سلام ها و خداحافظي ها
زير اين پرچم اتفاق افتاد
دردي که توي قلبمه رو فراموش نمي کنم
از اون روز ، تصميم گرفتم اين درد رو فراموش نکنم
! به هيچ کس اجازه نمي دم آزاديم رو ازم بگيره
! تا ابد توي مشتِ دستام باقي مي مونه
دستاتونو بازم ببريد بالا و بالاتر ! آهنگ روياهاتونو بخونيد
! بازم بلند شيد و پرچم تسخيرناپذيرتون رو بالا ببريد
! براي رسيدن به اينجا ، از چه مشکلاتي که نگذشتيم
! پس بيايد بازم بريم جلو
! بالاتر رو نگاه کن
! و سرت رو بالا بگير
! هميشه به جلو قدم بردار
! از روي امواجِ نابودکننده بپر
ما براي يه چيز کنار هم مي جنگيم
! پس بيايد بازم بريم جلو
! دستا بره بالا
، همه ي دزداي دريايي که دنبال وان پيس هستن
. به نيمه ي دوم گرند لاين ، جايي که به اسم دنياي جديد شناخته مي شه ، پا مي ذارن
، اما هيچ کس به جز پادشاه دزداي دريايي ، گلد راجر ، نتونسته دنياي جديد رو کامل بگرده
. دنياي جديد اميد و آرزوهاي دزداي دريايي زيادي رو نقش بر آب کرده
، حالا پسري که بعد از خوردن ميوه ي گومو گومو ، يه مرد لاستيکي شده
. مانکي دي لوفي و رفقاش ، اين دنيا رو به چالش مي کشن
! من ... پادشاه دزداي دريايي مي شم
، بعد از جنگي بزرگ
کلاه حصيري ها بالاخره به دنياي جديد ، خطرناک ترين دريا که توسط يونکوها اداره مي شه رسيدن
، بعد از رسيدن به پانک هازارد ، جزيره اي که دو بخش سوزان و يخي داره
و بعد از متحد شدن با ترافالگار لا
بالاخره لوفي رو به روي سزار کلاون که به ارباب معروفه وايميسته کسي که جزيره رو اداره مي کنه
. ولي بوسيله ي يه قدرت مرموز شکست مي خوره
در همين حين ، لا هم از ورگو ! فرمانده ي گروه نيرو دريايي جي - 5 شکست مي خوره
! واسه چي اونا رو دزديديد ؟ بچه دارن عذاب مي کشن
چي !؟
! حمله ي ويژه
! ستاره ي پرنده آتش
! کثافت
! گاستانت
! سبيل قهوه اي چي شد !؟
! گاستانت
! لرزه در دنياي جديد
! آزمايش ترسناک سزار
! باز کنيد
جلوي آزمايشگاه سزار
! لعني ! عينه سنگ سفته
! هي ! دريچه رو باز کنيد
! اسمو - يان و تاشيلي - چان رو پسمون بديد
... اون جونوراي عجيب غريب
... اونوري رفتن ، ولي
! اونا رو بيخيال ! زورتو بذار براي نجات اسمو - يان و تاشيلي - چان
! باز کن ، سزار
اون چيه ديگه !؟
کشتي هوايي !؟
. حالا پياده شيد بچه ها
! اينجا خونتونِ
. ديگه سرتونو نندازيد پايين بريد بيرون
! ممنون ، ارباب
بهمون آبنبات بده
! ارباب ، من حالا آبنبات مي خوام
! سرم درد مي کنه ! ارباب ، همين الان بهم آبنبات بده
. خيلي خب ، زودي بهتون ميدم
. همگي يه راست بريد به اتاق بيسکوئيت
! يه عالمه آبنبات اونجا براتون گذاشتم
. منم ديگه بايد برگردم به اتاق تحقيقم
! بريد توي اتاق و حال آبنباتا رو ببريد
! خيلي خيلي خوشمزن
! آره
! بيايد بريم به اتاق راهو نشونمون بده
! از اين طرف بچه ها
! اتاق بيسکوئيت ! من آبنبات مي خوام
مي دوني چيکار بايد بکني ديگه ؟
وقتي رفتن داخل ، چهار چشمي مي پاييشون ! و نمي ذاري هيچ کدوم بيان بيرون
! چشم
! اينجا ترسناکه
! هي
چي شده ، گاگول !؟
! منظورم ، شازدس
چي شده ؟
واسه چي تو هم عينه بقيه برنمي گردي به اتاقت !؟
. تا آبنبات خوشمزه بخوري
هان ؟ چيه ؟
! نرو مي خواي برگردي آزمايشگاه !؟
! از سر راهم گمشو کنار
! اوسوپ
! ارباب ، بهم شکلات بده
. خيلي خب ، بيايد برگرديم ، بچه ها
! صبر کنيد ! نبايد برگرديد پيشش
نمي خوايد برگرديد خونه !؟
1, 2, 3!
! نه ! مي خوام بيام بيرون
چي داري ميگي واسه خودت ؟ بيرون سرد ِ ، مي فهمي چي ميگي اصلا ؟
. حالا ، برگرد به اون اتاق
! نمي خوام ، نجاتم بده اونه - چان
موکا ؟
! بيا بريم آبنبات بخوريم
! دختر خوب ! برگرد به اتاقت ديگه
! آبنبات توي اون اتاقه
واسه چي شماها اينقدر ترسناکيد ؟
! مي ترسم ! مي ترسم
. اونه - چان و بقيه خيلي باهام مهربون بودن
به خاطر اينه که بچه ي خوبي نبودم !؟
! آره
! ببخشيد که به حرفاتون گوش ندادم ! اونه - چان ، اوني - چان
! کمکم کنيد
! هي ، از جلوي در بيا اينور ببينم
! اي بابا ! چه بدبختيي داريما
! کمکم کن ! اونه - چان
! اونه - چان
بقاياي آزمايشگاه شماره ي يک و دو
! زندم
فقط بدن سانجي - کون رو يکمي ! زخم و زيلي کردن
! ولي خب بدنش خيلي قويه
! به لطف اين بدن زندم
بچه ها کجان !؟
! اوسوپ
! زنده بمون ، اوسوپ
اومدي نجاتم بدي ، سانجي ؟
! ناميم بابا
واسه چي پَکر شدي !؟
! يالا پاشو
! بايد بريم بچه ها رو نجات بديم
! هي ، اوسوپ
شيرم مي خواي ؟
! نه ، با شکر خوبه
! نمي خواد نگران من باشي
، در هر حال
سزار اين همه وقت چيکار مي کنه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.